معدن چهرآباد زنجان از معدود معادن نمک باستانی دنیا و تنها معدن نمک شناسایی شده در ایران است که شواهدی از استخراج نمک در یک محدوده زمانی طولانی از حدود 500 ق.م تا عصر معاصر را داراست. بر اساس پژوهشهای میدانی انجام شده تاکنون در محدوده کاوش شده این معدن، فعالیتهای معدنکاری مربوط به دوره هخامنشی، ساسانی، دوره اسلامی میانی و متأخر اسلام به اثبات رسیده است. آنچه در این طرح انجام شده، حاصل یک سال تلاش گروهی متخصصین طی سالهای 1398 و 1399. ش و به منظور حفاظت، نگهداری و مرمت مجموعهای ارزشمند، مکشوفه از معدن چهرآباد زنجان است. کیسه چرمی، دستکش خز- چرمی، پوستین(قبا)، کفش چرمی از اشیاء شاخص این مجموعه، بودند. پیرو تصمیمات مدیران کاوش معدن تاریخی، برخی از اشیاء مکشوفه جهت آمادهسازی وارائه در نمایشگاهیمشترک بین موزه ملی ایران و موزه معدنکاری بوخوم با عنوان «مرگ در معدن نمک، روایت باستانشناسانه از سرزمین پارس» انتخاب شدند. به منظور ارائه آثار مختلف در این نمایشگاه، ضروری بود تا مطالعه و حفاظت با هدف بررسی شرایط آثار، اقدامات حفاظتی ضروری و انجام عملیات آمادهسازی جهت نمایش ایمن آثار در نمایشگاه صورت گیرد. تعداد 33 شیء چرمی، 23 شیء چوبی، 7 عدد طناب بافته شده از الیاف گیاهی و 4 عدد از بقایای حیوانی موردمطالعه و حفاظت و مرمت قرار گرفت. روند کار شامل بررسی و مستندسازی، آزمایشهای شیمی تر، بررسی سطوح با میکروسکوپ دیجیتال، آزمایشهای بیولوژی، پاکسازی، نرم کردن، قطعهیابی، تثبیت و وصالی، بازسازی رنگی، استحکامبخشی، مرحله برداشتن برچسب و شمارهگذاری مجدد و بستهبندی بوده است. با توجه به ماهیت مجموعه انتخابی، هدف از کار روی آنها، هویتبخشی و کشف حالت نهایی و معرفی بهعنوان شیء موزهایی بوده است تا آثاری که پیشتر فقط ارزش مطالعاتی داشتند با تشخیص کاربری بهعنوان اشیاء موزهایی منحصر به فرد، حفاظت و به نمایش در آید.کم تعداد بودن آثار آلی در بین یافتههای کاوشهای باستانشناسی ایران، اهمیت حفظ و نگهداری صحیح و اصولی این اشیاء بینظیر را صد چندان میکند.
حمید فدایی، علی اقراء، دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
به منظور مستندسازی میراث فرهنگی از نوع غیرمنقول آن، ابزار و روشهای متنوعی وجود دارد (Malinverni et al., 2016).هر یک از این ابزار و روشها، بسته به شرایط و ویژگیهای اثر و همچنین با توجه به مقیاس و دقت مورد نیاز، بهکار گرفته میشوند (Balletti & Guerra, 2015). روشهای سنتی مستندنگاری مانند ترسیم با دست آزاد، نقشهکشی، عکاسی از شیوههای اولیه و پایه در ثبت آثار هستند. استفاده از این روشها علاوه بر زمانبر بودن، به نیروی انسانی زیادی نیازمند است و معمولاً ثبت جزییات زیاد از این طریق ناممکن است (Hassani, 2015). ناکارآمدی روشهای سنتی در مستندسازی سهبعدی و یکپارچه آثار میراث فرهنگی از یکسو و پیشرفت علوم و فنّاوری اخذ داده رقومی از سوی دیگر، محققین را بر آن داشته که درصدد یافتن روشهایی سریع، غیر مخرب و کمهزینه و ابزارهایی متناسب با ویژگیهای این آثار برآیند تا از آنها برای اخذ و ذخیره دیجیتالی اطلاعات دقیق و صحیح و مدیریت پایدار مستندات استفادهکنند (زینالپور و دیگران،1400؛ Gagliolo et al., 2017). درگذشتهتصاویر هواییدرسنجشازدوربرایکاربردهایباستانشناسی و درشناساییبرخیویژگیهاکهبررویزمینقابلدیدن نبودنداستفادهمیشد(رازانی و دیگران، 1400). بهکارگیریفناوریهایفتوگرامتریوسنجشازدور درشناساییویژگیهایباستانشناسیمرتبطبازمین همچنان کارآییدارد (مالیان و دیگران، 1396؛ Egitto, 2013). در دهههای اخیر با توسعه فنآوریهای نوین، حوزه میراث فرهنگی با ورود انواع ابزار و شیوههای جدید اعم از فتوگرامتری با لیزر اسکن، مستندنگاری با پهپاد، واقعیت مجازی و غیره روبهرو است Grussenmeyer et al., 2018, 305)). در این میان، مستندنگاری پهپاد مبنا، روش جدیدی است که بهصورت مستقل یا در ترکیب با سایر روشهای مستندنگاری، بهطور گستردهای در مدلسازی سهبعدی میراث فرهنگی بهرهبرداری میگردد. امروزه استفاده از سامانه فتوگرامتری با استفاده از پهپاد و دستگاههای پروازی بدون سرنشین که قابلیت هدایت از دور را دارند، توانستهاند در مستندنگاری محوطهها و بناهای میراثی اطلاعات قابلتوجهی را برای حفاظت و نگهداری آنها در اختیار متخصصین قرار دهند. فتوگرامتری با استفاده از پهپادتلفیقی از فتوگرامتری هوایی و فتوگرامتری برد کوتاه است که در آن یک حسگر اخذ داده، شامل دوربین و یا هر وسیله دیگر اخذ داده، بر روی یک سکوی پرواز بدون سرنشین (Unmanned Arial Vehicle-UAV) نصب میشود و از ارتفاع کم، دادهها اخذ میگردند. در این شیوه مستندنگاری، پایین بودن ارتفاع پرواز باعث خواهد شد تصویر با قدرت تفکیک مکانی و کیفیت محتوای بالاتر برداشت گردد؛ بنابراین با استفاده از این تصاویر میتوان اطلاعات سهبعدی دقیقتری از سطح زمین تولید نمود (Everaerts, 2018).
اگرچه مستندسازی در حوزه میراث فرهنگی، نقشی محوری در حفاظت، مدیریت و انتقال دانش مرتبط با آثار ملموس و ناملموس بر عهده دارد، با این وجود چنین فرایندی بهعنوان ابزاری کلیدی برای شناسایی، ارزیابی و ثبت ویژگیها و ارزشهای مختلف فرهنگی و تاریخی، کمتر در اسناد مختلف بینالمللی (همچون منشورها، کنوانسیونها، آییننامهها و توصیهنامهها)مورد واکاوی قرار گرفته است. عدم ثبت و مستندسازی نظاممند میراث فرهنگی و از بین رفتن دادهها نه تنها منجر به خسارتهای جبرانناپذیر به دانش میراث فرهنگی میشود، بلکه فرایندهای حفاظت، بازسازی و آموزش را نیز با دشواری مواجه میسازد؛ بنابراین این مقاله تلاش میکند جایگاه مستندسازی میراث فرهنگی را در اسناد یادشده تبیین نموده و ابزار و روشهای آن را بررسی نماید. اگرچه بهرهبرداری از این چارچوبها در سطح ملی و محلی اغلب با چالشهایی از جمله نبود استانداردهای اجرایی بومیسازی شده، کمبود تخصص در بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته و ناکافی بودن منابع مالی و آموزشی مواجه است. در روششناسی، این مقاله بر تحلیل نظاممند اسناد بینالمللی مرتبط با میراث فرهنگی استوار است. لذا ضمن بهرهگیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، جایگاه و تأکید مستندسازی در این اسناد و روشها و ابزار آن بررسی گردید. برای افزایش دقت، تطبیق میان مفاهیم کلیدی و چارچوبهای نظری مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی انجام شد.نتایج تحقیق نشان میدهد بهطور کلی، اسناد بینالمللی بر اهمیت و ضرورت مستندسازی بهعنوان یک رکن اساسی برای حفظ و مدیریت صحیح میراث فرهنگی تأکید دارند. این کار شفافیت در اقدامات مرمتی را افزایش داده و همکاریهای بینالمللی را تسهیل میکند، بهویژه در مواقعی که آثار فرهنگی بهخاطر عوامل طبیعی و انسانی تهدید میشوند. برخی از این اسناد مستندسازی را بهعنوان بخشی از آموزش و پژوهش در حوزه میراث فرهنگی مورد تأکید قرار داده و آن را راهی برای انتقال دانش و تجارب به نسلهای آینده میدانند. این فرآیند با ارائه اطلاعات کامل و دقیق، نقش مهمی در حفاظت از اصالت، ارزشها و ماندگاری آثار فرهنگی در سطح جهانی ایفا میکند و به تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای مرتبط با میراث فرهنگی یاری میرساند.
ثبت و مستندسازی آثار فرهنگی و تاریخی یکی از مهمترین مراحل در حفاظت و مرمت آنهاست. بااینحال، این بخش اساسی در بسیاری از موارد، آنگونه که باید، از سوی مرمتگران، موزهها و مجموعهداران مورد توجه قرار نمیگیرد. این مقاله با هدف آشنایی دانشجویان و کارورزان با اصول پایه مستندسازی سفالینههای تاریخی تدوین شده است. برخلاف منابعی که بر آموزش عکاسی، نورپردازی، یا ترسیم فنی تمرکز دارند، این نوشتار بر ارائه نکات کاربردی و ضروری برای مستندسازی دقیق آثار سفالی در طول فرآیند حفاظت و مرمت متمرکز است. در مستندسازی سفالینهها، اهمیت ثبت اطلاعات بهعنوان گام نخست حفاظت و مرمت مورد تأکید قرار میگیرد. این فرایند شامل ثبت وضعیت موجود شیء، مستندسازی مداخلات انجامشده و فراهمسازی گزارشی جامع برای استفادههای پژوهشی و عملیاتی آینده است. علاوه بر این، در این پژوهش، پیشینهای از توسعه مستندسازی در حوزه حفاظت و مرمت ارائه شده که نشان میدهد، چگونه این فرایند به یک استاندارد جهانی تبدیل شده است. بخش دیگری از این تحقیق به بررسی مراحل و جزئیات مستندسازی میپردازد، از جمله ثبت ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و آسیبشناسی آثار. این فرآیند به حفاظتگران و مرمتگران کمک میکند تا نهتنها عملکردی مؤثرتر و دقیقتر در اجرای پروژههای خود داشته باشند، بلکه اسناد تهیهشده در طول مستندنگاری بهعنوان شواهدی معتبر و قابل استناد، امکان بازسازی دقیقتر تاریخچه، تحلیل شیوههای ساخت و فناوریهای بهکاررفته در تولید اشیای تاریخی را نیز فراهم میآورد. این اسناد همچنین میتوانند مبنایی برای پژوهشهای آینده در زمینه شناخت و حفظ میراث فرهنگی باشند.این مقاله به دنبال ارتقای دانش و مهارتهای مستندسازی است تا متخصصان بتوانند همزمان با انجام عملیات مرمت، گزارشی جامع، دقیق، و علمی برای آینده تهیه کنند. هدف نهایی، ایجاد بستری برای حفاظت پایدار و پژوهشهای ارزشمند در حوزه میراث فرهنگی است.
علی شهابینژاد، مهدیه جعفری، دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مستندسازی ابنیه تاریخی یکی از فرایندهای بسیار مهم و کاربردی در امر مطالعه، حفاظت و مرمت ابنیه تاریخی است. از گذشته تاکنون روشهای مختلفی برای مستندسازی بناهای تاریخی به کار گرفته شده است. یکی از این روشهای رایج، برداشت نقشههای معماری یا رولوه بنای تاریخی است. رولوه، با استفاده از روشهای سنتی و دستی تا روشهای مدرن و دیجیتال اجرا می شود و فهم ما از الگوی معماری بنا را ارتقا میدهد، اما نمیتواند گویای بسیاری از اطلاعات، از جمله تنوع رنگی، جنس و بافت مصالح، نور و اشیاء درون فضا باشد. از این رو در کنار این روش، تمایل به استفاده از دیگر روشهایی که میتواند اطلاعات کاملتری از بنا را ثبت کند افزایش یافته است. در این نوشتار تصویرسازی متریک ابنیه تاریخی به عنوان یکی از این روش ها معرفی شده است. منظور از تصویرسازی متریک، تصویرسازی از بنای تاریخی مبتنی بر نقشههای فنی و برداشت دقیق از بنا است. نمونهای از این تصویرسازی که به صورت نما برش در موزه آب یزد انجام شده است به عنوان مطالعه کاربردی موردی ارائه شده است.
تختجمشید بهعنوان یکی از برجستهترین محوطههای باستانشناختی ایران، نماد عظمت فرهنگی و هنری دوره هخامنشی است. هنر حجاری و آرایههای معماری این دوره با بهرهگیری از تجربیات و دانش فرهنگهای گوناگون، شیوهای نوین و هنرمندانه را خلق کرده است که در نقوش برجسته سنگی تختجمشید نمود یافتهاند. این نقوش به دلیل ظرافت و دقت اجرا، توجه پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده و پرسشهایی در خصوص ارزشهای هنری و روشهای اجرایی آنها مطرح ساختهاست. این پژوهش با هدف تحلیل فنون اجرایی نقوش برجسته تختجمشید، به مستندسازی نمونههایی از این نقوش در پلکان شرقی کاخ آپادانا و پلکان شمالی کاخ شورا پرداخته است. برای مستندسازی و تهیه مدلهای سهبعدی نقوش برجسته، از روشهای پیشرفته فتوگرامتری، با تأکید ویژه بر فناوری فتواسکن، استفاده شد و تصاویر بهوسیله نرمافزارهای تخصصی Agisoft، 3D Zephyr و Reality Captureپردازش گردید. نتایج این پژوهش بخشی از فرایند خلق این آثار هنری را آشکار میکند که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. همچنین، کارایی روش مستندسازی مبتنی بر فتوگرامتری در استخراج دادههای دقیق فنی و هنری مورد تأیید قرار گرفت. این روش نهتنها امکان تحلیل دقیقتر جزئیات نقوش برجسته و تناسبات هندسی آنها را فراهم میسازد، بلکه به درک عمیقتری از ارزشهای هنری این آثار و جایگاه آنها در تاریخ هنر کمک میکند. این رویکرد میتواند الگویی ارزشمند برای پژوهشهای آینده در زمینه مستندسازی و استحصال دادههای فنی و هنری نقوش برجسته تاریخی باشد.
مستندسازی بافتهای روستایی بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامهریزی و مدیریت، نیازمند رعایت مراحل منظم و هدفمند است. این فرآیند مستلزم بهرهگیری از علوم مختلف و روشهای چندگانه است که در هر مرحله از مستندسازی باید به کار گرفته شوند. هدف از پژوهش حاضر معرفی تجربیات مستندسازی بافتهای روستایی شاخص منظر فرهنگی هورامان است. مراحل مستندسازی این بافتها شامل نقشهبرداری سهبعدی به شیوه فتوگرامتری، استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و ایجاد بانک اطلاعات ابنیه است. در نهایت، برداشتهای دقیق و جزئی از عناصر مختلف بافت مانند معابر، پلان بناهای شاخص، جزئیات معماری و بازشوها انجام شده است. پژوهش حاضر علاوه بر معرفی شیوههای نوین و کاربردی مستندسازی بافتهای روستایی منظر فرهنگی هورامان، به بررسی مزایا و قابلیتهای ویژه هر یک از این مراحل و روند مرحلهبندی این روش ترکیبی میپردازد. تهیه اطلاعات دقیق کمی و کیفی از مراحل مختلف مستندسازی این بافتها حائز اهمیت ویژهای است. مستندسازی و برداشت بافتهای روستاهای پلکانی با شرایط خاص و دشوار، نیازمند دقت بالا بهمنظور کاهش خطاهای سیستماتیک است. این شیوه مستندسازی و مراحل مجزای آن باهدف ثبت جهانی منظر فرهنگی هورامان انجام شده است. در پایان این مراحل مجزا، اطلاعات تولیدشده به هم پیوسته و در قالب یک مستندسازی کامل معرفی میگردد. این دادهها که برای 20 بافت روستایی در منطقه هورامان جمعآوری شدهاند، طی سالهای آینده در پژوهشهای علمی و اجرایی کاربرد خواهند داشت و میتوانند به حفاظت، پایش، معرفی و توسعه پایدار این روستاها کمک کنند. در نهایت، معرفی تجارب و دستورالعمل مراحل مستندسازی و شیوه ترکیبی آن در این پژوهش بهعنوان الگویی برای سایر بافتهای تاریخی روستایی و شهری میتواند مورد استفاده قرار گیرد.