آرمان رزم، حسین احمدی، عباس عابداصفهانی، دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
آثار بسیاری که از محل زندگی اجتماعات قدیم در جرجان یافت شدهاند، نشاندهنده قدمت زندگی در این منطقه هستند. شواهد بسیاری از اهمیت جرجان در دوران تاریخی، ازجمله هخامنشی، ساسانی و سلوکی در کتیبههای مربوط به آن دوران یافت میشود. در دوره سلجوقی، جرجان مهد علم، ادب، هنر و صنعت شمال ایران و در صنایع شیشهگری، سفالگری و فلزکاری و بهکارگیری لعاب روی سفالینهها از مراکز مهم کشور بوده است. استفاده از نقوش سیاه و لعاب فیروزهای در اشیاء سفالی کاوششده در جرجان بهوفور دیده میشود. در این پژوهش سه نمونه از سفالهای دارای این نوع لعاب در منطقه جرجان، ازلحاظ فنشناسی مورد بررسی قرار گرفتند و روش ساخت و مواد بهکاررفته در آنها مطالعه شد. در این راستا با استفاده از روشهای میکروسکوپ دیجیتال، میکروسکوپ نوری پلاریزان، میکروسکوپ الکترونی روبشی و آنالیز پراش پرتو ایکس ، به شناخت لعابها پرداخته شد. با توجه به تصاویر میکروسکوپی از مقطع نمونهها، شیوه اجرای لعاب از نوع زیرلعابی است و سه لایه برای ایجاد لعاب قابل مشاهده است. ابتدا یک لایه شیریرنگ که انگوب نامیده میشود، روی سطح سفال ایجادشده و سپس نقوش سیاهرنگ روی آن اجرا شدهاند و در نهایت یک لایه لعاب شفاف فیروزهای تمام سطح را پوشانده است.
در این پژوهش، نوع و ساختار شیمیایی ۱۰ نمونه رنگ آبی و قرمز مربوط به پنج نسخه خطی دوره صفوی تعیین شده که هدف از آن شناسایی رنگ دانه های معمول در تذهیب آثار مکتوب هم عصر است. این مسئله در بحث فن شناسی مطالعات حفاظت و مرمت علمی و صحیح این آثار بسیار ارزشمند خواهد بود. در مرحله اول، بررسی تاریخی و کتابخانه ای در زمینه نوع و چگونگی تهیه رنگ های استفاده شده در نسخ خطی در دوره زمانی مد نظر انجام شد و در مرحله بعد، پس از نمونه برداری از نسخ و آماده سازی آنها، از میکروسکوپ الکترونی روبشی- طیف سنجی پراش انرژی اشعه ایکس (SEM-EDX) و طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) برای شناسایی رنگدانه ها استفاده شد. نتایج حاصل از بررسی و آنالیز رنگ های مطالعه شده، بیانگر این است که تمام نمونه رنگ های قرمز و آبی به کار رفته در این پنج نسخه، معدنی بوده اند. همچنین، نتایج نشان داد که رنگدانه های قرمز استفاده شده در این نسخ شنگرف (ورمیلیون)، اخرا و سرنج بوده و تمام رنگدانه های آبی آزمایش شده، لاجورد مصنوعی (اولترامارین) هستند. همچنین حضور نوار جذبی ضعیف در محدوده عدد موجی cm-۱ ۲۳۴۰ در طیف FTIR رنگ های آبی، نشان دهنده ی استفاده از نوع طبیعی اولترامارین است.
منسوجات همچون سایر مواد آلی، دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی هستند کـه حفاظـت و مرمـت آنها یکی از مهمترین مسائل همیشگی کارشناسان این حوزه بهویژه در دهههای اخیر بوده است. شـاید دلیـل این رویکرد در حوزهی حفاظت، از بین رفتن صنعت تولید برخی از انواع منسوجات در چند سال اخیر باشد؛ منسوجاتی که از پیشینهی فرهنگی بسیار باارزشی نیز برخوردارند. ازآنجاکه منسوجات به سبب ماهیت آلی خود بندرت در یافتههای باستانشناسی دیده میشوند بنابراین نسبت به سـایر آثـار کمتـر موردتوجه قرارگرفتهاند . موضوع این پژوهش، ارائه طرح حفاظتی بخشی از پرده ورودی خانه کعبـه اسـت کـه ارزش فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و هنری بسیار شایان توجهی دارد. با پژوهش و بررسی مـواد اولیـه این اثر و مطرح نمودن شیوهی مناسب حفظ ساختار فعلی آن تلاش گردیده تا ضمن معرفـی سـاختار و حفظ این اثر معنوی گرانقدر، بتوان راهکاری شایسته برای معرفی و نگاه داشت این گروه از آثـار نیـز ارائه داد و بهاینترتیب در راستای حفظ معنویات هنری، فکری و فرهنگی مشترک با سایر اقوام گام برداشت. در این طرح بامطالعه تطبیقی و بررسیهای آزمایشگاهی به روش SEM ، FTIR، ابعاد مختلف فن شناسی این اثر مطرح گردیده و در پایـان، بـا بررسی عوامل آسیبرسان و نیز آسیبهای ایجادشده، طرح حفاظتی مناسب بـا شـرایط اثـر، ارائـه گردیده است. به این دلیل که این قطعه بهعنوان یک قطعـه پرکـار از پـرده قسـمت ورودی خانـه کعبه، قطعهای است از 11 قطعه اهداشده به کشور ایران در سالهای متمادی، امید است این طرح بتواند راه گشای اجرای عملیات حفاظت و مرمت سایر قطعات موجـود از ایـن اثر در موزههای دیگر باشد.
رنگدانهها از مهمترین موارد برای شناخت اصالت آثار هنری و تاریخی فرهنگی بوده و از جایگاه ویژهای در حفاظت و مرمت برخوردار هستند. در این میان شناخت روشهای شناسایی رنگدانههای بهکار رفته در آثار تاریخی در تعیین هویت و اصالت این آثار نقش مهمی دارد. هدف این مطالعه مرور انواع روشهای شناسایی رنگدانههای بهکار رفته در نسخ خطی تاریخی است. مطالعات در این مقاله با مرور آنالیزهای دستگاهی غیرتخریبی مانند میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به تفرق پرتو ایکس (SEM_EDX) طیفسنجی زیر قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، فلورسانس اشعه ایکس (XRF)، پراش پرتو ایکس (XRD) میکروسکوپ نوری پلاریزان (PLM) نشر پرتو ایکس الفانی ذرهای (PIXE) میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) طیفسنجی میکرورامان (micro Raman و تصویر برداریهای نوری جهت شناسایی عنصری و ترکیبی رنگدانهها صورت گرفته است. از میان روشهای فوق میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به تفرق پرتو ایکس و آزمونهای نقطهای در شناسایی رنگدانههای تاریخی کاربرد بیشتری داشته است. همچنین کاربرد ترکیبی چند روش میتواند راهکار مناسبی برای شناسایی باشد؛ اما با توجه به مطالعات انجام گرفته در مقاله حاضر ضروری است بسته به هدف شناسایی و حساسیت اثر مواردی از جمله امکان آنالیز در محل یا انتقال آثار به آزمایشگاههای مراکز مختلف استفاده از روشهای غیرتخریبی امکان انجام نمونهبرداری و اهمیت و ارزش اثر در نظر گرفته شده و بدین صورت بهترین روش ممکن اتخاذ گردد. در صورت نیاز ترکیب آزمونها و روشهای دستگاهی نیز میتواند در شناخت هر چه دقیقتر رنگدانهها در کنار شیمیتَر مؤثر واقع شود.
یکی از بزرگترین و زیباترین مصلاهای تاریخی ایران مصلای پایین خیابان مشهد است که به دستور شاه سلیمان اول در دوران صفویان ساخته شده است. تاریخ ساخت و اتمام بنا بر طبق کتیبه کاشی ایوان مرکزی سال ۱۰۸۷ ه.ق است. ساختار معماری بنا از ایوان مرکزی رفیعی در وسط و دو رواق گنبددار در طرفین تشکیل شده است. سطوح داخلی و خارجی بنا با آرایههای مختلف معماری همچون گچبری،کاشیکاری، نقاشی و مقرنس کاری تزئین گردیده است. در میان انواع مختلف آرایههای بکار رفته در تزئین این بنا کاشیهای معرق محراب بنا از نظر زیبایی و نفاست بیهمتاست. بررسی آزمایشگاهی ترکیب شیمیایی لعاب کاشیهای معرق محراب با روش دستگاهی SEM-EDX و نتایج حاصل از آن مطابقت و همخوانی خوبی با نتایج بررسیهای تجربی سایر محققان داشت که این امر نشان از تداوم سنت کاشیکاری و تولید لعاب با فناوری مشابه در سراسر عصر صفوی در مناطق مختلف ایران است مطالعه ترکیب کانیشناسی بدنه کاشیها به روش پتروگرافی نیز حاکی از بکارگیری ترکیب کانی شناختی مشابه و مناسب به همراه پخت خوب در تولید آنها بود که موجب استحکام و دوام بیشتر کاشیها شده بود آسیبشناسی بنا و تزئینات آن نشان داد که ترکیبی از عوامل مختلف فیزیکی شیمیایی و انسانی موجبات تخریب و فرسایش سازه و تزئینات بنا از جمله کاشیهای معرق آن را فراهم آورده است. در این میان عوامل انسانی و توسعه ناهنجار شهری پیرامون بنا و مرمتهای غیراصولی و غیرحرفهای تزئینات در تخریب و فرسایش کاشیها نقش اصلی را بر عهده داشته است. با توجه به اهمیت و نفاست کاشیهای معرق محراب پس از انجام مطالعات آزمایشگاهی کاشیهای این بخش از بنا مورد حفاظت و مرمت قرار گرفت. برای این کار پس از اقدامات حفاظتی اولیه از طریق تمیزکاری و استحکامبخشی بخشهای کمبود مطابق با اصول و مبانی نظری مرمت به شیوه مرمت تکمیلی از طریق موزونسازی رنگی بازسازی شد.
سفالگری هنری- فناوری است که از پیش از تاریخ تاکنون در طول چندین هزار سال تداوم یافتهاست. این نوع آثار بهخصوص در ایران از تنوع سبکی و فنآورانه بالایی برخوردارهستند. در اغلب کاوشهای باستانشناسی همواره شاهد کشف انواع مختلفی از این آثار مربوط به دورههای تاریخی مختلف هستیم، که مطالعه فنی و بازیابی فرم آنها در بسیاری موارد میتواند اطلاعات خوبی را در اختیار پژوهشگران حوزههای مختلف قراردهد. از جمله این کاوشها، کاوش محوطه تپه سیلوه پیرانشهر است که سفالهای متنوعی مربوط به دورههای مس و سنگ، مفرغ قدیم، عصر آهن، و آثاری از دورهی اشکانی و پس از آن دوره اسلامی از آن بهدست آمدهاست. نمونه مورد مطالعه در این مقاله یک سفال نارنجیرنگ منقوش بارنگهای سیاه و قرمز و نقوش هندسی متعلق به عصر مفرغ از همین محوطه است. این اثر دارای رسوبات زیاد و آسیبهایی نظیر شکستگی و مفقودی است، که به شیوه نامناسب وصالی شدهاست. بنابراین نیازمند وصالی مجدد، پاکسازی و بازسازی بخشهای مفقود، با درنظرگرفتن اصول مبانی نظری مرمت است. در همین راستا پس از انجام مطالعات و بررسیهای ضروری آسیبشناسانه و فنشناسانه اثر با استفاده از روشهای آزمایشگاهی، روش مناسب پاکسازی انتخاب و اقدامات لازم در راستای حفاظت و مرمت آن انجامشد.
کتیبه سنگ بسم الله یکی از آثار شاخص دوره قاجار در موزه آذربایجان تبریز است که از سال 1372 تاکنون در این موزه نگهداری میشود. این اثر در شهر قاهره مصر توسط یک هنرمند ایرانی با نام محمد علی قوچانی معروف به میرزا سنگلاخ ساخته شده است. اثر مذکور از پنج قطعه تشکیل شده که در مجموع وزنی بالغ بر 3 تن دارد. عمده آسیبهای به وجود آمده در این اثر با در نظر گرفتن تزئینات ظریف و از طرفی وزن بالای آن، مربوط به جابجاییهای متعدد این اثر بوده است. علاوه بر تزئینات بسیار ظریف حجاری، سطح اثر با رنگهای آبی، طلایی، سبز، سیاه، سفید و قرمز، مزین شده است. به نظر میسد در کنار تاریخ پر فراز و نشیب این اثر و اهمیت فرهنگی آن در میان جامعه امروزی بخصوص مردم تبریز تنها مروری بر سرگذشت آن برای بیان جایگاه، ارزش و ویژگیهای منحصر به فردش کافی نخواهد بود، لذا مطالعهای دقیقتر و علمی به بهتر شناساندن آن میتواند کمک شایانی در معرفی این اثر داشته باشد. از طرفی برای حفاظت بهتر و در صورت لزوم مرمت اثر نیاز به تهیه مستندات و مطالعات علمی برای این اثر فاخر، احساس میشود. برای تشخیص مواد و منشأ رنگهای موجود، استفاده از روشهای علمی و آزمایشگاهی در دستور کار قرار گرفت. برای تحقق این امر از دو روش آزمایش شیمی کلاسیک و آنالیز EDX برای شناسایی رنگهای موجود بهره گرفته شد. پس از انجام آزمایشات و تحلیل و بررسی رنگها نتیجه بدست آمده وجود رنگهای نیل، زنگار مس، پودر طلا، شنگرف، دوده استخوان و سفیداب شیخ را تایید کرد.