حسین بیگی، محسن محمدی آچاچِلویی، دوره 2، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
نگاتیوهای شیشهای بخش مهمی از میراث فرهنگی، تاریخی و اسناد تصویری در تاریخ معاصر ایران را تشکیل میدهند. شناسایی آسیبهای این گونه آثار کمک شایانی به ارئه راهکارهای حفاظتی و مرمتی در نگاتیوهای شیشهای میکند. نتایج حاصل از طیفسنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) و میکروپروب اشعه ایکس (XPMA ) در یک نمونه مطالعاتی نشان داد که تکنیک ساخت نمونه ژلاتین و هالید نقره بر روی شیشه است و آسیبهای شیمیایی موجود شامل رنگ پریدگی و پدیده آیینهسانی است. عدم شستشوی کافی پس از ثبوت و باقیماندن آن بر روی سطح اثر عامل اصلی رنگ پریدگی میباشد. فرایند تشکیل پدیده آیینهسانی به دلیل اکسید شدن یونهای نقره در لایه تصویر توسط گازهای آرشیوی مانند پراکسیدها، واکنش با گاز سولفور و مهاجرت یونهای نقره به سطح تصویر میباشد که در صد عنصر نقره در نواحی نسبت به سایر نقاط تصویر بیشتر میباشد.
پژوهش حاضر جستاری است بر شرایط محیط نگهداری آثار عکاسی پایه شیشهای در مخازن و چگونگی تأثیر پارامترهای محیطی بر یکدیگر. آگاهی از این مسئله که پارامترهای محیطی مانند دما، رطوبت نسبی، آلایندهها و نور تا چه میزان میتوانند برهم تأثیر بگذارند و بررسی آنها بهطور مستقل امکانپذیر نیست، میتواند در برقراری شرایط محیطی مناسب برای آثار، خصوصاً آثار عکاسی پایه شیشهای، نقش بسیار تعیینکنندهای داشته باشد. بر اساس مطالعات انجام شده، آثار عکاسیِ پایه شیشهای همچون دیگر آثار تصویری و در مواردی حتی بیشتر، در معرض آسیبهای جدی قرار دارند. با توجه به میزان ارزشمندی این دسته از آثار از نظر تاریخی، هنری و اطلاعات مفیدی که بهعنوان سند میتوانند در اختیار قرار دهند و در نظر گرفتن این مسئله که فرایند درمان و مرمت این دسته از آثار بسیار مشکل و در بسیاری از موارد ناشدنی است، اهمیت و ضرورت نگهداری و حفاظت پیشگیرانه این دسته از آثار به روشنی قابل درک است. هدف از این تحقیق، معرفی شرایط محیطی استاندارد و مناسب جهت نگهداری آثار عکاسی پایه شیشهای است. مطالب ارائه شده در این مقاله حاصل مطالعات و مشاهداتی است که در نتیجه بررسی منابع مرتبط با موضوع و همچنین توجه به وضعیت آثار موجود در مجموعههای متعلق به آثار عکاسی پایه شیشهای صورتگرفته است. این تحقیق به معرفی شرایط محیطی مناسب از قبیل دما، رطوبت، نور و حد مجاز آلایندهها برای این دسته از آثار پرداخته است. بهعلاوه ارتباط این دسته از پارامترهای محیطی و چگونگی تأثیر آنها بر یکدیگر نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در عین حال به نحوه کنترل عوامل محیطی و نحوه پیشگیری از برخی آسیبهایی که در صورت برقرار نبودن شرایط محیطی مناسب بروز میکنند نیز اشاره دارد.
نقاشیهای بوم پارچه تاریخی، با توجه به قدمت شان در معرض تخریبهای بسیاری قرار دارند. از جمله این تخریبها میتوان به آلودگیهای محیطی مانند رطوبت، نور، آلودگیهای جوی و آلودگیهای بیولوژیکی و وندالیسم اشاره کرد. نشست گازهای SO2 وSO3 موجود در هوا بر روی آثار نقاشی در جوار رطوبت، موجب اسیدی شدن کرباس میشود که علاوه بر سست شدن تکیهگاه نقاشی، موجب تضعیف اتصالات رنگ به لایه زیرین شده و در نهایت زوال اثر را به دنبال خواهد داشت؛ بنابراین اسیدزدایی کرباس نقاشی، اقدامی جدی و بسیار مؤثر در جلوگیری از نابودی اثر خواهد بود. روشهای سنتی اسیدزدایی که تا به امروز مورداستفاده قرار میگرفتند، متأسفانه اثرات سوئی نیز بر روی اثر باقی میگذاشت که شورهزدگی و سنگین شدن پارچه نقاشی، مواردی از آنهاست. با پیشرفت تکنولوژی و نانو فناوری، روشهای جدیدی جهت اسیدزدایی آثار تاریخی اعم از پارچه، چوب و کاغذ ارائه شده است. استفاده از نانو ذرات هیدروکسید کلسیم، امکان اسپری کردن مواد را در عملیات مرمت میسر میسازد. اندازه ریز نانو ذرات و عدم تراکم املاح در سطح اثر و بالا بودن عمق نفوذ ناشی از قابلیت جذب نانو ذرات توسط الیاف کرباس، باعث کارایی بالای نانو ذرات در مقایسه با ذرات درشت میشود. در این مقاله ابتدا استفاده از نانو ذرات هیدروکسید کلسیم در اسیدزدایی کرباس نقاشی بوم پارچه مورد بررسی قرار گرفته، سپس به روشها و نحوه تولید نانوذره هیدروکسید کلسیم، پایداری و طول عمر آن پرداخته شده است.
پل تاریخی دزفول، یکی از آثار برجسته دوره ساسانی در این شهر، با داشتن پایههای سنگی از ویژگیهای کالبدی منحصر به فردی برخوردار است. این تحقیق به بررسی شیوههای مرمت و بازسازی دهانههای پل تاریخی دزفول با تأکید بر حفظ اصالت کالبدی در طول زمان پرداخته است. روش پژوهش تاریخی– تفسیری است و روش جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و میدانی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که شیوههای مرمت و بازسازی در طول تاریخ، تنوع زیادی داشته است. مهمترین پرسش پژوهش عبارت است از اینکه: تنوع شیوههای مرمت پایههای پل تاریخی دزفول چیست و چگونه در طول زمان بر اصالت کالبدی و ارزش تاریخی پل تاریخی دزفول تأثیر گذاشته است؟ از جمله این شیوهها میتوان به استفاده از اندودهای سیمانی ساده، طرح آجری، اندودهای گچی و آهکی با طرح آجر و ترکیب مصالح سنگی و آجری اشاره کرد. همچنین، نوع سنگهای استفاده شده در بازسازی پل شامل تفاوتهایی در منظر، بافت، ابعاد و شیوه چیدمان بوده است. این تنوع در شیوههای بازسازی، منجر به ایجاد نمایی نامناسب در ساختار پل شده و اثرات منفی بر اصالت و ارزش تاریخی آن دارد. پژوهش نشان میدهد که عدم وجود یک شیوه واحد در مرمت و بازسازی این اثر تاریخی، میتواند از اهمیت و اصالت آن بهعنوان یک نماد شاخص از دوره ساسانی بکاهد و نیاز به توجه بیشتر به هماهنگی در شیوههای مرمتی و حفظ ویژگیهای اصیل این بنا دارد.
تختجمشید یکی از شاخصترین محوطههای سنگی برجای مانده در ایران و جهان است که آداب، فرهنگ و رسوم ایرانیان باستان را به نمایش میگذارد و از حیث معماری ساختاری و زیبایی بصری قابل توجه است. تالار صدستون بزرگترین تالار ستوندار تختجمشید پس از آپادانا است که در مجموعه تختگاه و به زیبایی تمام با یکصدستون مرتفع خودنمایی میکرده و امروزه عمدتاً بقایای پایهستونهای آن در مکان اصلی خود در این کاخ بهجای مانده است. قطعات متعدد سنگ متعلق به دیگر اجزای ستونها نیز همچون قطعات قلمهستون، شالیستون و گلستون نیز بهصورت پراکنده در فضای باز تالار اصلی کاخ و در معرض عوامل آسیبرسان طبیعی قرار دارند؛ از این رو اضطرار اقدامات حفاظتی را میطلبند. پژوهش حاضر بر روی یکی از پایهستونهای این کاخ (پایهستون 4D) متمرکز بوده و ضمن مطالعات کتابخانهای، میدانی و آنالیزی و اجرای برنامه اضطراری حفاظت سعی دارد آهنگ الگوی تخریب را در این پایهستون آهستهتر کند. در گذشته عمده مرمتهای انجام شده در تختجمشید با مصالح ماسه سیمان بودهاست ولی با تغییر در دیدگاهها و مبانی نظری حفاظت از سنگ، استفاده از سیمان بهدلیل تفاوت ضریب جذب و دفع آب، ضریب انبساط و انقباض و بازگشتناپذیری منسوخ شده است. نتایج آنالیزهای XRD حاکی از آن است که اکسید کلسیم دارای بیشترین مقدار در نمونهها است، همچنین مقدار اندکی سیلیکات، آلومینیوم و آهن در ترکیب سنگها یافت شده است. سایر اکسیدها به عنوان عنصر فرعی نیز به مقدار بسیار کم وجود دارند و نوع سنگهای بهکار رفته در اثر از جنس سنگ آهک با خلوص خوب و کم سیلیس است. از دستاوردهای این پژوهش استفاده از مصالح بر پایه آهک هیدرولیک موسوم به "لدان" است که در ترکیب با مواد افزودنی و پرکننده در بخشهای کمبود و دارای شکستگی فعال اجرا شده است. اجرای این ملاط حفاظتی که تناسب زیادی با سنگهای آهکی دارد باعث شده که درزهها و شکستگیهای سنگ در برابر نفوذ عوامل رطوبتی مقاومتر عمل نمایند و نرخ فرسایش به طرز چشمگیری کاهش یابد.
طراحی پایه تعادلبخش برای اشیاء و بهخصوص اشیاء نامتعادل در ویترین موزهها اهمیت بسیاری دارد. این پایهها میتوانند بهعنوان بسترهایی که به نمایش آثار هنری و اشیاء ارزشمند تاریخی و فرهنگی کمک میکنند، عمل نمایند. هدف این مقاله طراحی و اجرای یک نمونه پایه برای کمک به ایستایی ظرفی است که از نظر ساختار فیزیکی تعادل مناسبی ندارد، از اینرو نمیتواند به شیوهای مناسب و امن بهگونهای که آسیبی برای آن نداشته باشد، در ویترین موزهای به نمایش گذاشته شود. در این راستا، یک نمونه ظرف سفالی مربوط به کاوشهای علمی دالماتپه که بهلحاظ ساختاری، ایستایی و تعادل لازم را نداشت، برای اجرای هدف این مطالعه، بهعنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شد. در این فرایند، پس از سهبعدیسازی شئ، پایه متناسب و نگهدارندهای که بتواند تعادل و ایستایی لازم برای آن را ایجاد کند، طراحی و ساخته شد. نکته حایز اهمیت دیگر در این مقاله که پس از بررسی پیشینه موضوع در ارتباط با فناوریهای نوین مورد توجه قرار گرفته، بررسی و معرفی معیارها و ویژگیهایی است که برای اینکه این پایهها برای اشیاء مختلف کارایی داشته باشند، بایستی در فرایند طراحی و تولیدشان مورد توجه قرار گیرند. از جمله مهمترین آنها به ترتیب عبارتاند از: استفاده از مواد کمخطر برای ساخت این پایهها، تماس نداشتن پایه با اثر بهگونهای که موجب آسیب به آن نشود، توجه به ارزشهای زیباشناختی اثر از لحاظ هماهنگی رنگی و شکل پایه متناسب با ویژگیهای ظاهری و کاربرد اثر و در نهایت مقاومت کافی برای حفظ وزن و تعادل اثر.