حمام حاج صالح که در بافت قدیمی شهرستان سقز بناشده مربوط به دوره زندیه است. درب ورودی آن در بازار روز این شهر قرار دارد. سبک ساخت این بنا اصفهانی و دارای تزئینات آهکبری منحصربهفردی است. یکی از نقوش آهکبری زیبا و دارای اهمیت در این بنا نقش شکارگاه است که دچار تخریب زیادی شده و مشتمل بر سه لایه شامل دولایه آهکی و یک لایه رنگ است. در این پژوهش با یک بررسی آزمایشگاهی به شناخت فنی مصالح بکار رفته در لایههای سازنده آهکبری مذکور پرداخته و سپس در ادامه آسیبهای وارده به اثر موردبررسی قرار گرفت. در ادامه هم به شرح عملیات حفاظت و مرمت نقش شکارگاه پرداختهشده که در این مرحله پس از تمیزکاری به روش مکانیکی و شیمیایی، قسمتهای طبله کرده بهوسیله تزریق ترکیب دوغاب گچ (گچ دندانپزشکی) با پلکسیتول 5% در آب، با کمک گرفتن از روش بالشتکی این قسمتها به سطح تکیهگاه چسبانده شده و استحکامبخشی گردید. در ادامه قسمتهای کمبود با استفاده از ترکیب گچ با پلکسیتول 5% بازسازیشده و با آبرنگ موزونسازی قسمتهای بازسازیشده و رنگرفتگیها انجام گرفت و در پایان با پلکسیتول 5% کل اثر تثبیت نهایی شد.
داود آقاعلی گل، پروین اولیایی، محمود مرادی، محمد لامعیرشتی، دوره 1، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
در بررسی تکنولوژی ساخت و محل تولید اشیای تاریخی و همچنین پیشنهاد و تدوین راهکارهای حفاظتی و مرمت این آثار، داشتن اطلاعات کافی از نمونۀ مورد بررسی ضروری است. اطلاعات مورد نیاز بسته به نوع نمونه و اشیای تاریخی متفاوت است. تعیین و اندازهگیری دقیق ترکیب عنصری و مواد سازنده این اشیاء یکی از اطلاعات ضروری است که امروزه با استفاده از علوم و فنون آزمایشگاهی مدرن قابل دستیابی است. در این مقاله، برخی از نتایج به دست آمده از بررسی نمونههای مختلف تاریخی و فرهنگی که در چند سال اخیر با استفاده از باریکۀ یونی میکرونی در آزمایشگاه واندوگراف پژوهشگاه علوم و فنون هستهای مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفتهاند، ارائه شده است. بررسی سفالهای مینایی نقاشی شده جهت تعیین رنگدانههای مختلف به کاررفته در آن، تعیین ضخامت و خلوص لایههای طلاکاری شده در سفالهای مینایی زراندود، بررسی و تعیین عامل درخشندگی در نقاشیهای دیواری یک مکان تاریخی، بررسی علل خوردگی و تخریب یک نسخه از دستنوشتههای قدیمی، تعیین خلوص و عیار سکههای برنزی الیمایی، و همچنین بررسی و تعیین نوع شیشههای تاریخی ایرانی از جمله مواردی است که در این مقاله به آنها اشاره خواهد شد. نتایج حاصل از این آنالیزها و تعیین مواد تشکیل دهندۀ آنها در مطالعۀ تکنیک ساخت و فنشناسی، بررسی اصالت نمونهها، و نهایتاً حفاظت این آثار تاریخی کمک قابل توجهی خواهد کرد.
آثار باستانی نمایندگان فرهنگ و تمدن گذشته و حامل اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی روزمره، باورها، فناوری و روابط اجتماعی آن دوران هستند. با پیشرفت فناوری، ابزارها و روشهای نوینی برای بررسی و تحلیل این آثار پدید آمدهاند و میتوانند اطلاعات جدیدی درباره جنبههای ناشناخته آنها فراهم کنند. رصد خُرد با بررسی دقیق و نظاممند وضعیت آثار و استفاده از روشهای نوآورانه، بهعنوان یک روش علمی، نقشی کلیدی در حفاظت و مرمت اشیاء فرهنگی و تاریخی دارد. این مقاله مروری است بر برخی از روشهای مختلف رصد خرد؛ مانند مطالعات میکروسکوپی، تصویربرداری با وضوح بالا، اسکن سهبعدی و تحلیل طیفسنجی و نشان میدهد که چگونه این فناوریها به درک عمیقتر از شرایط اولیه مواد و الگوهای تخریب کمک میکنند. همچنین، مطالعات موردی ارائهشده کاربردهای موفق رصد خُرد در زمینههای مختلف را نشان میدهند و تنوع و اثربخشی آن را در مواجهه با چالشهای خاص در حفاظت و مرمت اشیاء شکننده و ارزشمند برجسته میسازند.
الههسادات طالبیمقدم، دوره 2، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
دوره پوش قلابدوزی معرق (کد 031)، از جمله آثار نفیسی است که مربوط به دوره قاجار است و در مجموعه آستان قدس رضوی نگهداری میشود. به دلیل استفاده از این اثر نفیس هنری در مجموعه آستان قدس، با گذشت زمان و عوامل گوناگون، آسیبهای متفاوتی به آن وارد شده است. به منظور حفظ این اثر ارزشمند حوزه منسوجات، مرمت آن در کارگاه مرمت منسوجات آستان قدس رضوی انجام شد. این مقاله با نگاهی اجمالی به فنشناسی و آسیبشناسی دوره پوش قلابدوزی (کد 031)، سعی دارد تا باتکیه بر مطالعات میدانی، روشهای مرمتی بکار رفته بر روی آن را بررسی نماید.
خاتمکاری نوعی تزئین است که با کنار هم قرارگیری مثلثهایی از جنس چوب، استخوان و فلز که بهطوری استادانه نقوش هندسی را تشکیل میدهند، ایجاد میشود. اثر مورد بحث آینهایی چهارگوش بوده و دارای مالکیت شخصی و منسوب به دورهی قاجار است. با توجه به آزمایشهای انجام شده برای شناسایی مواد تشکیل دهندهی اثر، مشخص شد که چوب (کاج ایرانی، صنوبر یا همان تبریزی و چنار)، استخوان و فلز (نقره و برنج) بوده که مثلثها از جنس فلز برنج و استخوان و چوب و لاهای استفاده شده از جنس نقره و زیرساخت از جنس چوب، است. آسیبهای وارده بر روی اثر عبارتاند از تشکیل محصول خوردگی در قسمتهایی که فلز نقرهکار شده، تیره شدن جلا، اعوجاج و جدایش اتصالات در زیرساخت و اعوجاج و جدا شدن و ریختگی در بعضی از قسمتها که این آسیبها، باعث از هم پاشیدگی نقوش نیز شدهاند. پس از حذف تعمیرهای نادرست قبلی و پاکسازی جلای تیره شده و تابگیری اعوجاج زیرساخت و تابگیری تزئینات خاتم، بازسازی، موزونسازی و استحکامبخشی نهایی صورت گرفته است.
پارچههای قلمکار دوره ی قاجار متعلق به کاخ گلستان برای مدتهای مدیدی به صورت تا شده در صندوقهای چوبی مخازن اقرار داشت. لذا در جهت جلوگیری از آسیبهای فیزیکی و بیولوژیک پارچهها، فرایند ساماندهی و مرمت آنها مورد بررسی قرار گرفت. شیوهی انتخاب این طرح با مطالعات کتابخانهای و انجام آنالیزهای مورد نیاز صورت گرفته و دادههای حاصل از آنالیزها بصورت کمی در طول مقاله به شرح آن پرداخته میشود فعالیتهای صورت گرفته در راستای اهداف پروژهی مذکور بدین شرح است پس از عکاسی و مستندسازی، اقدام به تهیه شناسنامه فنی و مرمتی کار نموده و شماره اصولی درج شده بر پارچهای مقال نخی به پارچه قلمکار دوخته شد پاکسازی و غبار روی صاف کردن خطوط ناشده برای جلوگیری از تغییر شکل پارچه و آسیب فیزیکی در نقاط تا خورده انجام شد میزان اسیدیته اثر یا pH آن با نوارهای pH سنج بررسی شده بر روی برخی پارچههای قلمکار، کشت الخارج صورت گرفت و همچنین کشت نیز بر صندوق نگهداری پارچههای مخزن جدیدتر و مخزن نگهداری پارچهها انجام شد. آزمون ایمشناسی نیز جهت تشخیص ساختاری از پارچه انجام شد. نتایج آنالیزهای انجام شده گویای این است که pH پارچه ها در محدوده ی خشی قرار دارد. تالیز کشت قارچ نشان داد که قارچ آسپرژیلوس نایجر بر یک اثر و درب صندوق چھی نگهداری آثار رشد کرده است با توجه به خطرناک نبودن این نوع قارچ هوادهی منظم دورهای پیشنهاد شد. آنالیز الیافخانی نیزلیف سلولزی پیهای را نشان داد نهایتا پارچههای قلمکار با پارچهی نخی متقال پوشش دهی شده با ریسمانهای نخی در جای خود ثابت شدند. نگهای شناساییتر به آن متصل شده و با تمهیدات و دلت کافی به مخزن استاندارد کاخ گلستان انتقال یافت همچنین راهکارهای حفاظتی و مرستی جهت نگهداری آثار در بهترین شرایط ممکن ارائه شد.
یکی از بزرگترین و زیباترین مصلاهای تاریخی ایران مصلای پایین خیابان مشهد است که به دستور شاه سلیمان اول در دوران صفویان ساخته شده است. تاریخ ساخت و اتمام بنا بر طبق کتیبه کاشی ایوان مرکزی سال ۱۰۸۷ ه.ق است. ساختار معماری بنا از ایوان مرکزی رفیعی در وسط و دو رواق گنبددار در طرفین تشکیل شده است. سطوح داخلی و خارجی بنا با آرایههای مختلف معماری همچون گچبری،کاشیکاری، نقاشی و مقرنس کاری تزئین گردیده است. در میان انواع مختلف آرایههای بکار رفته در تزئین این بنا کاشیهای معرق محراب بنا از نظر زیبایی و نفاست بیهمتاست. بررسی آزمایشگاهی ترکیب شیمیایی لعاب کاشیهای معرق محراب با روش دستگاهی SEM-EDX و نتایج حاصل از آن مطابقت و همخوانی خوبی با نتایج بررسیهای تجربی سایر محققان داشت که این امر نشان از تداوم سنت کاشیکاری و تولید لعاب با فناوری مشابه در سراسر عصر صفوی در مناطق مختلف ایران است مطالعه ترکیب کانیشناسی بدنه کاشیها به روش پتروگرافی نیز حاکی از بکارگیری ترکیب کانی شناختی مشابه و مناسب به همراه پخت خوب در تولید آنها بود که موجب استحکام و دوام بیشتر کاشیها شده بود آسیبشناسی بنا و تزئینات آن نشان داد که ترکیبی از عوامل مختلف فیزیکی شیمیایی و انسانی موجبات تخریب و فرسایش سازه و تزئینات بنا از جمله کاشیهای معرق آن را فراهم آورده است. در این میان عوامل انسانی و توسعه ناهنجار شهری پیرامون بنا و مرمتهای غیراصولی و غیرحرفهای تزئینات در تخریب و فرسایش کاشیها نقش اصلی را بر عهده داشته است. با توجه به اهمیت و نفاست کاشیهای معرق محراب پس از انجام مطالعات آزمایشگاهی کاشیهای این بخش از بنا مورد حفاظت و مرمت قرار گرفت. برای این کار پس از اقدامات حفاظتی اولیه از طریق تمیزکاری و استحکامبخشی بخشهای کمبود مطابق با اصول و مبانی نظری مرمت به شیوه مرمت تکمیلی از طریق موزونسازی رنگی بازسازی شد.
مطالعات آزمایشگاهی در شناخت بهتر سکههای تاریخی و تکمیل اطلاعات پژوهشی کمک بسیار مؤثری هستند. شاید برخی از افراد خبره بتوانند با یک نگاه ماهیت سکه را تشخیص دهند ولی این امکان همیشه و بهخصوص در شرایطی که سکه پوشیده از رسوبات حجیم باشد و یا بحث تعیین اصالت آن مطرح باشد، وجود نخواهد داشت. لذا لازم است در کنار دید تجربی و مطالعات تطبیقی از روشهای دقیق آزمایشگاهی نیز بهره گرفت. از طرفی شناسایی ماده و بستر اصلی یک اثر فرهنگی و همینطور رسوبات سطحی در روند فرآیند حفاظت و مرمت جزء ارکان اصلی بوده و نقش بسزایی در تعیین راه و روش و بقای اثر دارد. برای رسیدن به این امر استفاده از روشهای آزمایشگاهی دستگاهی و میکروسکوپی اجتنابناپذیر است. روشهای زیادی در مطالعه سکهها به منظور روشن شدن شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زمان ضرب سکه استفاده میشود. روشهایی مانند پیکسی(PIXE) و فلورسانس اشعه ایکس(XRF) به دلایلی مانند دقت و غیر مخرب بودن بیشتر موردتوجه محققان قرارگرفته است. در این یادداشت با معرفی روشهای مختلف در زمینه مطالعات مسکوکات ساخته شده با ضرب چکشی و ماشینی، به نقش و اهمیت مطالعات آزمایشگاهی از جنبه مطالعات تکمیلی و امر حفاظت و مرمت پرداخته میشود.
این مقاله ضمن اشاره به پارهای از اصول و قواعد حفاظت و مرمت آثار سفالین فرآیند فناورانه بازسازی دو خمره ساسانی را طی گزارش مکتوب و مصور مورد بررسی قرار میدهد و تفاوتهایی که در انتخاب مواد و روش درمان به دلایل مختلف ایجاد شده است را شرح میدهد. خمرههایی مورد اشاره از کاوش سال ۱۳۹۶ دشت ورامین به سرپرستی آقای دکتر حصاری به دست آمدهاند و در کارگاه حفاظت و مرمت سفال پژوهشکده با حضور تعدادی از دانشجویان رشته حفاظت و مرمت آثار تاریخی فرهنگی مرمت و بازسازی شدهاند.
حمید امان اللهی، حسن کریمیان، فاطمه شیخ احمدی، دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
تختسلیمان، واقع در منطقهای کوهستانی در شمالغرب ایران، یکی از مراکز تاریخی و تمدنی مهم کشور است که از جنبههای مختلف علمی موردبررسی قرارگرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی ویژگیهای زیستمحیطی مؤثر بر سکونت انسانها و بررسی اثرات شرایط اقلیمی و محیطی بر حفاظت از آثار تاریخی انجامشده است. نتایج نشان میدهد که چشمه بزرگ تختسلیمان و چشمههای کارستی متعدد، با تأمین آب حاوی املاح، نقش مهمی در شکلگیری سکونتگاهها و ترکیب شیمیایی خاک داشته و بهتبع آن، بر تنوع زیستی و پوشش گیاهی منطقه مؤثر بودهاند. بارندگی مناسب نیز موجب غنای پوشش گیاهی و ایجاد زیستگاه مطلوب برای گونههای جانوری شده است. اهداف اصلی تحقیق شامل شناسایی ظرفیتهای زیستمحیطی در شکلگیری سکونتگاهها و ارائه راهکارهای سازگاری با شرایط اقلیمی برای حفاظت، مرمت و ساماندهی مجموعه است. با توجه به شرایط خاص اقلیمی تختسلیمان، از جمله زمستانهای طولانی و بارش سنگین برف، سؤال اصلی این است که چگونه میتوان از آثار تاریخی منطقه حفاظت کرد. روش تحقیق بهصورت تاریخی و توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانهای و بازدیدهای میدانی بوده است. تحلیل و مقایسه پارامترهای اقلیمی شامل دما، رطوبت، بارش و تابش خورشیدی با استانداردهای بینالمللی نشان داد که با مدیریت صحیح، برخی شاخصهای اقلیمی میتوانند در کاهش آسیبهای فیزیکی آثار مؤثر باشند. بر این اساس، راهکارهای عملی مبتنی بر شاخصهای کمی و کیفی برای کاهش اثرات مخرب عوامل محیطی ارائهشده است. مطالعه حاضر با تلفیق دادههای تاریخی، معماری و محیطی، نقش مطالعات محیطی را در حفاظت محوطههای باستانی، بهویژه تختسلیمان، برجسته ساخته و راهکارهایی علمی و کاربردی پیشنهاد میکند که میتواند حفاظت پایدار این میراث ارزشمند را تضمین کند.