رﻧﮕﺪاﻧﻪﻫﺎی ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺳﺒﺰ ﻣﺲ - آرﺳﻨﯿﮏ ﺷﺎﻣﻞ دو رﻧﮕﺪاﻧﻪ ﺳﺒﺰ ﺷﺌﻠﻪ (CuHAsO3) و ﺳﺒﺰ زﻣﺮدی (3Cu(AsO2)2.Cu(CH3CO)2 اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻗﺮون ﻫﺠﺪﻫﻢ و ﻧﻮزدﻫﻢ ﻣﯿﻼدی در اروﭘﺎ ﻣﺘﺪاول ﺑﻮدهاﻧﺪ. در دوره ﻗﺎﺟﺎر ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﻣﺮاودات ﺑﺎ ﻏﺮب این دو رﻧﮕﺪاﻧﻪ وارد ایران ﺷﺪﻧﺪ و ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ارزان ﺑﻮدن و ﺷﻔﺎﻓﯿﺖ ﺧﯿﻠﯽ سریعترین ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ سایر رﻧﮕﺪاﻧﻪﻫﺎی ﺳﺒﺰ ﻣﺜﻞ وردیگریس و ﻣﺎﻻﮐﯿﺖ ﺷﺪﻧﺪ. ﻫﺪف از اﻧﺠﺎم این ﭘﮋوﻫﺶ ﺗﺤﻘﯿﻖ در ﺧﺼﻮص وﺟﻮد این رﻧﮕﺪاﻧﻪﻫﺎ در ﻧﻘﺎﺷﯽﻫﺎی دوره ﻗﺎﺟﺎر و اﻧﺘﺨﺎب بهترین روش ﺟﻬﺖ شناسایی این دو رﻧﮕﺪاﻧﻪ اﺳﺖ. ﺑﺮای این ﮐﺎر از رﻧﮓ ﺳﺒﺰ یک ﻧﻘﺎﺷﯽ روی ﺷﯿﺸﻪ، یک ﻧﻘﺎﺷﯽ روی ﭼﻮب، یک ﻧﻘﺎﺷﯽ دیواری و یک ﻧﺴﺨﻪ ﺧﻄﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ دوره ﻗﺎﺟﺎر ﺑﻮد ﻧﻤﻮﻧﻪﺑﺮداری ﺷﺪ ﺑﺮای شناسایی رﻧﮕﺪاﻧﻪﻫﺎ از روشﻫﺎی دﺳﺘﮕﺎﻫﯽ ﻣﺜﻞ ﻃﯿﻒﺳﻨﺠﯽ زیرﻗﺮﻣﺰ تبدیل فوریه (FTIR) ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﺳﻞ اﻧﻌﮑﺎﺳﯽ ATR، ﭘﺮاش ﺳﻨﺠﯽ ﭘﺮﺗﻮ ایکس (XRD) و ﻣﯿﮑﺮوﺳﮑﻮپ اﻟﮑﺘﺮوﻧﯽ روﺑﺸﯽ ﻣﺠﻬﺰ ﺑﻪ ﭘﺎﺷﻨﺪﮔﯽ ﭘﺮﺗﻮ ایکس (SEM/EDX) اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ. نتایج وﺟﻮد ﺳﺒﺰ زﻣﺮدی را در ﻧﻘﺎﺷﯽ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﺧﺎﻧﻪ رﺷﻮﻧﺪ قزوین، ﻧﻘﺎﺷﯽ دیورای ارگ کریمخانی ﺷﯿﺮاز و تزیینات ﺑﻪ ﮐﺎررﻓﺘﻪ در یک ﻧﺴﺨﻪ ﺧﻄﯽ ﻗﺮآﻧﯽ و ﺳﺒﺰ ﺷﺌﻠﻪ را در ﻧﻘﺎﺷﯽ روی ﭼﻮب ﺳﻘﺎﻧﻔﺎر ﺑﺎﺑﻞ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮد. نتایج ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ بهترین و سریعترین روش آﻧﺎﻟﯿﺰ این دو ﺗﺮﮐﯿﺐ FTIR اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﻧﻤﻮﻧﻪ این دو رﻧﮕﺪاﻧﻪ را شناسایی و ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﻔﺎوت ساختمانی، آنﻫﺎ را از یکدیگر ﺗﺸﺨﯿﺺ دﻫﺪ.
مرکب دودهای از جمله مرکبهایی است که در آثار مکتوب بسیار مورد استفاده بوده است که برخی از آنها در حال حاضر در وظیفه نگهداری آنها با ما است؛ بنابراین ضروری است که تخریب آنها مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان از تخریب بیشتر آنها جلوگیری کرد. در این راستا در پژوهش حاضر که بررسی میزان تخریب و سنجش پایداری مرکب دودهای انجام شد. سؤال این پژوهش که مرکبهای ساخته شده از چه میزان تخریب و پایداری برخوردار است؟ هدف از انجام این پژوهش بررسی مرکب دودهای که در آثار کاغذی مورد استفاده قرار میگرفته است، از ابزارهای آزمایشگاهی، pH متر، FTIR، میکروسکوپ نوری، رنگسنج، دستگاه مقاومت کششی بهره گرفته شد. برای آمادهسازی نمونهها از روش غوطهوری برای آغشته کردن کاغذ به مرکب استفاده شد و برای پیرسازی نمونه¬ها برای پیرسازی نمونهها از دستگاه انکوباتور استفاده شد. نتیجه آزمون اسیدیته (سنجش pH) کاغذهای آغشته به مرکبها نشان میدهد که فرایند پیرسازی تسریعی رطوبتی - حرارتی، بهویژه پس از دورهٴ 12 روزه باعث کاهش pH نسبت به نمونههای قبل از پیرسازی میشود. نتایج حاصل از مشاهدات میکروسکوپی نشان میدهد که نمونه پیرسازی شده علاوه بر مرکب الیاف کاغذ هم دچار گسست شدهاند. تحلیل طیفهای ATR – FTIR، در نمونه دودهای نشان دهنده این است که سلولز در طول پیرسازی دچار تغییرات ساختاری شده ولی بیشتر تغییرات در ساختار مرکب است. نا بر بررسیهای انجام شده نتیجه حاصل از این پژوهش، بیانگر این است که مرکب دوده¬ای طی پیرسازی از پایداری نسبتأ خوبی برخوردار است.
خاتمکاری از جمله هنرهای سنتی ایران با قدمتی طولانی است که آثار متعددی از این هنر، از ادوار گذشته برجایمانده است. باتوجهبه مطالعات فنی محدود پیرامون این آثار، بررسی آنها نقش مهمی در درک بهتر فرایند ساخت خاتم درگذشته دارد. متنوع بودن مواد تشکیلدهنده خاتم و واکنش متفاوت آنها نسبت به روشهای حفاظتی تأثیر زیادی در اتخاذ روش بهینه حفاظت و درمان دارد. در نتیجه شناسایی مواد تشکیلدهندۀ آنها جهت انتخاب روش صحیح برخورد با این نوع آثار، ضرورت خواهد داشت. طیفسنجی مادونقرمز تبدیل فوریه (FTIR) از جمله روشهایی است که میتواند بهمنظور شناخت ماهیت مواد آلی تشکیلدهندۀ خاتم مورد ارزیابی قرار گیرد. ازاینرو در این پژوهش خاتم درب مسجد سید اصفهان مربوط به دوره قاجار بهعنوان نمونۀ موردی، بررسی شد. بدین منظور طیفسنجی FTIR جهت بررسی ساختاری و شناسایی مواد بهکاررفته در ساخت آن، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان دادند که قطعات قرمز – قهوهای و سیاه در این نمونه خاتم از جنس چوب و قطعات سفیدرنگ از جنس استخوان هستند. همچنین از سریشم بهعنوان چسب در پیچیدن خاتم و نیز آسترکردن آن و از ترکیبی حاوی رزینهای ترپنوئیدی جهت پرداخت و پوششدهی خاتم استفاده شده است.
در این پژوهش، نوع و ساختار شیمیایی ۱۰ نمونه رنگ آبی و قرمز مربوط به پنج نسخه خطی دوره صفوی تعیین شده که هدف از آن شناسایی رنگ دانه های معمول در تذهیب آثار مکتوب هم عصر است. این مسئله در بحث فن شناسی مطالعات حفاظت و مرمت علمی و صحیح این آثار بسیار ارزشمند خواهد بود. در مرحله اول، بررسی تاریخی و کتابخانه ای در زمینه نوع و چگونگی تهیه رنگ های استفاده شده در نسخ خطی در دوره زمانی مد نظر انجام شد و در مرحله بعد، پس از نمونه برداری از نسخ و آماده سازی آنها، از میکروسکوپ الکترونی روبشی- طیف سنجی پراش انرژی اشعه ایکس (SEM-EDX) و طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) برای شناسایی رنگدانه ها استفاده شد. نتایج حاصل از بررسی و آنالیز رنگ های مطالعه شده، بیانگر این است که تمام نمونه رنگ های قرمز و آبی به کار رفته در این پنج نسخه، معدنی بوده اند. همچنین، نتایج نشان داد که رنگدانه های قرمز استفاده شده در این نسخ شنگرف (ورمیلیون)، اخرا و سرنج بوده و تمام رنگدانه های آبی آزمایش شده، لاجورد مصنوعی (اولترامارین) هستند. همچنین حضور نوار جذبی ضعیف در محدوده عدد موجی cm-۱ ۲۳۴۰ در طیف FTIR رنگ های آبی، نشان دهنده ی استفاده از نوع طبیعی اولترامارین است.
منسوجات همچون سایر مواد آلی، دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی هستند کـه حفاظـت و مرمـت آنها یکی از مهمترین مسائل همیشگی کارشناسان این حوزه بهویژه در دهههای اخیر بوده است. شـاید دلیـل این رویکرد در حوزهی حفاظت، از بین رفتن صنعت تولید برخی از انواع منسوجات در چند سال اخیر باشد؛ منسوجاتی که از پیشینهی فرهنگی بسیار باارزشی نیز برخوردارند. ازآنجاکه منسوجات به سبب ماهیت آلی خود بندرت در یافتههای باستانشناسی دیده میشوند بنابراین نسبت به سـایر آثـار کمتـر موردتوجه قرارگرفتهاند . موضوع این پژوهش، ارائه طرح حفاظتی بخشی از پرده ورودی خانه کعبـه اسـت کـه ارزش فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و هنری بسیار شایان توجهی دارد. با پژوهش و بررسی مـواد اولیـه این اثر و مطرح نمودن شیوهی مناسب حفظ ساختار فعلی آن تلاش گردیده تا ضمن معرفـی سـاختار و حفظ این اثر معنوی گرانقدر، بتوان راهکاری شایسته برای معرفی و نگاه داشت این گروه از آثـار نیـز ارائه داد و بهاینترتیب در راستای حفظ معنویات هنری، فکری و فرهنگی مشترک با سایر اقوام گام برداشت. در این طرح بامطالعه تطبیقی و بررسیهای آزمایشگاهی به روش SEM ، FTIR، ابعاد مختلف فن شناسی این اثر مطرح گردیده و در پایـان، بـا بررسی عوامل آسیبرسان و نیز آسیبهای ایجادشده، طرح حفاظتی مناسب بـا شـرایط اثـر، ارائـه گردیده است. به این دلیل که این قطعه بهعنوان یک قطعـه پرکـار از پـرده قسـمت ورودی خانـه کعبه، قطعهای است از 11 قطعه اهداشده به کشور ایران در سالهای متمادی، امید است این طرح بتواند راه گشای اجرای عملیات حفاظت و مرمت سایر قطعات موجـود از ایـن اثر در موزههای دیگر باشد.
نقاشیهای تبلیغاتی سردر سینما در اوایل دهۀ ۳۰ ش برای جلب توجه مخاطبان به سینما ایجاد شدند و با ظهور صنعت چاپ دیجیتال در دهۀ ۸۰ ش از رونق افتادند و به تدریج به فراموشی سپرده شدند. با گذشت زمان، این نقاشیها به آثار تاریخی تبدیل شدهاند و نیازمند حفاظت و مرمت هستند. پژوهش حاضر با هدف شناخت مواد بهکاررفته در نقاشیهای سردر سینما انجام شده است. روش تحقیق به صورت توصیفی با استفاده از روشهای آزمایشگاهی شیمی کلاسیک، میکروسکوپهای دیجیتال و پلاریزان و طیفسنجی مادون قرمز انجام شده است. نتایج نشان میدهند که نقاشی شامل سه لایۀ تکیهگاه، بستر و رنگ است. تکیهگاه از الیاف پنبهای و نخی تشکیل شده است و در موارد مرمت، از ابریشم استفاده شده است. ترکیبات بستر شامل گچ، کلسیت و سفید سرب میباشد و رنگدانهها نیز شامل ترکیباتی مانند سفید سرب، کلسیت، آبی پروس و اکسید آهن سیاه هستند.