محوطۀ باستانی چیاسبز در حاشیۀ رودخانۀ سیمره و در بخش مرکزی رشتهکوه زاگرس واقع شده است. این محوطه از معدود مجموعههای عصر نوسنگی بیسفال اواخر هزارۀ هشتم پیش از میلاد در زاگرس است که طی کاوشهای نجاتبخشی سد سیمره مورد بررسی قرار گرفت. طی حفاری باستانشناسی این محوطه، تعداد زیادی سنگ مادر فشنگی متعلق به دورۀ نوسنگی به دست آمد که بخشی از آنها با روش پراش پرتو ایکس مطالعه شدند. بر اساس این مطالعات اغلب سنگهای به کارگرفته شدۀ دارای ترکیب کانیشناسی مشابه و همگنی هستند. برای تأمین مادۀ خام مورد نیاز در تولید این سنگ مادرها نیز از منابع محلی استفاده شده است. در این مورد به نظر میرسد قلوههای سیلیسیِ سازندِ امیران که در بستر رودخانه و آبراهههای منطقه نیز یافت میشوند، منبع اصلی مادۀ خام مورد نیاز بودهاند.
مطالعات سنگنگاری (پتروگرافی) با کمک به شناخت ویژگیهای ساختاری و ترکیبات آثار سفالین، نقش مهمی در شناخت تحولات و مبادلات فرهنگی، مبتنی بر تغییرات فنی این آثار دارد؛ از اینرو بهعنوان یکی از روشهای مطالعه اصلی برای نمونههای با قابلیت نمونهبرداری از این آثار، همواره در دستور کار قرارمیگیرد. محوطه باستانی قلیدرویش در 3 کیلومتری حاشیه جنوبی شهر قم، در محدودهای بالغ بر 30 هکتار عرصه بقایای باستانی ارزشمندی دربردارنده گونههای شاخص سفالهای مربوط به عصر برنز قدیم تا عصر آهن I است. در این مطالعه که با هدف یررسی بافت، اجزا سازنده و دستهبندی سفالهای موردنظر انجامشد، تعداد 37 قطعه از یافتههای سفالی منطقه قلیدرویش بدستآمده از کاوشهای سال 1394 مورد بررسی قرارگرفتند. به این منظور، از روش مطالعه مقطع نازک یا سنگ نگاری با تکیه بر شناسایی ساختار میکروسکوپی و کانیهای موجود استفاده شد. نتایج نشانداد که در نمونه سفالهای موردنظر سه نوع بافت متفاوت شامل بافت درشتدانه ناهمگن یا پورفیری، بافت ریزدانه یا سیلتی، و بافت آواری وجود دارد. خمیره این سفالها دارای کمترین جورشدگی در اجزا سازنده، دربردارنده شاموت و پرکنندههای درشت است؛.. بهطوریکه قطعات مختلف سنگ آذرین و چرت (بقایای سیلت، رس و یا سفالهای خردشده)، کلسیت و کوارتز در آنها قابلمشاهده است. براساس یافتهها میتوان گفت که عموماً مواد بهکاررفته در ساخت این سفالها محلی و مربوط به خود منطقه است.