جستجو در مقالات منتشر شده


36 نتیجه برای Ph

یاسین صدقی، سید محمدامین امامی، نصیر اسکندری دامنه،
دوره 1، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

در پژوهش حاضر سعی شده است تا با بررسی و مطالعه هفت قطعه از سفالینه‌های فرهنگ علی‌آباد (هزاره چهارم پ.م.) محوطه‌ی مختارآباد شهداد به بررسی و مطالعه‌ی شباهت‌ها و تفاوت‌های ساختاری و کانی‌شناسی آن‌ها، شناخت مواد خام و مصرفی و درنهایت منشأ و فن ساخت آن‌ها پی برد. برای این منظور از روش‌های مطالعه مقطع نازک پتروگرافی و پراش پرتو ایکس استفاده‌شده است. تمامی سفال‌ها دارای پتروفابریک مشابه و رسی ریزبلور همگن هستند. سفال‌ها از منظر کانی‌شناسی دارای دانه‌های مشابه قطعات کوارتز خردشده با لبه‌های تیز، پلاژیوکلاز با ماکل‌های پلی‌سنتتیک و فلدسپات، مسکویت با دانه‌های ریز، دانه‌های کربناته و آهکی هستند. با توجه به تشابه تمامی سفال‌ها باهم که دارای منشأیی واحد بوده، با مقایسه با رخنمون‌های زمین‌شناسی منطقه می‌توان منشأ بومی و محلی آن‌ها را مورد تأیید و تصدیق قرار داد.

 
 
نجمه خاتون میری، الهام حیدری‌کرباسکی،
دوره 1، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

شهر سوخته‌ی سیستان یکی از کلیدی‌ترین و مهم‌ترین محوطه‌های واقع در جنوب شرق ایران بوده که آغاز استقرار در این محوطه هم‌زمان با عصر مفرغ (3200 ق.م) است. این محوطه با مساحتی در حدود 151 هکتار، که 120 هکتار آن دارای آثار و بقایای مادی و فرهنگی بوده، متشکل از سه بخش اصلی منطقه بزرگ مرکزی، منطقه صنعتی و منطقه گورستان است. نتایج حاصل از کاوش‌های مختلف نشان‌دهنده‌ی چهار دوره فرهنگی- استقراری (I-IV) در این منطقه است که به یازده فاز تقسیم‌شده است. سفال به‌عنوان بیشترین و فراوان‌ترین داده‌ی فرهنگی- تاریخی است که در اکثر محوطه‌های باستانی جنوب شرق ازجمله شهر سوخته نیز به‌دست‌آمده که از اهمیت بالایی در مطالعات باستان‌شناسی برخوردار است و تنها شیء باستانی است که طی هزاران سال بدون تغییرات عمیقی به دست ما رسیده است. باستان‌شناسان بر این باورند که بیشتر سفال‌های به‌دست‌آمده، در شهر سوخته و در کارگاه‌های محوطه‌های اقماری آن ساخته‌شده‌اند که برای سنجش این فرضیه، پژوهش حاضر بر اساس مطالعات آزمایشگاهی همچون مطالعه‌ی مقاطع نازک پتروگرافی با استفاده از میکروسکوپ پلاریزان (OPM) و پراش پرتوی ایکس به روش پودری (XRPD) بر روی سه نمونه از سفال‌های نخودی شهر سوخته به‌دست‌آمده از گور شماره‌ی 8525 NFB انجام شد، که بر اساس نتایج آزمایش‌های موجود و تطبیق آن با زمین‌شناسی منطقه موردمطالعه مشخص شد که سفال‌های نخودی این محوطه بومی می‌باشند. همچنین بر اساس مطالعه ساختارشناسی و وجود دانه‌های کلسیت دمای پخت 800 درجه سانتی‌گراد و برای نمونه­های دیگر می‌توان دمای حدود 900 درجه سانتی‌گراد را پیشنهاد داد.

حامد یونسی، بهاره یونسی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

سازهای موسیقی به‌عنوان بخشی از میراث فرهنگی و تاریخی، نه ‌تنها دارای ارزش‌های هنری و زیبایی‌شناختی هستند، بلکه جنبه‌های علمی، فنی و موسیقایی آن‌ها نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به ماهیت اجرایی موسیقی، ابزار و آلات موسیقی در معرض فرسایش و زوال قرار دارند و حفاظت و مرمت آن‌ها چالش‌های منحصربه‌فردی را به همراه دارد. برخلاف بسیاری از آثار تاریخی که تنها به‌منظور حفظ ساختار فیزیکی و جلوگیری از فرسایش، مرمت می‌شوند، مرمت سازهای موسیقی علاوه بر حفظ هویت فرهنگی و تاریخی، باید مفاهیم زیبایی‌شناختی صوتی اثر را نیز در نظر گیرد. هرگونه مداخله در این سازها باید به‌گونه‌ای انجام شود که اصالت صوتی و ساختاری آن‌ها تحت تأثیر منفی قرار نگیرد. در برخی موارد، به‌دلیل حساسیت بالای سازهای تاریخی و احتمال آسیب‌های فیزیکی حین مطالعات و بررسی‌ها، پژوهشگران به بازتولید نمونه‌های مشابه روی آورده‌اند. این امر، مستلزم دانش دقیق از فن‌شناسی سازها و تکنیک‌های ساخت آن‌ها در دوره‌های تاریخی مختلف است. در این پژوهش، ابتدا به معرفی و طبقه‌بندی تاریخی سازها پرداخته شده و سپس ویژگی‌های ساختاری هر گروه بررسی شده است. در ادامه، راهکارهای مطالعاتی متناسب با ویژگی‌های هر گروه تاریخی ارائه و مبانی نظری حفاظت و مرمت سازهای موسیقی تدوین شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که فرایند مرمت سازهای تاریخی به‌دلیل تنوع ساختاری و آکوستیکی آن‌ها، نیازمند رویکردهای متفاوت و آگاهی عمیق از ویژگی‌های فیزیکی و صوتی هر ساز است. از این‌‌رو، مرمتگران باید پیش از هرگونه مداخله، شناخت جامعی از ابعاد آکوستیکی و مواد سازنده‌ سازها داشته باشند تا بهتوانند تعادل میان حفاظت فیزیکی، بازتولید صوتی و حفظ اصالت فرهنگی را برقرار کنند.

مهدیه شاکری مقدم، رضا خنجری دولت‌آبادی،
دوره 1، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

 نمونه موردمطالعه یک‌کاسه سنگی است و مربوط به فصل دوازدهم حفاری در شهر سوخته سیستان بین سال‌های 1376 تا 1387 هجری شمسی است که از گمانه (NFB) و تدفین 8509 به‌دست‌آمده است. اغلب آثار و مصنوعات تولیدشده سنگی در گذشته با استفاده از رخام گچی (آلاباستر) و رخام آهکی (مرمر) صورت می‌گرفته و مهم‌تر اینکه از نظر ظاهر نیز بسیار شبیه به هم هستند. لذا با بررسی و شناسایی ساختار سنگ به‌صورت نمونه‌برداری و تهیه مقاطع نازک (پتروگرافی)، نتایج یک ساختار آهکی و لایه‌لایه است و دو کانی کلسیت و آراگونیت را در نمونه نشان می‌دهد که حاکی از مرمرین بودن ظرف مورد نظر است. در خصوص فنّاوری ساخت اشیاء مرمرین، با توجه به شواهد موجود از رد ابزار در ظرف موردمطالعه، به یک سری از ابزارآلات مانند چکش، تیشه، قلم، مته، اسکنه، اره و مواد ساینده که در ساخت ظروف سنگی کاربرد داشته‌اند می‌توان اشاره نمود.

کوثر کربلایی‌میرزا شهربابکی، محسن محمدی آچاچلویی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

مرکب دودهای از جمله مرکبهایی است که در آثار مکتوب بسیار مورد استفاده بوده است که برخی از آن‌ها در حال حاضر در وظیفه نگهداری آن‌ها با ما است؛ بنابراین ضروری است که تخریب آن‌ها مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان از تخریب بیشتر آن‌ها جلوگیری کرد. در این راستا در پژوهش حاضر که بررسی میزان تخریب و سنجش پایداری مرکب دوده‌ای انجام شد.
سؤال این پژوهش که مرکب‌های ساخته شده از چه میزان تخریب و پایداری برخوردار است؟ هدف از انجام این پژوهش بررسی مرکب دودهای که در آثار کاغذی مورد استفاده قرار میگرفته است، از ابزارهای آزمایشگاهی، pH متر، FTIR، میکروسکوپ نوری، رنگ‌سنج، دستگاه مقاومت کششی بهره گرفته شد.
برای آماده‌سازی نمونه‌ها از روش غوطه‌وری برای آغشته کردن کاغذ به مرکب استفاده شد و برای پیرسازی نمونه¬ها برای پیرسازی نمونه‌ها از دستگاه انکوباتور استفاده شد. نتیجه آزمون اسیدیته (‌سنجش pH) کاغذ‌های آغشته به مرکب‌ها نشان می‌دهد که فرایند پیرسازی تسریعی رطوبتی - حرارتی، به‌ویژه پس از دورهٴ 12 روزه باعث کاهش pH نسبت به نمونه‌های قبل از پیرسازی می‌شود. نتایج حاصل از مشاهدات میکروسکوپی نشان می‌دهد که نمونه پیرسازی شده علاوه بر مرکب الیاف کاغذ هم دچار گسست شده‌اند. تحلیل طیف‌های ATR – FTIR، در نمونه دوده‌ای نشان دهنده این است که سلولز در طول پیرسازی دچار تغییرات ساختاری شده ولی بیشتر تغییرات در ساختار مرکب است. نا بر بررسی‌های انجام شده نتیجه حاصل از این پژوهش، بیانگر این است که مرکب دوده¬ای طی پیرسازی از پایداری نسبتأ خوبی برخوردار است.
 

فضه رحیمی، مهناز عبدالله خان گرجی،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده

منابع مختلفی در موضوع آرایه‌های تزیینی و رنگ‌های استفاده‌شده در تزیینات نسخ خطی وجود دارد که می‌تواند مرجع خوبی برای شناخت این‌گونه تزیینات باشد. اما ضروری است که مطالعات دقیق‌تری برای شناسایی رنگ‌های به‌کاررفته انجام پذیرد، تا شناخت ما نسبت به آثار شناختی دقیق و علمی باشد. ازجملۀ این موارد کاربرد رنگ طلایی در آرایه‌های تزیینی نسخ خطی است که در این پژوهش به شناسایی آنها در نسخ تاریخ‌دار پرداخته شده است. با توجه به اینکه نسخه‌شناسان در فهرست‌نویسی‌ها یا شناسنامه‌های اموالی رنگ طلایی به‌کاررفته در نسخ خطی را زر (طلا) اعلام می‌کنند و از طرفی در دوران اسلامی کاربرد طلا در آثار و اشیا محدودیت دارد، این پرسش مطرح می‌شود که آیا کاربرد طلا در قرآن‌ها نیز محدودیت داشته یا از آلیاژهایی که تلألؤ طلایی دارند استفاده می‌شده است. بر همین اساس در این پژوهش به بررسی رنگ طلایی به‌کاررفته در قرآن‌های خطی قاجاری پرداخته می‌شود تا بررسی شود در تزیینات قرآن‌ها از طلا استفاده شده یا از آلیاژهای آن.
در تحقیق حاضر 5 نمونه رنگ طلایی به‌کاررفته در 5 نسخۀ خطی مربوط به دورۀ قاجار شناسایی شدند. این آثار مذهّب و مرصّع به‌دلیل نفیس بودن در فهرست آثار ملی ثبت شده‌اند و در حال حاضر در موزۀ ملی قرآن نگهداری می‌شوند. این بررسی با میکروسکوپ پلاریزان (PLM) و میکروسکوپ الکترونی روبشی SEM مجهز به آنالیزگر EDS انجام شد. نتایج پژوهش بیانگر این مطلب بود که طلا به‌عنوان رنگ‌دانه در تزیینات رنگ طلایی به کار رفته است.
 
عاطفه شکفته، حسین احمدی، مهدی یزدی،
دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده

محوطه‌های باز تاریخی ساخته شده از سنگ در ایران تعداد نسبتاً محدودی در مقایسه با دیگر آثار شامل می‌شوند، اما این آثار باقی مانده اهمیت والایی از جهت ارزش، قدمت و ناگفته‌هایی که در آنها مستتر است، دارند. از آنجایی که عموماً این محوطه‌های سنگی در ایران قدمتی حدودا دو هزار ساله دارند، مدت زمان زیادی در معرض عوامل آسیب‌رسان قرار گرفته‌اند. اطلاعات در خصوص انواع عوامل آسیب‌رسان و الگوهای تخریبی آنها به شکلی پراکنده در مقالات و کتب عموماً به زبان انگلیسی وجود دارند که دسترسی آنها برای کارشناسان حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی محدود است. در این پژوهش سعی شده است که با جمع آوری هدفمند اطلاعات حاصل از تحقیقاتی که تا کنون بر روی سنگ‌های محوطه‌های باز انجام شده، اقدام موثری در راستای روشن ساختن همه جنبه‌های تخریبی سنگ‌های رسوبی کربناته که بخش اعظمی از محوطه‌های باز ایران را تشکیل داده‌اند، صورت گیرد. بدین ترتیب با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به معرفی عوامل آسیب‌رسان محیطی و الگوهای تخریبی رایج در محوطه‌ها با شرایط اقلیمی و صنعتی مشابه پرداخته می‌شود. از مطالعات معلوم گشت که بر خلاف تصور تنها "عوامل محیطی" از فاکتورهای تخریب در سنگ‌های رسوبی نیستند بلکه خواص فیزیکی و شیمیایی ذاتی (درونی) سنگ نیز در امر تخریب بسیار تاثیرگذار است. در بین عوامل تخریبی شیمیایی و فیزیکی، عوامل شیمیایی مخرب به جهت اینکه منجر به انحلال و یا تغییر ماهیت سنگ می‌شوند از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.  
محوطه‌های باز تاریخی ساخته شده از سنگ در ایران تعداد نسبتاً محدودی در مقایسه با دیگر آثار شامل می‌شوند، اما این آثار باقی مانده اهمیت والایی از جهت ارزش، قدمت و ناگفته‌هایی که در آنها مستتر است، دارند. از آنجایی که عموماً این محوطه‌های سنگی در ایران قدمتی حدودا دو هزار ساله دارند، مدت زمان زیادی در معرض عوامل آسیب‌رسان قرار گرفته‌اند. اطلاعات در خصوص انواع عوامل آسیب‌رسان و الگوهای تخریبی آنها به شکلی پراکنده در مقالات و کتب عموماً به زبان انگلیسی وجود دارند که دسترسی آنها برای کارشناسان حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی محدود است. در این پژوهش سعی شده است که با جمع آوری هدفمند اطلاعات حاصل از تحقیقاتی که تا کنون بر روی سنگ‌های محوطه‌های باز انجام شده، اقدام موثری در راستای روشن ساختن همه جنبه‌های تخریبی سنگ‌های رسوبی کربناته که بخش اعظمی از محوطه‌های باز ایران را تشکیل داده‌اند، صورت گیرد. بدین ترتیب با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به معرفی عوامل آسیب‌رسان محیطی و الگوهای تخریبی رایج در محوطه‌ها با شرایط اقلیمی و صنعتی مشابه پرداخته می‌شود. از مطالعات معلوم گشت که بر خلاف تصور تنها "عوامل محیطی" از فاکتورهای تخریب در سنگ‌های رسوبی نیستند بلکه خواص فیزیکی و شیمیایی ذاتی (درونی) سنگ نیز در امر تخریب بسیار تاثیرگذار است. در بین عوامل تخریبی شیمیایی و فیزیکی، عوامل شیمیایی مخرب به جهت اینکه منجر به انحلال و یا تغییر ماهیت سنگ می‌شوند از اهمیت بیشتری برخوردار هستند.  
پرستو نعیمی‌طرئی، سید محمدامین امامی، ابوالقاسم دولتی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

مواد شیمیایی و طبیعی متنوعی برای کنترل خوردگی آثار فلزی تاریخی مورداستفاده قرار گرفته‌اند. با این حال، استفاده از این مواد در همه شرایط مؤثر نبوده و گاهی مشکلات جانبی به همراه داشته است. در این مقاله، ضمن بررسی مشکلات موجود در استفاده از بازدارنده‌های خوردگی تاکنون، تحقیقاتی بر عوامل مؤثر در انتخاب مواد برای امکان بهینه‌سازی شرایط کنترل خوردگی انجام‌شده است. بر اساس اطلاعات موجود، مشتقی چند چنگالی از فسفونیک اسید با مراکز فعال فسفر و نیتروژن انتخاب شد و با انجام آزمایش‌های اندازه‌گیری امپدانس و پلاریزاسیون الکتروشیمیایی و بهره‌گیری از روش‌های میکروسکوپی، قابلیت این ماده در کنترل خوردگی آثار آهنی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان‌دهنده توانایی این مواد در کاهش نرخ خوردگی در غلظت‌های بسیار کم و با کمترین تأثیر بر ظاهر آثار است، که گامی مهم در مسیر حفاظت از این آثار محسوب می‌شود. همچنین، امکان بهینه‌سازی شرایط کنترل خوردگی آثار فلزی با استفاده از مواد مکمل در کنار مشتقات فسفونیک اسید برای بهره‌گیری از اثرات هم‌افزایی آن‌ها وجود دارد.

فرامرز آزادبخت، محمد مرتضوی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

 آگاهی از دانش متالورژی کهن از طریق مطالعه و تحلیل آثار فلزی و شواهد مربوط به فرآیندهای استخراج و فلزگری به دست می‌آید. بررسی آثار فلزی اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی نوع فلز یا ترکیب آلیاژی به‌کاررفته، روش‌های ساخت و تزیین، و در برخی موارد، نوع سنگ معدن مورداستفاده فراهم می‌آورد. ازاین‌رو، تحلیل ترکیب آلیاژی و شیوه‌های شکل‌دهی و ساخت در حوزه‌ی آرکئومتالورژی اهمیت بسیاری دارد. در این مقاله، بررسی فنی پیکره‌ی یک شیر برنزی متعلق به گنجینه‌ی موزه‌ی یزد که از حفاری‌های غیرمجاز به دست آمده است، ارائه شده است. آنالیز ترکیب آلیاژی با استفاده از طیف‌سنجی جذب اتمی (AAS) انجام شد و برای بررسی روش ساخت، تصویربرداری با پرتو ایکس (X-ray) مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که شیء مورد مطالعه از ترکیب مس و قلع (برنز) با حضور سرب ساخته شده است. تصاویر رادیوگرافی نشان داد که پیکره توخالی بوده و میله‌ی جلویی شیء تا بخش داخلی آن امتداد یافته است. بر این اساس مشخص شد که روش ساخت پیکره با استفاده از روش موم گمشده (lost-wax) انجام‌شده است. همچنین، در ادامه شکل احتمالی قالب مورداستفاده، مراحل ساخت و اجزای مختلف آن پیشنهادشده است.

محبوبه عباس‌آباد عربی، هایده خمسه، یاسین صدقی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

تزئینات و نقاشی‌ها جزو ویژگی‌های جدایی‌ناپذیر معماری ایرانی-اسلامی به شمار می‌آیند. ازجمله این بناها که پیوسته در حال پیشرفت در آرایه‌ها و تزئینات وابسته به معماری خود هستند، آرامگاه‌ها و بقعه‌های بزرگان مذهبی می‌باشند. یکی از این بناها که دارای تزئینات دیواری متنوع است، آرامگاه امامزاده حمزه بن موسی (ع) در روستای دهنه شیرین، شهر اسفراین، استان خراسان شمالی است. در تحقیق حاضر، به‌منظور بازشناخت فن ساخت تزئینات دیواری امامزاده، از روش‌های آزمایشگاهی همچون مطالعه مقطع نازک پتروگرافی (OPM) برای شناسایی لایه‌ها و ترکیبات آن و طیف‌سنجی مادون‌قرمز تبدیل فوریه (FTIR) برای شناسایی رنگ‌دانه‌های قرمز و آبی استفاده‌شده است. آنالیز پتروگرافی چهار لایه مختلف شامل لایه رنگ، بستر، آستر زیرین و آستر فوقانی را در لایه‌های دیوارنگاره نشان می‌دهد. در آنالیز FTIR، رنگ‌دانه‌ها قابل‌شناسایی نبودند و تنها نوارهایی از وجود سولفات کلسیم و کربنات کلسیم در نمونه‌های موردمطالعه شناسایی شد؛ برای شناسایی دقیق‌تر رنگ‌دانه‌ها، نیاز به آنالیزهای تکمیلی همچون میکروسکوپ الکترونی روبشی با آشکارساز تفکیک انرژی (SEM-EDX) و پراش سنجی پرتوایکس (XRD) وجود دارد.

مریم عسکری آرامی، محمدتقی آشوری، شهرزاد امین‌شیرازی‌، فاطمه علیمیرزایی،
دوره 2، شماره 3 - ( 11-1398 )
چکیده

اقلام جانبی پوشاک محلی مانند یک کلاه جزئی از لباس است و بی‌شک کلاه‌ها از مهم‌ترین اجزای پوشاک محلی و تاریخی زنان و مردان است. گستردگی و تنوع وسایل جنبی لباس ازجمله کلاه‌ها باعث می‌شود که نتوان یک‌راه حل ساده و عمومی برای آن‌ها ارائه داد. چنانچه اقلام جانبی پوشاک به شکل غیراصولی به نمایش گذاشته و یا انبار شوند، در اثر تاخوردگی، آلودگی‌های محیطی، دمای نامناسب، وجود گردوغبار و نور نامناسب و غیره موجب می‌شود که به آثار آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری واردشده و موجب تغییر در بافت و شکل آن‌ها شود. برخورد منحصربه‌فرد با آثار و انتخاب شیوه مناسب در حفاظت، نمایش و انبارش با توجه به جنس و فرم هر کلاه و نوع آسیب وارده می‌تواند عامل مهم حفاظتی بشمار آید. همچنین انبارش اصولی و بهره‌گیری از روش‌های نمایش مناسب می‌تواند کلاه‌ها را از بسیاری از عوامل که منجر به تخریب آن‌ها می‌شود محافظت کند، لذا این مقاله به توصیف عملیات انجام‌گرفته بر روی کلاه‌های مجموعه مردم‌شناسی می‌پردازد و حاصل این مطالعات منجر به اجرای طرح حفاظت مجموعه کلاه‌های مردم‌شناسی گردید. در این طرح پاک‌سازی سطحی و مکانیکی و نیز استحکام‌بخشی کلاه‌ها انجام‌شده و در ادامه پیشنهادهای لازم در مورد نحوه مطلوب انبارش و نمایش این مجموعه ارائه گردید.


آرزو ‌‌فیض‌اله ‌بیگی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

مسجد ‌‌حاج‌‌رجبعلی ‌‌از ‌‌بناهای ‌‌قاجاری ‌‌تهران ‌‌است ‌‌که ‌‌در ‌‌سیر ‌‌تکاملی ‌‌خود ‌‌دستخوش ‌‌تحولات ‌‌بسیاری ‌‌به‌ویژه ‌‌از ‌‌جنبه‌های ‌‌کالبدی ‌‌شده ‌‌است ‌‌و ‌‌با ‌‌وجود ‌‌اهمیت ‌‌ویژه ‌‌تاکنون ‌‌به‌طور ‌‌شایسته ‌‌بررسی ‌‌نشده ‌‌است. ‌‌پژوهش‌های ‌‌انجام‌شده ‌‌بیشتر ‌‌به ‌‌بررسی ‌‌وضعیت ‌‌موجود ‌‌بنا ‌‌پرداخته‌اند. ‌‌بیشتر ‌‌اطلاعات ‌‌حاصل ‌‌از ‌‌این ‌‌پژوهش‌ها ‌‌با ‌‌اطلاعات ‌‌موجود ‌‌در ‌‌اسناد ‌‌تاریخی ‌‌دوره‌های ‌‌مختلف، ‌‌به‌ویژه ‌‌از ‌‌نظر ‌‌فرم ‌‌کالبدی، ‌‌هم‌خوانی ‌‌ندارند ‌‌و ‌‌تناقضاتی ‌‌از ‌‌نظر ‌‌تغییرات ‌‌شکلی، ‌‌زمانی ‌‌و ‌‌همچنین ‌‌تاریخ ‌‌احداث ‌‌بنا ‌‌مشاهده ‌‌می‌شود. ‌‌هدف ‌‌اصلی ‌‌این ‌‌پژوهش ‌‌بررسی ‌‌سیر ‌‌تحولات ‌‌تاریخی ‌‌بنا، ‌‌به‌ویژه ‌‌از ‌‌دیدگاه ‌‌کالبدی ‌‌در ‌‌دوره‌های ‌‌مختلف ‌‌به‌منظور ‌‌تدقیق ‌‌زمانی ‌‌پیدایش ‌‌و ‌‌سیر ‌‌تحولات ‌‌بناست. ‌‌برای ‌‌این ‌‌منظور ‌‌از ‌‌روش ‌‌پژوهش ‌‌کیفی ‌‌با ‌‌رویکرد ‌‌توصیفی-تحلیلی-تطبیقی ‌‌استفاده ‌‌شده ‌‌و ‌‌گردآوری ‌‌اطلاعات ‌‌نیز ‌‌به ‌‌روش ‌‌مطالعه ‌‌کتابخانه‌ای، ‌‌بررسی‌های ‌‌میدانی ‌‌و ‌‌مصاحبه ‌‌صورت ‌‌گرفته ‌‌است. ‌‌یافته‌های ‌‌پژوهش ‌‌نشان ‌‌می‌دهد ‌‌برخلاف ‌‌اطلاعات ‌‌موجود ‌‌در ‌‌برخی ‌‌منابع، ‌‌بنا ‌‌به ‌‌دوره ‌‌محمدشاه ‌‌مربوط ‌‌است. ‌‌همچنین ‌‌برخلاف ‌‌اطلاعات ‌‌موجود ‌‌در ‌‌منابع ‌‌کتیبه ‌‌موجود ‌‌در ‌‌بنا ‌‌نشان‌دهنده ‌‌سال ‌‌اتمام ‌‌ساخت ‌‌بنا ‌‌نبوده ‌‌و ‌‌فرایند ‌‌تکمیل ‌‌بنا ‌‌پس ‌‌از ‌‌تاریخ ‌‌کتیبه ‌‌نیز ‌‌ادامه ‌‌داشته ‌‌است. ‌‌تحلیل ‌‌داده‌ها ‌‌نشان ‌‌می‌دهد ‌‌فرم ‌‌کالبدی ‌‌بنا ‌‌از ‌‌زمان ‌‌تکمیل ‌‌تا ‌‌اواسط ‌‌دهه ‌‌۴۰ ‌‌ثابت ‌‌بوده ‌‌است. ‌‌تفسیر ‌‌عکس‌های ‌‌هوایی ‌‌مشخص ‌‌می‌کند ‌‌بیشترین ‌‌تغییرات ‌‌کالبدی ‌‌از ‌‌اواخر ‌‌دهه ‌‌۴۰ ‌‌تا ‌‌اواسط ‌‌دهه ‌‌۶۰ ‌‌رخ ‌‌داده ‌‌که ‌‌کاربری‌های ‌‌ناهمگونی ‌‌را ‌‌به ‌‌بنا ‌‌تحمیل ‌‌کرده ‌‌است. ‌‌نتایج ‌‌پژوهش ‌‌به‌کمک ‌‌تحلیل ‌‌و ‌‌تفسیر ‌‌منابع ‌‌اطلاعاتی ‌‌که ‌‌از ‌‌نظر ‌‌علمی ‌‌و ‌‌حقوقی ‌‌قابل‌استناد ‌‌هستند، ‌‌ضمن ‌‌تصحیح ‌‌زمانی ‌‌تحولات ‌‌و ‌‌کمک ‌‌به ‌‌تصحیح ‌‌و ‌‌بازترسیم ‌‌تغییرات، ‌‌سیر ‌‌تحولات ‌‌کالبدی- ‌‌تاریخی ‌‌بنا ‌‌را ‌‌بازیابی ‌‌کرده ‌‌و ‌‌در ‌‌رفع ‌‌ابهامات ‌‌مؤثر ‌‌است. ‌‌درنهایت ‌‌ترکیب ‌‌و ‌‌تحلیل ‌‌اطلاعات ‌‌نقشه‌های ‌‌تاریخی ‌‌و ‌‌عکس‌های ‌‌هوایی ‌‌به ‌‌تعریف ‌‌چهار ‌‌دوره ‌‌اصلی ‌‌تغییرات ‌‌کالبدی ‌‌در ‌‌بنا ‌‌منجر ‌‌شده ‌‌که ‌‌معرف ‌‌اصالت ‌‌کالبدی ‌‌بخش‌های ‌‌مختلف ‌‌بنا ‌‌نیز ‌‌است.

محسن محمدی آچاچِلویی، حسین احمدی، کامبیز پورطهماسبی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

چوب، ماده‌ای آلی است که در ساخت آثار تاریخی مختلف به کار رفته است. بسیاری از آثار چوبی در فضای باز و تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارند. یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب این آثار در اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشک، هوازدگی و تخریب فتوشیمیایی است. لازم است راهکارهای مختلف برای حفاظت از این‌گونه آثار مطالعه شود. با توجه به ویژگی‌های نانوذرات اکسید روی، این ماده به‌عنوان تیمار حفاظتی چوب در برابر تخریب فتوشیمیایی ناشی از هوازدگی مطالعه شد. نمونه‌سازی با استفاده از چوب صنوبر (Populus alba L.) به‌عنوان گونه پرکاربرد در آثار تاریخی ایران انجام گرفت و نمونه‌ها با سوسپانسیون نانواکسید روی در ایزوپروپانول به روش آغشتگی تیمار شدند. آزمون هوازدگی براساس دستورالعمل ASTM ۲۵۶۵-۹۹ در سه مرحله زمانی ۳۰۰، ۸۰۰ و ۲۰۰۰ ساعت انجام شد. نمونه‌ها با استفاده از سنجش کاهش جرم، pH متری، رنگ‌سنجی و طیف‌سنجی مادون‌قرمز تبدیل فوریه ـ انعکاس کل تضعیف‌شده (ATR-FTIR) ارزیابی شدند. نتایج نشان می‌دهد که این تیمار از تغییرات بصری چوب در برابر هوازدگی جلوگیری نمی‌کند؛ هرچند تغییرات چندان شدید نبوده است. این تیمار تأثیر هوازدگی را در چوب کند می‌کند، اما از تخریب ساختاری جلوگیری نمی‌کند. در طول زمان و در صورت ادامه روند هوازدگی، کارکرد اصلی نانوذرات اکسید روی، یعنی جذب نور فرابنفش به‌تدریج و در اثر واکنش‌های شیمیایی با اجزای شیمیایی چوب و محصولات تخریب اولیه، از دست می‌رود. به همین دلیل در طولانی‌مدت کارایی لازم را نخواهد داشت.

رضا وحیدزاده، حمید فدایی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

فرسایش میراث خشتی تحت تأثیر عوامل طبیعی به ویژه بارندگی و رطوبت، امروزه از مهمترین چالش‌های حفاظت از این میراث به شمار می‌رود. در کنار گزینه‌های سنتی حفاظت از میراث خشتی همچون استفاده از اندود کاه گل در سال‌های اخیر محصولات شیمیایی متنوعی جهت حفاظت مواد و مصالح ساختمانی به ویژه در برابر تهدید ناشی از رطوبت به بازار عرضه شده است و به تبع آن تمایلات جدی در زمینه ارزیابی این مواد در حوزه حفاظت و مرمت ابراز شده است؛ بنابراین ارزیابی علمی ویژگی‌های این مواد به منظور استفاده سنجیده از آن‌ها ضروری به نظر می‌رسد. از آنجایی که بسیاری از مواد شیمیایی موجود در بازار به طور عمده برای حفاظت از سنگ و آجر طراحی شده اند، انجام این مطالعه به منظور حفاظت از مصالح خشتی و بهینه سازی نفوذ این مواد در بافت خشت ضروری به نظر می‌رسید در این پژوهش با توجه به نیاز به افزایش مقاومت خشت‌ها در برابر رطوبت خواص آب‌گریزی چهار محصول مختلف تجاری با نام‌های Stain Repellent AKEMI SRP130 Long Life, PTS بر ساختار خشت‌ها ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شد. نتایج تحقیق نشان داد که اگر چه همه مواد تجاری بررسی شده امکان افزایش مقاومت خشت در برابر رطوبت را به طور قابل توجهی فراهم می‌کنند، اما ماده Long Life نسبت به سایر محصولات شیمیایی توانایی بالاتری در نفوذ و آب‌گریزی خشت‌ها دارد. این موضوع می تواند مقاومت سطح خشت را هم در برابر تماس طولانی مدت با رطوبت و هم در برابر عوامل فرسایش مکانیکی به طور قابل توجهی افزایش دهد. نتایج این پژوهش می‌تواند به عنوان مبنای مطالعات آینده در جهت بومی‌سازی مواد شیمیایی برای حفاظت از آثار خشتی و بهینه‌سازی کاربرد آن‌ها در حفاظت و مرمت و از بناهای تاریخی خشتی استفاده شود.

لیدا تقی‌زاده،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

مرمت آثار تاریخی و حفظ فرهنگ هر کشور یک وظیفه ملی محسوب می‌شود و با توجه به اینکه مصالح بنایی معماری سنتی ایرانی شامل خشت و گل با استحکام پایین می‌باشند روش‌هایی از قبیل فیبرهای پلیمری تقویت شده و استفاده از کاه گل‌های ضد آب و افزودن موادی طبیعی همچون زئولیت جهت بازسازی و مقاوم‌سازی پیشنهاد می‌شوند؛ زئولیت به کار گرفته شده دارای سطح ویژه پایین بوده که با اصلاح پلاسمایی از مقدار ۳۳/۹۲ به ۴۵/۱۶ متر مربع بر گرم افزایش پیدا کرده و همچنین به شکل فیبرمانندی بدون تفاوتی در ساختار اصلی تغییر پیدا کرده است. با توجه با این تغییرات انتظار بر افزایش استحکام و جذب آب حداقلی ۱/۵ برابری ملاط‌های زئولیت دار است.

سحر نوحی، منیژه هادیان‌دهکردی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

پژوهش حاضر جستاری است بر شرایط محیط نگهداری آثار عکاسی پایه شیشه‌ای در مخازن و چگونگی تأثیر پارامترهای محیطی بر یکدیگر. آگاهی از این مسئله که پارامترهای محیطی مانند دما، رطوبت نسبی، آلاینده‌ها و نور تا چه میزان می‎‌توانند برهم تأثیر بگذارند و بررسی آن‌ها به‌طور مستقل امکان‌پذیر نیست، می‌تواند در برقراری شرایط محیطی مناسب برای آثار، خصوصاً آثار عکاسی پایه شیشه‌ای، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. بر اساس مطالعات انجام شده، آثار عکاسیِ پایه شیشه‌‌ای همچون دیگر آثار تصویری و در مواردی حتی بیشتر، در معرض آسیب‌های جدی قرار دارند. با توجه به میزان ارزشمندی این دسته از آثار از نظر تاریخی، هنری و اطلاعات مفیدی که به‌عنوان سند می‌توانند در اختیار قرار دهند و در نظر گرفتن این مسئله که فرایند درمان و مرمت این دسته از آثار بسیار مشکل و در بسیاری از موارد ناشدنی است، اهمیت و ضرورت نگهداری و حفاظت پیشگیرانه این دسته از آثار به روشنی قابل درک است. هدف از این تحقیق، معرفی شرایط محیطی استاندارد و مناسب جهت نگهداری آثار عکاسی پایه شیشه‌ای است. مطالب ارائه شده در این مقاله حاصل مطالعات و مشاهداتی است که در نتیجه بررسی منابع مرتبط با موضوع و همچنین توجه به وضعیت آثار موجود در مجموعه‌های متعلق به آثار عکاسی پایه شیشه‌ای صورت‌گرفته است. این تحقیق به معرفی شرایط محیطی مناسب از قبیل دما، رطوبت، نور و حد مجاز آلاینده‌‌‌‌ها برای این دسته از آثار پرداخته است. به‌علاوه ارتباط این دسته از پارامترهای محیطی و چگونگی تأثیر آن‌ها بر یکدیگر نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در عین حال به نحوه کنترل عوامل محیطی و نحوه پیشگیری از برخی آسیب‌هایی که در صورت برقرار نبودن شرایط محیطی مناسب بروز می‌کنند نیز اشاره دارد.

امیر ارشاد لَنگرودی، حمید فدایی، کامران احمدی، منیر بهشتی‌فر،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

استحکام‌بخشی و آب‌گریزی مواد و مصالح سازنده تاریخی و به ویژه سطح سنگ‌های تاریخی یکی از مداخلات حساس و چالش‌برانگیز در حوزه حفاظت آثار فرهنگی است که نیازمند بررسی‌های دقیق و تحقیقات جامع برای کاهش عوارض جانبی احتمالی است. این اقدامات به‌ویژه زمانی ضرورت پیدا می‌کند که آثار سنگی در فضای باز در معرض تخریب و فرسایش عمیق قرار گرفته یا دچار تغییرات سطحی قابل‌توجهی شده باشند که می‌تواند به از بین رفتن زیبایی و انسجام ساختاری آن‌ها منجر شود. در صورت عدم مداخله به‌موقع، عوامل فرسایشی به لایه‌های عمیق‌تر اثر نفوذ کرده و خطر فروپاشی کامل را به دنبال خواهند داشت. در این پژوهش، عملکرد سه نوع پوشش‌دهنده صنعتی مبتنی بر سیلان/ سیلوکسان شامل واکر 290، واکر 3003 و لانگ‌ لایف در فرآیند پوشش‌دهی مصالح سنگی ارزیابی شده است. در اینباره ویژگی‌های فیزیکی، مکانیکی و به‌ویژه خصوصیات آب‌گریزی این مواد بر روی سطح سنگ مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. نتایج نشان داد که هر سه ماده خاصیت دافع رطوبت دارند، اما مواد لانگ‌لایف و واکر 290 به دلیل ایجاد پیوند مناسب‌تر با سطح سنگ، عملکرد بهتری از خود نشان دادند. این یافته‌ها می‌تواند راهنمایی مؤثر برای انتخاب مواد مناسب در پروژه‌های حفاظتی آثار تاریخی ارائه کند و از تخریب زودهنگام این میراث ارزشمند جلوگیری نماید.

مهدی رازانی، جلیل اسمعیل‌نژاد تیمورآبادی1،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

امروزه نمونه‌­سازی به روش ساخت افزودنی توسط چاپگرهای سه‌­بعدی در علوم مختلف علاقه‌مندان کثیری را در بین محققان به خود جذب کرده است. در این بین چاپگر سه­بعدی استریولیتوگرافی قادر به ساخت نمونه‌­هایی با تفکیک­‌پذیری برتر نسبت به دیگر چاپگرها است. هدف این مقاله امکان­‌سنجی استفاده از روش چاپ سه­بعدی استریولیتوگرافی جهت دستیابی به یک روش مناسب برای ساخت مولاژ از اشیاء تاریخی و فرهنگی برای به‌کارگیری آن در مرمت و بازسازی اشیاء حساس همچون عاج است. پرسش‌­های تحقیق عبارت‌اند از: چگونه می‌­توان با استفاده از مدل­سازی سه­بعدی و چاپ با چاپگر استریولیتوگرافی برای بخش­‌های مفقود و ساخت مولاژ تهیه کرد؟ و این روش چه مزایا و معایبی دارد؟. در راستای بررسی روش معرفی‌شده، یک نمونه مهرۀ شطرنج تاریخی از جنس عاج فیل از مخازن موسسۀ فرهنگی موزه­‌های بنیاد، انتخاب شد. اثر انتخاب ‌شده دارای مفقودی­ بسیار زیادی بود. با توجه میزان مفقودی اثر انتخاب شده و به احتمال اینکه نمونه چاپ شده بر روی بدنه اصلی اثر تاریخی الصاق نشود، تصمیم بر این شد که از نمونه موجود مولاژ تهیه شود. از مهره مشابه با اثر موجود مستندسازی انجام گرفت و با توجه به تصاویر، مدل­سازی سه­‌بعدی با نرم‌­افزار زیبراش که نرم­افزار مخصوص حجاری و مجسمه‌­سازی است، انجام شد. تنظیمات مربوط به مدیریت چاپ در نرم­‌افزارChitubox  و بازسازی سه­بعدی جهت ساخت مولاژ از چاپگر رزینی استریولیتوگرافی انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد، استفاده از فناوری­‌های مدل­سازی سه‌­بعدی و چاپ با چاپگر سه­بعدی استریولیتوگرافی به‌عنوان یک روش مناسب می­‌تواند در جهت ساخت مولاژ تا حد زیادی در رفتار کم خطر حفاظتی نسبت به اشیاء حساس مانند عاج مفید واقع شوند.

لیلی نعمانی خیاوی، علیرضا امیری باغبادرانی، ناصر زواری،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

کتیبه‌های تاریخی، به‌ویژه در بناهای مذهبی و آموزشی، از نمادهای برجسته و بی‌بدیل میراث فرهنگی و تاریخی به‌شمار می‌آیند. یکی از این کتیبه‌ها، واقع در مدرسه طالبیه تبریز، نمونه‌ای بی‌نظیر از هنر خوشنویسی و معماری اسلامی ایران است. این آثار حجاری، با نگارش و متونی که در خود جای داده‌اند، حامل پیام‌هایی عمیق از تاریخ، فرهنگ و وضعیت اجتماعی و سیاسی دوران خود به شمار می­روند. در این مقاله، به بررسی دقیق و خوانش کتیبه سر در مدرسه طالبیه واقع در ورودی بازار سرپوشیده تبریز پرداخته می‌شود؛ کتیبه که به خط ثلث نگاشته شده، علاوه بر ارزش‌های هنری و معماری، اطلاعات مهمی پیرامون وقف‌نامه‌ها و سفارشات حکومتی آن دوران ارائه می‌دهند. کتیبه‌ی  مذکور که در سال ۱۲۱۶ هجری قمری به دستور حاکمان وقت تبریز و به امضای شخصیت‌های برجسته تحریر شده است، حاوی مفاهیم حقوقی و دینی مهمی است که ابعاد معنوی و اجتماعی آن زمان را بازتاب می‌دهد. این تحقیق از دیدگاه زبان‌شناسی، کتیبه‌شناسی و تحلیل دلالات تاریخی به معرفی و تبیین پرداخته و در تلاش است تا با دیدگاه عمیق اقدامات صورت گرفته بر روی این اثر از جمله موزون­سازی رنگی انجام شده، مفاهیم پیچیده آن را آشکار سازد. مهم‌ترین سؤالات پژوهش عبارت است از: متن و نوشته­های کتیبه سردر مدرسه طالبیه تبریز چیست و راوی چه اطلاعاتی است؟ تغییرات اتفاق افتاده بر کتیبه سردر مدرسه طالبیه تبریز چیست؟ چگونگی استنساخ سنگ­نوشته با امکان دریافت بیشترین اطلاعات از این اثر؟ برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی، بررسی­های میدانی، روش­های نوین مستندسازی شامل فتوگرامتری و طراحی دیجیتال متن کتیبه انجام‌شد که پس از انجام مراحل ذکر شده، خوانش مجدد متن کتیبه به همراه بررسی روند تغییرات آن در طول زمان به دست آمد چرا که حفظ و نگهداری این میراث فرهنگی می‌تواند راهگشای پژوهش‌های آتی در حوزه مرمت و تاریخ هنر اسلامی باشد.
 
مبینا میهمی، دانیال هرندی،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

عکس از اسناد مهم در زمینه بازیابی تصویری فرهنگ و تمدن گذشته در تاریخ معاصر به شمار می‌رود، تغییرات ساختاری در عکس‌های تاریخی با توجه به عوامل مؤثر بر آن‌ها در طول زمان منجر به آسیب‌های متعددی می‌شود. این آسیب‌ها می‌تواند موجب تغییرات زیبایی‌شناختی در آن گردد. بر این اساس هدف از این گزارش، ارائه فرآیند حفاظتی صورت گرفته بر روی سه قطعه عکس مربوط به دوره قاجار است. عکس‌ها دچار آسیب‌هایی مانند چرکی و جای لکه آب، تخریب ژلاتین سطح، پارگی و اسیدیته بالا بودند. بدین منظور از آب مقطر، الکل، استون برای پاک‌سازی آلودگی‌های سطحی استفاده شد. همچنین از هیدروکسید کلسیم به دو صورت خشک و در حامل آب‌‌مقطر برای اسیدزدایی پشت مقوای بکار گرفته شد. همچنین از مقوای بدون اسید (فری اسید) و همچنین کاغذ تیشو موزون‌سازی شده به برای جبران قسمت‌های مفقود همراه با چسب کلوس‌‌جی استفاده شده است و در نهایت جهت محافظت بهتر تمامی عکس‌ها پاسپارتو شدند.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1