مطالعه و بررسی آثار قرآنی به دلیل احترام و قداست در میان مسلمانان، دارای اهمیت فراوانی است طور یکه ارزش تاریخی، فرهنگی و مذهبی اینگونه آثار، اهمّیت حفاظت و نگهداری آنها را دوچندان میکند. اثر مورد بررسی در این پژوهش یک نمونه قرآن طوماری متعلق به مسجد حاج رحیم شهر تبریز است. بنا بر تحقیقات میدانی صورتگرفته و اظهارات هیئتامنای مسجد، این طومار در زمان نامعلومی بهعنوان نذر یا طلسم داخل دیوار مسجد قرار داده شده بود و در سال 1350 هجری شمسی طی عملیات بازسازی مسجد از میان دیوار کاهگلی کشف شده است. در طی این پژوهش به بررسی و شناخت فن و تکنیک ساخت کاغذ و مرکب بکار رفته در اثر، پرداخته شده است. در راستای این هدف به شناسایی نوع الیاف و آهار کاغذ و مرکبهای بکار رفته در اثر از جمله مرکب سیاه، قرمز و رنگدانه طلایی و در نهایت چسب بکار رفته در محل اتصال اوراق به یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است. تمامی شناساییهایی که در این پژوهش صورت گرفته با استفاده از روشهای شیمیتر است به جز تشخیص نوع چسب مورد استفاده در ابتدا و انتهای اوراق که از روش دستگاهی طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه استفاده شده است. نتایج، گویای استفاده از الیاف کتان و کهنه پارچه و آهار پلیساکاریدی برای تهیه کاغذ و مرکب سیاه کربنی، رنگدانه روناس برای مرکب قرمز و ترکیبات اکسید مس برای رنگ طلایی است. همچنین چسب بکار رفته در ابتدا و انتهای اوراق چسب سریش تشخیص داده شد.
در این پژوهش، نوع و ساختار شیمیایی ۱۰ نمونه رنگ آبی و قرمز مربوط به پنج نسخه خطی دوره صفوی تعیین شده که هدف از آن شناسایی رنگ دانه های معمول در تذهیب آثار مکتوب هم عصر است. این مسئله در بحث فن شناسی مطالعات حفاظت و مرمت علمی و صحیح این آثار بسیار ارزشمند خواهد بود. در مرحله اول، بررسی تاریخی و کتابخانه ای در زمینه نوع و چگونگی تهیه رنگ های استفاده شده در نسخ خطی در دوره زمانی مد نظر انجام شد و در مرحله بعد، پس از نمونه برداری از نسخ و آماده سازی آنها، از میکروسکوپ الکترونی روبشی- طیف سنجی پراش انرژی اشعه ایکس (SEM-EDX) و طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) برای شناسایی رنگدانه ها استفاده شد. نتایج حاصل از بررسی و آنالیز رنگ های مطالعه شده، بیانگر این است که تمام نمونه رنگ های قرمز و آبی به کار رفته در این پنج نسخه، معدنی بوده اند. همچنین، نتایج نشان داد که رنگدانه های قرمز استفاده شده در این نسخ شنگرف (ورمیلیون)، اخرا و سرنج بوده و تمام رنگدانه های آبی آزمایش شده، لاجورد مصنوعی (اولترامارین) هستند. همچنین حضور نوار جذبی ضعیف در محدوده عدد موجی cm-۱ ۲۳۴۰ در طیف FTIR رنگ های آبی، نشان دهنده ی استفاده از نوع طبیعی اولترامارین است.
رنگدانهها از مهمترین موارد برای شناخت اصالت آثار هنری و تاریخی فرهنگی بوده و از جایگاه ویژهای در حفاظت و مرمت برخوردار هستند. در این میان شناخت روشهای شناسایی رنگدانههای بهکار رفته در آثار تاریخی در تعیین هویت و اصالت این آثار نقش مهمی دارد. هدف این مطالعه مرور انواع روشهای شناسایی رنگدانههای بهکار رفته در نسخ خطی تاریخی است. مطالعات در این مقاله با مرور آنالیزهای دستگاهی غیرتخریبی مانند میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به تفرق پرتو ایکس (SEM_EDX) طیفسنجی زیر قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، فلورسانس اشعه ایکس (XRF)، پراش پرتو ایکس (XRD) میکروسکوپ نوری پلاریزان (PLM) نشر پرتو ایکس الفانی ذرهای (PIXE) میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) طیفسنجی میکرورامان (micro Raman و تصویر برداریهای نوری جهت شناسایی عنصری و ترکیبی رنگدانهها صورت گرفته است. از میان روشهای فوق میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به تفرق پرتو ایکس و آزمونهای نقطهای در شناسایی رنگدانههای تاریخی کاربرد بیشتری داشته است. همچنین کاربرد ترکیبی چند روش میتواند راهکار مناسبی برای شناسایی باشد؛ اما با توجه به مطالعات انجام گرفته در مقاله حاضر ضروری است بسته به هدف شناسایی و حساسیت اثر مواردی از جمله امکان آنالیز در محل یا انتقال آثار به آزمایشگاههای مراکز مختلف استفاده از روشهای غیرتخریبی امکان انجام نمونهبرداری و اهمیت و ارزش اثر در نظر گرفته شده و بدین صورت بهترین روش ممکن اتخاذ گردد. در صورت نیاز ترکیب آزمونها و روشهای دستگاهی نیز میتواند در شناخت هر چه دقیقتر رنگدانهها در کنار شیمیتَر مؤثر واقع شود.
کتیبه سنگ بسم الله یکی از آثار شاخص دوره قاجار در موزه آذربایجان تبریز است که از سال 1372 تاکنون در این موزه نگهداری میشود. این اثر در شهر قاهره مصر توسط یک هنرمند ایرانی با نام محمد علی قوچانی معروف به میرزا سنگلاخ ساخته شده است. اثر مذکور از پنج قطعه تشکیل شده که در مجموع وزنی بالغ بر 3 تن دارد. عمده آسیبهای به وجود آمده در این اثر با در نظر گرفتن تزئینات ظریف و از طرفی وزن بالای آن، مربوط به جابجاییهای متعدد این اثر بوده است. علاوه بر تزئینات بسیار ظریف حجاری، سطح اثر با رنگهای آبی، طلایی، سبز، سیاه، سفید و قرمز، مزین شده است. به نظر میسد در کنار تاریخ پر فراز و نشیب این اثر و اهمیت فرهنگی آن در میان جامعه امروزی بخصوص مردم تبریز تنها مروری بر سرگذشت آن برای بیان جایگاه، ارزش و ویژگیهای منحصر به فردش کافی نخواهد بود، لذا مطالعهای دقیقتر و علمی به بهتر شناساندن آن میتواند کمک شایانی در معرفی این اثر داشته باشد. از طرفی برای حفاظت بهتر و در صورت لزوم مرمت اثر نیاز به تهیه مستندات و مطالعات علمی برای این اثر فاخر، احساس میشود. برای تشخیص مواد و منشأ رنگهای موجود، استفاده از روشهای علمی و آزمایشگاهی در دستور کار قرار گرفت. برای تحقق این امر از دو روش آزمایش شیمی کلاسیک و آنالیز EDX برای شناسایی رنگهای موجود بهره گرفته شد. پس از انجام آزمایشات و تحلیل و بررسی رنگها نتیجه بدست آمده وجود رنگهای نیل، زنگار مس، پودر طلا، شنگرف، دوده استخوان و سفیداب شیخ را تایید کرد.
رنگدانههای سرخ معدنی شامل سرنج شنگرف و اخرا از طیفهای رنگی مهم و پرکاربرد در نگارگری تذهیب جدولکشی و علامت آیهها بودهاند. این طیف رنگی در آثار به جا مانده از سدههای پیشین ثبات قابل قبولی داشته و درخشندگی خود را حفظ کرده است. از سوی دیگر تهیه رنگ به عنوان یکی از ابزارهای مهم کار هنرمند از دیرباز مسئلهای حائز اهمیت بوده و به همین دلیل روشهای تهیه و آمادهسازی رنگها در رسالههای کتابآرایی مکتوب شده است. فرآوری رنگ سرنج به عنوان یکی از رنگدانههای سرخ در سه رساله عمده الکتاب بیان الصناعات و قانون الصور، ذکر شده است. در پژوهش حاضر علاوه بر مرور متن این رسالهها مطالعه تطبیقی رنگدانه سرنج شناسایی شده در تعدادی از نسخ مصوّر دوره صفویه با روش رنگ سنجی انجام شده است. به این منظور در گام نخست رنگدانه سرنج با نسبتهای معینی از رنگدانه شنگرف ترکیب شده و جدولهای رنگ سرخ با پایه سرنج آماده شدند هشت نمونه نگارههای منتخب از نسخ مصوّر دوره صفویه شامل ۵ نسخه مصور از موزه ملی ایران و ۱۷ نمونه رنگیسازی شده با استفاده از اسپکتروفوتومتر انعکاسی تحت تجزیه و تحلیل طیفی و رنگی قرار گرفتند. در پایان مقادیر اختلاف رنگ نمونههای آمادهسازی شده با نمونههای نسخ مصور محاسبه شدند. نتایج حاکی از آن است که بین رنگهای آمادهسازی شده و نمونههای تاریخی همبستگی قابل قبولی وجود دارد. بنابراین این شیوه میتواند در بازسازی و رنگ همانندی طیف سرخ حاصل از رنگدانه سرنج مورد استفاده قرار گیرد.
دوران زندیه، دوران کوتاهی در حکومتهای شکل گرفته در ایران است که با فرماندهی در شهر شیراز به حیات خود ادامه داد. در این زمان هر چند کوتاه آثار مختلفی ساخته شد که یکی از مهمترین آنها، ارگ کریمخانی است. در این بنا با ویژگی خاص معماری خود از آرایههای مختلف تزیینی استفاده شده و نقاشی دیواری یکی از آنهاست که متاسفانه در دوران قاجار در زیر لایه گچ مخفی شده و دوباره روی آن در برخی قسمتها نقاشی قاجاری کشیده شده است. امروزه در برخی بخشها نقاشیهای زندیه از زیر گچ خارج شده که تا کنون مطالعات زیادی بر روی شناسایی رنگدانههای دوره زندیه صورت نپذیرفته است. هدف در این پژوهش فنشناسی و ساختارشناسی رنگدانهها در نقاشی دیواری دوره زندیه در ارگ کریمخانی است. سوال مطرح شده این است که ترکیب این مواد رنگی شامل چه نوع موادی است. با توجه به این موضوع، از روش آنالیزهای دستگاهی FT-IR،SEM–EDSو RAMAN برای شناسایی عنصری و ترکیبی مواد تشکیلدهنده رنگها استفاده شده است. یافتههای حاصل شده بیان میدارد که ترکیبات رنگدانه قرمز شامل اکسید سرب (سرنج) و احتمالا اکسید آهن (اخرا)، رنگدانه آبی شامل آبی اولتامارین (لاجورد- لازولیت) و رنگدانه سبز شامل مالاکیت (سبز کوهی) بوده که بر روی بسترهای گچی اجرا شدهاند و از یک ترکیب روغنی به عنوان بست و بستر زیرین استفاده شده است. رنگدانهها دارای ساختار معدنی بوده و با اینکه در دوره قاجار به طور کامل در زیر لایه گچ قرار گرفته ماندگاری مناسبی داشته و تخریب نشدهاند. همچنین دیده میشود با وجود وارد شدن رنگهای روغنی اروپایی در دوره زندیه در ایران از این ترکیبات رنگی در نقاشی دیواری استفاده نشده است.