اهمیت اسناد و مدارک تاریخی در تبیین زوایای مبهم حیات اجتماعی و سیاسی یک ملت بهعنوان دستمایه اصیل عرصههای تحقیق بر هیچکس پوشیده نیست. در این رهگذر حفظ و نگهداری این گنجینه ارزشمند ضرورتی تام دارد. ازاینرو یکی از وظایف مهم مراکز آرشیوی، پژوهش و تحقیق در جهت کشف راههای بهینه حفاظت و درمان مواد آرشیوی است. پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی – فرهنگی با توجه به مطالعات گسترده در سالیان گذشته روی مرکز اسناد پژوهشگاه میراث فرهنگی، توانسته است به نتایج قابلتأملی دست یابد. مجموعه مطالعات صورت گرفته روی اسناد از سال 1387 تا 1394 انجامگرفته و روند تغییرات ایجادشده روی آنها را مطابق شرایط بیان مینماید. از سوی دیگری بهمنظور هرچه بهتر فراهم کردن شرایط محیطی و نگهداری آنها پیشنهادها و فعالیتهایی را ارائه میکند.
زیلو، زیراندازی با بافت محکم، سطح صاف و بدون پرز است که قدمت آن را بهپیش از اسلام نسبت میدهند. تاروپود آن غالباً از جنس پنبه بوده که با مواد طبیعی رنگشدهاند. زیلو ازنظر نوع بافت و نقوش، منحصربهفرد بوده، دار آن نیز بافرش و دیگر زیراندازها متفاوت است. این هنر و صنعت در 1390، با شماره 246 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. در حال حاضر قسمتی از کاروانسرای شاهعباسی میبد بهعنوان موزه جهت نمایش زیلوها اختصاص دادهشده است. اغلب زیلوهای موزه از قدمتی چند صدساله برخوردارند که در حال حاضر در شرایط مناسبی قرار ندارند. این پژوهش، بر اساس این فرضیه که یکی از عوامل اصلی صدمه به زیلوهای میبد با توجه به اقلیم آن گردوغبار است؛ به بررسی عوامل آسیبرسان میپردازد و هدف آن دریافت علل و عوامل محیطی آسیبرسان بر زیلوهای موزه است تا بتوان بر طبق شیوهنامهای دقیق، اثرات زیانبار آنها را در محیط کاهش داد که پیامد اصلی آن افزایش حیات اشیاء تاریخی و فرهنگی خواهد بود. محور اصلی، شناسایی عوامل محیطی آسیبرسان بر روی آثار موزه از طریق پایش محیطی است. اطلاعات بهدستآمده، از نوع کتابخانهای، میدانی و آزمایشگاهی بوده؛ روش تجزیهوتحلیل اطلاعات، تجربی و تحلیلی است. مطالعات میدانی پیرامون پایش محیطی موزه زیلو، ثبت وضعیت موجود و مقایسه نتایج با استانداردهای جهانی است. میزان تأثیر شرایط محیطی در موزه و پیامدهای ناشی از آنها نیز بهوسیلهی دستگاهها و ابزارهای اندازهگیری و میکروسکوپ نوری مورد پایش و بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از یافتهها، غیراستاندارد بودن شرایط محیطی را نشان میدهد که گردوغبار و نوسانات رطوبت نسبی و درجه حرارت ازجمله عوامل مخرب بوده که در این میان بیشترین تخریب به عوامل انسانی تعلق دارد.
آثار با ارزش تاریخی فرهنگی همواره در معرض هجوم عوامل بیولوژیکی و تخریب ناشی از آن قرار دارند به ویژه وقتی که شرایط فیزیکی و شیمیایی اثر و محیط اطراف آن با خصوصیات یک ارگانیسم یا یک میکروارگانیسم سازگار باشد. بنابراین جلوگیری از وقوع چنین شرایطی و پیشگیری از هجوم عوامل بیولوژیکی باید از جمله اهداف اصلی و اولیه هر مرکزی باشد. طی سالها روشهای مختلفی مانند استفاده از مواد ضد عفونی کننده برای کنترل عوامل بیولوژیکی در مجموعه های مختلف تاریخی و فرهنگی به کار گرفته شده است. با گذشت زمان و با افزایش آگاهی از تأثیرات مخرب ناشی از استفاده این مواد روی آثار مورد درمان محیط زیست و کاربران امروزه استفاده از روشهای جایگزین غیرسمی بیشتر توصیه میشود. تجربه نشان داده است روشی که کمترین آسیب را به مجموعه ها و کارکنان وارد میکند روش پیشگیرانه و کنترل منظم است که از طریق نظارت و اداره محیط امکان پذیر است. مدیریت تلفیقی آفات با هدف نهایی دور کردن عوامل بیولوژیکی مخرب از یک مکان از جمله روشهای پیشگیری دراز مدت و غیرسمی کنترل عوامل بیولوژیکی است که امروزه در بسیاری از موزهها بایگانیها و کتابخانهها به کار گرفته میشود. در این مقاله ضمن مروری کوتاه بر فرسودگی زیستی و راهبردهای پیشگیرانه و کنترل آن پایش میکروبیولوژیک هوای داخل چهار مخزن در مجموعه میراث جهانی کاخ موزه گلستان شامل مخازن پوشاک مردم شناسی کتابخانه نسخ خطی مخزن فرش و تابلوهای نقاشی انجام گرفت. برای این منظور نمونه برداری از هوا به روش رسوبی انجام گرفت
و کلونیهای میکروبی جداسازی شده بر روی محیطهای کشت بررسی و شناسایی شدند. نتایج حاصل از پایش میکروبیولوژیک هوای داخل مخازن در این مطالعه نشان داد به جز مخزن فرش بقیه مخازن شامل مخزن پوشاک مردمشناسی مخزن نسخ خطی و مخزن تابلوهای نقاشی از نظر تعداد میکروارگانیسمهای موجود در هوا در سطح قابل قبول میباشند.
مرد نمکی شماره یک در سال 1372 بهصورت تصادفی در معدن چهرآباد زنجان کشف گردید. این مومیایی طبیعی هماکنون در موزه ملی نگهداری میشود. مستندنگاری قبل و بعد پاکسازی مردان نمکی ایران با تلفیق روشهای مختلف عکاسی و پردازش بهوسیله نرمافزارهای تخصصی انباشت تصویر صورت گرفت. این مقاله به مستندنگاری پایشمحور مرد نمکی شماره 1 موجود در موزه ملی ایران میپردازد. این پروژه با تلفیق روش انباشت تصویر و پانوراماانجام شد. خروجی نهایی این پروژه تصاویر High res از 5 زاویه مختلف با عمق میدان وضوح کامل از قبل و بعد از پاکسازی بود. بزرگترین تصویر پروژه مربوطه دارای تراکم پیکسل 649.4 مگا پیکسل مربوط به نمای روبهروی این اثر است. این پروژه چالشهای پیشروی خود را داشت. وجود موی سر و صورت مرد نمکی شماره 1، در تطبیق عکسها مشکل ایجاد میکرد. همچنین وجود گوشواره طلا که به روش ماکروگرافی مستند نگاری شد، چالش دیگر این پروژه بود. هدف این پروژه ثبت تصاویر پایش محور با بالاترین جزئیات ممکن قبل و بعد از پاکسازی بود؛ بنابراین کلیه مراحل در مستند نگاری قبل از پاکسازی با دقت ترسیم و یادداشتبرداری و مجدداً بعد از پاکسازی تکرار شد. یادداشتبرداری از شرایط حین عکاسی و حساسیت در مطابقت رنگ و نور و بافت در قبل و بعد از پاکسازی، مسیری برای پایش علمی این اثر در آینده ایجاد کرد. در نتیجه با اندکی برنامهریزی بهراحتی میتوان یک مستند نگاری ساده و فاقد ارزش پایش را به مستند نگاری پایشمحور تبدیل کرد.