حفاظت در کاوشهای باستانشناسی، روشهایی مبتنی بر خلاقیت و سرعت عمل در راستای حداقل مداخله و حفظ حداکثری یافتهها تا زمان انتقال به کارگاهها و آزمایشگاهای مجهز و تخصصی است. با توجه به اینکه اولین برخورد تخصصی بعد از کشف یافتهها در حوزه حفاظت و مرمت قرار میگیرد و تمامی اقدامات آن از جمله نمونهبرداریهای جامع و علمی، ضامن حفظ دادههای نهان و آشکار یافتههاست، باید به گسترش روش و عمل در این حوزه توجه نمود. کمبود گزارش اقدامات عملی حفاظت در کاوشهای باستانشناسی و گاها نبود متخصص در محوطهها یا اقدامات تخصصی مقبول، ضرورت توجه به این حوزه را محسوس مینماید. این مقاله با توجه به رویکردهای عملی حفاظت در کاوشهای باستانشناسی، تلاشی برای گزارش اقدامات حفاظت و مرمت ترانشه ۱۲ گورستان قرهتپه سگزآباد در دشت قزوین است و نحوه بلوکهبرداری گور، باندپیچی سفالینهها، استحکامبخشی و تثبیت آثار سفالی، فلزی و استخوان و برداشت آنها را ارائه مینماید.
یکپارچگی بهعنوان مؤلفهای برای حفظ ارزشها و اهمیت میراثفرهنگی، عاملی اساسی در فرایند حفاظت از میراث فرهنگی است. در شهرهای تاریخی با توجه به روند گسترش و توسعه، موضوع یکپارچگی و حفاظت اهمیت ویژهای دارند. یکپارچگی میتواند باعث ایجاد تعادل میان حفاظت و توسعه شهری باشد. بخصوص در یکپارچگی تاریخی- ساختاری این موضوع قابل توجه جدیتر است. در حال حاضر متأسفانه با ازبینرفتن یکپارچگی ساختاریِ بافتهای کهن، بسیاری از فضاهای شهری تحتتأثیر قرار گرفته و دچار آسیب شدهاند. هدف از این مطالعه در کنار شناسایی شاخصهای کلیدی مرتبط با یکپارچگی تاریخی- ساختاری، بررسی، ارزیابی و تحلیل این موضوع در بخشی از محدوده بافت تاریخی قزوین بود. این مطالعه با بازنمایی و بازخوانی وجوه اصیل و در جهت حفظ ارزشها و اصالتهای بافت تاریخی، به پرسش «در طی زمان چه تحولات کالبدی و ساختاری در محدوده مرکزی بافت تاریخی قزوین ایجاد شده و این تغییرات چه پیامدهایی را به همراه داشته است» پاسخ داده است. در این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی، شاخصهای اصلی سنجش یکپارچگی بر اساس ضوابط حفاظتی و دیدگاه نظریهپردازان تعیین و پس از آن بر روی محلات راهری، خندقبار و خیابان واقع در شهر قزوین در دو مقیاس محله و محدوده پیرامونی بررسی شد. در این مطالعه اسناد کتابخانهای، منابع تاریخی، مطالعات میدانی و بهویژه تحلیل نقشهها و تصاویر تاریخی (از اولین نقشه موجود مربوط به سال 1297 ه.ش تا به امروز) در جهت بررسی سیر تغییرات و تحولات مورد استفاده قرار گرفت. یافتهها در این مطالعه نشان داد که تغییرات و تحولات ایجاد شده در الگوهای ساختاری محله و همچنین ساختار تاریخی و عملکردی محدوده پیرامونی تأثیر گذاشته است. وضعیت حال حاضر بهگونهای است که بخشی از هویت و انسجام پیشین بخصوص در خطوط تاریخی دچار خدشه شده است. از این رو در کنار توجه به تداوم توسعههای شهر و تعادل بین وجود تاریخی و زندگی امروز، ضروری است تا ارزشهای تاریخی محدوده و محله در اولویت قرار گیرد تا به تبع آن تغییراتی در نظام ساختار و تاریخی محدوده انجام پذیرد.