جستجو در مقالات منتشر شده


1 نتیجه برای مجسمه‌های روباز

فریده مجیدی خامنه،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

مجسمه­‌های فضای باز (روباز) یا مجسمه­‌های شهری به­‌عنوان بخشی از میراث فرهنگی ، علاوه بر زیباسازی فضا، نقش مهم انتقال پیام به ناظران و  هویت‌­بخشی به معابر را ایفا می­‌نمایند. تآب­آوری این سازه‌­ها مورد تهدید عوامل جوی، انسانی و زیست­‌محیطی­ست و در گذر زمان دچار فرسایش می­‌گردند. در یک نمونه موردی، فضولات پرندگان، مجسمه برنزی نادرشاه افشار در مشهد را دچار آسیب و خردگی ­های متعدد نمودند. متاسفانه بعد از مرمت مجسمه نادرشاه و صرف هزینه‌­های زمانی، اقتصادی بسیار زیاد، تهدید پرندگان هنوز پابرجا مانده است. هدف از این پژوهش، بازشناسی تجارب دانش بومی در جهت دفع پرندگان، مقایسه الگوهای کهن و تکنیک­‌های مدرن دفع پرندگان، یافتن زمینه­‌های هم­‌افزایی مطالعات مردم‌­شناسی، دانش حفاظت آثار تاریخی و طراحی شهری است. سوال اصلی پژوهش در مورد میزان انعطاف‌­پذیری راهکارهای بومی برای حل معضل حفاظت مجسمه‌­های شهری فلزی از آسیب پرندگان است. به این منظور پژوهشگر با روش توصیفی/ تحلیلی به استخراج الگوهای دانش بومی و بنیان­‌های عقلانیت زیست­‌محیطی دانشوران محلی در دفع پرندگان پرداخته و به مقایسه آن با شیوه­‌های مدرن اقدام کرده است. این الگوها شامل : 1- الگوی محرومیت از لانه‌­سازی، استقرار و غذا 2- الگوی صدا هراسی3- الگوی وحشت از حرکت اشیاء 4- الگوی خیرگی چشم پرندگان 5-  الگوی رنگ هراسی (هراس پرندگان از رنگی خاص) 6- الگوی بو هراسی (هراس پرندگان از بویی خاص) هستند. نتایج نشان­‌دهنده درجات بالای فهم  اکولوژیک دانشوران محلی و انعطاف­‌پذیری گسترده دانش­‌های بومی در دفع پرندگان است. دانشوران بومی حوزه کشاورزی طی قرن­‌ها مبارزه با پرندگان به عقلانیت زیست محیطی و دانش تجربی رفتارشناسی دست یافته­‌اند. این روش­‌های بومی، دوست‌دار محیط زیست، اقتصادی، قابل دسترس، ماندگار و تجدید­پذیر در مقایسه با روش‌­های مدرن دفع پرندگان از مجسمه­‌های فضای باز هستند. پژوهش حاضر به اهمیت هم­‌افزایی سه دانش طراحی شهری، حفاظت و دانش میراثی بومی تاکید دارد.


صفحه 1 از 1