جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای رامان

نازلی دارخال،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

آنالیز توسط میکروسکوپ رامان یک روش قدرتمند، سریع و غیرمخرب است که امکان میکرو آنالیز شیمیایی و تصویر برداری شیمیایی تهیه نقشه شیمیایی را فراهم می‌کند. این ویژگی‌ها میکروسکوپ رامان را به یک ابزار ایدئال و پُرکاربرد در تحقیقات و آزمایشگاه‌های آنالیز تبدیل کرده است. آنالیز رامان بر اساس برهمکنش نور با پیوندهای شیمیایی نمونه کار می‌کند و طیف متناظر با هر نقطه از نمونه را اندازه‌گیری می‌کند. نشانه رامان به طور بدیهی وابسته به طول موج‌های برانگیخته و درگیر واکنش با زیرلایه‌ها است؛ بنابراین هر ترکیب شیمیایی طیف رامان مشخصه خود را دارد و بدین صورت می‌توان اطلاعات کیفی و کمی هر ماده را به دست آورد این روش آنالیز دستگاهی که جزء روش‌های غیرمخرب نیز محسوب می‌شود می‌تواند بدون نیاز به نمونه‌برداری از شیء مطالعه لازم را بر روی آن انجام دهد. از این رو روشی بسیار مناسب برای مطالعه روی آثار تاریخی نفیس که امکان نمونه‌برداری از آن‌ها عملا وجود ندارد بوده و امروزه مورد توجه بسیار پژوهشگران هنر و تاریخ است. استفاده از این روش در حوزه میراث فرهنگی همچون مرمت باستان شناسی و معماری عموماً جهت شناسایی و بررسی مواد متشکله آثار هنری و تاریخی است و همچون دیگر روش‌ها در کنار مزایای متعدد دارای نواقص و مشکلاتی نیز هست بررسی و ارزیابی ویژگیهای آثار تاریخی و اجزای تشکیل دهنده آنها با توجه به زمینه‌های ساختارشناسی فن‌شناسی و آسیب‌شناسی به کمک آنالیزهای غیرمخرب از جمله جنبه‌های مورد توجه و حائز اهمیت در باستان‌سنجی به شمار می‌رود. در این مقاله کاربرد رامان در شناسایی آثار باستانی از جمله مواد معدنی انواع سنگ‌ها به خصوص سنگ‌های قیمتی پاتیناها و محصولات خورنده شیشه سفال ملاط، رنگ، باند، رزین کاغذ پوست کاغذ جوهر و بقایای انسانی مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین نمونه‌هایی از بررسی مطالعات آزمایشگاهی به وسیله دستگاه طیف‌سنجی میکرورامان پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار آورده شده است. آزمون میکروطیف‌سنجی و SERS را می‌توان پاسخی مناسب به سؤالات باستان‌سنجی و حفاظتی هر دسته از اشیاء توسط پارامترهای طیفی اختصاصی همراه با به روزترین پیشرفت‌های موجود دانست.

الهه پورعبداله،
دوره 4، شماره 1 - ( 7-1400 )
چکیده

رنگ‌دانه‌ها از مهمترین موارد برای شناخت اصالت آثار هنری و تاریخی فرهنگی بوده و از جایگاه ویژه‌ای در حفاظت و مرمت برخوردار هستند. در این میان شناخت روش‌های شناسایی رنگدانه‌های به‌کار رفته در آثار تاریخی در تعیین هویت و اصالت این آثار نقش مهمی دارد. هدف این مطالعه مرور انواع روش‌های شناسایی رنگدانه‌های به‌کار رفته در نسخ خطی تاریخی است. مطالعات در این مقاله با مرور آنالیزهای دستگاهی غیرتخریبی مانند میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به تفرق پرتو ایکس (SEM_EDX) طیف‌سنجی زیر قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، فلورسانس اشعه ایکس (XRF)، پراش پرتو ایکس (XRD) میکروسکوپ نوری پلاریزان (PLM) نشر پرتو ایکس الفانی ذره‌ای (PIXE) میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM) طیف‌سنجی میکرورامان (micro Raman و تصویر برداری‌های نوری جهت شناسایی عنصری و ترکیبی رنگ‌دانه‌ها صورت گرفته است. از میان روش‌های فوق میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به تفرق پرتو ایکس و آزمون‌های نقطه‌ای در شناسایی رنگدانه‌های تاریخی کاربرد بیشتری داشته است. همچنین کاربرد ترکیبی چند روش می‌تواند راهکار مناسبی برای شناسایی باشد؛ اما با توجه به مطالعات انجام گرفته در مقاله حاضر ضروری است بسته به هدف شناسایی و حساسیت اثر مواردی از جمله امکان آنالیز در محل یا انتقال آثار به آزمایشگاه‌های مراکز مختلف استفاده از روش‌های غیرتخریبی امکان انجام نمونه‌برداری و اهمیت و ارزش اثر در نظر گرفته شده و بدین صورت بهترین روش ممکن اتخاذ گردد. در صورت نیاز ترکیب آزمون‌ها و روش‌های دستگاهی نیز می‌تواند در شناخت هر چه دقیق‌تر رنگدانه‌ها در کنار شیمی‌تَر مؤثر واقع شود.

پویا طالب‌نیا، الهام قادریان،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

مستندسازی بافت‌های روستایی به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامه‌ریزی و مدیریت، نیازمند رعایت مراحل منظم و هدفمند است. این فرآیند مستلزم بهره‌گیری از علوم مختلف و روش‌های چندگانه است که در هر مرحله از مستندسازی باید به کار گرفته شوند. هدف از پژوهش حاضر معرفی تجربیات مستندسازی بافت‌های روستایی شاخص منظر فرهنگی هورامان است. مراحل مستندسازی این بافت‌ها شامل نقشه‌برداری سه‌بعدی به شیوه فتوگرامتری، استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و ایجاد بانک اطلاعات ابنیه است. در نهایت، برداشت‌های دقیق و جزئی از عناصر مختلف بافت مانند معابر، پلان بناهای شاخص، جزئیات معماری و بازشوها انجام شده است. پژوهش حاضر علاوه بر معرفی شیوه‌های نوین و کاربردی مستندسازی بافت‌های روستایی منظر فرهنگی هورامان، به بررسی مزایا و قابلیت‌های ویژه هر یک از این مراحل و روند مرحله‌بندی این روش ترکیبی می‌پردازد. تهیه اطلاعات دقیق کمی و کیفی از مراحل مختلف مستندسازی این بافت‌ها حائز اهمیت ویژه‌ای است. مستندسازی و برداشت بافت‌های روستاهای پلکانی با شرایط خاص و دشوار، نیازمند دقت بالا به‌منظور کاهش خطاهای سیستماتیک است. این شیوه مستندسازی و مراحل مجزای آن باهدف ثبت جهانی منظر فرهنگی هورامان انجام شده است. در پایان این مراحل مجزا، اطلاعات تولیدشده به هم پیوسته و در قالب یک مستندسازی کامل معرفی می‌گردد. این داده‌ها که برای 20 بافت روستایی در منطقه هورامان جمع‌آوری شده‌اند، طی سال‌های آینده در پژوهش‌های علمی و اجرایی کاربرد خواهند داشت و می‌توانند به حفاظت، پایش، معرفی و توسعه پایدار این روستاها کمک کنند. در نهایت، معرفی تجارب و دستورالعمل مراحل مستندسازی و شیوه ترکیبی آن در این پژوهش به‌عنوان الگویی برای سایر بافت‌های تاریخی روستایی و شهری می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.
 

 
مریم شیروانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

دوران زندیه، دوران کوتاهی در حکومت­های شکل گرفته در ایران است که با فرماندهی در شهر شیراز به حیات خود ادامه داد. در این زمان هر چند کوتاه آثار مختلفی ساخته شد که یکی از مهمترین آن­ها، ارگ کریم­خانی است. در این بنا با ویژگی خاص معماری خود از آرایه­های مختلف تزیینی استفاده شده و نقاشی دیواری یکی از آن­هاست که متاسفانه در دوران قاجار در زیر لایه گچ مخفی شده و دوباره روی آن در برخی قسمت­ها نقاشی قاجاری کشیده شده است. امروزه در برخی بخش­ها نقاشی­های زندیه از زیر گچ خارج شده که تا کنون مطالعات زیادی بر روی شناسایی رنگدانه­های دوره زندیه صورت نپذیرفته است. هدف در این پژوهش فن­شناسی و ساختارشناسی رنگدانه­ها در نقاشی دیواری دوره زندیه در ارگ کریم­خانی است. سوال مطرح شده این است که ترکیب این مواد رنگی شامل چه نوع موادی است. با توجه به این موضوع، از روش آنالیزهای دستگاهی FT-IR ،SEM–EDS  و RAMAN برای شناسایی عنصری و ترکیبی مواد تشکیل‌دهنده رنگ‏ها استفاده‌ شده است. یافته­های حاصل شده بیان می­دارد که ترکیبات رنگدانه قرمز شامل اکسید سرب (سرنج) و احتمالا اکسید آهن (اخرا)، رنگدانه آبی شامل آبی اولتامارین (لاجورد- لازولیت) و رنگدانه سبز شامل مالاکیت (سبز کوهی) بوده که بر روی بسترهای گچی اجرا شده­اند و از یک ترکیب روغنی به عنوان بست و بستر زیرین استفاده شده است. رنگدانه­ها دارای ساختار معدنی بوده و با اینکه در دوره قاجار به طور کامل در زیر لایه گچ قرار گرفته ماندگاری مناسبی داشته و تخریب نشده­اند. همچنین دیده می­شود با وجود وارد شدن رنگ­های روغنی اروپایی در دوره زندیه در ایران از این ترکیبات رنگی در نقاشی دیواری استفاده نشده است.


صفحه 1 از 1