جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای مسجد

صوله شادکام، علیرضا روابی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده

حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی در ایران، به‌تدریج جایگاه خویش را در میان علوم مختلف پیدا می‌کند. در این میان حفاظت و مرمت آثار چوبی مبحثی است که تاکنون به‌درستی به آن پرداخته ‌نشده ‌است. درمان آثار آسیب‌دیده از نظر مکانیکی، شیمیایی و عوامل بیولوژیک، باید با مطالعه قبلی بر روی آثار انجام شود تا از تأثیر عوامل مخرب کاسته شود. مسجدجامع شهر گرگان از جمله بناهای تاریخی دوران اسلامی است که دارای تزئینات و آثار ارزشمندی است و منبر چوبی تاریخی آن نمونه‌ای از این موارد است. این منبر بر اساس اسناد برجای‌مانده از آثار با ارزش دوره تیموری است که دارای تزئیناتی همچون گره‌چینی و منبت‌کاری است که ارزش این منبر را دوچندان نموده است. اهداف اصلی این پژوهش حول محور فن‌شناسی منبر مسجد، ساختار فیزیکی و شیمیایی مواد و مصالح به‌کار رفته در آن بوده‌ است. برای نیل به این اهداف از روش مستندنگاری، بررسی‌های میکروسکوپی و آنالیز طیف‌سنجی فروسرخ تبدیل فوریهFTIR) ( استفاده شده است.

علیرضا کوچکزایی، محسن محمدی آچاچلویی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

خاتمکاری از جمله هنرهای سنتی ایران با قدمتی طولانی است که آثار متعددی از این هنر، از ادوار گذشته برجای‌مانده است. باتوجه‌به مطالعات فنی محدود پیرامون این آثار، بررسی آن‌ها نقش مهمی در درک بهتر فرایند ساخت خاتم درگذشته دارد. متنوع بودن مواد تشکیل‌دهنده خاتم و واکنش متفاوت آن‌ها نسبت به روشهای حفاظتی تأثیر زیادی در اتخاذ روش بهینه حفاظت و درمان دارد. در نتیجه شناسایی مواد تشکیلدهندۀ آن‌ها جهت انتخاب روش صحیح برخورد با این نوع آثار، ضرورت خواهد داشت. طیفسنجی مادون‌قرمز تبدیل فوریه (FTIR) از جمله روشهایی است که میتواند بهمنظور شناخت ماهیت مواد آلی تشکیلدهندۀ خاتم مورد ارزیابی قرار گیرد. ازاین‌رو در این پژوهش خاتم درب مسجد سید اصفهان مربوط به دوره قاجار بهعنوان نمونۀ موردی، بررسی شد. بدین منظور طیفسنجی FTIR جهت بررسی ساختاری و شناسایی مواد به‌کاررفته در ساخت آن، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان دادند که قطعات قرمز قهوهای و سیاه در این نمونه خاتم از جنس چوب و قطعات سفیدرنگ از جنس استخوان هستند. همچنین از سریشم به‌عنوان چسب در پیچیدن خاتم و نیز آسترکردن آن و از ترکیبی حاوی رزینهای ترپنوئیدی جهت پرداخت و پوشش‌دهی خاتم استفاده شده است.

لیلا زارعی، محسن محمدی آچاچلویی، مریم احمدی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

 مطالعه و بررسی آثار قرآنی به دلیل احترام و قداست در میان مسلمانان، دارای اهمیت فراوانی است طور یکه ارزش تاریخی، فرهنگی و مذهبی این‌گونه آثار، اهمّیت حفاظت و نگهداری آنها را دوچندان میکند. اثر مورد بررسی در این پژوهش یک نمونه قرآن طوماری متعلق به مسجد حاج رحیم شهر تبریز است. بنا بر تحقیقات میدانی صورت‌گرفته و اظهارات هیئت‌امنای مسجد، این طومار در زمان نامعلومی به‌عنوان نذر یا طلسم داخل دیوار مسجد قرار داده شده بود و در سال 1350 هجری شمسی طی عملیات بازسازی مسجد از میان دیوار کاهگلی کشف شده است. در طی این پژوهش به بررسی و شناخت فن و تکنیک ساخت کاغذ و مرکب بکار رفته در اثر، پرداخته شده است. در راستای این هدف به شناسایی نوع الیاف و آهار کاغذ و مرکبهای بکار رفته در اثر از جمله مرکب سیاه، قرمز و رنگدانه طلایی و در نهایت چسب بکار رفته در محل اتصال اوراق به یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است. تمامی شناسایی‌هایی که در این پژوهش صورت گرفته با استفاده از روش‌های شیمی‌تر است به جز تشخیص نوع چسب مورد استفاده در ابتدا و انتهای اوراق که از روش دستگاهی طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه استفاده شده است. نتایج، گویای استفاده از الیاف کتان و کهنه پارچه و آهار پلی‌ساکاریدی برای تهیه کاغذ و مرکب سیاه کربنی، رنگدانه روناس برای مرکب قرمز و ترکیبات اکسید مس برای رنگ طلایی است. همچنین چسب بکار رفته در ابتدا و انتهای اوراق چسب سریش تشخیص داده شد.

آرزو ‌‌فیض‌اله ‌بیگی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

مسجد ‌‌حاج‌‌رجبعلی ‌‌از ‌‌بناهای ‌‌قاجاری ‌‌تهران ‌‌است ‌‌که ‌‌در ‌‌سیر ‌‌تکاملی ‌‌خود ‌‌دستخوش ‌‌تحولات ‌‌بسیاری ‌‌به‌ویژه ‌‌از ‌‌جنبه‌های ‌‌کالبدی ‌‌شده ‌‌است ‌‌و ‌‌با ‌‌وجود ‌‌اهمیت ‌‌ویژه ‌‌تاکنون ‌‌به‌طور ‌‌شایسته ‌‌بررسی ‌‌نشده ‌‌است. ‌‌پژوهش‌های ‌‌انجام‌شده ‌‌بیشتر ‌‌به ‌‌بررسی ‌‌وضعیت ‌‌موجود ‌‌بنا ‌‌پرداخته‌اند. ‌‌بیشتر ‌‌اطلاعات ‌‌حاصل ‌‌از ‌‌این ‌‌پژوهش‌ها ‌‌با ‌‌اطلاعات ‌‌موجود ‌‌در ‌‌اسناد ‌‌تاریخی ‌‌دوره‌های ‌‌مختلف، ‌‌به‌ویژه ‌‌از ‌‌نظر ‌‌فرم ‌‌کالبدی، ‌‌هم‌خوانی ‌‌ندارند ‌‌و ‌‌تناقضاتی ‌‌از ‌‌نظر ‌‌تغییرات ‌‌شکلی، ‌‌زمانی ‌‌و ‌‌همچنین ‌‌تاریخ ‌‌احداث ‌‌بنا ‌‌مشاهده ‌‌می‌شود. ‌‌هدف ‌‌اصلی ‌‌این ‌‌پژوهش ‌‌بررسی ‌‌سیر ‌‌تحولات ‌‌تاریخی ‌‌بنا، ‌‌به‌ویژه ‌‌از ‌‌دیدگاه ‌‌کالبدی ‌‌در ‌‌دوره‌های ‌‌مختلف ‌‌به‌منظور ‌‌تدقیق ‌‌زمانی ‌‌پیدایش ‌‌و ‌‌سیر ‌‌تحولات ‌‌بناست. ‌‌برای ‌‌این ‌‌منظور ‌‌از ‌‌روش ‌‌پژوهش ‌‌کیفی ‌‌با ‌‌رویکرد ‌‌توصیفی-تحلیلی-تطبیقی ‌‌استفاده ‌‌شده ‌‌و ‌‌گردآوری ‌‌اطلاعات ‌‌نیز ‌‌به ‌‌روش ‌‌مطالعه ‌‌کتابخانه‌ای، ‌‌بررسی‌های ‌‌میدانی ‌‌و ‌‌مصاحبه ‌‌صورت ‌‌گرفته ‌‌است. ‌‌یافته‌های ‌‌پژوهش ‌‌نشان ‌‌می‌دهد ‌‌برخلاف ‌‌اطلاعات ‌‌موجود ‌‌در ‌‌برخی ‌‌منابع، ‌‌بنا ‌‌به ‌‌دوره ‌‌محمدشاه ‌‌مربوط ‌‌است. ‌‌همچنین ‌‌برخلاف ‌‌اطلاعات ‌‌موجود ‌‌در ‌‌منابع ‌‌کتیبه ‌‌موجود ‌‌در ‌‌بنا ‌‌نشان‌دهنده ‌‌سال ‌‌اتمام ‌‌ساخت ‌‌بنا ‌‌نبوده ‌‌و ‌‌فرایند ‌‌تکمیل ‌‌بنا ‌‌پس ‌‌از ‌‌تاریخ ‌‌کتیبه ‌‌نیز ‌‌ادامه ‌‌داشته ‌‌است. ‌‌تحلیل ‌‌داده‌ها ‌‌نشان ‌‌می‌دهد ‌‌فرم ‌‌کالبدی ‌‌بنا ‌‌از ‌‌زمان ‌‌تکمیل ‌‌تا ‌‌اواسط ‌‌دهه ‌‌۴۰ ‌‌ثابت ‌‌بوده ‌‌است. ‌‌تفسیر ‌‌عکس‌های ‌‌هوایی ‌‌مشخص ‌‌می‌کند ‌‌بیشترین ‌‌تغییرات ‌‌کالبدی ‌‌از ‌‌اواخر ‌‌دهه ‌‌۴۰ ‌‌تا ‌‌اواسط ‌‌دهه ‌‌۶۰ ‌‌رخ ‌‌داده ‌‌که ‌‌کاربری‌های ‌‌ناهمگونی ‌‌را ‌‌به ‌‌بنا ‌‌تحمیل ‌‌کرده ‌‌است. ‌‌نتایج ‌‌پژوهش ‌‌به‌کمک ‌‌تحلیل ‌‌و ‌‌تفسیر ‌‌منابع ‌‌اطلاعاتی ‌‌که ‌‌از ‌‌نظر ‌‌علمی ‌‌و ‌‌حقوقی ‌‌قابل‌استناد ‌‌هستند، ‌‌ضمن ‌‌تصحیح ‌‌زمانی ‌‌تحولات ‌‌و ‌‌کمک ‌‌به ‌‌تصحیح ‌‌و ‌‌بازترسیم ‌‌تغییرات، ‌‌سیر ‌‌تحولات ‌‌کالبدی- ‌‌تاریخی ‌‌بنا ‌‌را ‌‌بازیابی ‌‌کرده ‌‌و ‌‌در ‌‌رفع ‌‌ابهامات ‌‌مؤثر ‌‌است. ‌‌درنهایت ‌‌ترکیب ‌‌و ‌‌تحلیل ‌‌اطلاعات ‌‌نقشه‌های ‌‌تاریخی ‌‌و ‌‌عکس‌های ‌‌هوایی ‌‌به ‌‌تعریف ‌‌چهار ‌‌دوره ‌‌اصلی ‌‌تغییرات ‌‌کالبدی ‌‌در ‌‌بنا ‌‌منجر ‌‌شده ‌‌که ‌‌معرف ‌‌اصالت ‌‌کالبدی ‌‌بخش‌های ‌‌مختلف ‌‌بنا ‌‌نیز ‌‌است.

مرتضی رضوانفر،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

قفقاز به منطقه‌ی میان دریای مازندران و دریای سیاه اطلاق می‌شود و توسط رشته کوه قفقاز به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌گردد. قفقاز شمالی بخشی از کشور روسیه را دربر می‌گیرد و شامل هفت جمهوری خودگردان و دو ناحیه می‌باشد که از شرق عبارتند از جمهوری‌های -۱ داغستان ۲ چچن اینگوش ۴ اوستیای شمالی -۵ کابار دینو - بالکاریا ۶- قره‌چای چرکسیا آدیغیا و همچنین دو ناحیه کراسنودار و استاوروپل قفقاز جنوبی نیز شامل ۳ کشور جمهوری آذربایجان ارمنستان و گرجستان است متن ذیل رهیافت یک سفر پژوهشی به شهر دربند در جمهوری داغستان است که به منظور شناسایی و تهیه شناسنامه از کتیبه‌های فارسی و برخی از بناهای کتیبه دار این شهر صورت پذیرفته است. شهر کوچک و ساحلی دربند که طبق معاهده گلستان از ایران جدا گردید دارای ۱۵۰ اثر ثبتی است و حدود ۱۰۰ کتیبه فارسی فارسی پهلوی و دری از دوره‌های ساسانی صفوی و قاجاری دارد مسجد جمعه دربند بعد از نارین قلعه و حصار ۴۰ کیلومتری شهر مهمترین اثر میراثی در شهر دربند است که همواره مورد توجه حکومت‌های منطقه ای بوده است لذا دارای کتیبه‌های ارزشمندی از حکومت‌های مغول ترک عرب و ایرانی است. قدمت ۱۳۳۰ ساله برای مسجد و همچنین نوع معماری آن معیارهایی بوده برای ثبت این اثر ارزشمند در ذیل پرونده جهانی دربند در یونسکو.

زهره مطلبی، امید عودباشی، سهراب ویسه، داریوش حیدری،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

بقای آرایه‌های کاشی گنبدهای دوره‌ی صفوی در اصفهان تا به امروز بر همکاری متعهدانه صنعتگران، معماران و هنرمندان این عرصه استوار بوده است. با توجه به روند پیچیده‌ی ساخت و مرمت آرایه‌های کاشی معرق گنبدها، دانش و مهارت زیادی از پخت کاشی و گچ تا شیوه‌ی اجرای هنرمندانه‌ی کاشی معرق، تهیه و عمل‌آوری ملاط و دوغاب گچ و نیز تسلط به دانش هندسه در این روند نیاز است. با توجه به ارزش‌های تاریخی، معنوی و زیبایی‌شناسی سه گنبد مورد مطالعه که نماد شهر اصفهان نیز محسوب می‌شوند، این پژوهش تلاش دارد با تکیه بر روند و ارزیابی مرمت آرایه‌های کاشی معرق این گنبدها از گذشته تا کنون، گامی در جهت حفاظت و نگاهداشت بهتر این گنبدها بردارد. از این رو، در روند این پژوهش و با استفاده از روش مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی، اطلاعاتی در راستای شناخت و بهبود فن مرمت کاشی و روش‌های رفع اشکالات آن گردآوری شده و از نتایج حاصل از تحلیل این داده‌ها در راستای مباحث مرمت کاشی گنبد و جلوگیری از آسیب جدی به آن‌ها در آینده بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که دقت نظر در روند مرمت و تحلیل خطاها در طول این فرایند شامل ساخت کاشی، تهیه ملاط و نصب کاشی‌ها، کمک شایانی به مرمت اصولی با کمترین خطا در آرایه‌های کاشی گنبدهای تاریخی و در نتیجه حفاظت بهتر از این شاهکارها می‌نماید. از مهم‌ترین عواملی که در پیشبرد اصلاح روند مرمت و جلوگیری از زمان‌بر‌ شدن اجرا تأثیرگذار است، وجود طرح جامع مرمتی، پلان مدیریتی، نظارت مستمر، تشکیل کارگروه تخصصی و مشاوره با کارشناسان رشته‌های مختلف مرتبط و دوری از آزمون و خطاست.

یاسر حمزوی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

مسئله‌ی پژوهش حاضر، اصالت و تاریخ اجرای کتیبه‌ی تاریخ‌دار در بخش میانی محراب مسجد جامع ارومیه است. در نگاه نخست، تاریخ 676 هجری قمری مندرج بر کتیبه، قدمت آن را به این دوره نسبت می‌دهد. با این حال، این پژوهش با طرح این پرسش اساسی آغاز می‌شود که آیا کتیبه‌ی فعلی، همان کتیبه‌ی اصلی متعلق به قرن هفتم هجری قمری است یا آنکه در دوره‌های متأخرتر و بر اساس یک کتیبه‌ی قدیمی‌تر که احتمالاً دچار آسیب یا تخریب شده بوده، بازسازی شده است؟ هدف اصلی این پژوهش، تعیین یا رد اصالت ماده در کتیبه‌ی تاریخ‌دار محراب مسجد جامع ارومیه است. این مقاله با رویکردی تحلیلی- تاریخی و با بهره‌گیری از مطالعات میدانی، تحلیل‌های هنری و تاریخی، به واکاوی کتیبه‌ی محراب مسجد جامع ارومیه خواهد پرداخت. در نتیجه بررسی‌های میدانی و مشاهده آرایه‌های گچی بخش‌های مختلف گنبدخانه مسجد جامع ارومیه، این نتیجه حاصل شد که کتیبه بخش میانی محراب که در سال 676 ه.ق. اجرا شده بوده، در دوره (احتمالاً) صفویه طرح‌برداری و ثبت شده و در ادامه، کتیبه مورد نظر به صورت کامل تخریب شده (و احتمالاً اقداماتی در لایه زیرین مانند تکیه‌گاه انجام شده) و سپس همان متن اصلی که طرح‌برداری شده بوده، مجدداً بر بستر گچی جدید منتقل شده و عمل گچبری انجام شده است. در واقع، تاریخ ساخت محراب همان تاریخ 676 هجری قمری است ولی کتیبه مورد بحث در دوره صفویه اجرا شده است. همچنین بخش پایانی کتیبه با  موضوع سوره الفتح نیز از مرمت‌های همین دوره است. نکته جالب توجه در مداخله صورت گرفته در محراب این است که متن کتیبه را عیناً بازسازی کرده‌اند تا تاریخ ساخت محراب و هنرمند سازنده محراب فراموش نشود. در واقع، در یک دوره‌ای(احتمالاً صفویه) یک استادکار گچبر، کتیبه تاریخ‌دار محراب و بخش پایانی کتیبه الفتح را با یک نوع گچ و یک نوع عمل‌آوری و یک نوع شیوه برش اجرا کرده است که این ویژگی‌ها، با بخش ایلخانی و بخش قاجاری متفاوت است.

مسعود باتر، محبوبه راستین،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

کتیبه‌ گچبری مسجد آق‌قلعه در شهر نقاب سبزوار، یکی از آثار شاخص دوره ایلخانی در شرق ایران به‌شمار می‌رود که از منظر هنری، تاریخی و فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فنون اجرایی، آسیب‌شناسی، مطالعات آزمایشگاهی و تدوین شیوه‌ای علمی در حفاظت و مرمت این کتیبه انجام گرفته است. در مرحله نخست، با روش‌های مطالعات میدانی و تصویربرداری، وضعیت کلی کتیبه از نظر ساختار، لایه‌های رنگ، گچبری و تزئینات بررسی و مستندسازی شد. سپس با بهره‌گیری از روش‌های آنالیز دستگاهی پراش و فلورسانس پرتوی ایکس، ساختار و ترکیبات شیمیایی رنگ‌دانه‌های مورد استفاده در تزئین کتیبه شناسایی گردید که نتایج آن حاکی از کاربرد رنگ‌دانه‌های طبیعی معدنی نظیر قرمز اخرا و آبی لاجورد بود. در مرحله آسیب‌شناسی، عوامل تخریب و فرسایش اثر، همچون رطوبت صعودی و نزولی، نوسانات دمایی، فشار سازه‌ای، آلودگی‌های شیمیایی و بیولوژیکی و مداخلات مرمتی غیراصولی توسط عوامل انسانی شناسایی شد. بر این اساس، مراحل مختلف مرمت شامل پاک‌سازی، استحکام‌بخشی، بازسازی بخش‌های کمبود نقوش و کتیبه گچبری، موزون‌سازی رنگی و تثبیت نهایی اجرا گردید و در تمامی مراحل اصل بازگشت‌پذیری، کمینه‌سازی مداخله و هماهنگی بصری رعایت شد. در پایان، برای حفاظت بلندمدت اثر، پیشنهاداتی همچون کنترل شرایط محیطی، نصب حفاظ، آموزش متولیان و دفع رطوبت زیرساختی ارائه گردید. آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه مرمت آثار ایلخانی متمایز می‌سازد، به‌کارگیری هم‌زمان داده‌های آزمایشگاهی پیشرفته با تحلیل‌های میدانی برای ارائه یک مدل اجرایی یکپارچه و بومی‌سازی‌شده در مرمت کتیبه‌های گچبری رنگ‌آمیزی‌شده دوره ایلخانی است؛ مدلی که پیش‌تر در پژوهش‌های مرتبط با تزئینات گچی شرق ایران به‌صورت نظام‌مند ارائه نشده بود.
 


صفحه 1 از 1