مرمت آثار تاریخی و حفظ فرهنگ هر کشور یک وظیفه ملی محسوب میشود و با توجه به اینکه مصالح بنایی معماری سنتی ایرانی شامل خشت و گل با استحکام پایین میباشند روشهایی از قبیل فیبرهای پلیمری تقویت شده و استفاده از کاه گلهای ضد آب و افزودن موادی طبیعی همچون زئولیت جهت بازسازی و مقاومسازی پیشنهاد میشوند؛ زئولیت به کار گرفته شده دارای سطح ویژه پایین بوده که با اصلاح پلاسمایی از مقدار ۳۳/۹۲ به ۴۵/۱۶ متر مربع بر گرم افزایش پیدا کرده و همچنین به شکل فیبرمانندی بدون تفاوتی در ساختار اصلی تغییر پیدا کرده است. با توجه با این تغییرات انتظار بر افزایش استحکام و جذب آب حداقلی ۱/۵ برابری ملاطهای زئولیت دار است.
حسن خسروی خافتری، حسین احمدی، محمدحسن طالبیان، دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
برنامه مدیریت حفاظت محوطههای تاریخی به دلیل گستردگی و پیچیدگی مسائل یک محوطه تاریخی امری بسیار پیچیده است. برخی منشورهای بینالمللی مانند منشور بورا، مدلهای برنامهریزی مارتا دماس، برنارد فیلدن، میشل سالویان، مایکل پیرسون و یوکا یوکهلتو در این خصوص دستورالعملهایی ارائه کردهاند. مدلهای استاندارد و عمومیتر دیگری نیز جهت برنامهریزی یک مجموعه وجود دارد که مهمترین آنها استفاده از شیوه استراتژیک و جدول SWOT است. در این پژوهش این سوالات اساسی مطرح است که: برنامهریزی مدیریت حفاظت محوطههای تاریخی چه اهمیتی دارد و شیوه مناسب جهت تدوین آن چیست؟ این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش توسعهای و عملی بهحساب میید. روش حل مسئله به شکل «فرضیهای ـ قیاسی» در انجام این پژوهش مدنظر است. چارچوب نظری پژوهش بر اساس سه دسته مختلف اطلاعات شامل: منشورهای بینالمللی، تجربههای جهانی و مدلهای استاندارد برنامهریزی است. در ادامه اطلاعاتی در زمینه محوطه موردمطالعه (شهرمحوطه باستانی استخر)، ارائهشده است و درنهایت با استفاده از مدل تحلیلی (SWOT) سیاستگذاریهای اصلی جهت برنامهریزی حفاظت محوطه از قبیل تعیین حرایم و معرفی عمومی و ارتباط با جامعه به عنوان اصلیترین نیازهای محوطه معرفی گردیده است. هدف اصلی این مقاله معرفی برنامهریزی مدیریت محوطههای تاریخی بهعنوان یک ابزار مدیریتی و یک تخصص کلیدی در حوزه حفاظت میراث فرهنگی است.
پل تاریخی دزفول، یکی از آثار برجسته دوره ساسانی در این شهر، با داشتن پایههای سنگی از ویژگیهای کالبدی منحصر به فردی برخوردار است. این تحقیق به بررسی شیوههای مرمت و بازسازی دهانههای پل تاریخی دزفول با تأکید بر حفظ اصالت کالبدی در طول زمان پرداخته است. روش پژوهش تاریخی– تفسیری است و روش جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و میدانی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که شیوههای مرمت و بازسازی در طول تاریخ، تنوع زیادی داشته است. مهمترین پرسش پژوهش عبارت است از اینکه: تنوع شیوههای مرمت پایههای پل تاریخی دزفول چیست و چگونه در طول زمان بر اصالت کالبدی و ارزش تاریخی پل تاریخی دزفول تأثیر گذاشته است؟ از جمله این شیوهها میتوان به استفاده از اندودهای سیمانی ساده، طرح آجری، اندودهای گچی و آهکی با طرح آجر و ترکیب مصالح سنگی و آجری اشاره کرد. همچنین، نوع سنگهای استفاده شده در بازسازی پل شامل تفاوتهایی در منظر، بافت، ابعاد و شیوه چیدمان بوده است. این تنوع در شیوههای بازسازی، منجر به ایجاد نمایی نامناسب در ساختار پل شده و اثرات منفی بر اصالت و ارزش تاریخی آن دارد. پژوهش نشان میدهد که عدم وجود یک شیوه واحد در مرمت و بازسازی این اثر تاریخی، میتواند از اهمیت و اصالت آن بهعنوان یک نماد شاخص از دوره ساسانی بکاهد و نیاز به توجه بیشتر به هماهنگی در شیوههای مرمتی و حفظ ویژگیهای اصیل این بنا دارد.
ساختار موزههای باستانشناسی بر روی اشیاء تاریخی استوار است. در مواردی نیاز به جابه جایی اشیاء موزهای در اولویت کارهای موزهای قرار میگیرد. در این صورت بستهبندی اشیاء موزهای یکی از مهمترین قسمتهای این روند جابه جایی خواهد بود تنوع اشیاء تاریخی از لحاظ جنس، ظرافت، فرم سلامت ظاهر اندازه وزن و غیره در انتخاب نوع بستهبندی بسیار تعیین کننده است. در کنار انتخاب شیوه بستهبندی انتخاب مواد مورد استفاده و رعایت اصول ارگونومی و استانداردهای جابه جایی و حمل اشیاء بسیار پر اهمیت است. در این مورد مراحل اصلی میتوانند شامل تطابق اشیاء موزه با اطلاعات ثبت شده در موزه قبل و بعد از بستهبندی عکاسی از اشیاء موزهای و مساریها آنها و انتخاب شیوه بستهبندی باشند. برای بستهبندی بهتر باید از بهترین مواد همچین زندهترین نیروهای انسانی استفاده کرد شرایط محیطی از نظر آرامش، امنیت پاکیزگی و غیره برای بستهبندی بهتر باید مورد توجه قرار گیرد.
مهدی رازانی، علی میرزایی، رامین محمدی سفیدخانی، دوره 6، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
مقاله حاضر در ارتباط با بررسی و شناخت سنگ قبر مرحوم سید روح الله کشفی دارایی و چگونگی حفظ مرمت بازسازی و نمایش آن است. ضرورت و اهمیت این پژوهش در توجه به حفاظت و مرمت آثار سنگی خارج از محیط موزهای و در معرض عوامل محیطی محوطه باز بوده که با تکیه بر مطالعات آزمایشگاهی شناسایی سنگ به روش پتروگرافی و بررسی تجارب گذشته مشابه در منطقه به صورت میدانی و کتابخانهای صورت گرفته است. پس از مستندسازی فنشناسی و آسیبشناسی و ارزیابی نحوه مداخله و بازسازی اقدام به پاک سازی و اصلاح مداخلات و مرمتهای ناتمام پیشین شد و در آخر بازسازی اثر با قالب سیلیکونی و رزین پلیاستر اجرا گردید. در اقدامات حفاظتی با توجه به بررسی و مقایسه شیوههای مختلف بازسازی آثار مشابه ایدهی کمتر مورد توجه قرار گرفته و نوآورانه بازسازی قسمتهای مفقود با رزین پلیاستر شبیه سازی با سنگ مرمر با لحاظ نمودن مبانی فنی و زیبا شناختی اجرا گردید و در نهایت اقدامات حفاظت و مرمت به وسیله پارالوئید ۴ درصد تثبیت شد و با تمهیداتی در نحوه نمایش و فضاسازی مفهومی معنایی در اختیار دفتر فنی دانشگاه هنر اسلامی تبریز قرار گرفت. علی رغم مثبت بودن اقدامات بازسازی به لحاظ مبانی فنی و زیبایی شناختی قرار گیری اثر در محیط باز و در معرض عوامل محیطی مخرب خود زمینههای پژوهشی دنباله داری از رفتار سنگ و مواد مورد استفاده در بازسازی را میطلبد.
در نیم قرن اخیر، بناهای تاریخی با بحرانهای متعددی مواجه بودهاند. دامنه وسیع آسیبهای ناشی از عوامل درونی، طبیعی و انسانی، چالشهای جدیدی را پیش روی حفاظت و مرمت این آثار قرار داده و بیشازپیش ضرورت تشخیص دقیق آسیبها با بهرهگیری از روشهای ترکیبی را روشن ساخته است. با این حال، مطالعاتی که در زمینه آسیبشناسی بناهای تاریخی در ایران انجام شدهاند، همچنان یا دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی با ماهیتی عمدتا کیفی هستند و یا صرفا بر تحلیلهای کمی تکیه دارند. ازآنجاکه که تشخیص و ارزیابی صحیح علل بروز آسیبها، نقش اساسی در تعیین حد، سطح و اولویت مداخلات مرمت ایفا مینماید، این پژوهش بهدنبال توسعه روشی جامع برای آسیبشناسی ترکیبی و همه جانبه یک بنای تاریخی است. همانگونه که وضعیت آسیبهای فعلی بنا در تعیین میزان و شیوه مداخله تأثیرگذار است، درک دگرگونیهای بنا در طول تاریخ، شناخت تعمیرات و تغییرات گذشته، بررسی ویژگیهای ذاتی و ساختاری مصالح، تحلیل کمی و کیفی رفتار سازه در برابر تنشهای وارده و بحرانهای طبیعی همچون زلزله و سیل نیز مؤثر بوده و میبایستی بهصورت توامان مورد ارزیابی قرار گیرند. این پژوهش با تمرکز بر آسیبهای پل- بند تاریخی ایزدخواست به یک روش ترکیبی سازنده دست یافته که میتواند برای ارزیابی آسیبشناسانه سایر بناهای تاریخی دیگر الهامبخش باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با تعریف یک متدولوژی شش مرحلهای، شامل: (1) تحلیل تاریخی و بررسی سیر تحول بنا، (2) مشاهده مستقیم و تحلیل کیفی وضعیت فعلی در محل، (3) تحلیل کیفی و نیمهکمی مالتها و تحلیل کیفی مصالح، (4) تحلیل سازه و بررسی رفتار کلی بنا، (5) ارزیابی ایمنی و انجام تحلیلهای کمی و آزمونهای سازهای و (6) قضاوت نهایی و ترکیب دادهها؛ به تشخیص و داوری دقیق علل بروز آسیبها پرداخته است. این روش در ارتباط با پل- بند تاریخی ایزدخواست بهکار گرفته شده و نتایج آن مبنایی برای تعیین حدود مداخلات مرمتی و اقدامات استحکامبخشی فراهم آورده است. از نظر هدف، پژوهش حاضر کاربردی است و از لحاظ روش تحلیل، ماهیتی کمی و کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی دارد. متغیرهای بهکاررفته ترکیبی از دادههای کمی و کیفی بوده و از منظر زمانی، شامل بررسی گذشته و وضعیت کنونی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که تلفیق نظاممند تحلیل تاریخی، آسیبشناسی کیفی وضعیت فعلی، تحلیل مالتها و مصالح، تحلیل سازهای و تحلیل کمی رفتار سازه، ضمن روشن ساختن سازوکارهای پایداری پل- بند ایزدخواست، امکان اتخاذ راهکارهای مرمتی حداقلی، سازگار با اصالت و توان بنا و قابل تعمیم به بناهای تاریخی مشابه را فراهم میآورد.