27 نتیجه برای مس
یاسین صدقی، سید محمدامین امامی، نصیر اسکندری دامنه،
دوره 1، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
در پژوهش حاضر سعی شده است تا با بررسی و مطالعه هفت قطعه از سفالینههای فرهنگ علیآباد (هزاره چهارم پ.م.) محوطهی مختارآباد شهداد به بررسی و مطالعهی شباهتها و تفاوتهای ساختاری و کانیشناسی آنها، شناخت مواد خام و مصرفی و درنهایت منشأ و فن ساخت آنها پی برد. برای این منظور از روشهای مطالعه مقطع نازک پتروگرافی و پراش پرتو ایکس استفادهشده است. تمامی سفالها دارای پتروفابریک مشابه و رسی ریزبلور همگن هستند. سفالها از منظر کانیشناسی دارای دانههای مشابه قطعات کوارتز خردشده با لبههای تیز، پلاژیوکلاز با ماکلهای پلیسنتتیک و فلدسپات، مسکویت با دانههای ریز، دانههای کربناته و آهکی هستند. با توجه به تشابه تمامی سفالها باهم که دارای منشأیی واحد بوده، با مقایسه با رخنمونهای زمینشناسی منطقه میتوان منشأ بومی و محلی آنها را مورد تأیید و تصدیق قرار داد.
پرستو نعیمیطرئی، شیبا خدیر،
دوره 1، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
به علت سازوکار پیچیدۀ خوردگیِ آثار برنزی، توضیح ساختار مختلف لایههای خوردگی در این آثار تنها در سطوح میکروسکوپی امکانپذیر است. زمانیکه شیء برنزی خورده میشود، معمولاً اکسید مس I، اولین لایۀ خوردگی بر سطح آثار برنزی [به ویژه آثار] مکشوفه از محوطههای تاریخی است. لیکن بسته به شرایط محیطی، صورتهای مختلفی از لایههای خوردگیِ اکسیدیِ غنی از قلع یا مس شکل میگیرد که در میزان مقاومت آثار در برابر خوردگی مؤثر است. شناسایی ترکیبات اکسیدی قلع یا ترکیبی از محصولات قلع ـ مس با استفاده از شیوههای تجزیۀ دستگاهیِ معمول ساده نیست. با این وجود در پژوهش صورتگرفته با استفاده از قابلیت میکروسکوپ نوری در به تصویر کشیدن رنگیِ محصولات خوردگی با استفاده از نور قطبیده، روند شکلگیری اکسیدهای مس و قلع نمونههایی از آثار برنزی مکشوفه از محوطههای مختلف ایران بررسی شده و در برخی موارد از شیوۀ میکروسکوپی روبش الکترون مجهز به سیستم تجزیۀ عنصری (SEM-EDX) جهت تکمیل روند شناسایی لایههای اکسیدی استفاده شده است. با توجه به نتایج به دستآمده، شناسایی شواهدی از اختلاف توزیع مس و قلع در ریزساختار حاصل از جدایشهای ماکروسکوپی و میکروسکوپی، تشکیل محلول جامد مس در کنار مخلوط یوتکتیک مس ـ اکسید مس در حین مراحل انجماد، وجود آخالهای اکسیدی مس در ریزساختار فلز، حرکت لایۀ غنی از قلع از میان لایۀ اکسیدی مس، شکل گیری لایه های ساندویچی اکسید مس ـ اکسید قلع، حل شدن انتخابی قلع در لایههای خارجی، پدیدۀ جدایش مس از لایههای خوردگی و تغلیظ قلع در مرکز نمونه و در نهایت روند رشد معمول لایۀ اکسیدی مس و یا تخریب آن تحت شرایط خاص در نمونۀ آثار برنزی انتخابی با استفاده از تصاویر میکروسکوپی مطالعه شده است. نتایج مذکور تأییدی بر قابلیت شیوههای میکروسکوپی در مطالعۀ لایههای اکسیدی آثار برنزی است.
شیبا خدیر، پرستو نعیمیطرئی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
با توجه به ماهیت یون کلر و تمایل به نفوذ در لایههای درونی فلز، توجه به آن در حوزه حفاظت از آثار فلزی از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مقاله به تاثیر یون مهاجم کلرید بر فلزات تاریخی پایه مس و نقره پرداخته شده است و با توجه به نتایج طرح پژوهشی بلندمدت بیماریشناسی آثار فلزی در ایران، نمونههای مختلف از آثار متأثر از حملات کلریدی به اختصار مطرح و مورد مقایسه قرار گرفتهاند. در انجام مطالعات خوردگی در طرح مذکور برای تحلیل روند خوردگی از شیوههای تصویربرداری پرتو ایکس، میکروسکوپ نوری و روبش الکترون و روشهای تجزیه تر و دستگاهی ((EDX, XRD, PIXE استفاده شده است. با توجه به مطالعات صورتگرفته، خوردگیهای حفرهای شدید با شرایط پیشرونده در آثار موزه رشت و همچنین خوردگی فاز غنی از قلع و خارج شدن آن بهصورت ترکیبات اکسیدی به شکل همزمان در بسیاری از آینههای موجود در این موزه مشاهده شد که در بسیاری از موارد با فراهم شدن شرایط موضعی نقطه آغازشی از زیر رسوبات سطحی داشته است. این روند در آثار موجود در موزههای جنوب ایران با شرایط رطوبتی زیاد و با کلریدهای تغلیظشده در محصولات خوردگی باعث از بین رفتن مغزه فلزی در بسیاری از آثار بهدستآمده از هرمز شده است. تغلیظ و تبلور کلرید در لایههای خوردگی و حملات ناشی از آن در آثار مناطق خشک ایران با وجود رطوبتهای دورهای یا شرایط نگهداری کنترلنشده بعد از حفاری، عامل از بین رفتن مغزه فلزی بسیاری از آثار بهدستآمده از محوطههایی چون صرم، قلی درویش و سیلک است که با سازوکاری متفاوت از نفوذ کلرید در لایه اکسیدی تا انحلال و خارج شدن مس از لایههای خارجی تحت تأثیر حملات کلریدی بودهاند. آثار نقره بهدستآمده از محوطههای مختلف نیز با توجه به حضور ترکیبات کلریدی نقره شاخی (سیلک)، خوردگیهای موضعی شدید (هرمز) و تهنشینی منقطع مس و ترسیب نمکهای کلریدی آن (تپه حصار) از حملات کلریدی بینصیب نبودهاند.
ماندانا طیبی،
دوره 1، شماره 2 - ( 7-1396 )
چکیده
آثار باستانی نمایندگان فرهنگ و تمدن گذشته و حامل اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی روزمره، باورها، فناوری و روابط اجتماعی آن دوران هستند. با پیشرفت فناوری، ابزارها و روشهای نوینی برای بررسی و تحلیل این آثار پدید آمدهاند و میتوانند اطلاعات جدیدی درباره جنبههای ناشناخته آنها فراهم کنند. رصد خُرد با بررسی دقیق و نظاممند وضعیت آثار و استفاده از روشهای نوآورانه، بهعنوان یک روش علمی، نقشی کلیدی در حفاظت و مرمت اشیاء فرهنگی و تاریخی دارد. این مقاله مروری است بر برخی از روشهای مختلف رصد خرد؛ مانند مطالعات میکروسکوپی، تصویربرداری با وضوح بالا، اسکن سهبعدی و تحلیل طیفسنجی و نشان میدهد که چگونه این فناوریها به درک عمیقتر از شرایط اولیه مواد و الگوهای تخریب کمک میکنند. همچنین، مطالعات موردی ارائهشده کاربردهای موفق رصد خُرد در زمینههای مختلف را نشان میدهند و تنوع و اثربخشی آن را در مواجهه با چالشهای خاص در حفاظت و مرمت اشیاء شکننده و ارزشمند برجسته میسازند.
صوله شادکام، علیرضا روابی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی در ایران، بهتدریج جایگاه خویش را در میان علوم مختلف پیدا میکند. در این میان حفاظت و مرمت آثار چوبی مبحثی است که تاکنون بهدرستی به آن پرداخته نشده است. درمان آثار آسیبدیده از نظر مکانیکی، شیمیایی و عوامل بیولوژیک، باید با مطالعه قبلی بر روی آثار انجام شود تا از تأثیر عوامل مخرب کاسته شود. مسجدجامع شهر گرگان از جمله بناهای تاریخی دوران اسلامی است که دارای تزئینات و آثار ارزشمندی است و منبر چوبی تاریخی آن نمونهای از این موارد است. این منبر بر اساس اسناد برجایمانده از آثار با ارزش دوره تیموری است که دارای تزئیناتی همچون گرهچینی و منبتکاری است که ارزش این منبر را دوچندان نموده است. اهداف اصلی این پژوهش حول محور فنشناسی منبر مسجد، ساختار فیزیکی و شیمیایی مواد و مصالح بهکار رفته در آن بوده است. برای نیل به این اهداف از روش مستندنگاری، بررسیهای میکروسکوپی و آنالیز طیفسنجی فروسرخ تبدیل فوریهFTIR) ( استفاده شده است.
علیرضا کوچکزایی، محسن محمدی آچاچلویی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
خاتمکاری از جمله هنرهای سنتی ایران با قدمتی طولانی است که آثار متعددی از این هنر، از ادوار گذشته برجایمانده است. باتوجهبه مطالعات فنی محدود پیرامون این آثار، بررسی آنها نقش مهمی در درک بهتر فرایند ساخت خاتم درگذشته دارد. متنوع بودن مواد تشکیلدهنده خاتم و واکنش متفاوت آنها نسبت به روشهای حفاظتی تأثیر زیادی در اتخاذ روش بهینه حفاظت و درمان دارد. در نتیجه شناسایی مواد تشکیلدهندۀ آنها جهت انتخاب روش صحیح برخورد با این نوع آثار، ضرورت خواهد داشت. طیفسنجی مادونقرمز تبدیل فوریه (FTIR) از جمله روشهایی است که میتواند بهمنظور شناخت ماهیت مواد آلی تشکیلدهندۀ خاتم مورد ارزیابی قرار گیرد. ازاینرو در این پژوهش خاتم درب مسجد سید اصفهان مربوط به دوره قاجار بهعنوان نمونۀ موردی، بررسی شد. بدین منظور طیفسنجی FTIR جهت بررسی ساختاری و شناسایی مواد بهکاررفته در ساخت آن، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان دادند که قطعات قرمز – قهوهای و سیاه در این نمونه خاتم از جنس چوب و قطعات سفیدرنگ از جنس استخوان هستند. همچنین از سریشم بهعنوان چسب در پیچیدن خاتم و نیز آسترکردن آن و از ترکیبی حاوی رزینهای ترپنوئیدی جهت پرداخت و پوششدهی خاتم استفاده شده است.
لیلا زارعی، محسن محمدی آچاچلویی، مریم احمدی،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده
مطالعه و بررسی آثار قرآنی به دلیل احترام و قداست در میان مسلمانان، دارای اهمیت فراوانی است طور یکه ارزش تاریخی، فرهنگی و مذهبی اینگونه آثار، اهمّیت حفاظت و نگهداری آنها را دوچندان میکند. اثر مورد بررسی در این پژوهش یک نمونه قرآن طوماری متعلق به مسجد حاج رحیم شهر تبریز است. بنا بر تحقیقات میدانی صورتگرفته و اظهارات هیئتامنای مسجد، این طومار در زمان نامعلومی بهعنوان نذر یا طلسم داخل دیوار مسجد قرار داده شده بود و در سال 1350 هجری شمسی طی عملیات بازسازی مسجد از میان دیوار کاهگلی کشف شده است. در طی این پژوهش به بررسی و شناخت فن و تکنیک ساخت کاغذ و مرکب بکار رفته در اثر، پرداخته شده است. در راستای این هدف به شناسایی نوع الیاف و آهار کاغذ و مرکبهای بکار رفته در اثر از جمله مرکب سیاه، قرمز و رنگدانه طلایی و در نهایت چسب بکار رفته در محل اتصال اوراق به یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است. تمامی شناساییهایی که در این پژوهش صورت گرفته با استفاده از روشهای شیمیتر است به جز تشخیص نوع چسب مورد استفاده در ابتدا و انتهای اوراق که از روش دستگاهی طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه استفاده شده است. نتایج، گویای استفاده از الیاف کتان و کهنه پارچه و آهار پلیساکاریدی برای تهیه کاغذ و مرکب سیاه کربنی، رنگدانه روناس برای مرکب قرمز و ترکیبات اکسید مس برای رنگ طلایی است. همچنین چسب بکار رفته در ابتدا و انتهای اوراق چسب سریش تشخیص داده شد.
آرزو فیضاله بیگی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
مسجد حاجرجبعلی از بناهای قاجاری تهران است که در سیر تکاملی خود دستخوش تحولات بسیاری بهویژه از جنبههای کالبدی شده است و با وجود اهمیت ویژه تاکنون بهطور شایسته بررسی نشده است. پژوهشهای انجامشده بیشتر به بررسی وضعیت موجود بنا پرداختهاند. بیشتر اطلاعات حاصل از این پژوهشها با اطلاعات موجود در اسناد تاریخی دورههای مختلف، بهویژه از نظر فرم کالبدی، همخوانی ندارند و تناقضاتی از نظر تغییرات شکلی، زمانی و همچنین تاریخ احداث بنا مشاهده میشود. هدف اصلی این پژوهش بررسی سیر تحولات تاریخی بنا، بهویژه از دیدگاه کالبدی در دورههای مختلف بهمنظور تدقیق زمانی پیدایش و سیر تحولات بناست. برای این منظور از روش پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی-تطبیقی استفاده شده و گردآوری اطلاعات نیز به روش مطالعه کتابخانهای، بررسیهای میدانی و مصاحبه صورت گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد برخلاف اطلاعات موجود در برخی منابع، بنا به دوره محمدشاه مربوط است. همچنین برخلاف اطلاعات موجود در منابع کتیبه موجود در بنا نشاندهنده سال اتمام ساخت بنا نبوده و فرایند تکمیل بنا پس از تاریخ کتیبه نیز ادامه داشته است. تحلیل دادهها نشان میدهد فرم کالبدی بنا از زمان تکمیل تا اواسط دهه ۴۰ ثابت بوده است. تفسیر عکسهای هوایی مشخص میکند بیشترین تغییرات کالبدی از اواخر دهه ۴۰ تا اواسط دهه ۶۰ رخ داده که کاربریهای ناهمگونی را به بنا تحمیل کرده است. نتایج پژوهش بهکمک تحلیل و تفسیر منابع اطلاعاتی که از نظر علمی و حقوقی قابلاستناد هستند، ضمن تصحیح زمانی تحولات و کمک به تصحیح و بازترسیم تغییرات، سیر تحولات کالبدی- تاریخی بنا را بازیابی کرده و در رفع ابهامات مؤثر است. درنهایت ترکیب و تحلیل اطلاعات نقشههای تاریخی و عکسهای هوایی به تعریف چهار دوره اصلی تغییرات کالبدی در بنا منجر شده که معرف اصالت کالبدی بخشهای مختلف بنا نیز است.
نرگس افضلیپور، شهرزاد امینشیرازینژاد،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
معدن چهرآباد زنجان از معدود معادن نمک باستانی دنیا و تنها معدن نمک شناسایی شده در ایران است که شواهدی از استخراج نمک در یک محدوده زمانی طولانی از حدود 500 ق.م تا عصر معاصر را داراست. بر اساس پژوهشهای میدانی انجام شده تاکنون در محدوده کاوش شده این معدن، فعالیتهای معدنکاری مربوط به دوره هخامنشی، ساسانی، دوره اسلامی میانی و متأخر اسلام به اثبات رسیده است. آنچه در این طرح انجام شده، حاصل یک سال تلاش گروهی متخصصین طی سالهای 1398 و 1399. ش و به منظور حفاظت، نگهداری و مرمت مجموعهای ارزشمند، مکشوفه از معدن چهرآباد زنجان است. کیسه چرمی، دستکش خز- چرمی، پوستین (قبا)، کفش چرمی از اشیاء شاخص این مجموعه، بودند. پیرو تصمیمات مدیران کاوش معدن تاریخی، برخی از اشیاء مکشوفه جهت آمادهسازی و ارائه در نمایشگاهی مشترک بین موزه ملی ایران و موزه معدنکاری بوخوم با عنوان «مرگ در معدن نمک، روایت باستانشناسانه از سرزمین پارس» انتخاب شدند. به منظور ارائه آثار مختلف در این نمایشگاه، ضروری بود تا مطالعه و حفاظت با هدف بررسی شرایط آثار، اقدامات حفاظتی ضروری و انجام عملیات آمادهسازی جهت نمایش ایمن آثار در نمایشگاه صورت گیرد. تعداد 33 شیء چرمی، 23 شیء چوبی، 7 عدد طناب بافته شده از الیاف گیاهی و 4 عدد از بقایای حیوانی موردمطالعه و حفاظت و مرمت قرار گرفت. روند کار شامل بررسی و مستندسازی، آزمایشهای شیمی تر، بررسی سطوح با میکروسکوپ دیجیتال، آزمایشهای بیولوژی، پاکسازی، نرم کردن، قطعهیابی، تثبیت و وصالی، بازسازی رنگی، استحکامبخشی، مرحله برداشتن برچسب و شمارهگذاری مجدد و بستهبندی بوده است. با توجه به ماهیت مجموعه انتخابی، هدف از کار روی آنها، هویتبخشی و کشف حالت نهایی و معرفی بهعنوان شیء موزهایی بوده است تا آثاری که پیشتر فقط ارزش مطالعاتی داشتند با تشخیص کاربری بهعنوان اشیاء موزهایی منحصر به فرد، حفاظت و به نمایش در آید. کم تعداد بودن آثار آلی در بین یافتههای کاوشهای باستانشناسی ایران، اهمیت حفظ و نگهداری صحیح و اصولی این اشیاء بینظیر را صد چندان میکند.
مریم کیان اصل،
دوره 4، شماره 2 - ( 8-1400 )
چکیده
در سال ۱۲۸۲ ق یعنی کمی بیش از طرح توسعه تهران این بنا به دستور ناصر الدین شاه با مباشرت دوست علی خان معیرالممالک در شرق ارگ تهران ساخته شد. شمسالعماره اولین بنای پنج طبقه تهران است. ازاره اتاقهای پنج طبقه در کاخ شمسالعماره با کاشیهایی که با روش رنگروغنی نقاشی شدهاند. موضوع و شیوه اجرایی این نقاشیها اغلب اروپایی است که با گروهی از نقاشان و شاگردان آنها انجام شده است. این نکته از شیوه اجرای این نقاشی متفاوت از سایر شیوهها است کاملا محرز است. روش نقاشی روغن روی کاشی لعابدار روشی منحصر به فرد بود که در بناهای دیگر در دورههای بعد هرگز اجرا نشد. این نقاشیها به صورت گستردهای در حال تجزیه پودر شدن و فروریختن هستند. از این رو هدف این مقاله این است که عواملی که سبب بروز آسیب به این کاشی نگارههای رنگ روغنی شده است را شناسایی و معرفی کند. به نظر میرسد تفاوتهایی در موقعیت قرارگیری کانیها، نوع مواد و مصالح در آسترسازی و روش اجرای آن و سایر عوامل مکانیکی و شرایط آب و هوایی سبب شده تا آسیبهای وارد شده بر این نقاشیها در هر طبقه متفاوت باشد. علاوه بر موارد ذکر شده در تماس بودن این کاشی نگارههای رنگ روغنی با مراجعین جذب رطوبت دیوارها در طی سالیان شیوه کاشیکاری لیبطلب آنها موجب شده که با هر نیروی فیزیکی بر کاشیها تنش وارد شود و نقوش برجسته روی درز کاشیها از سطح لغزنده کاشی جدا شود و یا گوشههای کاشیهایی که به صورت لوزی بر دیوار نصب شدهاند، بشکند. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است و این نتیجه به دست آمد که بیشترین عامل تأثیرگذار در فروریختن نقاشیها لایه استر یا زمینه بستر کاشی است که توانایی محافظت از لایه نقاشی رویی ندارد.
حمید فدایی، علی اقراء،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
به منظور مستندسازی میراث فرهنگی از نوع غیرمنقول آن، ابزار و روشهای متنوعی وجود دارد (Malinverni et al., 2016). هر یک از این ابزار و روشها، بسته به شرایط و ویژگیهای اثر و همچنین با توجه به مقیاس و دقت مورد نیاز، بهکار گرفته میشوند (Balletti & Guerra, 2015). روشهای سنتی مستندنگاری مانند ترسیم با دست آزاد، نقشهکشی، عکاسی از شیوههای اولیه و پایه در ثبت آثار هستند. استفاده از این روشها علاوه بر زمانبر بودن، به نیروی انسانی زیادی نیازمند است و معمولاً ثبت جزییات زیاد از این طریق ناممکن است (Hassani, 2015). ناکارآمدی روشهای سنتی در مستندسازی سهبعدی و یکپارچه آثار میراث فرهنگی از یکسو و پیشرفت علوم و فنّاوری اخذ داده رقومی از سوی دیگر، محققین را بر آن داشته که درصدد یافتن روشهایی سریع، غیر مخرب و کمهزینه و ابزارهایی متناسب با ویژگیهای این آثار برآیند تا از آنها برای اخذ و ذخیره دیجیتالی اطلاعات دقیق و صحیح و مدیریت پایدار مستندات استفاده کنند (زینالپور و دیگران، 1400؛ Gagliolo et al., 2017).
در گذشته تصاویر هوایی در سنجش از دور برای کاربردهای باستانشناسی و در شناسایی برخی ویژگیها که بر روی زمین قابل دیدن نبودند استفاده میشد(رازانی و دیگران، 1400). بهکارگیری فناوریهای فتوگرامتری و سنجش از دور در شناسایی ویژگیهای باستانشناسی مرتبط با زمین همچنان کارآیی دارد (مالیان و دیگران، 1396؛ Egitto, 2013). در دهههای اخیر با توسعه فنآوریهای نوین، حوزه میراث فرهنگی با ورود انواع ابزار و شیوههای جدید اعم از فتوگرامتری با لیزر اسکن، مستندنگاری با پهپاد، واقعیت مجازی و غیره روبهرو است Grussenmeyer et al., 2018, 305)).
در این میان، مستندنگاری پهپاد مبنا، روش جدیدی است که بهصورت مستقل یا در ترکیب با سایر روشهای مستندنگاری، بهطور گستردهای در مدلسازی سهبعدی میراث فرهنگی بهرهبرداری میگردد. امروزه استفاده از سامانه فتوگرامتری با استفاده از پهپاد و دستگاههای پروازی بدون سرنشین که قابلیت هدایت از دور را دارند، توانستهاند در مستندنگاری محوطهها و بناهای میراثی اطلاعات قابلتوجهی را برای حفاظت و نگهداری آنها در اختیار متخصصین قرار دهند. فتوگرامتری با استفاده از پهپاد تلفیقی از فتوگرامتری هوایی و فتوگرامتری برد کوتاه است که در آن یک حسگر اخذ داده، شامل دوربین و یا هر وسیله دیگر اخذ داده، بر روی یک سکوی پرواز بدون سرنشین (Unmanned Arial Vehicle-UAV) نصب میشود و از ارتفاع کم، دادهها اخذ میگردند. در این شیوه مستندنگاری، پایین بودن ارتفاع پرواز باعث خواهد شد تصویر با قدرت تفکیک مکانی و کیفیت محتوای بالاتر برداشت گردد؛ بنابراین با استفاده از این تصاویر میتوان اطلاعات سهبعدی دقیقتری از سطح زمین تولید نمود (Everaerts, 2018).
مصطفی رخشندهخو، حمید فدایی، مسعود انصاری، لیلا رضوی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
نقش برجستههای ساسانی از مهمترین آثار تاریخی ایران باستان هستند که محل اصلی نمایش این نوع نقشها استان فارس است. در حدود 30 عدد نقش برجسته ساسانی در استان فارس وجود دارد که موضوع اصلی این نقش برجستهها صحنههای القاء قدرت، دیهیم بخشی و یا صحنههای جنگ و شکار است. متأسفانه بسیاری از این نقش برجستهها به دلیل اینکه در فضای باز قرار داشته و عموماً تحت تأثیر شرایط اقلیمی میباشند، بسته به نوع سنگ موردنظر و موقعیت مکانی، در طول سالیان، آسیبهایی را متحمل شدهاند. برنامه مطالعه، مستندنگاری، تهیه طرح حفاظت و مرمت این مجموعه نقش برجستهها از نظر تاریخی برای تاریخ و میراث فرهنگی کشور اهمیت بسیار دارد. بالغ بر 11 عدد از این نقش برجستهها و همچنین کتیبههای خطی متعددی در مجموعه نقش رستم قرار دارد که همگی در فضای روباز و در معرض تهاجم عوامل محیطی (بارش باران، باد، دما و غیره) قرار دارند و همه این عوامل باعث فرسایش تدریجی این نگارهها گردیدهاند. پرسش اصلی در این مقاله در زمینه نحوه و روند مطالعات، آسیبشناسی، آسیبنگاری و اجرای مرمت یک اثر صخرهای بوده است. در جهت جوابگویی به مشکلات نقش برجسته بهرام دوم پس از انجام مستندنگاری و آسیبنگاری اثر مطالعات بصورت آزمایشگاهی و میدانی به انجام رسید. در همینباره مطالعات آزمایشگاهی با مطالعه مشخصات فیزیکی، بررسیهای پتروگرافی و آزمایشات دستگاهی XRD، XRF همراه بوده است. بر اساس این مطالعات نمونههای سنگ به طورکامل از کلسیت با مقادیر کمی منگنوکلسیت تشکیل شده است. وقوع هوازدگی فیزیکی و شیمیایی در ساختار سنگ آهک به ایجاد اشکال مختلف آسیب همانند تورق، ترک، شکستگی در سطح نقش برجسته بهرام دوم بوده است. همچنین به منظور حل بخشی از مشکلات فرسایشی بر روی نقش برجسته برخی اقدامات اضطراری حفاظت و مرمت با تمرکز بر استحکام بخشی و مقاوم نمودن سطح در برابر عوامل فرساینده برنامهریزی و اجرا شد.
مرتضی رضوانفر،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
قفقاز به منطقهی میان دریای مازندران و دریای سیاه اطلاق میشود و توسط رشته کوه قفقاز به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم میگردد. قفقاز شمالی بخشی از کشور روسیه را دربر میگیرد و شامل هفت جمهوری خودگردان و دو ناحیه میباشد که از شرق عبارتند از جمهوریهای -۱ داغستان ۲ چچن اینگوش ۴ اوستیای شمالی -۵ کابار دینو - بالکاریا ۶- قرهچای چرکسیا آدیغیا و همچنین دو ناحیه کراسنودار و استاوروپل قفقاز جنوبی نیز شامل ۳ کشور جمهوری آذربایجان ارمنستان و گرجستان است متن ذیل رهیافت یک سفر پژوهشی به شهر دربند در جمهوری داغستان است که به منظور شناسایی و تهیه شناسنامه از کتیبههای فارسی و برخی از بناهای کتیبه دار این شهر صورت پذیرفته است. شهر کوچک و ساحلی دربند که طبق معاهده گلستان از ایران جدا گردید دارای ۱۵۰ اثر ثبتی است و حدود ۱۰۰ کتیبه فارسی فارسی پهلوی و دری از دورههای ساسانی صفوی و قاجاری دارد مسجد جمعه دربند بعد از نارین قلعه و حصار ۴۰ کیلومتری شهر مهمترین اثر میراثی در شهر دربند است که همواره مورد توجه حکومتهای منطقه ای بوده است لذا دارای کتیبههای ارزشمندی از حکومتهای مغول ترک عرب و ایرانی است. قدمت ۱۳۳۰ ساله برای مسجد و همچنین نوع معماری آن معیارهایی بوده برای ثبت این اثر ارزشمند در ذیل پرونده جهانی دربند در یونسکو.
شیبا خدیر، فتحاله نیازی، کورش کوهستانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
نعلین کعبه موزه فرش ایران یک جفت کفش فلز آلیاژ مس اثر استاد پرویز تناولی در فضای روباز است. این اثر به عنوان جزیی از یادمان کعبه در سبک ساده گرایی مینیمالیسم در محوطه موزه فرش ایران ساخته شده است. اندازه نعلین در مقیاس واقعی خلق شده است. روی سطح نعلین به وسیله شیارهای ریز و ظریفی به منظور القای حس زیبایی شناسانه و جلوی بصری بافت دار شده است. همچنین یک پاتین هنری تیره رنگ بر روی سطح اثر توسط هنرمند ایجاد شده است داخل نعلین محل تجمع گرد و غبار خس و خاشاک فضای سبز محیط پیرامون بوده است. علاوه بر این طی سالیان متمادی و ارتباط با زمین تحت تاثیر شرایط جوی مانند بارندگیهای سالیانه اختلاف دمای در فصل مختلف سال و آلایندههای محیط شهری همچون بارانهای اسیدی قرار گرفته است. سطح نعلین با محصولات خوردگی سبز رنگ و رسوبات کربناتی شکل مخدوش شده است. همچنین در رسوبات سبز رنگ یون کلر به عنوان عامل بیماری برنز به حضور نانتوکیت و هیدروکسی کلریدهای مس همچون آتا کامیت پارا تا کامیت کلینو آتاکامیت و بوتالاکیت با خوردگی فعال آلیاژهای مس مرتبط میباشد. هدف از این عملیات حفظ پایداری و جلوگیری از قرارگیری بیشتر در برابر عوامل آسیبرسان محیط شهری تعریف شده است. به منظور ارزیابی و مستندنگاری وضعیت موجود اثر عکس برداری دیجیتال در مقیاس ماکروسکوپی و میکروسکوپی صورت گرفته است. به منظور پاکسازی و حذف رسوبات سطحی از روشهای مکانیکی توسط اسکالپ و دستگاه التراسونیک بهرهگرفته شده و از روش ضمادگذاری برای حذف رسوبات حجیم از محلول نمک راشل و اسید کلریدریک ۲ به صورت موضعی کنترل شده و محدود استفاده شد. به منظور ایجاد بازدارندگی سطح از محلول ۳ BTA و به عنوان پوشش دهنده سطحی اثر از محلول اپوکسی پلی آمید استفاده شده است.
حمید فدایی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
اگرچه مستندسازی در حوزه میراث فرهنگی، نقشی محوری در حفاظت، مدیریت و انتقال دانش مرتبط با آثار ملموس و ناملموس بر عهده دارد، با این وجود چنین فرایندی بهعنوان ابزاری کلیدی برای شناسایی، ارزیابی و ثبت ویژگیها و ارزشهای مختلف فرهنگی و تاریخی، کمتر در اسناد مختلف بینالمللی (همچون منشورها، کنوانسیونها، آییننامهها و توصیهنامهها) مورد واکاوی قرار گرفته است. عدم ثبت و مستندسازی نظاممند میراث فرهنگی و از بین رفتن دادهها نه تنها منجر به خسارتهای جبرانناپذیر به دانش میراث فرهنگی میشود، بلکه فرایندهای حفاظت، بازسازی و آموزش را نیز با دشواری مواجه میسازد؛ بنابراین این مقاله تلاش میکند جایگاه مستندسازی میراث فرهنگی را در اسناد یادشده تبیین نموده و ابزار و روشهای آن را بررسی نماید. اگرچه بهرهبرداری از این چارچوبها در سطح ملی و محلی اغلب با چالشهایی از جمله نبود استانداردهای اجرایی بومیسازی شده، کمبود تخصص در بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته و ناکافی بودن منابع مالی و آموزشی مواجه است. در روششناسی، این مقاله بر تحلیل نظاممند اسناد بینالمللی مرتبط با میراث فرهنگی استوار است. لذا ضمن بهرهگیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، جایگاه و تأکید مستندسازی در این اسناد و روشها و ابزار آن بررسی گردید. برای افزایش دقت، تطبیق میان مفاهیم کلیدی و چارچوبهای نظری مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی انجام شد. نتایج تحقیق نشان میدهد بهطور کلی، اسناد بینالمللی بر اهمیت و ضرورت مستندسازی بهعنوان یک رکن اساسی برای حفظ و مدیریت صحیح میراث فرهنگی تأکید دارند. این کار شفافیت در اقدامات مرمتی را افزایش داده و همکاریهای بینالمللی را تسهیل میکند، بهویژه در مواقعی که آثار فرهنگی بهخاطر عوامل طبیعی و انسانی تهدید میشوند. برخی از این اسناد مستندسازی را بهعنوان بخشی از آموزش و پژوهش در حوزه میراث فرهنگی مورد تأکید قرار داده و آن را راهی برای انتقال دانش و تجارب به نسلهای آینده میدانند. این فرآیند با ارائه اطلاعات کامل و دقیق، نقش مهمی در حفاظت از اصالت، ارزشها و ماندگاری آثار فرهنگی در سطح جهانی ایفا میکند و به تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای مرتبط با میراث فرهنگی یاری میرساند.
مهدی رازانی، مسعود باتر،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
ثبت و مستندسازی آثار فرهنگی و تاریخی یکی از مهمترین مراحل در حفاظت و مرمت آنهاست. بااینحال، این بخش اساسی در بسیاری از موارد، آنگونه که باید، از سوی مرمتگران، موزهها و مجموعهداران مورد توجه قرار نمیگیرد. این مقاله با هدف آشنایی دانشجویان و کارورزان با اصول پایه مستندسازی سفالینههای تاریخی تدوین شده است. برخلاف منابعی که بر آموزش عکاسی، نورپردازی، یا ترسیم فنی تمرکز دارند، این نوشتار بر ارائه نکات کاربردی و ضروری برای مستندسازی دقیق آثار سفالی در طول فرآیند حفاظت و مرمت متمرکز است. در مستندسازی سفالینهها، اهمیت ثبت اطلاعات بهعنوان گام نخست حفاظت و مرمت مورد تأکید قرار میگیرد. این فرایند شامل ثبت وضعیت موجود شیء، مستندسازی مداخلات انجامشده و فراهمسازی گزارشی جامع برای استفادههای پژوهشی و عملیاتی آینده است. علاوه بر این، در این پژوهش، پیشینهای از توسعه مستندسازی در حوزه حفاظت و مرمت ارائه شده که نشان میدهد، چگونه این فرایند به یک استاندارد جهانی تبدیل شده است. بخش دیگری از این تحقیق به بررسی مراحل و جزئیات مستندسازی میپردازد، از جمله ثبت ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و آسیبشناسی آثار. این فرآیند به حفاظتگران و مرمتگران کمک میکند تا نهتنها عملکردی مؤثرتر و دقیقتر در اجرای پروژههای خود داشته باشند، بلکه اسناد تهیهشده در طول مستندنگاری بهعنوان شواهدی معتبر و قابل استناد، امکان بازسازی دقیقتر تاریخچه، تحلیل شیوههای ساخت و فناوریهای بهکاررفته در تولید اشیای تاریخی را نیز فراهم میآورد. این اسناد همچنین میتوانند مبنایی برای پژوهشهای آینده در زمینه شناخت و حفظ میراث فرهنگی باشند. این مقاله به دنبال ارتقای دانش و مهارتهای مستندسازی است تا متخصصان بتوانند همزمان با انجام عملیات مرمت، گزارشی جامع، دقیق، و علمی برای آینده تهیه کنند. هدف نهایی، ایجاد بستری برای حفاظت پایدار و پژوهشهای ارزشمند در حوزه میراث فرهنگی است.
علی شهابینژاد، مهدیه جعفری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مستندسازی ابنیه تاریخی یکی از فرایندهای بسیار مهم و کاربردی در امر مطالعه، حفاظت و مرمت ابنیه تاریخی است. از گذشته تاکنون روشهای مختلفی برای مستندسازی بناهای تاریخی به کار گرفته شده است. یکی از این روشهای رایج، برداشت نقشههای معماری یا رولوه بنای تاریخی است. رولوه، با استفاده از روشهای سنتی و دستی تا روشهای مدرن و دیجیتال اجرا می شود و فهم ما از الگوی معماری بنا را ارتقا میدهد، اما نمیتواند گویای بسیاری از اطلاعات، از جمله تنوع رنگی، جنس و بافت مصالح، نور و اشیاء درون فضا باشد. از این رو در کنار این روش، تمایل به استفاده از دیگر روشهایی که میتواند اطلاعات کاملتری از بنا را ثبت کند افزایش یافته است. در این نوشتار تصویرسازی متریک ابنیه تاریخی به عنوان یکی از این روش ها معرفی شده است. منظور از تصویرسازی متریک، تصویرسازی از بنای تاریخی مبتنی بر نقشههای فنی و برداشت دقیق از بنا است. نمونهای از این تصویرسازی که به صورت نما برش در موزه آب یزد انجام شده است به عنوان مطالعه کاربردی موردی ارائه شده است.
محمدرضا رکنی، حمید فدایی، مرجان کِفیرگیر،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
تختجمشید بهعنوان یکی از برجستهترین محوطههای باستانشناختی ایران، نماد عظمت فرهنگی و هنری دوره هخامنشی است. هنر حجاری و آرایههای معماری این دوره با بهرهگیری از تجربیات و دانش فرهنگهای گوناگون، شیوهای نوین و هنرمندانه را خلق کرده است که در نقوش برجسته سنگی تختجمشید نمود یافتهاند. این نقوش به دلیل ظرافت و دقت اجرا، توجه پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده و پرسشهایی در خصوص ارزشهای هنری و روشهای اجرایی آنها مطرح ساختهاست. این پژوهش با هدف تحلیل فنون اجرایی نقوش برجسته تختجمشید، به مستندسازی نمونههایی از این نقوش در پلکان شرقی کاخ آپادانا و پلکان شمالی کاخ شورا پرداخته است. برای مستندسازی و تهیه مدلهای سهبعدی نقوش برجسته، از روشهای پیشرفته فتوگرامتری، با تأکید ویژه بر فناوری فتواسکن، استفاده شد و تصاویر بهوسیله نرمافزارهای تخصصی Agisoft، 3D Zephyr و Reality Capture پردازش گردید. نتایج این پژوهش بخشی از فرایند خلق این آثار هنری را آشکار میکند که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. همچنین، کارایی روش مستندسازی مبتنی بر فتوگرامتری در استخراج دادههای دقیق فنی و هنری مورد تأیید قرار گرفت. این روش نهتنها امکان تحلیل دقیقتر جزئیات نقوش برجسته و تناسبات هندسی آنها را فراهم میسازد، بلکه به درک عمیقتری از ارزشهای هنری این آثار و جایگاه آنها در تاریخ هنر کمک میکند. این رویکرد میتواند الگویی ارزشمند برای پژوهشهای آینده در زمینه مستندسازی و استحصال دادههای فنی و هنری نقوش برجسته تاریخی باشد.
پویا طالبنیا، الهام قادریان،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مستندسازی بافتهای روستایی بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامهریزی و مدیریت، نیازمند رعایت مراحل منظم و هدفمند است. این فرآیند مستلزم بهرهگیری از علوم مختلف و روشهای چندگانه است که در هر مرحله از مستندسازی باید به کار گرفته شوند. هدف از پژوهش حاضر معرفی تجربیات مستندسازی بافتهای روستایی شاخص منظر فرهنگی هورامان است. مراحل مستندسازی این بافتها شامل نقشهبرداری سهبعدی به شیوه فتوگرامتری، استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و ایجاد بانک اطلاعات ابنیه است. در نهایت، برداشتهای دقیق و جزئی از عناصر مختلف بافت مانند معابر، پلان بناهای شاخص، جزئیات معماری و بازشوها انجام شده است. پژوهش حاضر علاوه بر معرفی شیوههای نوین و کاربردی مستندسازی بافتهای روستایی منظر فرهنگی هورامان، به بررسی مزایا و قابلیتهای ویژه هر یک از این مراحل و روند مرحلهبندی این روش ترکیبی میپردازد. تهیه اطلاعات دقیق کمی و کیفی از مراحل مختلف مستندسازی این بافتها حائز اهمیت ویژهای است. مستندسازی و برداشت بافتهای روستاهای پلکانی با شرایط خاص و دشوار، نیازمند دقت بالا بهمنظور کاهش خطاهای سیستماتیک است. این شیوه مستندسازی و مراحل مجزای آن باهدف ثبت جهانی منظر فرهنگی هورامان انجام شده است. در پایان این مراحل مجزا، اطلاعات تولیدشده به هم پیوسته و در قالب یک مستندسازی کامل معرفی میگردد. این دادهها که برای 20 بافت روستایی در منطقه هورامان جمعآوری شدهاند، طی سالهای آینده در پژوهشهای علمی و اجرایی کاربرد خواهند داشت و میتوانند به حفاظت، پایش، معرفی و توسعه پایدار این روستاها کمک کنند. در نهایت، معرفی تجارب و دستورالعمل مراحل مستندسازی و شیوه ترکیبی آن در این پژوهش بهعنوان الگویی برای سایر بافتهای تاریخی روستایی و شهری میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
فاطمه علیمیرزایی، پرستو نعیمیطرئی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
مطالعه سازوکار خوردگی برنز باستانی و از جمله آثار برنزی مکشوفه از منطقه پرنمک و مرطوب هرمز به دلیل خوردگی شدید از اهمیت خاص برخوردار است. بر این اساس در این مقاله یک خنجر مفرغی منسوب به حفاریهای منطقه هرمز احتمالاً مربوط به هزاره اول قبل از میلاد، جهت مطالعه رفتار خوردگی متأثر از شرایط محیط مورد مطالعه قرار گرفته است. در این راستا برای ارزیابی باقیمانده مغزه فلزی از روش تصویربرداری اشعه X، بهمنظور ریختشناسی سطح اثر از استرئومیکروسکوپ، برای شناسایی محصولات خوردگی آن از شیمی تر و روشهای دستگاهی پراشسنج پرتوایکس (XRD) و برای مطالعه ریزساختار از میکروسکوپ نوری پلاریزان (PLM) استفاده شده است. تکمیل مطالعات میکروسکوپی بهمنظور مطالعه لایههای خوردگی و بررسی چگونگی توزیع عناصر با استفاده از میکروسکوپ الکترون روبشی مجهز به سیستم تجزیه عنصری (SEM-EDX) صورت گرفته است. نتایج بهدست آمده نشان میدهد بخش اعظم خنجر به محصولات خوردگی اکسیدی مس، قلع و کلریدهای بازی آتاکامیت و پاراتاکامیت در یک ساختار سه لایه خوردگی نوع دوم تبدیل شده است. سازوکار خوردگی خنجر مورد نظر انحلال انتخابی مس، خارج شدن آن به لایههای خارجی و تغلیظ ترکیبات اکسیدی قلع در قسمتهای مرکزی نمونه بوده که با نفوذ آنیونهای کلرید به لایههای خوردگی داخلی همراه شده است. پدیده مذکور باعث باقی ماندن طرحوارهای از دانهبندی و دوقلوییهای حرارتی در لایههای خوردگی اکسیدی داخلی شده، ضمن اینکه تهنشستهای دورهای ترکیبات اکسیدی مس و قلع بهصورت ساختار لایهای به تشکیل یک محلول کلوئیدی از نمکهای مس و قلع در زیر خاک اشاره دارد.