طاهره شیشهبری، حسین احمدی، دوره 1، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
از میان آثار تاریخی هنری دوره اسلامی، کتیبههای معماری به دلیل پیوند با فضای معماری جایگاه ویژهای یافتهاند و همواره موردتوجه متخصصان و منتقدان قرارگرفتهاند. این آثار ارزشمند با مصالح مختلف اجراشدهاند و بدون شک باگذشت زمان، دچار آسیب میشوند. موضوع حفاظت و مرمت کتیبهها همیشه از دغدغههای مهم جامعه مرمتگران بوده است چراکه باوجود برگزاری همایشها و گردهماییهای بسیار و تدوین اصول و نظریات متفاوت در زمینه مرمت، تاکنون دستورالعمل جامعی برای مرمت این دسته از آثار نوشتاری ارزشمند به دست نیامده و این موضوع باعث سردرگمی و اجرای شیوههای مختلف در برخورد با این آثار شده است. در پژوهش پیش رو به مرمتهای انجامشده در کتیبههای چند بنای شهر تاریخی یزد پرداخته بهبیاندیگر این پژوهش در پی بررسی اصول مطرح در حیطه مرمت و مبانی نظری آن است که چگونه در مرمت کتیبهها به کار گرفتهشده و با توجه به مطرح بودن مقوله خط و خوشنویسی در این دسته از آثار، اصول موجود تا چه میزان میتواند در مرمت کتیبهها کارآمد باشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که فقدان معیار و اصول جامع برای مرمت این دسته از آثار باعث شده جامعه مرمت دچار سردرگمی شده و بعضی از مرمتها سلیقهای و گاهی بهاشتباه انجام شود. روش تحقیق در این پژوهش به شیوه تحلیلی، با استناد به منابع کتابخانهای و تحقیق میدانی است.
در گالری شماره ۴۵۵ موزه متروپولیتن نیویورک ایالات متحده آمریکا، سنگ قبری تاریخی وجود دارد که مکان قرارگیری آن پیش از کندن از محل اصلی و انتقال به موزه یزد عنوان شده و بر روی آن سال ۷۵۹ مق نفر شده است. بر اساس اطلاعاتی که موزه در وبسایت خود ارائه کرده است. سنگ منتسب به شخصی به نام شیخ محمود بن صادا محمد است که رهبر گروه برادری مذهبی نامبرده شده است. با این حال مطالعه متون حجاری شده که خوشبختانه به همت موزه کامل و به دو زبان اصلی کتیبه و ترجمه آن یعنی عربی و انگلیسی در دسترس مخاطبان و پژوهشگران است، سرنخ هایی برای پژوهش درباره مالک حقیقی آن و داستانش در اختیار می گذارد. تحقیق پیرامون اطلاعات گردآوری شده با شروع از حجاریهای سنگ قبر نشان میدهد سنگ متعلق به شیخ محمود بن تقیالدین دادا محمد یزدی از اقطاب بزرگ سازمان تصوف دادائیه در یزد و یکی از صوفیان صاحب نام در ایران قرون میانی اسلامی است که در برگردان نام و نسب خانوادگی او اشتباه نوشته شده و نام سازمان تصوف زیر نظر او یعنی «دادائیه» به اشتباه به عنوان اسم عام لفظ رایج در زبان عامیانه مناطق مرکزی ایران و شهرهای اصفهان و یزد برای خطاب کردن برادر یعنی «داداش» و «دادا»، پنداشته شده و به همین سبب او سرپرست گروه برادری مذهبی معرفی شده است. سنگ قبری که در زمانی نامعلوم و بر اساس توصیفات دانشوران در منابع مکتوب به نقل از مردم محلی اواخر قرن ۱۳ ه.ش و اوایل قرن ۱۴ مش شبانه عدهای آن را همراه تعدادی دیگر از سنگهای قبور مریدان و شیوخ سلسله دادائیه مدفون پیرامون محمود شاه در خانقاه بندر آباد یزد میدزدند و بعدها، سر از موزه متروپولیتن نیویورک ایالات متحده آمریکا در میآورد. نوشتار پژوهشی پیش رو توصیف و روایت این سنگ قبر و زندگانی مالک او در دو پرده است؛ داستانی که از بندرآباد یزد آغاز میشود و به نیویورک آمریکا ختم میشود.
یکی از آسیبهای جدی که امروزه متوجه فضاهای شهری تاریخی است آسیبهای حوزه سیما و منظر است. از جمله مهمترین عواملی که موجب اغتشاش بصری در سیمای فضاهای شهری تاریخی میشود می توان به تأسیسات شهری از جمله تأسیسات برق تأسیسات گاز، تأسیسات مخابرات و دیگر موارد مشابه اشاره کرد. یکی از تجارب موفق در زمینه رفع آسیبهای منظر تأسیسات شهری تجربه طرح باز آفرینی میدان وقت و ساعت یزد است. این میدان که قدمت آن به دوره صفویه بر میگردد و پیشینه تاریخی مکان استقرار آن مربوط به دوره ایلخانی است. تا قبل از اجرای طرح باز آفرینی میدان وقت و ساعت دارای مشکلات متعدد در زمینه سیما و منظر بود در طرح باز آفرینی میدان وقت و ساعت که در سال ۱۳۹۷ توسط پژوهشکده معماری بومی دانشگاه یزد تهیه شد و در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۳۰۲ به همت شهرداری منطقه تاریخی شهر یزد و با همکاری اداره کل میراث فرهنگی صنایعدستی و گردشگری استان یزد به اجرا درآمد بخشهای مهمی از آسیبهای سیما و منظر این میدان که ناشی از تأسیسات شهری بود بر طرف شد این مقاله در نظر دارد با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به شرح فرایند این طرح بپردازد و اقدامات اجرایی در زمینه رفع آسیبهای سیما و منظر تأسیسات شهری در این میدان را بازگو کند.
آثار تاریخی به عنوان یکی از شاخصهای شناسایی میراث فرهنگی ملل، همواره از جایگاه ویژهای در مطالعات تاریخی- فرهنگی برخوردار بوده است. مقاله پیشرو با هدف ارائه گزارشی از عملیات مرمت و حفاظت اشیاء فلزی گنجینه میراث فرهنگی شهر یزد تهیه شده است. این گنجینه یکی از غنیترین مجموعهها از نظر تنوع آثار تاریخی است که در سالهای گذشته حفاظت و مرمت اشیاء موجود در دستور کار قرار گرفت و عملیات مرمت و حفاظت بر روی این آثار ارزشمند انجام شد. در این پژوهش تلاش بر آن شد تا فرآیند حفاظت و مرمت این مجموعه غنی که طی 7 سال و در مقاطع مختلف انجام شده است، اشیاء فلزی با ویژگی خاص انتخاب و جزییات روند کار حفاظت در این مقاله ارائه شود. آثار منتخب شامل اشیاء نقرهای، آهنی و مفرغی است. شرایط نگهداری نادرست در گذشته باعث ایجاد لایهای از رسوباتمحیطیومحصولاتخوردگی در سطح اشیاء شده بود؛ به گونهای که فرسودگی و ناخواناشدنطرحونقش اشیاءرا به دنبال داشت؛ بنابراین در روند عملیات مرمت و حفاظت با رعایت مبانی نظری مرمت سعی بر آن شد که تا حد امکان پاکسازی به صورت مکانیکی و در صورت نیاز به صورت شیمیایی انجام شود. مواد مصرفی در درصدهای کم استفاده شدند و موادی انتخاب شدند که تا حد ممکن به محیط زیست آسیب نرسانند. مهمترین مرحله بعد از عملیات مرمت، حفاظت و نگهداری اشیاء در شرایط مطلوب و بازبینیهای دورهای است که در صورت مشاهده هر آسیبی فورا اقدام به مرمت آن شود. مقاله پیش رو بیانگر انجام مراحل عملیات مرمت و حفاظت اشیاء فلزی با جنسیتهای مختلف و حفاظت آنها به منظور نگهداری آنها در شرایط استاندارد برای نمایش در موزه است.
استحکامبخشی اضطراری آرایههای معماری در بیشتر مواقع در راستای اهداف مرمت بناهای تاریخی صورت میگیرد به همین منظور مرمتگر آرایههای معماری میبایست شرایط ایمن را از جهت حفظ آرایههای موجود در اقدمات مرمت بنا ایجاد کند خانه ارم یزد یکی از بناهای قاجاری شهر یزد بوده و قرار بر احیا و کاربری یافتن دارد؛ این بنا در بخش شاهنشین دارای آرایههای گچی آینه و شیشهای و همچنین دیوارنگاره با نقوش گیاهی و کتیبه نوشتاری است به دلیل آسیبهای موجود در لایههای مختلف آرایههای معماری این بنا امکان استحکامبخشی سازهای و مرمت قسمتهای فرسوده را برای مرمتگران بنا دشوار کرده بود به طوری که در صورت انجام هر گونه اقدامات مرمت سازهای امکان تخریب آرایههای معماری وجود داشت؛ چرا که ترکهایی که نشان از حرکت سازه دارد موجب جدایش و سست شدن آرایهها از بخش لایه زیرین خود که شامل تکیهگاه آجر) آستر (کاهگل) و بستر (گچ) شده است که نیازمند استحکامبخشی است؛ کل سطح دیوارها به جز دیوار سقف در خانه ارم یزد دارای اندود گچی الحاقی بوده که باعث پنهان شدن بخشهایی از آرایههای گچی و دیوار نگاره شده است؛ از این رو نیازمند مشخصسازی آرایههای پنهان در بخشهای مختلف با انجام سونداژهایی در دیوارهای اتاق شاه نشین خانه ارم یزد است. در برخی از نقاط دیوارها نیازمند استحکامبخشی دقیق از جانب مرمتگران ابنیه است ولی در این نقاط گفته شده دیوارنگاره وجود دارد که امکان هر گونه اقدمات استحکامبخشی را محدود کرده است. برای این منظور دیوارنگارهها در نقاط ذکر شده میبایست از دیوارها جدا و نگهداری شده و بعد از اقدمات استحکامبخشی سازهای دوباره به مکان اصلی خود جای گذاری شوند. در این مقاله شرح کامل اقدامات عملی استحکامبخشی اضطراری انجام گرفته بر روی آرایهای معماری خانه ارم یزد ارائه شده است.
علی شهابینژاد، مهدیه جعفری، دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مستندسازی ابنیه تاریخی یکی از فرایندهای بسیار مهم و کاربردی در امر مطالعه، حفاظت و مرمت ابنیه تاریخی است. از گذشته تاکنون روشهای مختلفی برای مستندسازی بناهای تاریخی به کار گرفته شده است. یکی از این روشهای رایج، برداشت نقشههای معماری یا رولوه بنای تاریخی است. رولوه، با استفاده از روشهای سنتی و دستی تا روشهای مدرن و دیجیتال اجرا می شود و فهم ما از الگوی معماری بنا را ارتقا میدهد، اما نمیتواند گویای بسیاری از اطلاعات، از جمله تنوع رنگی، جنس و بافت مصالح، نور و اشیاء درون فضا باشد. از این رو در کنار این روش، تمایل به استفاده از دیگر روشهایی که میتواند اطلاعات کاملتری از بنا را ثبت کند افزایش یافته است. در این نوشتار تصویرسازی متریک ابنیه تاریخی به عنوان یکی از این روش ها معرفی شده است. منظور از تصویرسازی متریک، تصویرسازی از بنای تاریخی مبتنی بر نقشههای فنی و برداشت دقیق از بنا است. نمونهای از این تصویرسازی که به صورت نما برش در موزه آب یزد انجام شده است به عنوان مطالعه کاربردی موردی ارائه شده است.
خانهی تاریخی قاریها یکی از بناهای خشتی بهجای مانده از روزگار مظفریان در شهر یزد است که شاهد تحولاتی در دوران مختلف تاریخی بوده است. این بنا و دیگر بناهای بهجای مانده از این دوران بهدلیل ارزشهای وابسته به عصر طلایی هنر و معماری ایلخانی، قابلیت مطالعه در زمینههای مختلف و مرتبط با علم حفاظت را دارند. در دهههای اخیر، فرسایشهای ناشی از شرایط محیطی، وضعیت نامناسبی برای این بنا بهوجود آورده است. یکی از علل اصلی آسیبهای بهوجود آمده، فرسودگی شدید لایههای پشتبام و عدم کارایی درست مسیرهای دفع آب باران است. این عامل باعث نفوذ آب به قسمتهای داخلی و آسیب به بخشیهایی از سازه شده است. ازاینرو، با هدف جلوگیری از ادامه روند تخریب و تثبیت وضعیت موجود، اقدامات حفاظتی و مرمتی به شکل استحکامبخشی موضعی پی، مرمت و بازسازی نعل درگاهها، مرمت و بازچینی سه گونه از طاقهای آسیبدیده، تثبیت لایهها و اندودهای دیواری و خواناسازی آرایههای معماری انجام شده است. در این مقاله تلاش شده تا با کمک مستندات تصویری از فرایند عملیات اجرایی به همراه ترسیمهای معماری شرح کاملی از اقدامات حفاظت و مرمتی صورت گرفته در ارتباط با این بنای تاریخی، ارائه شود.
علی شهابینژاد، هادی لوکزاده، دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
دستگاه زمانسنجی مجموعه مدرسه رکنیه که مشهور به رصد وقت و ساعت است در سال 725 ه.ق در محدوده کنونی میدان وقت و ساعت یزد به سفارش سید رکنالدین ساخته شد. این دستگاه مکانیکی که بر پایه انرژی سیال آب بود، قابلیت نمایش ساعات مختلف روز و تقویم سالیانه را داشت و یکی از دستاوردهای شاخص تاریخ علم و فناوری ایران محسوب میشود. هر چند این دستگاه که نوعی برج جهت تعیین وقت (تقویم سالیانه) و ساعت (زمانسنجی روزانه) بوده تا دوره تیموری و در زمان تألیف دو کتاب مهم تاریخی محلی یزد یعنی تاریخ یزد و تاریخ جدید یزد برقرار بوده، اما پس از این دوره، مجموعه رکنیه و رصد مشهور آن رو به زوال رفته و از دوره صفویه تا کنون اثری از آن باقی نمانده است. با این حال آنچه کتب تاریخ محلی یزد در وصف این بنا آوردهاند نشان از عظمت و پیچیدگی و ظرایف فنی این دستگاه برای نمایش اوقات و ساعات دارد. با توجه به اهمیت این دستگاه، پژوهشگران متعددی در مطالعات خود به آن اشاره کردهاند، اما تا کنون این دستگاه بازآفرینی نشده و هیچ تصویر و سندی از شمایل و اجزای عملکردی آن تهیه نشده بود. به همین منظور در سال 1401 طرح بازآفرینی این دستگاه با حمایت شرکت آب منطقهای یزد در دستور کار قرار گرفت و با همکاری مشترک شرکت مزدآباد و دانشگاه یزد در سال 1403 به انجام رسید. در بازآفرینی این دستگاه برای اولین بار شمایل کلی این دستگاه همراه با تمام عناصر عملکردی اصلی آن بازآفرینی و نحوه عملکرد هر یک از اجزای ساعت به منظور نمایش اوقات و ساعات شامل چرخ چوبین، خانههای ساعت در روز و شب، سازوکار گوی و طاس و سنج، منار علم و منار خروس نمایش داده شده است. علاوه بر این، نمونه کوچک مقیاس این دستگاه که قابلیت نمایش تمام عملکردهای اصلی ساعت را منطبق با سازوکار تاریخی خود دارد ساخته شده است و در موزه آب یزد به نمایش گذاشته شده است. در این نوشتار تلاش شده تا ضمن معرفی مستندات تاریخی پژوهش، شرحی از فرایند پژوهش و بازآفرینی دستگاه و توضیحاتی در مورد نحوه عملکرد عناصر گاهنگاری در این ساعت ارائه شود.
در نیم قرن اخیر، بناهای تاریخی با بحرانهای متعددی مواجه بودهاند. دامنه وسیع آسیبهای ناشی از عوامل درونی، طبیعی و انسانی، چالشهای جدیدی را پیش روی حفاظت و مرمت این آثار قرار داده و بیشازپیش ضرورت تشخیص دقیق آسیبها با بهرهگیری از روشهای ترکیبی را روشن ساخته است. با این حال، مطالعاتی که در زمینه آسیبشناسی بناهای تاریخی در ایران انجام شدهاند، همچنان یا دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی با ماهیتی عمدتا کیفی هستند و یا صرفا بر تحلیلهای کمی تکیه دارند. ازآنجاکه که تشخیص و ارزیابی صحیح علل بروز آسیبها، نقش اساسی در تعیین حد، سطح و اولویت مداخلات مرمت ایفا مینماید، این پژوهش بهدنبال توسعه روشی جامع برای آسیبشناسی ترکیبی و همه جانبه یک بنای تاریخی است. همانگونه که وضعیت آسیبهای فعلی بنا در تعیین میزان و شیوه مداخله تأثیرگذار است، درک دگرگونیهای بنا در طول تاریخ، شناخت تعمیرات و تغییرات گذشته، بررسی ویژگیهای ذاتی و ساختاری مصالح، تحلیل کمی و کیفی رفتار سازه در برابر تنشهای وارده و بحرانهای طبیعی همچون زلزله و سیل نیز مؤثر بوده و میبایستی بهصورت توامان مورد ارزیابی قرار گیرند. این پژوهش با تمرکز بر آسیبهای پل- بند تاریخی ایزدخواست به یک روش ترکیبی سازنده دست یافته که میتواند برای ارزیابی آسیبشناسانه سایر بناهای تاریخی دیگر الهامبخش باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با تعریف یک متدولوژی شش مرحلهای، شامل: (1) تحلیل تاریخی و بررسی سیر تحول بنا، (2) مشاهده مستقیم و تحلیل کیفی وضعیت فعلی در محل، (3) تحلیل کیفی و نیمهکمی مالتها و تحلیل کیفی مصالح، (4) تحلیل سازه و بررسی رفتار کلی بنا، (5) ارزیابی ایمنی و انجام تحلیلهای کمی و آزمونهای سازهای و (6) قضاوت نهایی و ترکیب دادهها؛ به تشخیص و داوری دقیق علل بروز آسیبها پرداخته است. این روش در ارتباط با پل- بند تاریخی ایزدخواست بهکار گرفته شده و نتایج آن مبنایی برای تعیین حدود مداخلات مرمتی و اقدامات استحکامبخشی فراهم آورده است. از نظر هدف، پژوهش حاضر کاربردی است و از لحاظ روش تحلیل، ماهیتی کمی و کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی دارد. متغیرهای بهکاررفته ترکیبی از دادههای کمی و کیفی بوده و از منظر زمانی، شامل بررسی گذشته و وضعیت کنونی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که تلفیق نظاممند تحلیل تاریخی، آسیبشناسی کیفی وضعیت فعلی، تحلیل مالتها و مصالح، تحلیل سازهای و تحلیل کمی رفتار سازه، ضمن روشن ساختن سازوکارهای پایداری پل- بند ایزدخواست، امکان اتخاذ راهکارهای مرمتی حداقلی، سازگار با اصالت و توان بنا و قابل تعمیم به بناهای تاریخی مشابه را فراهم میآورد.