هنر گچبری ازجمله هنرهای شاخص و پیشرفته ایران در ادوار گذشته در قالب روشهای فنی مختلف بوده است. با توجه به ماهیت گچ و همچنین عوامل محیطی و انسانی که باعث از بین رفتن آثار گچی تاریخی میگردند حفاظت و مرمت آنها در قالب بازسازی روشهای فنی فراموششده و یا کمتر مورداستفاده کنونی در راستای نگهداری و انتقال میراث فرهنگی گذشته به نسل بعدی ضرورت دارد. در همین راستا میتوان به آرایههای گچبری مشبک اشاره نمود که درواقع تزئیناتی هستند که بدون بستر به شیوه میانتهی اجرا میشوند، این شیوه تزئینی در مناطق مرکزی ایران بهویژه در خانههای کاشان بهصورت روزنهای مشبک با شیشههای رنگی بیشتر به چشم میخورد. ازلحاظ فن ساخت و شگردهای اجرایی میتوان گفت: این تزئین با گچ اندازی بر روی یک تکیهگاه موقت اجرا میشود و پس از برداشتن تکیهگاه، نقوش بریدهشده از پشت با شیشههای رنگی کامل میشوند. در همین راستا در این مقاله باهدف بازسازی یکی از روزنههای مشبک گچی خانه عباسیان کاشان شیوه ساخت و مراحل بازآفرینی آن باز تکرار اجراشده است محتوای پژوهش پیش رو درواقع شرحی بر چگونگی اجرا عملیات فنی بازسازی و مرمت یکی از روزنهای مشبک گچی با شیشههای رنگی در خانه عباسیان کاشان است،که بهصورت تجربی و میدانی با استفاده از تحلیلهای فنی انجامشده است.
حفاظت از نقاشیهای دیواری بر روی اندودهای گچی که در کاوشهای باستانشناسی کشف میشوند، بهویژه آنهایی که با شیوههای آبرنگی، تمپرا یا رنگ روغنی اجرا شدهاند، مستلزم شناخت عمیق ویژگیهای گچ و تعامل آن با عوامل محیطی است. گچ، بهعنوان سولفات کلسیم دیهیدرات(CaSO₄·2H₂O)، مادهای با ساختار بلورین و متخلخل است که به دلیل حساسیت بالا به رطوبت، دما و عوامل بیولوژیکی، چالشهای منحصربهفردی در فرآیند مرمت ایجاد میکند. این ویژگیها، همراه با تنوع در لایههای رنگی و بستهای آلی یا روغنی، نیاز به رویکردهای حفاظتی چندجانبه دارد. در این یادداشت ضمن تلاش در مساله مند کردن موضوع به صورت کلی به برخی چالشها و راهکارهای عمومی اشاره شده است.
خلاقیت در استفاده از گچ در کنار سایر مصالح برای آرایش ابنیه از دیرباز مورد توجه معماران بوده است. آجر و گچ دو مصالحی هستند که اشکال گوناگونی از آمود را با یکدیگر به وجود آوردهاند و در این پژوهش به فنشناسی انواع مختلف این فنون پرداخته شده است. بنای عظیم گنبد سلطانیه یکی از مهمترین بناهای آرامگاهی جهان است؛ که آرایههای گچی به عنوان تزئین غالب در این بنا به کار رفته است. یکی از این آرایهها، تلفیق گچ و آجر است که به عنوان تزئینی کالبدی خودنمایی می کند چگونگی پیدایش این گونه از آرایههای گچی بررسی انواع روشهای اجرای آن و طریقه ایجاد آرایههای مستقل از همنشینی آجر و گچ از جمله مباحث مورد توجه این مقاله است. روش تحقیق بر پایه روش تحلیلی توصیفی استوار است. جمع آوری دادهها به روش مشاهدات عینی و تجربیات کارگاهی نگارنده و استفاده از کتب اسناد و مقالات در زمینه روشهای گچبری در معماری ایران است. در نمونه مورد مطالعه از گنبد سلطانیه ایجاد گونهای متداول از این آرایهها در دوران ایلخانی بر روی دیوار قابل مشاهده است. این آرایهها در برخی بخشها فقط در بندها و در کنار آجر و در برخی قسمتها بر روی تمام سطح آجرها و با نقش آجر کار شده است. در حین مرمت و بازسازی بخشی از این آرایهها روشهای به کار برده شده در ایجاد نقوش درک گردید، به طوری که برای بندها گچبری درجا اولویت اول هنرمند است و پس از آنکه بندها با گچ پوشیده شد آرایهها اجرا میشده است. استفاده از رنگ که مکمل اجرای این آرایهها است و باعث میشود تا حدود آجرکاری مشخص گردد وجود رنگدانههای اخرای قرمز رنگ دانه اخرای زرد و سیاه کردن در این با تا حدی اثبات شده است.
اهمیت آرایههای معماری و علی الخصوص کتیبههای بر جای مانده که حاوی اطلاعات ارزشمند از دورههای تاریخی است بر هیچ کس پوشیده نیست. از این رو حفظ و نگهداری این آثار گرانبها بسیار ضروری است. پژوهش پیش رو در ارتباط با یکی از قدیمیترین و کمیابترین آرایههای معماری کار شده با شیوه تخمهگذاری است. آرایههای گچی تخمهگذاری به دلیل سختی در اجرا به تعداد محدود کار شدهاند و نمونههای انگشتشماری از آنها باقی مانده است. اثر مورد مطالعه کتیبهای نوشتاری به خط ثلث در بقعه سیدفتحالله و رامین است. این بنا در سال ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده منسوب به بده نهم هجری قمری است. همچنین کتیبه نام برده با ابعاد ۶۵×۱۵۰ سانتی متر در سه سطر اجرا شده و دارای آسیبهایی مانند ترکهای سازهای در لایههای مختلف اثر و الحاقات سطحی و مفقودی بخشهایی از نوشتار و زمینه کتیبه بود با توجه به تصمیم افراد تأثیرگذار مبنی بر جابجایی کتیبه همچنین با علم بر اینکه این کتیبه در زمره قدیمیترین آرایههای گچی تخمهگذاری است هدف این پژوهش حفظ اثر در محل اصلی خود ضلع شمال شرقی بقعه و مرمت آن با کمترین مداخله مؤثر و ممکن است به منظور دستیابی به مناسبترین روش مرمت این کتیبه مبانی مداخلات مرمتی متناسب با اثر تنظیم شد و بخش عملی کار به ترتیب شامل استحکامبخشی سازهای کتیبه لایهبرداری اندودهای الحاقی که منجر به کشف کتیبهای دیگر شد پاکسازی مکانیکی و شیمیایی استحکام بخشی ساختار ملاط با استفاده از خمیر پارچه تثبیت سطح پر کردن قسمتهای مفقودی با استفاده از ملاط گچ بازسازی حروف نوشتاری که از بین رفته بود و همچنین قاببندی و ایجاد کادر در اطراف کتیبه میشود. همچنین پس از اتمام فرایند مرمت اثر خوانش دقیق کتیبه برای مخاطبان ممکن گشت و محتوای مفهومی آن به ویژه تاریخ ساخت آن برای اولین بار آشکار شد.
شهرستان نیشابور واقع در خراسان رضوی یکی از قدیمیترین شهرهای ایران است که محوطههای تاریخی گوناگونی از جمله شادیاخ را در خود جای داده است. در سال ۱۳۸۲ طی کاوشهای باستانشناختی تعداد زیادی آرایه گچی در این محوطه یافت شد یکی از مهمترین بخشهای این محوطه تاریخی به نام تالار بار عام شناخته میشود. این تالار مشتمل بر چهار ایوان مشرف بر یک فضای هشت ضلعی در وسط است که چهار گوشه و از طریق چهار درگاهی به فضاهای مجاور راه مییافته است. پنج قطعه مورد توجه در پژوهش حاضر نیز متعلق به قسمت تالار بار عام این مجموعه هستند. این پژوهش نیز با هدف یافتن مناسبترین روش حفاظت و مرمت این آرایههای گچی ارزشمند تنظیم شده است. عمده آسیبهای وارد بر این قطعات شامل ترکهای عمیق، آلودگیهای سطح همچون گردو غبار خاک تار عنکبوت مرمتهای غیر اصولی حین کاوش مفقودی حفرههای عمیق خراشیدگی و غیره هستند در مقاله پیش رو پس از بررسیهای ظاهری و بیان آسیبهای وارده بر قطعات مبانی مداخله آنها ارائه شده و اقدامات مرمتی انجام گرفت. اقدامات شامل پاکسازی مکانیکی و شیمیایی با استفاده از بیستوری و آب مقطر تثبیت با استفاده از پلکستول ۵ درصد در اتانول استحکامبخشی شکافها و حفرات عمیق با استفاده از خمیر پارچه آزمون رنگ بتونه گچی و در نهایت استفاده از بتونه گچی جهت پوشش ترکها و شکاف در آجر تکیهگاه هستند.
آثار تاریخی به عنوان یکی از شاخصهای شناسایی میراث فرهنگی ملل، همواره از جایگاه ویژهای در مطالعات تاریخی- فرهنگی برخوردار بوده است. مقاله پیشرو با هدف ارائه گزارشی از عملیات مرمت و حفاظت اشیاء فلزی گنجینه میراث فرهنگی شهر یزد تهیه شده است. این گنجینه یکی از غنیترین مجموعهها از نظر تنوع آثار تاریخی است که در سالهای گذشته حفاظت و مرمت اشیاء موجود در دستور کار قرار گرفت و عملیات مرمت و حفاظت بر روی این آثار ارزشمند انجام شد. در این پژوهش تلاش بر آن شد تا فرآیند حفاظت و مرمت این مجموعه غنی که طی 7 سال و در مقاطع مختلف انجام شده است، اشیاء فلزی با ویژگی خاص انتخاب و جزییات روند کار حفاظت در این مقاله ارائه شود. آثار منتخب شامل اشیاء نقرهای، آهنی و مفرغی است. شرایط نگهداری نادرست در گذشته باعث ایجاد لایهای از رسوباتمحیطیومحصولاتخوردگی در سطح اشیاء شده بود؛ به گونهای که فرسودگی و ناخواناشدنطرحونقش اشیاءرا به دنبال داشت؛ بنابراین در روند عملیات مرمت و حفاظت با رعایت مبانی نظری مرمت سعی بر آن شد که تا حد امکان پاکسازی به صورت مکانیکی و در صورت نیاز به صورت شیمیایی انجام شود. مواد مصرفی در درصدهای کم استفاده شدند و موادی انتخاب شدند که تا حد ممکن به محیط زیست آسیب نرسانند. مهمترین مرحله بعد از عملیات مرمت، حفاظت و نگهداری اشیاء در شرایط مطلوب و بازبینیهای دورهای است که در صورت مشاهده هر آسیبی فورا اقدام به مرمت آن شود. مقاله پیش رو بیانگر انجام مراحل عملیات مرمت و حفاظت اشیاء فلزی با جنسیتهای مختلف و حفاظت آنها به منظور نگهداری آنها در شرایط استاندارد برای نمایش در موزه است.
برج گنبد کاووس بلندترین برج آجری جهان یکی از مهمترین آثار باستانی ایران در استان گلستان است. نظر به اهمیت حفاظت از آثار باستانی و تاریخی بررسی میزان فرونشست دشت گرگان در محدوده این برج به منظور ارزیابی تأثیر آن بر تغییر شکل برج حائز اهمیت است. به علت عدم مدیریت روند استخراج منابع آب زیرزمینی در دشت گرگان متأسفانه این دشت دچار فرونشست گسترده سطح زمین با بیشینه نرخ ۲۲ سانتی متر در سال شده است. یکی از سازههای حساس واقع در منطقه فرونشست دشت گرگان برج گنبد کاووس است. میزان فرونشست در محدوده این برج شش سانتیمتر در سال است. همچنین تغییرات نرخ فرونشست در محدوده برج و اطراف آن قابل توجه است. به منظور حفظ و نگهداری این برج اقدامات مقابلهای با آثار مخرب فرونشست بر برج و اقدامات جلوگیری از روند فرونشست دشت گرگان پیشنهاد میشود.
استحکامبخشی اضطراری آرایههای معماری در بیشتر مواقع در راستای اهداف مرمت بناهای تاریخی صورت میگیرد به همین منظور مرمتگر آرایههای معماری میبایست شرایط ایمن را از جهت حفظ آرایههای موجود در اقدمات مرمت بنا ایجاد کند خانه ارم یزد یکی از بناهای قاجاری شهر یزد بوده و قرار بر احیا و کاربری یافتن دارد؛ این بنا در بخش شاهنشین دارای آرایههای گچی آینه و شیشهای و همچنین دیوارنگاره با نقوش گیاهی و کتیبه نوشتاری است به دلیل آسیبهای موجود در لایههای مختلف آرایههای معماری این بنا امکان استحکامبخشی سازهای و مرمت قسمتهای فرسوده را برای مرمتگران بنا دشوار کرده بود به طوری که در صورت انجام هر گونه اقدامات مرمت سازهای امکان تخریب آرایههای معماری وجود داشت؛ چرا که ترکهایی که نشان از حرکت سازه دارد موجب جدایش و سست شدن آرایهها از بخش لایه زیرین خود که شامل تکیهگاه آجر) آستر (کاهگل) و بستر (گچ) شده است که نیازمند استحکامبخشی است؛ کل سطح دیوارها به جز دیوار سقف در خانه ارم یزد دارای اندود گچی الحاقی بوده که باعث پنهان شدن بخشهایی از آرایههای گچی و دیوار نگاره شده است؛ از این رو نیازمند مشخصسازی آرایههای پنهان در بخشهای مختلف با انجام سونداژهایی در دیوارهای اتاق شاه نشین خانه ارم یزد است. در برخی از نقاط دیوارها نیازمند استحکامبخشی دقیق از جانب مرمتگران ابنیه است ولی در این نقاط گفته شده دیوارنگاره وجود دارد که امکان هر گونه اقدمات استحکامبخشی را محدود کرده است. برای این منظور دیوارنگارهها در نقاط ذکر شده میبایست از دیوارها جدا و نگهداری شده و بعد از اقدمات استحکامبخشی سازهای دوباره به مکان اصلی خود جای گذاری شوند. در این مقاله شرح کامل اقدامات عملی استحکامبخشی اضطراری انجام گرفته بر روی آرایهای معماری خانه ارم یزد ارائه شده است.
سنگهای ازارهی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه در زنجان به دلیل شرایط قرارگیری در پایین بنا و عواملی نظیر حضور نمکهای مخرب، رطوبت صعودی، بندکشی با ملاط نادرست دچار آسیبهایی از قبیل پوسته شدن، تغییر ظاهر بصری، افزایش تخلخل سطحی و از دست رفتن دوام و فرسایش شده است.در مقاله حاضر با اهداف شناسایی ماهیت نمکهای موجود و شناسایی مکانیسم تخریب نمک در سنگهای ازاره جنوب شرقی بنای گنبد سلطانیه به مواردی از قبیل، ساختارشناسی، آسیبشناسی و گزارش راهکار درمانی و پیشنهاد حفاظتِ پایدار پرداخته شده است. از اینرو جهت شناخت علمی از فرآیند فوق، مطالعات ساختارشناسی شاملآنالیز XRD، پتروگرافی، SEM-EDS بهصورت شناسایی نوع سنگ با استفاده از روشهای شناسایی میکروسکوپی و آنالیز شیمیایی سنگها، شناسایی ماهیت نمکهای موجود در سنگها با استفاده از روشهای شیمیایی و القا نمک به نمونه سنگهای آزمایشی تحت شرایط شبیهسازی شده (شرایط مرطوب و خشک) در آزمایشگاه به منظور تعیین میزان مقاومت سنگها در برابر نمک انجام گردید. در همین راستا نتایج آزمایشهای ساختارشناسی سنگ و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی حاکی از آن است که سنگ بهکار رفته در ازارهی گنبد سلطانیه از نوع سنگ آذرآواری توف است که ساختاری بسیار متخلخل دارد. علاوه بر آن، نتایج آزمونهای فیزیکی شامل تخلخلسنجی، جذب آب و تعیین مقاومت در برابر حملهی نمکها نشان از واکنش ضعیف سنگ در برابر رطوبت و چرخههای انحلال و باز تبلور نمکها دارد. چرخههای تر و خشک شدن و تبلور نمکهای محلول که شامل نمکهای نیترات سدیم (NaNO3)، هالیت (NaCl) نیتر، پتاسیم نیترات، (KNO3)، هگزاهیدرات (MgSO4,6H2O) در میزان زیاد و کوارتز (SiO2) در میزان کم عوامل اصلی هوازدگی فیزیکی در سنگهای توف بنا هستند. منافذ موجود در سنگها نقش قابل توجهی را در جذب و انتقال یونهای نمک دارد که موجب آسیب تبلور نمکها با توجه به رطوبت است که باعث اعمال فشار مکانیکی در سنگهای توف میشود. از این رو در بخش اقدامات عملی هم در آزمایشگاه و هم سایت اصلی با توجه به ل %بزرگنمایی زدودن چرکیها و نمکهای سطحی موجود، روشهای مبتنی بر پاکسازی کاهش نمک میباید همراه با کنترل محیطی صورت بگیرد تا از این طریق نمکهای باقیمانده فرصتی برای انحلال و بازتبلور پیدا نکنند و در نهایت از تخریب هر چه بیشتر سنگها جلوگیری به عمل آید.
بقای آرایههای کاشی گنبدهایدورهی صفوی در اصفهان تا به امروز بر همکاری متعهدانه صنعتگران، معماران و هنرمندان این عرصه استوار بوده است. با توجه به روند پیچیدهی ساخت و مرمت آرایههای کاشی معرق گنبدها، دانش و مهارت زیادی از پخت کاشی و گچ تا شیوهی اجرای هنرمندانهی کاشی معرق، تهیه و عملآوری ملاط و دوغاب گچ و نیز تسلط به دانش هندسهدر این روندنیاز است.با توجه به ارزشهای تاریخی، معنوی و زیباییشناسی سه گنبد مورد مطالعه که نماد شهر اصفهان نیز محسوب میشوند، این پژوهش تلاش دارد با تکیه بر روند و ارزیابی مرمت آرایههای کاشی معرق این گنبدها از گذشته تا کنون، گامی در جهت حفاظت و نگاهداشت بهتر این گنبدها بردارد. از این رو، در روند این پژوهش و با استفاده از روش مطالعات کتابخانهای و میدانی، اطلاعاتی در راستای شناخت و بهبود فن مرمت کاشی و روشهای رفع اشکالات آن گردآوری شده و از نتایج حاصل از تحلیل این دادهها در راستای مباحث مرمت کاشی گنبد و جلوگیری از آسیب جدی به آنها در آینده بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که دقت نظر در روند مرمت و تحلیل خطاها در طول این فرایند شامل ساخت کاشی، تهیه ملاط و نصب کاشیها، کمک شایانی به مرمت اصولی با کمترین خطا در آرایههای کاشی گنبدهای تاریخی و در نتیجه حفاظت بهتر از این شاهکارها مینماید. از مهمترین عواملی که در پیشبرد اصلاح روند مرمت و جلوگیری از زمانبر شدن اجرا تأثیرگذار است، وجود طرح جامع مرمتی، پلان مدیریتی، نظارت مستمر، تشکیل کارگروه تخصصی و مشاوره با کارشناسان رشتههای مختلف مرتبط و دوری از آزمون و خطاست.
کتیبه گچبری مسجد آققلعه در شهر نقاب سبزوار، یکی از آثار شاخص دوره ایلخانی در شرق ایران بهشمار میرود که از منظر هنری، تاریخی و فناوری اهمیت ویژهای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فنون اجرایی، آسیبشناسی، مطالعات آزمایشگاهی و تدوین شیوهای علمی در حفاظت و مرمت این کتیبه انجام گرفته است. در مرحله نخست، با روشهای مطالعات میدانی و تصویربرداری، وضعیت کلی کتیبه از نظر ساختار، لایههای رنگ، گچبری و تزئینات بررسی و مستندسازی شد. سپس با بهرهگیری از روشهای آنالیز دستگاهی پراش و فلورسانس پرتوی ایکس، ساختار و ترکیبات شیمیایی رنگدانههای مورد استفاده در تزئین کتیبه شناسایی گردید که نتایج آن حاکی از کاربرد رنگدانههای طبیعی معدنی نظیر قرمز اخرا و آبی لاجورد بود. در مرحله آسیبشناسی، عوامل تخریب و فرسایش اثر، همچون رطوبت صعودی و نزولی، نوسانات دمایی، فشار سازهای، آلودگیهای شیمیایی و بیولوژیکی و مداخلات مرمتی غیراصولی توسط عوامل انسانی شناسایی شد. بر این اساس، مراحل مختلف مرمت شامل پاکسازی، استحکامبخشی، بازسازی بخشهای کمبود نقوش و کتیبه گچبری، موزونسازی رنگی و تثبیت نهایی اجرا گردید و در تمامی مراحل اصل بازگشتپذیری، کمینهسازی مداخله و هماهنگی بصری رعایت شد. در پایان، برای حفاظت بلندمدت اثر، پیشنهاداتی همچون کنترل شرایط محیطی، نصب حفاظ، آموزش متولیان و دفع رطوبت زیرساختی ارائه گردید. آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه مرمت آثار ایلخانی متمایز میسازد، بهکارگیری همزمان دادههای آزمایشگاهی پیشرفته با تحلیلهای میدانی برای ارائه یک مدل اجرایی یکپارچه و بومیسازیشده در مرمت کتیبههای گچبری رنگآمیزیشده دوره ایلخانی است؛ مدلی که پیشتر در پژوهشهای مرتبط با تزئینات گچی شرق ایران بهصورت نظاممند ارائه نشده بود.