سازهای موسیقی بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی و تاریخی، نهتنها دارای ارزشهای هنری و زیباییشناختی هستند، بلکه جنبههای علمی، فنی و موسیقایی آنها نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به ماهیت اجرایی موسیقی، ابزار و آلات موسیقی در معرض فرسایش و زوال قرار دارند و حفاظت و مرمت آنها چالشهای منحصربهفردی را به همراه دارد. برخلاف بسیاری از آثار تاریخی که تنها بهمنظور حفظ ساختار فیزیکی و جلوگیری از فرسایش، مرمت میشوند، مرمت سازهای موسیقی علاوه بر حفظ هویت فرهنگی و تاریخی، باید مفاهیم زیباییشناختی صوتی اثر را نیز در نظر گیرد. هرگونه مداخله در این سازها باید بهگونهای انجام شود که اصالت صوتی و ساختاری آنها تحت تأثیر منفی قرار نگیرد.در برخی موارد، بهدلیل حساسیت بالای سازهای تاریخی و احتمال آسیبهای فیزیکی حین مطالعات و بررسیها، پژوهشگران به بازتولید نمونههای مشابه روی آوردهاند. این امر، مستلزم دانش دقیق از فنشناسی سازها و تکنیکهای ساخت آنها در دورههای تاریخی مختلف است. در این پژوهش، ابتدا به معرفی و طبقهبندی تاریخی سازها پرداخته شده و سپس ویژگیهای ساختاری هر گروه بررسی شده است. در ادامه، راهکارهای مطالعاتی متناسب با ویژگیهای هر گروه تاریخی ارائه و مبانی نظری حفاظت و مرمت سازهای موسیقی تدوین شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که فرایند مرمت سازهای تاریخی بهدلیل تنوع ساختاری و آکوستیکی آنها، نیازمند رویکردهای متفاوت و آگاهی عمیق از ویژگیهای فیزیکی و صوتی هر ساز است. ازاینرو، مرمتگران باید پیش از هرگونه مداخله، شناخت جامعی از ابعاد آکوستیکی و مواد سازنده سازها داشته باشند تا بهتوانند تعادل میان حفاظت فیزیکی، بازتولید صوتی و حفظ اصالت فرهنگی را برقرار کنند.
فرامرز آزادبخت، محمد مرتضوی، دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
آگاهی از دانش متالورژی کهن از طریق مطالعه و تحلیل آثار فلزی و شواهد مربوط به فرآیندهای استخراج و فلزگری به دست میآید. بررسی آثار فلزی اطلاعات ارزشمندی دربارهی نوع فلز یا ترکیب آلیاژی بهکاررفته، روشهای ساخت و تزیین، و در برخی موارد، نوع سنگ معدن مورداستفاده فراهم میآورد. ازاینرو، تحلیل ترکیب آلیاژی و شیوههای شکلدهی و ساخت در حوزهی آرکئومتالورژی اهمیت بسیاری دارد. در این مقاله، بررسی فنی پیکرهی یک شیر برنزی متعلق به گنجینهی موزهی یزد که از حفاریهای غیرمجاز به دست آمده است، ارائه شده است. آنالیز ترکیب آلیاژی با استفاده از طیفسنجی جذب اتمی (AAS) انجام شد و برای بررسی روش ساخت، تصویربرداری با پرتو ایکس (X-ray) مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که شیء مورد مطالعه از ترکیب مس و قلع (برنز) با حضور سرب ساخته شده است. تصاویر رادیوگرافی نشان داد که پیکره توخالی بوده و میلهی جلویی شیء تا بخش داخلی آن امتداد یافته است. بر این اساس مشخص شد که روش ساخت پیکره با استفاده از روش موم گمشده (lost-wax) انجامشده است. همچنین، در ادامه شکل احتمالی قالب مورداستفاده، مراحل ساخت و اجزای مختلف آن پیشنهادشده است.