از زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﺮش ﻫﺎ ﺑﺎ ورود ﺑﻪ ﻣﻮزهﻫﺎ و ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﻫﺎی ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺎرﺑﺮی دادﻧﺪ و ارزشﻫﺎی دیگری ﻣﺎﻧﻨﺪ ارزشﻫﺎی تاریخی و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﺮای آﻧﻬﺎ تعریف ﺷﺪ، ﺑﻪ ﻣﺮور ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ نوین ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﺑﺴﯿﺎری از ﺷﯿﻮههایی ﮐﻪ ﻃﯽ ﻗﺮنﻫﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﻣﺖﮔﺮان ﺳﻨﺘﯽ در ﺗﺮﻣﯿﻢ و ﻧﮕﻪداری ﻓﺮشﻫﺎ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ، در درﻣﺎن ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزهای ﻏﯿﺮﺿﺮوری داﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت درﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ دو اﺻﻞ ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﺪاﺧﻠﻪ و ﺑﺮﮔﺸﺖپذیری ﺑﺎ اﻧﻮاع ﺷﯿﻮهﻫﺎی اﺳﺘﺤﮑﺎمﺑﺨﺸﯽ ﻣﺘﺮادف گردید. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪ تاریخی و جایگاه ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ در فرآیند ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮشﻫﺎی آﺳﯿﺐ دیده از ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ اﻣﺮوز، این ﺳﻮال ﻣﻄﺮح ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ آیا ﻣﯽﺗﻮان ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞﻫﺎی ﻣﺜﺒﺖ ﻣﻮﺟﻮد در ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ ﺑﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزهای ﭘﺮداﺧﺖ. ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ این ﺳﻮال ﻫﻤﻮاره از مهمترین ﺑﺤﺚﻫﺎی ﻣﻄﺮح ﺑﯿﻦ ﻃﺮﻓﺪاران ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ و نوین در جریان ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻓﺮشهای ﺑﺎ ارزش ﻣﻮزهای ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﺮ این اﺳﺎس از مهمترین اﻫﺪاف این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ دﻗﯿﻖ ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ، اﻫﺪاف و وظایف آن و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ جایگاه آن در ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزهای اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﮐﺎرﺑﺮدی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ پایه ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای، ﺟﻤﻊآوری و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﺑﻪ ﺷﯿﻮه ﻣﯿﺪاﻧﯽ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ نتایج ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه از ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت ﺷﺨﺼﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. نتایج ﺣﺎﺻﻞ از این ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏﻫﺎی رایج در ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ در درﻣﺎن ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزهای داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺣﻔﻆ و ﺑﻘﺎی آﻧﻬﺎ را ﺗﻀﻤﯿﻦ نماید. ﺑﻪ ﻋﻼوه یک ارﺗﺒﺎط ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺣﺮﻓﻪای ﺑﯿﻦ ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ و ﺣﻔﺎﻇﺖ وﺟﻮد دارد.