به علت سازوکار پیچیدۀ خوردگیِ آثار برنزی، توضیح ساختار مختلف لایههای خوردگی در این آثار تنها در سطوح میکروسکوپی امکانپذیر است. زمانیکه شیء برنزی خورده میشود، معمولاً اکسید مس I، اولین لایۀ خوردگی بر سطح آثار برنزی [به ویژه آثار] مکشوفه از محوطههای تاریخی است. لیکن بسته به شرایط محیطی، صورتهای مختلفی از لایههای خوردگیِ اکسیدیِ غنی از قلع یا مس شکل میگیرد که در میزان مقاومت آثار در برابر خوردگی مؤثر است. شناسایی ترکیبات اکسیدی قلع یا ترکیبی از محصولات قلع ـ مس با استفاده از شیوههای تجزیۀ دستگاهیِ معمول ساده نیست. با این وجود در پژوهش صورتگرفته با استفاده از قابلیت میکروسکوپ نوری در به تصویر کشیدن رنگیِ محصولات خوردگی با استفاده از نور قطبیده، روند شکلگیری اکسیدهای مس و قلع نمونههایی از آثار برنزی مکشوفه از محوطههای مختلف ایران بررسی شده و در برخی موارد از شیوۀ میکروسکوپی روبش الکترون مجهز به سیستم تجزیۀ عنصری (SEM-EDX) جهت تکمیل روند شناسایی لایههای اکسیدی استفاده شده است. با توجه به نتایج به دستآمده، شناسایی شواهدی از اختلاف توزیع مس و قلع در ریزساختار حاصل از جدایشهای ماکروسکوپی و میکروسکوپی، تشکیل محلول جامد مس در کنار مخلوط یوتکتیک مس ـ اکسید مس در حین مراحل انجماد، وجود آخالهای اکسیدی مس در ریزساختار فلز، حرکت لایۀ غنی از قلع از میان لایۀ اکسیدی مس، شکل گیری لایه های ساندویچی اکسید مس ـ اکسید قلع، حل شدن انتخابی قلع در لایههای خارجی، پدیدۀ جدایش مس از لایههای خوردگی و تغلیظ قلع در مرکز نمونه و در نهایت روند رشد معمول لایۀ اکسیدی مس و یا تخریب آن تحت شرایط خاص در نمونۀ آثار برنزی انتخابی با استفاده از تصاویر میکروسکوپی مطالعه شده است. نتایج مذکور تأییدی بر قابلیت شیوههای میکروسکوپی در مطالعۀ لایههای اکسیدی آثار برنزی است.
حفاظت و مرمت آثار از جمله بافتهها در گرو شناخت ویژگیها و خصوصیات اثر است. با افزایش اطلاعات درباره اثر میتوان با اطمینان و قطعیت بیشتری درباره نحوه برخورد و روشهای نگهداری آثار تصمیمگیری کرد. الیاف بهعنوان اصلیترین جزء تشکیلدهنده بافتهها، بخش مهمی از بررسیهای بافتههای تاریخی را شامل میشوند که پاسخگویی به مسائل مطرح در زمینه فنشناسی و آسیبشناسی الیاف، میتواند راهگشای قدمهای بعدی در حفاظت یک بافته تاریخی باشد و هر چه میزان اطلاعات به دستآمده در این زمینه بیشتر و دقیقتر باشد، اقدامات حفاظتی با صحت و اطمینان بیشتری انجام خواهد شد. در مطالعه الیاف، بخش عمدهای از اطلاعات با استفاده از روشهای مختلف آزمایشگاهی و آنالیز دستگاهی و بررسی سطح و ساختار اثر به دست میآیند. تنوع و تعدد این روشها باعث شده است تا شناخت مزایا و محدودیتهای هریک از این روشها عامل کلیدی در برنامهریزی مطالعاتی و طراحی آزمایش بهشمار رود. در این پژوهش یک پرچم زربافت متعلق به محله اونچی میدان در شهر اردبیل موردبررسیهای آزمایشگاهی قرار گرفته است. شناسایی الیاف این پرچم علیرغم تعدد و تنوع نمونهها با استفاده از روش های شعله و بررسی میکروسکوپی انجام گرفت.
میاده علیقی، مسعود نظامابادی، حسن فاضلینشلی، دوره 9، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
روند مطالعات دیرینانگلشناسی طی دو دههی اخیر در ایران سرعت و وسعت یافته است. با این حال گسترش پژوهش های دیرینانگلشناسی در فلات ایران در این سال ها با چالشهایی همراه بوده و نتایج محدودی از آن منتشر شده که یکی از دلایل آن میزان بالای تخریب ریزماندهای زیستی در اقلیم قریب به اتفاق محوطه های باستانی ایران است. مهم ترین یافتههای دیرینانگلشناسی در ایران تاکنون از محوطه هایی با سطح حفظکنندگی بالا همچون معدن نمک چهرآباد زنجان بوده است که یافتههای متعددی از بقایای زیستی و به خصوص مومیایی مردان نمکی از آن گزارش شده است. تدفینهای کاوش شده عصر آهن در شهنهپشته نیز حاوی اسکلتهای انسانی در این محوطه بود که فرصتی برای آزمون نمونه های رسوب خاک برداشتشده از مجاورت اندامهای اسکلتی، تحت بررسی میکروسکوپی در آزمایشگاه فراهم ساخت. این مطالعه با هدف ارزیابی شواهد بالقوهی حضور انگلها به عنوان نشانههای اغلب ماندگار و قابل تحلیل از میزان سلامت، سطح بهداشت فردی و اجتماعی و حتی شیوههای تغذیهی پیشینیان ساکن در محوطهی باستانی شهنهپشته انجام شد. اگرچه در طی این آزمایشات، شواهدی قطعی از حضور بقایای گونههای انگل داخلی شناسایی نشد، اما گونههایی از نماتودها، هیرهها و یک مورد از پالینومورفهای مشابه با تخم آسکاریس مشاهده گردید. همچنین با توجه به محدود بودن یافتهها و ریزماندهای زیستی قابل بازیابی در محوطهی شهنهپشته به بررسی اهمیت و نقش تعیینکنندهی شرایط محیطی، اقلیمی، زمینشناختی و ویژگی های خاک در فرآیندهای تافونومیک و موثر بر ماندگاری یا تخریب ریزماندهای زیستی در این محوطه پرداخته شد. مطالعهی حاضر و یافتههای این پژوهش بر ضرورت توسعهی رویکردهای میانرشتهای و بهرهگیری از فنآوریهای نوین در زمینههای زیستباستان شناسی و دیرینانگلشناسی تأکید می کند.