آنالیز توسط میکروسکوپ رامان یک روش قدرتمند، سریع و غیرمخرب است که امکان میکرو آنالیز شیمیایی و تصویر برداری شیمیایی تهیه نقشه شیمیایی را فراهم میکند. این ویژگیها میکروسکوپ رامان را به یک ابزار ایدئال و پُرکاربرد در تحقیقات و آزمایشگاههای آنالیز تبدیل کرده است. آنالیز رامان بر اساس برهمکنش نور با پیوندهای شیمیایی نمونه کار میکند و طیف متناظر با هر نقطه از نمونه را اندازهگیری میکند. نشانه رامان به طور بدیهی وابسته به طول موجهای برانگیخته و درگیر واکنش با زیرلایهها است؛ بنابراین هر ترکیب شیمیایی طیف رامان مشخصه خود را دارد و بدین صورت میتوان اطلاعات کیفی و کمی هر ماده را به دست آورد این روش آنالیز دستگاهی که جزء روشهای غیرمخرب نیز محسوب میشود میتواند بدون نیاز به نمونهبرداری از شیء مطالعه لازم را بر روی آن انجام دهد. از این رو روشی بسیار مناسب برای مطالعه روی آثار تاریخی نفیس که امکان نمونهبرداری از آنها عملا وجود ندارد بوده و امروزه مورد توجه بسیار پژوهشگران هنر و تاریخ است. استفاده از این روش در حوزه میراث فرهنگی همچون مرمت باستان شناسی و معماری عموماً جهت شناسایی و بررسی مواد متشکله آثار هنری و تاریخی است و همچون دیگر روشها در کنار مزایای متعدد دارای نواقص و مشکلاتی نیز هست بررسی و ارزیابی ویژگیهای آثار تاریخی و اجزای تشکیل دهنده آنها با توجه به زمینههای ساختارشناسی فنشناسی و آسیبشناسی به کمک آنالیزهای غیرمخرب از جمله جنبههای مورد توجه و حائز اهمیت در باستانسنجی به شمار میرود. در این مقاله کاربرد رامان در شناسایی آثار باستانی از جمله مواد معدنی انواع سنگها به خصوص سنگهای قیمتی پاتیناها و محصولات خورنده شیشه سفال ملاط، رنگ، باند، رزین کاغذ پوست کاغذ جوهر و بقایای انسانی مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین نمونههایی از بررسی مطالعات آزمایشگاهی به وسیله دستگاه طیفسنجی میکرورامان پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار آورده شده است. آزمون میکروطیفسنجی و SERS را میتوان پاسخی مناسب به سؤالات باستانسنجی و حفاظتی هر دسته از اشیاء توسط پارامترهای طیفی اختصاصی همراه با به روزترین پیشرفتهای موجود دانست.
رنگدانهها از مهمترین موارد برای شناخت اصالت آثار هنری و تاریخی فرهنگی بوده و از جایگاه ویژهای در حفاظت و مرمت برخوردار هستند. در این میان شناخت روشهای شناسایی رنگدانههای بهکار رفته در آثار تاریخی در تعیین هویت و اصالت این آثار نقش مهمی دارد. هدف این مطالعه مرور انواع روشهای شناسایی رنگدانههای بهکار رفته در نسخ خطی تاریخی است. مطالعات در این مقاله با مرور آنالیزهای دستگاهی غیرتخریبی مانند میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به تفرق پرتو ایکس (SEM_EDX) طیفسنجی زیر قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، فلورسانس اشعه ایکس (XRF)، پراش پرتو ایکس (XRD) میکروسکوپ نوری پلاریزان (PLM) نشر پرتو ایکس الفانی ذرهای (PIXE) میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) طیفسنجی میکرورامان (micro Raman و تصویر برداریهای نوری جهت شناسایی عنصری و ترکیبی رنگدانهها صورت گرفته است. از میان روشهای فوق میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به تفرق پرتو ایکس و آزمونهای نقطهای در شناسایی رنگدانههای تاریخی کاربرد بیشتری داشته است. همچنین کاربرد ترکیبی چند روش میتواند راهکار مناسبی برای شناسایی باشد؛ اما با توجه به مطالعات انجام گرفته در مقاله حاضر ضروری است بسته به هدف شناسایی و حساسیت اثر مواردی از جمله امکان آنالیز در محل یا انتقال آثار به آزمایشگاههای مراکز مختلف استفاده از روشهای غیرتخریبی امکان انجام نمونهبرداری و اهمیت و ارزش اثر در نظر گرفته شده و بدین صورت بهترین روش ممکن اتخاذ گردد. در صورت نیاز ترکیب آزمونها و روشهای دستگاهی نیز میتواند در شناخت هر چه دقیقتر رنگدانهها در کنار شیمیتَر مؤثر واقع شود.
مستندسازی بافتهای روستایی بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامهریزی و مدیریت، نیازمند رعایت مراحل منظم و هدفمند است. این فرآیند مستلزم بهرهگیری از علوم مختلف و روشهای چندگانه است که در هر مرحله از مستندسازی باید به کار گرفته شوند. هدف از پژوهش حاضر معرفی تجربیات مستندسازی بافتهای روستایی شاخص منظر فرهنگی هورامان است. مراحل مستندسازی این بافتها شامل نقشهبرداری سهبعدی به شیوه فتوگرامتری، استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و ایجاد بانک اطلاعات ابنیه است. در نهایت، برداشتهای دقیق و جزئی از عناصر مختلف بافت مانند معابر، پلان بناهای شاخص، جزئیات معماری و بازشوها انجام شده است. پژوهش حاضر علاوه بر معرفی شیوههای نوین و کاربردی مستندسازی بافتهای روستایی منظر فرهنگی هورامان، به بررسی مزایا و قابلیتهای ویژه هر یک از این مراحل و روند مرحلهبندی این روش ترکیبی میپردازد. تهیه اطلاعات دقیق کمی و کیفی از مراحل مختلف مستندسازی این بافتها حائز اهمیت ویژهای است. مستندسازی و برداشت بافتهای روستاهای پلکانی با شرایط خاص و دشوار، نیازمند دقت بالا بهمنظور کاهش خطاهای سیستماتیک است. این شیوه مستندسازی و مراحل مجزای آن باهدف ثبت جهانی منظر فرهنگی هورامان انجام شده است. در پایان این مراحل مجزا، اطلاعات تولیدشده به هم پیوسته و در قالب یک مستندسازی کامل معرفی میگردد. این دادهها که برای 20 بافت روستایی در منطقه هورامان جمعآوری شدهاند، طی سالهای آینده در پژوهشهای علمی و اجرایی کاربرد خواهند داشت و میتوانند به حفاظت، پایش، معرفی و توسعه پایدار این روستاها کمک کنند. در نهایت، معرفی تجارب و دستورالعمل مراحل مستندسازی و شیوه ترکیبی آن در این پژوهش بهعنوان الگویی برای سایر بافتهای تاریخی روستایی و شهری میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
وران زندیـه، دوران کوتاهـی در حکومـتهـای شـکل گرفتـه در ایران اسـت که با فرماندهی در شـهر شـیراز به حیات خـود ادامـه داد. در این زمان خانـی اسـت. در این بنا بـا ویژگی خـاص معماری خـود از آرایه هـر چنـد کوتـاه آثـار مختلفی سـاخته شـد کـه یکی از مهمتریـن آنهـا، ارگ کریمهـای مختلـف تزیینـی اسـتفاده شـده و نقاشـی دیـواری یکی از آنهاسـت کـه متاسـفانه در دوران قاجار در زیـر الیه گچ مخفی شـده و دوبـاره رویهـای زندیـه از زیر گچ خارج شـده که تـا کنونهـا نقاشـی قاجـاری کشـیده شـده اسـت. امـروزه در برخـی بخش ها نقاشـی آن در برخـی قسـمتها شناسـی و ساختارشناسـی رنگدانههـای دوره زندیه صورت نپذیرفته اسـت. هدف در این پژوهش فن مطالعـات زیـادی بـر روی شناسـایی رنگدانه خانی اسـت. سـوال مطرح شـده این اسـت که ترکیـب این مواد رنگی شـامل چه نوع موادی اسـت. بادر نقاشـی دیـواری دوره زندیـه در ارگ کریـم دهندهبرای شناسـایی عنصری و ترکیبی مواد تشـکیل RAMAN و SSEM–ED، FT-IR توجـه بـه ایـن موضـوع، از روش آنالیزهای دسـتگاهی دارد که ترکیبات رنگدانه قرمز شـامل اکسـید سـرب (سـرنج) و احتماال اکسـید آهن های حاصل شـده بیان می شـده اسـت. یافتهها اسـتفاده رنگ (اخـرا)، رنگدانـه آبـی شـامل آبـی اولتاماریـن (الجـورد- الزولیـت) و رنگدانه سـبز شـامل مٌاالکیت (سـبز کوهی) بوده کـه بر روی بسـترهای گچی اجـرا شـده-اند و از یـک ترکیـب روغنـی بـه عنوان بسـت و بسـتر زیرینهـا دارای سـاختار معدنی بوده و بـا اینکه در اسـتفاده شـده اسـت. رنگدانه دوره قاجـار بـه طور کامـل در زیر الیه گـچ قرار گرفته ماندگاری مناسـبی شـود با وجود وارد شـدن انـد. همچنیـن دیده میداشـته و تخریـب نشـده هـای روغنـی اروپایـی در دوره زندیه در ایران از ایـن ترکیبات رنگی رنـگ در نقاشـی دیواری اسـتفاده نشـده است.