یاسر حمزوی، حسین احمدی، دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
در ایران هنوز دیوارنگاره بومپارچه بهعنوان گروهی از هنر نقاشی که بهصورت جداگانه مورد مطالعات گسترده و دقیق قرار گیرد شناخته نشده است. به این دلیل، مداخلات حفاظتی که بر روی اینگونه آثار در گذشته انجام شده، مورد بررسی قرار نگرفته و اطلاعات کمی در این مورد در دسترس است. در این راستا ابتدا مطالعاتی برای شناخت تعدادی از دیوارنگارههای بومپارچه در خارج از ایران انجام شده و در ادامه بررسیهایی در حوزه مداخلات مرمتی اینگونه آثار در خارج از ایران صورت گرفته است. پس از دریافت اطلاعات درباره حفاظت از دیوارنگارههای بومپارچه خارج از ایران، روشهای حفاظت از دیوارنگارههای بومپارچه در ایران مطالعه و بررسی شده است که در پایان، مقایسه، تحلیل و نتایج این پژوهش ارائه شده است. هدف مقاله پیش رو دستیابی به چگونگی یا روشهای مداخلات مرمتی دیوارنگارههای بومپارچه است. دادههای پژوهش حاضر در یک بررسی کتابخانهای و مطالعه میدانی گردآوری شده است و این پژوهش با روشی تحلیلی-تطبیقی سامان یافته است. تحقیق حاضر از نظر هدف یک پژوهش توسعهای و از نظر روش، یک تحقیق کیفی است. باید به این نکته توجه داشت که آفرینش این شیوه نمایش نقاشی روی کرباس در کشورهای خارجی که مورد بررسی قرار گرفته بهصورت کاملاً سامانمند و طی یک پروسه طولانیمدت و روشمند نسبت به آثار مشابه در ایران بوده است، اما تنوع فنی در دیوارنگارههای بومپارچه ایران نسبت به آثار خارجی بیشتر است و این میتواند یکی از دلایل تنوع بیشتر مداخلات مرمتی در ایران باشد. تنوع بالا در شیوه اجرا و موضوع سبب مشکلاتی در حوزه تصمیمگیریهای حفاظتی و میزان و نوع مداخلات مرمتی دیوارنگارههای بومپارچه شده است؛ زیرا برخی آثار بررسی شده در این تحقیق به اشتباه بهعنوان نقاشی روی کرباس شناخته میشود که در حوزه مداخله ناصحیح حفاظتی این مسئله باید حل شود.
نقاشیهای تبلیغاتی سردر سینما در اوایل دهۀ ۳۰ ش برای جلب توجه مخاطبان به سینما ایجاد شدند و با ظهور صنعت چاپ دیجیتال در دهۀ ۸۰ ش از رونق افتادند و به تدریج به فراموشی سپرده شدند. با گذشت زمان، این نقاشیها به آثار تاریخی تبدیل شدهاند و نیازمند حفاظت و مرمت هستند. پژوهش حاضر با هدف شناخت مواد بهکاررفته در نقاشیهای سردر سینما انجام شده است. روش تحقیق به صورت توصیفی با استفاده از روشهای آزمایشگاهی شیمی کلاسیک، میکروسکوپهای دیجیتال و پلاریزان و طیفسنجی مادون قرمز انجام شده است. نتایج نشان میدهند که نقاشی شامل سه لایۀ تکیهگاه، بستر و رنگ است. تکیهگاه از الیاف پنبهای و نخی تشکیل شده است و در موارد مرمت، از ابریشم استفاده شده است. ترکیبات بستر شامل گچ، کلسیت و سفید سرب میباشد و رنگدانهها نیز شامل ترکیباتی مانند سفید سرب، کلسیت، آبی پروس و اکسید آهن سیاه هستند.
نقاشیهای بوم پارچه تاریخی، با توجه به قدمت شان در معرض تخریبهای بسیاری قرار دارند. از جمله این تخریبها میتوان به آلودگیهای محیطی مانند رطوبت، نور، آلودگیهای جوی و آلودگیهای بیولوژیکی و وندالیسم اشاره کرد. نشست گازهای SO2 وSO3 موجود در هوا بر روی آثار نقاشی در جوار رطوبت، موجب اسیدی شدن کرباس میشود که علاوه بر سست شدن تکیهگاه نقاشی، موجب تضعیف اتصالات رنگ به لایه زیرین شده و در نهایت زوال اثر را به دنبال خواهد داشت؛ بنابراین اسیدزدایی کرباس نقاشی، اقدامی جدی و بسیار مؤثر در جلوگیری از نابودی اثر خواهد بود. روشهای سنتی اسیدزدایی که تا به امروز مورداستفاده قرار میگرفتند، متأسفانه اثرات سوئی نیز بر روی اثر باقی میگذاشت که شورهزدگی و سنگین شدن پارچه نقاشی، مواردی از آنهاست. با پیشرفت تکنولوژی و نانو فناوری، روشهای جدیدی جهت اسیدزدایی آثار تاریخی اعم از پارچه، چوب و کاغذ ارائه شده است. استفاده از نانو ذرات هیدروکسید کلسیم، امکان اسپری کردن مواد را در عملیات مرمت میسر میسازد. اندازه ریز نانو ذرات و عدم تراکم املاح در سطح اثر و بالا بودن عمق نفوذ ناشی از قابلیت جذب نانو ذرات توسط الیاف کرباس، باعث کارایی بالای نانو ذرات در مقایسه با ذرات درشت میشود. در این مقاله ابتدا استفاده از نانو ذرات هیدروکسید کلسیم در اسیدزدایی کرباس نقاشی بوم پارچه مورد بررسی قرار گرفته، سپس به روشها و نحوه تولید نانوذره هیدروکسید کلسیم، پایداری و طول عمر آن پرداخته شده است.
نقاشی قهوه خانهای از جمله هنرهایی است که به اقتضای زمانی و نیاز جامعه روزگار در حدود یک قرن پیش در قهوه خانهها پدید آمد این سبک از نقاشی با پرداختن به موضوعات ساده و عامه پسند توانست خیلی زود راه پیشرفت و ترقی را پیش بگیرد و تبدیل به سبکی از تاریخ نقاشی ایران شود. در این پژوهش تلاش شده با مروری بر نقاشی قهوه خانهای نحوه نمایش این نقاشیها در موزهها اصول نمایش و نگهداری آنها شناسایی شود. عوامل شکلگیری ویژگیهای نقاشی قهوه خانهای و اصول نمایش و نحوه برخورد با آثار نقاشی ابعاد بزرگ در موزهها از جمله مواردی است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است. روش جمعآوری اطلاعات در جهت اهداف این مقاله مروری روش کتابخانهای و میدانی بوده که با بررسی و مقایسه اطلاعات به دست آمده درباره نحوه نگهداری و نمایش نقاشیها به چگونگی نمایش آثار نقاشی بزرگ ابعاد و نگهداری آنها در موزهها میپردازد. با توجه به قدمت این نقاشیها، حفاظت مرمت و زنده نگه داشتن این سبک نقاشی امری ضروری است، حفاظت و مرمت آثار قهوه خانهای به دلیل موضوعات به کار رفته در آنها از دو بعد فیزیکی و معنوی مفهومی قابل بررسی است. این ابعاد مکمل یکدیگر هستند، بدون در نظر گرفتن بعد معنوی نقاشی صرفا طرح و رنگهایی روی تکیهگاه بوده و ارزش دیگری برای مخاطب ندارد. از این رو ارائه صحیح جنبه هنری و مفهوم نقاشی قهوه خانهای اهمیت زیادی در جهت زنده نگه داشتن این سیک از نقاشی ایرانی دارد.
موضوع بخشی از مطالعات معماری اسلامی آرایه های معماری هستند که در واقع جزو جداییناپذیر اثر معماری به شمار میروند. از جمله مهمترین آرایههای معماری دوره اسلامی در ایران دیوارنگارهها هستند که از جهات مختلفی میتوانند دارای ارزش باشند. دیوارنگارهها هم از نظر زیبایی و هم از نظر مفهومی میتوانند باعث ارتباط مخاطبان با آثار معماری شوند. برای حفظ آثار ارزشمند معماری در قدم اول نیاز به شناخت کامل و همه جانبه از این آثار است یک نقاشی تاریخی اگر دارای هویت مبهم باشد، برای مرمت و نمایش صحیح ابتدا باید شناخته شود تا بتوان مداخلههای صحیحی روی آن انجام داد و برای نمایش صحیح آن بتوان تصمیم درستی گرفت. در پژوهش حاضر یک نقاشی که بر روی پارچه بود از انبار کاخ هشت بهشت اصفهان یافته شده بود مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. هدف در این مطالعه شناسایی نوع نقاشی بود؛ زیرا در ابتدا تصور بر این بود که یک نقاشی سه پایهای است ولی پس از بررسی دقیق و مطالعات تطبیقی این نتیجه حاصل شد که در اصل این اثر یک دیوارنگاره بوده که در دهههای پیشین به روش استراپو (Strapon) از بستر جدا شده و بر روی پارچه چسبانده شده است. در این مقاله هدف این است که با شرح بررسیهای علمی بر روی اثر و مقایسه نقاشی روی کرباس و دیوارنگاره و انجام آزمایشهای گوناگون علمی همچون شیمیتَر EDS و FTIR بر روی رنگ زاها و ورق فلزی و چسب مورد استفاده برای چسباندن ورق فلزی به شناختی نسبی در خصوص نقاشی رسید. در ادامه بر اساس شناخت حاصل شده و با تکیه بر قوانین میراث فرهنگی و اصول و مبانی نظری مرمت برای مداخله مرمتی و نمایش صحیح اثر تصمیمگیری شد و عملیات اجرایی بر روی آن انجام شد.
نقاشی قهوهخانهای تعزیه مصیبت عاشورا متعلق به موقوفه حسینیه کبابی به عنوان یکی از مظاهر فرهنگ عاشورایی بین مردم بیرجند از محبوبیت خاصی برخوردار است. این اثر بر اساس کتیبه موجود به فرمایش آقا میرزا ماشا الله طهرانی که از پیشگامان نقاشی قهوهخانهای ایران بوده است سفارش و توسط یکی از شاگردانش به نام محمدحسین در سال ۱۳۳۸ هـ. ق) و احتمالا در یزد خلق شد. در این مقاله تجربیات حفاظتی و مرمتی نگارندگان بر روی اثر نقاشی قهوهخانهای با موضوع تعزیه مصیبت عاشورا که مربوط به اواخر قاجار بوده و در دهه اول محرم در یکی از حسینیههای قدیمی بیرجند به نمایش گذاشته میشود ارائه میشود اولین قدم در حفاظت و مرمت این اثر شناسایی دقیق آسیبهای بود که مهمترین آنها مربوط به آسیبهای ناشی از فرسودگی و نصب مکرر اثر است. پس از شناسایی آسیبهای وارده اقدامات حفاظتی و مرمتی متناسب با آن انجام شد که پاکسازی اولین اقدام حفاظتی و مرمتی است که در دو مرحله انجام شد در مرحله اول پاکسازی گردو غبار انجام شد. برای زدودن گردو غبار از جارو برقی با برس نرم و توری نازک برای جلوگیری از ضربه به اثر در حین جارو استفاده شد. در مرحله دوم به پاکسازی لکهها اقدام شد. در ادامه حذف مرمتهای نامناسب انجام شد و بعد از مرمت پارگیها و کمبودها برای ایستایی بیشتر اثر استحکام بخشی اثر صورت گرفت عملیات حفاظتی اثر شامل حفاظت حین نمایش و ساخت محفظه نگه دارنده و بستهبندی است. با انجام اقدامات حفاظتی و مرمتی نقاشی قهوهخانهای تعزیه مصیبت عاشورا حسینیه کبابی از آسیبهای بیشتر محفوظ ماند و کیفیت بصری آن به طور قابل توجهی افزایش یافت این نقاشی در محفظه طراحی شده نگهداری و در دهه اول محرم در محل حسینیه کبابی بیرجند به نمایش گذاشته میشود.
در سال ۱۲۸۲ ق یعنی کمی بیش از طرح توسعه تهران این بنا به دستور ناصر الدین شاه با مباشرت دوست علی خان معیرالممالک در شرق ارگ تهران ساخته شد. شمسالعماره اولین بنای پنج طبقه تهران است. ازاره اتاقهای پنج طبقه در کاخ شمسالعماره با کاشیهایی که با روش رنگروغنی نقاشی شدهاند. موضوع و شیوه اجرایی این نقاشیها اغلب اروپایی است که با گروهی از نقاشان و شاگردان آنها انجام شده است. این نکته از شیوه اجرای این نقاشی متفاوت از سایر شیوهها است کاملا محرز است. روش نقاشی روغن روی کاشی لعابدار روشی منحصر به فرد بود که در بناهای دیگر در دورههای بعد هرگز اجرا نشد. این نقاشیها به صورت گستردهای در حال تجزیه پودر شدن و فروریختن هستند. از این رو هدف این مقاله این است که عواملی که سبب بروز آسیب به این کاشی نگارههای رنگ روغنی شده است را شناسایی و معرفی کند. به نظر میرسد تفاوتهایی در موقعیت قرارگیری کانیها، نوع مواد و مصالح در آسترسازی و روش اجرای آن و سایر عوامل مکانیکی و شرایط آب و هوایی سبب شده تا آسیبهای وارد شده بر این نقاشیها در هر طبقه متفاوت باشد. علاوه بر موارد ذکر شده در تماس بودن این کاشی نگارههای رنگ روغنی با مراجعین جذب رطوبت دیوارها در طی سالیان شیوه کاشیکاری لیبطلب آنها موجب شده که با هر نیروی فیزیکی بر کاشیها تنش وارد شود و نقوش برجسته روی درز کاشیها از سطح لغزنده کاشی جدا شود و یا گوشههای کاشیهایی که به صورت لوزی بر دیوار نصب شدهاند، بشکند. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است و این نتیجه به دست آمد که بیشترین عامل تأثیرگذار در فروریختن نقاشیها لایه استر یا زمینه بستر کاشی است که توانایی محافظت از لایه نقاشی رویی ندارد.
دوران زندیه، دوران کوتاهی در حکومتهای شکل گرفته در ایران است که با فرماندهی در شهر شیراز به حیات خود ادامه داد. در این زمان هر چند کوتاه آثار مختلفی ساخته شد که یکی از مهمترین آنها، ارگ کریمخانی است. در این بنا با ویژگی خاص معماری خود از آرایههای مختلف تزیینی استفاده شده و نقاشی دیواری یکی از آنهاست که متاسفانه در دوران قاجار در زیر لایه گچ مخفی شده و دوباره روی آن در برخی قسمتها نقاشی قاجاری کشیده شده است. امروزه در برخی بخشها نقاشیهای زندیه از زیر گچ خارج شده که تا کنون مطالعات زیادی بر روی شناسایی رنگدانههای دوره زندیه صورت نپذیرفته است. هدف در این پژوهش فنشناسی و ساختارشناسی رنگدانهها در نقاشی دیواری دوره زندیه در ارگ کریمخانی است. سوال مطرح شده این است که ترکیب این مواد رنگی شامل چه نوع موادی است. با توجه به این موضوع، از روش آنالیزهای دستگاهی FT-IR،SEM–EDSو RAMAN برای شناسایی عنصری و ترکیبی مواد تشکیلدهنده رنگها استفاده شده است. یافتههای حاصل شده بیان میدارد که ترکیبات رنگدانه قرمز شامل اکسید سرب (سرنج) و احتمالا اکسید آهن (اخرا)، رنگدانه آبی شامل آبی اولتامارین (لاجورد- لازولیت) و رنگدانه سبز شامل مالاکیت (سبز کوهی) بوده که بر روی بسترهای گچی اجرا شدهاند و از یک ترکیب روغنی به عنوان بست و بستر زیرین استفاده شده است. رنگدانهها دارای ساختار معدنی بوده و با اینکه در دوره قاجار به طور کامل در زیر لایه گچ قرار گرفته ماندگاری مناسبی داشته و تخریب نشدهاند. همچنین دیده میشود با وجود وارد شدن رنگهای روغنی اروپایی در دوره زندیه در ایران از این ترکیبات رنگی در نقاشی دیواری استفاده نشده است.