20 نتیجه برای سفال
نجمه خاتون میری، الهام حیدریکرباسکی،
دوره 1، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
شهر سوختهی سیستان یکی از کلیدیترین و مهمترین محوطههای واقع در جنوب شرق ایران بوده که آغاز استقرار در این محوطه همزمان با عصر مفرغ (3200 ق.م) است. این محوطه با مساحتی در حدود 151 هکتار، که 120 هکتار آن دارای آثار و بقایای مادی و فرهنگی بوده، متشکل از سه بخش اصلی منطقه بزرگ مرکزی، منطقه صنعتی و منطقه گورستان است. نتایج حاصل از کاوشهای مختلف نشاندهندهی چهار دوره فرهنگی- استقراری (I-IV) در این منطقه است که به یازده فاز تقسیمشده است. سفال بهعنوان بیشترین و فراوانترین دادهی فرهنگی- تاریخی است که در اکثر محوطههای باستانی جنوب شرق ازجمله شهر سوخته نیز بهدستآمده که از اهمیت بالایی در مطالعات باستانشناسی برخوردار است و تنها شیء باستانی است که طی هزاران سال بدون تغییرات عمیقی به دست ما رسیده است. باستانشناسان بر این باورند که بیشتر سفالهای بهدستآمده، در شهر سوخته و در کارگاههای محوطههای اقماری آن ساختهشدهاند که برای سنجش این فرضیه، پژوهش حاضر بر اساس مطالعات آزمایشگاهی همچون مطالعهی مقاطع نازک پتروگرافی با استفاده از میکروسکوپ پلاریزان (OPM) و پراش پرتوی ایکس به روش پودری (XRPD) بر روی سه نمونه از سفالهای نخودی شهر سوخته بهدستآمده از گور شمارهی 8525 NFB انجام شد، که بر اساس نتایج آزمایشهای موجود و تطبیق آن با زمینشناسی منطقه موردمطالعه مشخص شد که سفالهای نخودی این محوطه بومی میباشند. همچنین بر اساس مطالعه ساختارشناسی و وجود دانههای کلسیت دمای پخت 800 درجه سانتیگراد و برای نمونههای دیگر میتوان دمای حدود 900 درجه سانتیگراد را پیشنهاد داد.
سیدمحمدامین امامی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
در این پژوهش به مطالعه و مشاهده ریز ساختار مواد باستانی با استفاده از روش کاندولومینسانس میکروسکوپی پرداخته میشود. اهمیت این روش در شناسایی مواد تاریخی بر اساس مشاهده و تحلیل ساختارهایی است که در روشهای دیگر مطالعات میکروسکوپی قابل مشاهده نیستند. خصوصیت کاندولومینسانس مواد و مشاهده میکروسکوپی آنها هم میتواند در راستای تحلیل فناوری تولید و هم در ارتباط با منشا مواد تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. در این پژوهش چند نمونه از سرامیکهای پیش از تاریخی و تاریخی از مناطق هفت تپه چغازنبیل تخت جمشید و همچنین سنگهای بنای پاسارگاد مورد بررسی و مشاهده قرار گرفتند تعیین رژیم حرارتی و درجه حرارت پخت سفال بر اساس نوع مواد بلورین در ماتریکس سفال و تغییرات فازی حین پخت جهت تفسیر فناوری و منشأ مواد پرکننده سفال انجام میگیرد. از سوی دیگر شناسایی لومینسانس ایجاد شده توسط کانیهای موجود در سنگهای کربنانه محوطه پاسارگاد و مشابهت آن با سنگ معادن احتمالی موجود در منطقه میتواند اطلاعات مفیدی در شناسایی منشا سنگهای به کار رفته در این بنا در اختیار گذارد. جهت پی بردن به کاربردهای کاندولومینسانس میکروسکوپی تمام مواد مورد مطالعه ابتدا با استفاده از روشهای آزمایشگاهی معمول مانند میکروسکویی نوری پراش اشعه ایکس و مطالعات حرارتی جهت تعیین و نحوه تغییر فازهای بلورین و معدنی و مشخص کردن دمای پخت سفالها مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج تکمیلی بر اساس روش کاندولومینسانس میکروسکوپی حاکی از مشاهده روند تغییرات بلورین و نحوه حرارت دهی به ماتریکس سفال بر اساس نوع و کیفیت مواد خام اولیه به کار رفته و شباهتها و تفاوتهای آن در بافت سفال است. همچنین مشاهده ریز ساختارهای سنگ بر اساس شیمی عناصر نادر در سنگ چینهشناسی و میکروفسیلهای موجود در آن که به طور معمول قابل مشاهده نیستند اطلاعات مفیدی درباره مشابهت انواع سنگهای به کار رفته در بنای پاسارگاد با رختمونهای سنگی از معادن اطراف پاسارگاد در اختیار قرار میدهد.
محمد یاغیزایی، مهدی رازانی، عاطفه فاضل نجفآبادی،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
آسیبشناسی آثار سفالی یکی از مهمترین ارکان حفاظت و مرمت به حساب میآیند زیرا شناخت آسیب راه را برای حفاظت و نوع مرمت آن هموار خواهد کرد آثار سفال در زمره مواد پایدار قرار میگیرند زیرا این آثار نسبت به سایر آثار مکشوفه از کاوشهای باستانشناسی پایداری بیشتری از خود نشان میدهند اما همین آثار اگر در شرایط نامناسب و عوامل نامطلوب دفن قرار گیرند بسیار دچار آسیب میشوند و اگر دقت کافی در حفاظت درست از این اشیا صورت نگیرد منجر به نابودی کامل سفالینهها خواهد شد. آسیبهای وارده در بدنههای سفالی معمولا به طور عمده به دو صورت فیزیکی و شیمیایی روی میدهد و در مواردی عوامل مکانیکی نیز باعث سرعت بخشیدن این فرآیند خواهد شد در آسیبشناسی بدنههای سفالی باید به سرمنشا و پدیدآورنده این آسیبها پی برد تا بهترین درمان در راستای پایداری بیشتر سفال اتخاذ شود. از جمله مهمترین آسیبهای وارده بر بدنههای سفالی میتوان به ترک شکستگی تبلور انواع نمکها آسیبهای مراحل پخت آسیبهای زیستی، لکه لایهلایه شدن و غیره اشاره کرد در این پژوهش مروری خواهد شد به متداولترین آسیبهای بدنههای سفالی و عوامل پدید آوردنده و رابطه میان شکلگیری یک آسیب و تأثیر آن در به وجود آمدن سایر آسیبها در همین راستا نیاز است تا تأثیرات یک آسیب بر روی به وجود آمدن سایر آسیبها شناخته شود که این امر موجب تصمیمگیری درست در انتخاب روش برای امر حفاظت و مرمت خواهد شد.
فاطمه علیمیرزایی، نیلوفر چَلَبی حاجکریم،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
حفاظت و مرمت مجموعههای باستانشناسی معمولاً به سبب ناپایداری و بعضا حساسیت اشیاء در کار مرمت همواره روالی پیچیده در کار مطالعات پایه و آسیبشناسی را میطلبند. از آنجا که آثار سفالین نسبت به دیگر جنسیتها پایدارتر میباشند بعد از بررسی اولیه در خصوص میزان استحکام و سختیسنجی رسوبات سطحی و بررسی وجود شوره، چنانچه مسئله خاصی وجود نداشته باشد قابل مرمت میباشند در این گزارش به معرفی و شرح فرایند حفاظت و مرمت تعدادی از سفالینههای مجموعه مردان نمکی زنجان میپردازیم که در پی هماهنگیهای انجام شده جهت انجام عملیات حفاظت و مرمت از موزه ذوالفقاری زنجان به بخش سفال پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی منتقل شدند. این اشیاء که بعضا در محل کاوش پاکسازی و به صورت موقت وصالی شده بودند، مورد بازبینی کامل قرار گرفتند به این ترتیب که تمامی وصالیها باز شد قطعات به تفکیک با استفاده از انواع روشهای مکانیکی و شیمیایی پاکسازی شدند و پس از قطعهیابی صحیح مجدداً وصالی انجام شد؛ و در نهایت قسمتهایی که نیاز به بازسازی داشتند با پیروی از الگوی طراحی شده برای این مجموعه و لحاظ کردن مبانی مرمت با گچ بازسازی شدند.
علی میرزایی، نوشین بنسلو،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
اشیا سفالی از جمله مهمترین شواهد به دست آمده از عصر نوسنگی تا به امروز هستند که به واسطه تخریبهای مکانیکی و فیزیکی دچار آسیب شده و عمدتا نیازمند مرمت و بازسازی برای اهداف حفاظتی و نگهداری در موزهها هستند بازسازی سفالهای تاریخی با حجم زیاد قطعات مفقود از جمله چالشهای مورد بحث در بین مرمتگران امروزی است. لذا از حیث شواهد تاریخی فناوری و زیباشناسی در تاریخ هنر حائز اهمیت است و مرمت و بازسازی این اشیا به بهترین شکل بر اساس قوانین حفاظت و مرمت و خلاقیت در حفظ اصالت برای مرمتگران بسیار حائز اهمیت هست. محتوای این مقاله تشریح فرآیند بازسازی یک شی تاریخی سفالین متعلق به دوره عصر نوسنگی محوطه سد سیلوه در پیرانشهر از طریق روش ابداعی قالبگیری است در همین راستا پس از شناخت مقدماتی اثر به تشریح فرآیند بازسازی قطعات مفقود شده سفال با ذکر دقیق جزئیات آن پرداخته شده است.
احمد شاکری،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
محوطهی تپه سیلوه یکی از محوطههای باستانی منطقهی پیرانشهر بود؛ در طی کاوشهایی که در سال ۱۳۹۵ شمسی در این محوطه صورت گرفت چندین سفالینه به دست آمد. هدف این پروژه حفاظت و مرمت دو اثر سفالین متعلق به این محوطه است و این پروژه از این رو اهمیت چشمگیری پیدا میکند که محوطهی تپه سیلوه به طور کامل در طرح بهرهبرداری سد سیلوه قرار گرفته و تخریب شده است و این سفالینهها تنها اطلاعات باقی مانده از این محوطهی باستانی هستند. این پروژه بر آن است با اتخاذ صحیحترین شیوه درمان از آسیبهای بیشتر در آینده بر این آثار جلوگیری کند این سفالینهها در وضعیت بسیار نابسامان و ناپایداری به دست آمدند و استحکامبخشی فوری جزء ضروریترین اقدامات اولیه بود و پس از انجام مطالعات تاریخی تطبیقی لازم تلاش شد کارآمدترین شیوه مداخله اتخاذ شود.
فاطمه علیمیرزایی، غلامرضا رحمانی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
عصر آهن در ایران ۱۴۵۰ ۵۵۰ ق.م) و فراتر از آن معرف دورهای است که در مراحل تکاملی شاهد تحولات مهم اجتماعی فرهنگی اقتصادی و تکنولوژیکی بوده است. زوار مور محوطه استقراری از دوره آهن در دشت ورامین در منطقه مرکزی ایران است که در دهههای گذشته کاوشهای متعددی در این منطقه توسط باستانشناسان مختلف انجام شده است. در کاوش سال ۱۳۹۷ انجام شده در منطقه زواره ور تعدادی سفال خاکستری مربوط به تدفین بدست آمده است. با توجه به پراکندگی گورستانهای عصر آهنی و مطالعات فنی محدودی که در خصوص این آثار انجام شده است. آگاهی ما از نحوه تولید این آثار همچون بافت عناصر تشکیل دهنده و فرایند تولید از اهمیت بسیاری در شناخت تولید و فناوری سفالگری این دوره خاص برخوردار است. بنابراین نتایج حاصل از مطالعات آزمایشگاهی با استفاده از تکنیکهای مکمل میتواند راهگشای دستیابی به فرایند تولید این آثار باشد. در این پژوهش تلاش شد تا با اطلاعاتی که از مطالعه ۹ نمونه سفال عصر آهنی این منطقه با استفاده از روشهای آنالیز طیفسنجی جرمی پلاسمای جفت شده القایی (ICP-MS) و مطالعه کانی نگاری مقطع نازک (Petrography) شناخت دقیقتری برای انجام مطالعات تطبیقی و منشاء تولید محلی این آثار فراهم کرد. نتایج نشان داد که فازهای اصلی سفالهای مورد مطالعه با رنگ خمیره خاکستری بر اساس کانی نگاری کوارتز Quartz سیلیس SiO2 ، کلسیت Calcite هستند. نتایج ICP-MS نیز تا حدود زیادی توانست بخشی از مشاهدات حاصل از تحلیل سنگنگاری را تأیید کند. البته بخش بزرگی از خوشه بندی شیمیایی سرامیک ناشی از ناهمگونی در ترکیبات عنصری از تفاوت در منابع رسی مورد استفاده ناشی نمیشود همچنین خاکهای مورد مطالعه از نظر عناصر کم مقدار شباهت زیادی با نمونه سفالها دارد و می توان گفت که محلی بودن آنها را تأیید میکند.
سیدایرج بهشتی، شیدا اشرفی، سیامک سرلک،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مطالعات سنگنگاری (پتروگرافی) با کمک به شناخت ویژگیهای ساختاری و ترکیبات آثار سفالین، نقش مهمی در شناخت تحولات و مبادلات فرهنگی، مبتنی بر تغییرات فنی این آثار دارد؛ از اینرو بهعنوان یکی از روشهای مطالعه اصلی برای نمونههای با قابلیت نمونهبرداری از این آثار، همواره در دستور کار قرارمیگیرد. محوطه باستانی قلیدرویش در 3 کیلومتری حاشیه جنوبی شهر قم، در محدودهای بالغ بر 30 هکتار عرصه بقایای باستانی ارزشمندی دربردارنده گونههای شاخص سفالهای مربوط به عصر برنز قدیم تا عصر آهن I است. در این مطالعه که با هدف یررسی بافت، اجزا سازنده و دستهبندی سفالهای موردنظر انجامشد، تعداد 37 قطعه از یافتههای سفالی منطقه قلیدرویش بدستآمده از کاوشهای سال 1394 مورد بررسی قرارگرفتند. به این منظور، از روش مطالعه مقطع نازک یا سنگ نگاری با تکیه بر شناسایی ساختار میکروسکوپی و کانیهای موجود استفاده شد. نتایج نشانداد که در نمونه سفالهای موردنظر سه نوع بافت متفاوت شامل بافت درشتدانه ناهمگن یا پورفیری، بافت ریزدانه یا سیلتی، و بافت آواری وجود دارد. خمیره این سفالها دارای کمترین جورشدگی در اجزا سازنده، دربردارنده شاموت و پرکنندههای درشت است؛.. بهطوریکه قطعات مختلف سنگ آذرین و چرت (بقایای سیلت، رس و یا سفالهای خردشده)، کلسیت و کوارتز در آنها قابلمشاهده است. براساس یافتهها میتوان گفت که عموماً مواد بهکاررفته در ساخت این سفالها محلی و مربوط به خود منطقه است.
محمد یاغیزایی، عاطفه فاضل نجفآبادی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
سرامیک و صنعت سرامیکسازی از ابتدای حضور انسان ابزارساز بر روی زمین تا به امروز دستخوش تغییرات متعددی شده است. این تغییرات سبب پیدایش گونههای مختلفی از سرامیکها متفاوت در شکل، طرح، نامگذاری، اندازه، روشهای تهیه و تولید، گردیده که عمدتا در حفاریهای باستانشناسی به دست میآیند و حفاظت و مرمت آنها با درک و شناسایی انواع و گونههای آن بسیار میتواند دقیقتر انجام پذیرد. سرامیکها بسته به فن ساخت، دمای پخت، خاک مورد استفاده و افزودنیهای مورد استفاده در خمیره به انواع مختلفی دستهبندی میشوند. این دستهبندیها در برخی مواقع بسیار پراکنده هستند، به طوری که بر اساس دمای پخت به چهار دسته استونور و ارتنور، چینی و پورسلان و بر اساس روش ساخت به انواع دستی، ورقهای، چرخی، قالبی و فشاری تقسیم میشوند. هدف از انجام این پژوهش معرفی مهمترین گونههای سرامیک و ویژگیهای آنها از جمله دمایی پخت، فن ساخت و سایر ویژگیهای ساختاری و مواد مورد استفاده در بدنه است. در این راستا و برای رسیدن به این هدف، به تشریح برخی از اصطلاحات سرامیکسازی، و دستهبندی سرامیکها بر مبنای دمای پخت، روش ساخت و نوع خاک، تشکیل دهنده خمیره آنها میپردازیم.
مهدی رازانی، آرینا رشیدزاده، رامین محمدی سفیدخانی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
بازسازی آثار تاریخی- فرهنگی آسیبدیده در تسهیل ارتباط با مخاطب و در مواردی حفاظت از آنها حائز اهمیت است. روشهای بازسازی آثار سفالین بسته به ویژگیهای تخریبی، قطعات مفقودی و نیازهای بستر فرهنگی- اجتماعی متفاوت بوده و در دورههای مختلف با استفاده از مواد و روشهای مختلفی انجام شده است. بالطبع با پیشرفت علوم در حوزه حفاظت و مرمت، این روشها و مواد نیز به روز خواهند شد. این مقاله ضمن معرفی برخی روشهای بازسازی آثار سفالی، به بررسی بازسازی انواع ظریف از این آثار با روش پاپیهماشه میپردازد. بازسازی اشیاء ظریف با توجه به موضوع استحکام و تعادل ایستایی به سبب وزن بخش افزوده، امری چالشبرانگیز است؛ زیرا وزن بسیاری از مواد پرکننده در بازسازی بخشهای مفقود میتواند در تعادل و ایستایی اثر مشکل ایجاد کند. ازاینرو بهمنظور ارزیابی روش پاپیهماشه در بازسازی مصنوعات ظریف و سبک سفالی، یک ظرف سفالی ظریف و سبک حاصل از کاوشهای باستانشناسی تپه سیلوه واقع در استان آذربایجان غربی مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت. هدف اصلی این مقاله اجرا و ارائه روش جدیدی برای بازسازی آثار ظریف سفالی با استفاده از پاپیهماشه است که با توجه به سبکی و استحکام، اصلاح راحت و حفظ تعادل و ایستایی آثار میتواند روشی قابل تأمل باشد.
شیوا رضوی،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
سفالگری هنری- فناوری است که از پیش از تاریخ تاکنون در طول چندین هزار سال تداوم یافتهاست. این نوع آثار بهخصوص در ایران از تنوع سبکی و فنآورانه بالایی برخوردارهستند. در اغلب کاوشهای باستانشناسی همواره شاهد کشف انواع مختلفی از این آثار مربوط به دورههای تاریخی مختلف هستیم، که مطالعه فنی و بازیابی فرم آنها در بسیاری موارد میتواند اطلاعات خوبی را در اختیار پژوهشگران حوزههای مختلف قراردهد. از جمله این کاوشها، کاوش محوطه تپه سیلوه پیرانشهر است که سفالهای متنوعی مربوط به دورههای مس و سنگ، مفرغ قدیم، عصر آهن، و آثاری از دورهی اشکانی و پس از آن دوره اسلامی از آن بهدست آمدهاست. نمونه مورد مطالعه در این مقاله یک سفال نارنجیرنگ منقوش بارنگهای سیاه و قرمز و نقوش هندسی متعلق به عصر مفرغ از همین محوطه است. این اثر دارای رسوبات زیاد و آسیبهایی نظیر شکستگی و مفقودی است، که به شیوه نامناسب وصالی شدهاست. بنابراین نیازمند وصالی مجدد، پاکسازی و بازسازی بخشهای مفقود، با درنظرگرفتن اصول مبانی نظری مرمت است. در همین راستا پس از انجام مطالعات و بررسیهای ضروری آسیبشناسانه و فنشناسانه اثر با استفاده از روشهای آزمایشگاهی، روش مناسب پاکسازی انتخاب و اقدامات لازم در راستای حفاظت و مرمت آن انجامشد.
مهدی رازانی، زهرا شجاعیملکی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
پرداختن به مقوله جعل برای تعیین اصالت اشیاء هنری و تاریخی از اهمیت بسیاری در مطالعات حوزه آثار تاریخی- فرهنگی برخوردار است، سفالها از مهمترین دستآوردهای بشری بوده که در طول تاریخ دستخوش گونههای مختلف جعل قرارگرفتهاند. پیششرط تعیین اصالت در آثار سفالی شناخت چندوجهی ماده سازنده و روش ساخت و آراستن اشیاء و همچنین شناخت گونههای جعل است. بررسی شناخت جعل در اشیاء سفالین مستلزم ارزیابی جنبههای اصالت هنری- تاریخی و زیباییشناختی شئ ساخته شده، اصالت فناوری ساخت و تولید اجزا و اصالت مداخلات و الحاقات بعدی است. بههمین دلیل تعیین اصالت، در مقابل جعل مستلزم دید و نگرشی تخصصی در رابطه با اشیاء مشکوک است. در این مقاله سعی بر آن است تا با بررسی انواع جعل در زمینه سفالها به برآیندی از گونهشناسی و روشهای جعل سفالینههای تاریخی- فرهنگی ایران پرداختهشود. نتایج فارغ از مباحث جعل در دوره تاریخی نشاندهنده توسعه جعل اشیاء سفالی در طی قرن اخیر و در بازار عتیقه و مرمت آثار تاریخی بودهاست.
محمد یاغیزایی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
سفال یکی از با ارزشترین دستساختههای انسان بوده که در گذر زمان، فنّاوری ساخت و کاربرد آن دچار تغییراتی شدهاست. در بیشتر کاوشهای باستانشناسی آثار سفالین بخش عمدهای از یافتهها را به خود اختصاص میدهند که بیشتر این آثار دارای آسیبهای رایجی مانند شکستگی و ترک و در مواردی لایهلایهشدن بدنه هستند که نیاز به پژوهش و اقدامات حفاظتی و مرمتی خاصی دارند. در این مقاله یک نمونه دیگچه سفالین که متعلق به تپه سگزآباد دشت قزوین و مربوط به عصر آهن بوده، مورد مطالعه قرار گرفتهاست. از جمله اقداماتی که در این طرح بر روی اثر مذکور انجام شدهاست، میتوان به شناخت دقیق فن ساخت و آسیبهای بهوجودآمده بر روی بدنه و دلایل ایجاد آنها اشارهکرد. در این مسیر از روشهای بررسی دستگاهی همانند XRF و مطالعات تاریخی- تطبیقی بهره گرفته شدهاست. نتایج بررسیهای صورتگرفته، به انتخاب شیوه مرمت و سایر اقدامات حفاظتی مورد نیاز اثر کمککرد. در نهایت شئ مرمتشده برای جلوگیری از آسیبهای ثانویه در جعبهای که برای آن طراحیشد، قرارگرفت. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که هر اقدام مرمتی و حفاظتی به فراخور مورد، نیازمند بررسیها و مطالعات تطبیقی، آسیبشناسانه و در مواردی فنشناسانه است.
فاطمه علیمیرزایی،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
این مقاله ضمن اشاره به پارهای از اصول و قواعد حفاظت و مرمت آثار سفالین فرآیند فناورانه بازسازی دو خمره ساسانی را طی گزارش مکتوب و مصور مورد بررسی قرار میدهد و تفاوتهایی که در انتخاب مواد و روش درمان به دلایل مختلف ایجاد شده است را شرح میدهد. خمرههایی مورد اشاره از کاوش سال ۱۳۹۶ دشت ورامین به سرپرستی آقای دکتر حصاری به دست آمدهاند و در کارگاه حفاظت و مرمت سفال پژوهشکده با حضور تعدادی از دانشجویان رشته حفاظت و مرمت آثار تاریخی فرهنگی مرمت و بازسازی شدهاند.
داود آقاعلی گل، محمد لامعیرشتی، محمود مرادی، ملیکا یزدانی، سیدمحمدامین امامی،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
شناسایی و اندازهگیری عناصر سازنده ترکیبات سفالینههای تاریخی از اهمیت خاصی برخوردار است. با بررسی ترکیبات عنصری بدنه و لعاب زمینه سفالینههای تاریخی میتوان اطلاعات بسیار ارزندهای در زمینه تعیین مواد اولیه مورد استفاده در ساخت و تنوع آنها و همچنین فنشناسی این اشیاء تاریخی به دست آورد. در این پژوهش ۱۲ نمونه از سفالهای مینایی و لاجوردینه دژ الموت که قدمت آنها به سده 6-7 هجری قمری برمیگردد، با استفاده از روشهای آنالیز با باریکهی یونی مطالعه شده است. در این مطالعه ترکیبات عنصری بدنه، رنگدانههای مختلف استفاده شده در نقاشیها و همچنین لعاب زمینه با استفاده از روش میکروپیکسی اندازهگیری شدهاند. همچنین ضخامت لایه زراندود به کار رفته بر روی سطوح تعدادی از این سفالها نیز با استفاده از روش Micro-RBS مطالعه شدهاند. مهمترین اهداف پژوهش پیش رو، دستیابی به عناصر تشکیل دهنده و مواد اولیه استفادهشده در ساخت بدنه، لعاب زمینه و نوع رنگدانهها در ترسیم نقوش سفالهای مینایی و لاجوردینه است. اندازهگیری ضخامت لایه زراندود بهکار رفته در این تزیینات نیز یکی دیگر از اهداف پژوهش است. براساس نتایج بهدست آمده از بررسی ترکیبات عنصری بدنه و لعاب زمینه این سفالها میتوان دریافت که در ساخت نمونههای دژ الموت از منابع مختلف سیلیس و گدازآورها استفاده شده است. همچنین با بهرهگیری از نقشه توزیع عنصری بهدست آمده از روش میکروپیکسی، عامل عنصری ایجاد و تولید رنگدانههای قرمز، سفید، لاجوردی و فیروزهای به ترتیب؛ آهن، قلع، کبالت و مس مشخص شدهاند. ضخامت لایه زراندود استفاده شده در تزیینات نیز از 300 تا 800 نانومتر در نمونهها متغیر است.
مهدی رازانی، مسعود باتر،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
ثبت و مستندسازی آثار فرهنگی و تاریخی یکی از مهمترین مراحل در حفاظت و مرمت آنهاست. بااینحال، این بخش اساسی در بسیاری از موارد، آنگونه که باید، از سوی مرمتگران، موزهها و مجموعهداران مورد توجه قرار نمیگیرد. این مقاله با هدف آشنایی دانشجویان و کارورزان با اصول پایه مستندسازی سفالینههای تاریخی تدوین شده است. برخلاف منابعی که بر آموزش عکاسی، نورپردازی، یا ترسیم فنی تمرکز دارند، این نوشتار بر ارائه نکات کاربردی و ضروری برای مستندسازی دقیق آثار سفالی در طول فرآیند حفاظت و مرمت متمرکز است. در مستندسازی سفالینهها، اهمیت ثبت اطلاعات بهعنوان گام نخست حفاظت و مرمت مورد تأکید قرار میگیرد. این فرایند شامل ثبت وضعیت موجود شیء، مستندسازی مداخلات انجامشده و فراهمسازی گزارشی جامع برای استفادههای پژوهشی و عملیاتی آینده است. علاوه بر این، در این پژوهش، پیشینهای از توسعه مستندسازی در حوزه حفاظت و مرمت ارائه شده که نشان میدهد، چگونه این فرایند به یک استاندارد جهانی تبدیل شده است. بخش دیگری از این تحقیق به بررسی مراحل و جزئیات مستندسازی میپردازد، از جمله ثبت ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و آسیبشناسی آثار. این فرآیند به حفاظتگران و مرمتگران کمک میکند تا نهتنها عملکردی مؤثرتر و دقیقتر در اجرای پروژههای خود داشته باشند، بلکه اسناد تهیهشده در طول مستندنگاری بهعنوان شواهدی معتبر و قابل استناد، امکان بازسازی دقیقتر تاریخچه، تحلیل شیوههای ساخت و فناوریهای بهکاررفته در تولید اشیای تاریخی را نیز فراهم میآورد. این اسناد همچنین میتوانند مبنایی برای پژوهشهای آینده در زمینه شناخت و حفظ میراث فرهنگی باشند. این مقاله به دنبال ارتقای دانش و مهارتهای مستندسازی است تا متخصصان بتوانند همزمان با انجام عملیات مرمت، گزارشی جامع، دقیق، و علمی برای آینده تهیه کنند. هدف نهایی، ایجاد بستری برای حفاظت پایدار و پژوهشهای ارزشمند در حوزه میراث فرهنگی است.
امیناله کمالی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
محوطه ذوب فلز روی بهاباد، واقع در ۷۱ کیلومتری شمال بهاباد در استان یزد ایران با مساحت ۲۲۰ مترمربع و در کمربند فلز_زایی طبس-پشتبادام، یکی از مراکز متالورژی باستانی محسوب میشود. این پژوهش با هدف شناسایی نوع فلز استخراجشده، بررسی فرآیندهای متالورژیکی و بازسازی فناوریهای بهکاررفته، از طریق تحلیل پتروگرافی و ژئوشیمیایی میخهای سفالی و سربارههای کوره انجام شده است. از محوطه، ۳۰ نمونه میخ سفالی و ۲۰ نمونه سرباره جمعآوری شد که از هر گروه، پنج نمونه برای مطالعات پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش(ICP-OES) انتخاب شدند. نتایج پتروگرافی نشان داد که میخهای سفالی، ساختهشده از خاک رس پخته، دارای بافت پورفیری با حدود ۲۰ % کوارتز و مقادیر اندک کلسیت هستند، در حالی که سربارهها حاوی فایالیت (Fe₂SiO₄)، ملیلیت، پیروکسن و وستیت (FeO) بوده و شرایط احیایی و دمای بالای ذوب را تأیید میکنند. آنالیز شیمیایی، حضور میانگین ۱.۲۱ % ZnO در میخها را نشان داد که نقش آنها را در جمعآوری بخارات روی بهصورت توتیا (ZnO) پس از قرنها تأیید میکند. سربارهها با میانگین ۳.۷۴ % ZnO، بیانگر استخراج ناکامل روی هستند. غلظت پایین سرب (۶۶۹ ppm در میخها و ۳۱۵ ppm در سربارهها) و گوگرد (۱۰۵۳ ppm در میخها و ۳۶۱ ppm در سربارهها) استفاده از کانیهای اکسیدی مانند اسمیتسونیت (ZnCO₃) یا همیمورفیت را بهجای سولفیدهایی نظیر اسفالریت (ZnS) نشان میدهد که با کمربند فلز_زایی سرب-روی کانسارهای اکسیدی منطقه همخوانی دارد. برای استحصال روی، از کورههای دوطبقه استفاده میشد که شامل طبقه زیرین برای حرارت دهی به سنگ معدن و طبقه بالایی با صفحهای مشبک از جنس رس بود. روی این صفحه، میخهای سفالی (با طول ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر و قطر ۲ تا ۴ سانتیمتر) قرار میگرفتند و فرآیند تقطیر صعودی را تسهیل میکردند. این فناوری در مقایسه با روش تقطیر نزولی هند (با استفاده از اسفالریت و کورههای مربعی شکل) و روش تقطیر صعودی چین (با کندانسور و کورههای مستطیلی) متمایز است و نوآوری بومی ایران را با بهرهگیری از زغالچوب بهعنوان سوخت و میخهای سفالی بهعنوان ابزار اصلی نشان میدهد. این پژوهش بر انطباق این فناوری با شرایط محلی و اهمیت آن در تاریخ متالورژی جهانی تأکید دارد.
مهدی رازانی، محمدعلی حدادیان، جلیل اسمعیلنژاد تیمورآبادی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
طراحی پایه تعادلبخش برای اشیاء و بهخصوص اشیاء نامتعادل در ویترین موزهها اهمیت بسیاری دارد. این پایهها میتوانند بهعنوان بسترهایی که به نمایش آثار هنری و اشیاء ارزشمند تاریخی و فرهنگی کمک میکنند، عمل نمایند. هدف این مقاله طراحی و اجرای یک نمونه پایه برای کمک به ایستایی ظرفی است که از نظر ساختار فیزیکی تعادل مناسبی ندارد، از اینرو نمیتواند به شیوهای مناسب و امن بهگونهای که آسیبی برای آن نداشته باشد، در ویترین موزهای به نمایش گذاشته شود. در این راستا، یک نمونه ظرف سفالی مربوط به کاوشهای علمی دالماتپه که بهلحاظ ساختاری، ایستایی و تعادل لازم را نداشت، برای اجرای هدف این مطالعه، بهعنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شد. در این فرایند، پس از سهبعدیسازی شئ، پایه متناسب و نگهدارندهای که بتواند تعادل و ایستایی لازم برای آن را ایجاد کند، طراحی و ساخته شد. نکته حایز اهمیت دیگر در این مقاله که پس از بررسی پیشینه موضوع در ارتباط با فناوریهای نوین مورد توجه قرار گرفته، بررسی و معرفی معیارها و ویژگیهایی است که برای اینکه این پایهها برای اشیاء مختلف کارایی داشته باشند، بایستی در فرایند طراحی و تولیدشان مورد توجه قرار گیرند. از جمله مهمترین آنها به ترتیب عبارتاند از: استفاده از مواد کمخطر برای ساخت این پایهها، تماس نداشتن پایه با اثر بهگونهای که موجب آسیب به آن نشود، توجه به ارزشهای زیباشناختی اثر از لحاظ هماهنگی رنگی و شکل پایه متناسب با ویژگیهای ظاهری و کاربرد اثر و در نهایت مقاومت کافی برای حفظ وزن و تعادل اثر.
عاطفه فاضل، وجیهه آوای،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
گروه بزرگی از سفالینههای دوران اسلامی، سفالهای لعاب پاشیده و نقشکنده هستند که به لحاظ تاریخی و فنی از اهمیت ویژهای برخوردارند. این مطالعه با هدف بازسازی فناوری ساخت لعاب پاشیده در دوره اسلامی ایران، به بررسی فرآیند شکلگیری و مراحل فنی تولید این تکنیک میپردازد. دو پرسش اصلی تحقیق به این شرح است؛ فرآیند شکلگیری لعاب پاشیده در ایران به چه صورت بوده است؟ چگونه میتوان مراحل بازسازی فنی لعاب پاشیده را انجام داد؟. روش تحقیق از نوع کاربردی و از روش تاریخی و آزمایشهای تجربی جهت ساخت نمونهها استفاده شده است. در جامعه آماری پژوهش، تعداد 10 نمونه به روش هدفمند انتخاب شده و مراحل تولید و مواد اولیه به کار رفته مورد واکاوی دقیقتری قرار گرفته است. طبق نتایج پژوهش حاضر، سفالهای لعاب پاشیده که در مراکز مهمی چون نیشابور، ری، جرجان، تخت سلیمان، تپه منار بلقیس، شاهکوه الموت، سیراف، دهلران و شوش کشف شدهاند، به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: ظروف با تزئینات رنگی پاشیده شامل رنگهای سبز، آبی، زرد و ارغوانی و ظروفی که تکنیک اسگرافیاتو را با نقشهای هندسی، گیاهی و جانوری نشان میدهند. همچنین در این تحقیق، برای ساخت گلابه سفید، از ترکیب اکسید سرب 20% (سرنج) و 80% کائولن استفاده شده است. فرآیند انتقال طرح بر سطح بدنه از طریق خراش و برداشتن گلابه سفید از روی بدنه رسی ظرف انجام شده است. پخت بدنه در دمای 750-800 درجه سانتیگراد صورت گرفته و برای نقاشی زیر لعابی، از لعاب به رنگهای زرد عسلی، زرد تیره، سبز روشن، سبز تیره و ارغوانی با نسبتهای مشخص از ۸% و ۱۵% اکسید آهن، ۸% و ۱۲% اکسید مس و ۱۴% اکسید منگنز استفاده شده است. پس از آن، لعاب شفاف بر روی سطح نهایی با فرمول 50% اکسید سرب و 50% سیلیس در دمای 900-850 درجه سانتیگراد پخته شده است.
غلامرضا رحمانی، نیما نظافتی، مرتضی حصاری،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
تپه سفالین در شمال شهر پیشوا، بر روی تپههای طبیعی این شهر که از لایههای هولوسن پیشین (آبرفت کهنتر از ۴۰۰۰ سال پیش) تشکیل شدهاند، قرار دارد. کاوش در تپه سفالین در ادامه مطالعات باستانشناسی دشت ورامین-پیشوا بهصورت منظم و پیوسته در چند سال اخیر به مدت هفت فصل انجام گشته است. مواد فرهنگی بهدستآمده از تپه سفالین در شمال مرکز فلات ایران باعث افزایش اطلاعات ما درباره دوره آغاز نگارش، مابین ۳۵۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد، در حوزه فرهنگی شمال مرکز فلات ایران شده است. در فصل ششم و هفتم کاوش محوطه سفالین، فضاهای معماری از کارگاه شماره ۲۰ کاوش بهدست آمد. این فضاها با کف قلوهسنگی، سکوی خشتی و معماری راستگوشه مستند شدند. براساس یافتههای سفالی (ساده و منقوش)، گلمهر و گلنوشته شکسته، سکونت در مراحل مختلف دوره فرهنگی آغاز ایلامی مشخص گشت. این پژوهش به مطالعه فنی و آزمایشگاهی براساس روش آنالیز پراش پرتو ایکس (XRD) از بقایای معماری خشتی دوره آغاز ایلامی تپه سفالین و نیز مطالعات شیمیایی جهت ارائه راهکاری حفاظتی میپردازد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ّساختاری خشتهای این دوره با یک روش نیمهکمی بوده است تا شناخت ما را از کانیشناسی خشت دوره آغاز ایلامی کاملتر نماید. این شناخت در خصوص حفاظت مطلوب این محوطه و نیز محوطههای خشتی همافق کمک خواهد نمود.