جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای روی

حمیدرضا بخشنده‌فرد، صدیقه طاهری‌بَجگان،
دوره 1، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده

اشیای مطالعه­ شده در این پژوهش دو خنجر مفرغی متعلق به محوطۀ باستان­‌شناسی گَروی منسوب به اواخر عصر مفرغ و اوایل عصر آهن هستند که فاقد تزیینات‌اند و خوردگی و اکسیدشدگی ­روی سطح‌شان هوید است. هدف این پژوهش مطالعۀ فن‌شناسیِ اشیای مذکور از طریق انجام مطالعات تطبیقی و باستان‌شناسی به روش کتابخانه­‌ای و انجام مطالعات فن­‌شناسی و آسیب‌شناسی به روش آزمایشگاهی (شیمی‌تر، رادیوگرافی، متالوگرافی، و آنالیز عنصری مغز فلزی توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) به منظور شناسایی فلز و تکنیک ساخت آن است. پس از مطالعه و انجام آزمایش­‌های ذکرشده، جنس این اشیاء از مفرغ، تکنیکِ ساخت­شان ریخته‌گری و چکش­‌کاری، و متعلق به دورۀ عصر آهن تشخیص داده شد.

رامین طالعی، پرستو نعیمی‌طرئی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

 با ظهور اسلام، مفرغ برای مدتی جانشین طلا و نقره در ساخت ظروف فلزی شد. ازجمله آثار مفرغی مورداستفاده در این دوران، آثار سفیدروی با میزان قلع بالا بوده است که به سبب ویژگی‌های ویژه، همچون جلوه‌ی نقره، موردتوجه قرارگرفته‌اند. نمونه‌ای از این آثار ظرفی است که در عملیات آواربرداری پس از زلزله‌ی سال ۱۳۸۲ در بم، از ضلع جنوبی ارگ بم، بخش جنوب خانه‌ی موسوم به میراکبر، به‌دست‌آمده است. نمونه‌هایی با تزئینات مشابه ظرف مورد نظر در دوران سلجوقی و تیموری نیز وجود دارد. در پژوهش حاضر، ضمن بررسی کلی اثر با تصویربرداری اشعه X، مطالعات ریزساختار نمونه‌ای از کف ظرف پس از آماده‌سازی با استفاده از میکروسکوپ نوری انعکاسی انجام‌شده و جهت تکمیل مطالعات فنی، از میکروسکوپ روبشی الکترونی (SEM) مجهز به سیستم تجزیه عنصری EDX برای بررسی ترکیب آلیاژی و فازهای فلزی و غیرفلزی استفاده گردیده است. نتایج نشان می‌دهد که شیوه‌ی ساخت اثر ریخته‌گری بوده و کار مکانیکی جهت‌دار باعث کشیدگی فازهای سولفیدی غیرفلزی در زمینه‌ی فلز شده است. ریزساختار ظرف مذکور دارای تک‌دانه‌های غنی از مس پراکنده در فاز سوزنی بتای غنی از قلع است که از مشخصات مفرغ‌های قلع بالا (سفیدروی) است و پس از سرد شدن، آلیاژ طی عملیات حرارتی تا حدود ۶۵۰ درجه سانتی‌گراد قرارگرفته و به‌صورت ناگهانی سرد شده است. چنین روندی تشکیل فاز سوزنی و سختی و شکنندگی را در ظرف مورد نظر موجب شده است.

محسن محمدی آچاچِلویی، حسین احمدی، کامبیز پورطهماسبی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

چوب، ماده‌ای آلی است که در ساخت آثار تاریخی مختلف به کار رفته است. بسیاری از آثار چوبی در فضای باز و تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارند. یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب این آثار در اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشک، هوازدگی و تخریب فتوشیمیایی است. لازم است راهکارهای مختلف برای حفاظت از این‌گونه آثار مطالعه شود. با توجه به ویژگی‌های نانوذرات اکسید روی، این ماده به‌عنوان تیمار حفاظتی چوب در برابر تخریب فتوشیمیایی ناشی از هوازدگی مطالعه شد. نمونه‌سازی با استفاده از چوب صنوبر (Populus alba L.) به‌عنوان گونه پرکاربرد در آثار تاریخی ایران انجام گرفت و نمونه‌ها با سوسپانسیون نانواکسید روی در ایزوپروپانول به روش آغشتگی تیمار شدند. آزمون هوازدگی براساس دستورالعمل ASTM ۲۵۶۵-۹۹ در سه مرحله زمانی ۳۰۰، ۸۰۰ و ۲۰۰۰ ساعت انجام شد. نمونه‌ها با استفاده از سنجش کاهش جرم، pH متری، رنگ‌سنجی و طیف‌سنجی مادون‌قرمز تبدیل فوریه ـ انعکاس کل تضعیف‌شده (ATR-FTIR) ارزیابی شدند. نتایج نشان می‌دهد که این تیمار از تغییرات بصری چوب در برابر هوازدگی جلوگیری نمی‌کند؛ هرچند تغییرات چندان شدید نبوده است. این تیمار تأثیر هوازدگی را در چوب کند می‌کند، اما از تخریب ساختاری جلوگیری نمی‌کند. در طول زمان و در صورت ادامه روند هوازدگی، کارکرد اصلی نانوذرات اکسید روی، یعنی جذب نور فرابنفش به‌تدریج و در اثر واکنش‌های شیمیایی با اجزای شیمیایی چوب و محصولات تخریب اولیه، از دست می‌رود. به همین دلیل در طولانی‌مدت کارایی لازم را نخواهد داشت.

سعیده نامدار،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

نقاشی‌های تبلیغاتی سردر سینما در اوایل دهۀ ۳۰ ش برای جلب توجه مخاطبان به سینما ایجاد شدند و با ظهور صنعت چاپ دیجیتال در دهۀ ۸۰ ش از رونق افتادند و به تدریج به فراموشی سپرده شدند. با گذشت زمان، این نقاشی‌ها به آثار تاریخی تبدیل شده‌اند و نیازمند حفاظت و مرمت هستند. پژوهش حاضر با هدف شناخت مواد به‌کاررفته در نقاشی‌های سردر سینما انجام شده است. روش تحقیق به صورت توصیفی با استفاده از روش‌های آزمایشگاهی شیمی کلاسیک، میکروسکوپ‌های دیجیتال و پلاریزان و طیف‌سنجی مادون قرمز انجام شده است. نتایج نشان می‌دهند که نقاشی شامل سه لایۀ تکیه‌گاه، بستر و رنگ است. تکیه‌گاه از الیاف پنبه‌ای و نخی تشکیل شده است و در موارد مرمت، از ابریشم استفاده شده است. ترکیبات بستر شامل گچ، کلسیت و سفید سرب می‌باشد و رنگ‌دانه‌ها نیز شامل ترکیباتی مانند سفید سرب، کلسیت، آبی پروس و اکسید آهن سیاه هستند.

سیدایرج بهشتی، شیدا اشرفی، سیامک سرلک،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

مطالعات سنگ‌نگاری (پتروگرافی) با کمک به شناخت ویژگی‌های ساختاری و ترکیبات آثار سفالین، نقش مهمی در شناخت تحولات و مبادلات فرهنگی، مبتنی بر تغییرات فنی این آثار دارد؛ از این‌رو به‌عنوان یکی از روش‌های مطالعه اصلی برای نمونه‌‌های با قابلیت نمونه‌برداری از این آثار، همواره در دستور کار قرار‌می‌گیرد. محوطه باستانی قلی‌درویش در 3 کیلومتری حاشیه جنوبی شهر قم، در محدوده‌ای بالغ بر 30 هکتار عرصه بقایای باستانی ارزشمندی در‌بردارنده گونه‌های شاخص سفال‌های مربوط به عصر برنز قدیم تا عصر آهن I است. در این مطالعه که با هدف یررسی بافت، اجزا سازنده و دسته‌بندی سفال‌های مورد‌نظر انجام‌شد، تعداد 37 قطعه از یافته‌های سفالی منطقه قلی‌درویش بدست‌آمده از کاوش‌های سال 1394 مورد بررسی قرار‌گرفتند. به این منظور، از روش مطالعه مقطع نازک یا سنگ نگاری با تکیه بر شناسایی ساختار میکروسکوپی و کانی‌های موجود استفاده شد. نتایج نشان‌داد که در نمونه سفال‌های مورد‌نظر سه نوع بافت متفاوت شامل بافت درشت‌دانه ناهمگن یا پورفیری، بافت ریز‌دانه یا سیلتی، و بافت آواری وجود دارد. خمیره این سفا‌ل‌ها دارای کمترین جورشدگی در اجزا سازنده، دربردارنده شاموت و پرکننده‌های درشت است؛.. به‌طوری‌که قطعات مختلف سنگ آذرین و چرت (بقایای سیلت، رس و یا سفال‌های خرد‌شده)، کلسیت و کوارتز در آن‌ها قابل‌مشاهده است.  براساس یافته‌‌ها می‌توان گفت که عموماً مواد به‌کار‌رفته در ساخت این سفال‌ها محلی و مربوط به خود منطقه است.

امین‌اله کمالی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

محوطه ذوب فلز روی بهاباد، واقع در ۷۱ کیلومتری شمال بهاباد در استان یزد ایران با مساحت ۲۲۰ مترمربع و در کمربند فلز_زایی طبس-پشت‌بادام، یکی از مراکز متالورژی باستانی محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف شناسایی نوع فلز استخراج‌شده، بررسی فرآیندهای متالورژیکی و بازسازی فناوری‌های به‌کاررفته، از طریق تحلیل پتروگرافی و ژئوشیمیایی میخ‌های سفالی و سرباره‌های کوره انجام شده است. از محوطه، ۳۰ نمونه میخ سفالی و ۲۰ نمونه سرباره جمع‌آوری شد که از هر گروه، پنج نمونه برای مطالعات پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش(ICP-OES)   انتخاب شدند. نتایج پتروگرافی نشان داد که میخ‌های سفالی، ساخته‌شده از خاک رس پخته، دارای بافت پورفیری با حدود ۲۰ % کوارتز و مقادیر اندک کلسیت هستند، در حالی که سرباره‌ها حاوی فایالیت (FeSiO)، ملیلیت، پیروکسن و وستیت (FeO) بوده و شرایط احیایی و دمای بالای ذوب را تأیید می‌کنند. آنالیز شیمیایی، حضور میانگین ۱.۲۱ % ZnO در میخ‌ها را نشان داد که نقش آن‌ها را در جمع‌آوری بخارات روی به‌صورت توتیا (ZnO) پس از قرن‌ها تأیید می‌کند. سرباره‌ها با میانگین ۳.۷۴ % ZnO، بیانگر استخراج ناکامل روی هستند. غلظت پایین سرب (۶۶۹ ppm در میخ‌ها و ۳۱۵ ppm در سرباره‌ها) و گوگرد (۱۰۵۳ ppm در میخ‌ها و ۳۶۱ ppm در سرباره‌ها) استفاده از کانی‌های اکسیدی مانند اسمیتسونیت (ZnCO) یا همی‌مورفیت را به‌جای سولفیدهایی نظیر اسفالریت (ZnS) نشان می‌دهد که با کمربند فلز_زایی سرب-روی کانسارهای اکسیدی منطقه هم‌خوانی دارد. برای استحصال روی، از کوره‌های دوطبقه استفاده می‌شد که شامل طبقه زیرین برای حرارت دهی به سنگ معدن و طبقه بالایی با صفحه‌ای مشبک از جنس رس بود. روی این صفحه، میخ‌های سفالی (با طول ۱۰ تا ۲۰ سانتی‌متر و قطر ۲ تا ۴ سانتی‌متر) قرار می‌گرفتند و فرآیند تقطیر صعودی را تسهیل می‌کردند. این فناوری در مقایسه با روش تقطیر نزولی هند (با استفاده از اسفالریت و کوره‌های مربعی شکل) و روش تقطیر صعودی چین (با کندانسور و کوره‌های مستطیلی) متمایز است و نوآوری بومی ایران را با بهره‌گیری از زغال‌چوب به‌عنوان سوخت و میخ‌های سفالی به‌عنوان ابزار اصلی نشان می‌دهد. این پژوهش بر انطباق این فناوری با شرایط محلی و اهمیت آن در تاریخ متالورژی جهانی تأکید دارد.

سعیده سلیمانی، مریم افشار‌پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

تخریب زیستی آثار کتابخانه‌ای یکی از مشکلات جهانی و گسترده‌ای است که از دلایل اصلی آن می‌توان به فرسایش و نابودی اسناد و کتب خطی به ‌واسطه عوامل بیولوژیکی، به‌ویژه قارچ‌ها، اشاره کرد. این نوع تخریب با سرعت بالا پیش می‌رود و در مدت‌زمانی کوتاه می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به آثار وارد کند. با توجه به ماهیت آلی و آسیب‌پذیر کاغذ، و نقش قارچ‌ها به‌عنوان یکی از عوامل اصلی تخریب آثار کاغذی، به‌کارگیری روش‌هایی برای پیشگیری از رشد قارچ‌ها و کنترل آلودگی‌های قارچی، در حفاظت از این آثار، از اهمیت بالایی برخوردار است. در سال‌های اخیر، به دلیل خطرات زیست‌محیطی و عوارض جانبی ناشی از برخی ترکیبات شیمیایی، تمرکز پژوهش‌های زیادی بر استفاده از ترکیبات طبیعی، به‌ویژه گیاهان دارویی با خواص ضدقارچی، معطوف شده است. در این مقاله، تأثیر گیاهان دارویی مختلف در جلوگیری از رشد قارچ‌های آسیب‌زا بر آثار کاغذی بررسی شده و نتایج مربوط به اثربخشی آن‌ها بر گونه‌های مختلف قارچی در آثار تاریخی کاغذی، گزارش گردیده است.


صفحه 1 از 1