احسان هراتی، محمود بختیاری شهری، دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
روشهای بازتابی (Reflection) و فلورسانس ( Fluorescence) در مبحث تاریخ هنر و فرایند شناخت مواد و بررسی وضعیت و مرمت آثار تاریخی و هنری اطلاعات ارزشمندی را در اختیار پژوهشگران و مرمتگران قرار میدهد. تصاویر حاصل از نور مریی (Visible Light) بهترین روش برای ثبت اثر و بررسی آن در غیاب اثر است. دوربینهای دیجیتال مدرن این پدیده را تسریع و همگانی کردهاند. تصاویر اشعه ماوراءبنفش (Ultra-Violet (Uv)) برای آنالیز سطح نقاشی و بررسی وضعیت کنونی اثر و تشخیص رنگدانهها به کار میرود. این روش جزو روشهای بازتابی و فلورسانس شمرده میشود. از این جهت که مقداری از آن از سطح نمونه بازتاب و در طول موج مریی از سطح ساطع میشود. مقداری نیز بهکمک سطح جذب میشود. این پژوهش به بررسی کیفی آسیبهای یک تابلو نقاشی رنگروغن و دو نسخه خطی به روش فلورسانس اشعه ماوراءبنفش و روش بازتابی نور مریی پرداخته است. مشخصات ظاهری اثر بهوسیله تصویر نور مریی و تصویر فلورسانس بررسی و ثبت شد. تصویر فلورسانس محلهایی که رنگ خود را از دست دادهاند، وصلهکاری شدهاند یا بخشهایی را که مرمتی هستند تشخیص دادهاند؛ بنابراین تصویر فلورسانس، در غیاب تاریخچه اثر تصویر روشنی از وضعیت مرمتهای پیشین و آسیبهایی که در تابلوی نقاشی ایجاد شده است، میدهد. همچنین در بررسی یک نسخه تاریخی- فرهنگی تشخیص بخشهایی که مورد حمله بیولوژیکی قرار گرفتهاند میسر شد. بررسی نسخه خطی دیگر با اشعه فلورسانس ماوراءبنفش نشان داد که احتمالاً رنگ قرمز بهکاررفته در نسخه، رنگدانه اخراست.