نمونه موردمطالعه یککاسه سنگی است و مربوط به فصل دوازدهم حفاری در شهر سوخته سیستان بین سالهای 1376 تا 1387 هجری شمسی است که از گمانه (NFB) و تدفین 8509 بهدستآمده است. اغلب آثار و مصنوعات تولیدشده سنگی در گذشته با استفاده از رخام گچی (آلاباستر) و رخام آهکی (مرمر) صورت میگرفته و مهمتر اینکه از نظر ظاهر نیز بسیار شبیه به هم هستند. لذا با بررسی و شناسایی ساختار سنگ بهصورت نمونهبرداری و تهیه مقاطع نازک (پتروگرافی)، نتایج یک ساختار آهکی و لایهلایه است و دو کانی کلسیت و آراگونیت را در نمونه نشان میدهد که حاکی از مرمرین بودن ظرف مورد نظر است. در خصوص فنّاوری ساخت اشیاء مرمرین، با توجه به شواهد موجود از رد ابزار در ظرف موردمطالعه، به یک سری از ابزارآلات مانند چکش، تیشه، قلم، مته، اسکنه، اره و مواد ساینده که در ساخت ظروف سنگی کاربرد داشتهاند میتوان اشاره نمود.
شهرستان سیستان یکی از مراکز جمعیتی جنوب شرق ایران است. این شهرستان در نزدیکی مرز افغانستان و ایران قرار دارد و از دوره سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان دارای آثاری است که تاکنون مورد توجه باستانشناسان بسیاری قرار گرفته است. کوه خواجه تنها عارضه طبیعی این دشت پهناور است که دارای مجموعه آثاری از پیش از تاریخ تا اسلامی است. مدارک تاریخی نشان میدهد که در دوره اشکانیان بنای یک کاخ با کاربری آیینی و مذهبی در دامنه کوه خواجه تأسیس و این ناحیه از سیستان را به یکی از مکانهای عبادی زردشتیان تبدیل کرده است. بنای این کاخ که تا حدود 1500 میلادی قلعهرستم نام داشته است، با نامهای کاخ رستم، کاخ گندافره، کاخ گاسپار، کاخ سهمغ و قلعه سهمجوس و اخیراً قلعه کافرون و «کهن دژ» نیز نامیده شده است. بهدلیل پیچیدگی لایههای مختلف تاریخی و کمبود مطالعات پژوهشی در این زمینه هنوز بخشهای زیادی از بنا، بهطور ناشناخته باقیمانده است. مسئله اصلی این نوشتار بررسی اثر با تکیه بر اسناد باستانشناسی، مطالعات میدانی و شواهد موجود است. این بررسی برای بازیابی ساختارهای کالبدی بنا که دچار تخریب و تغییراست، انجام شده و ضرورت آن با توجه به پژوهشهای اندکی که در این بنا صورت گرفته است مشخص میشود. بر این اساس پرسشهایی پیرامون، کاربری فضاهای بنا و کالبد بنا در قسمتهای تخریب شده مطرح میشود. این پژوهش به روش توصیفی- تاریخی و میدانی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد بنای کاخ دارای الحاقاتی است که متعلق به زمان بعد از ساخت اولیه بنا استو همین امر باعث از بین رفتن فرم و کالبد اصلی بنا، برهم خوردن نظام صحیح حرکت و پنهان شدن تزئینات معماری ساسانی شده است.