جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای حفاظت.

مریم کیان اصل،
دوره 4، شماره 2 - ( 8-1400 )
چکیده

در سال ۱۲۸۲ ق یعنی کمی بیش از طرح توسعه تهران این بنا به دستور ناصر الدین شاه با مباشرت دوست علی خان معیرالممالک در شرق ارگ تهران ساخته شد. شمس‌العماره اولین بنای پنج طبقه تهران است. ازاره اتاق‌های پنج طبقه در کاخ شمس‌العماره با کاشی‌هایی که با روش رنگ‌روغنی نقاشی شده‌اند. موضوع و شیوه اجرایی این نقاشی‌ها اغلب اروپایی است که با گروهی از نقاشان و شاگردان آن‌ها انجام شده است. این نکته از شیوه اجرای این نقاشی متفاوت از سایر شیوه‌ها است کاملا محرز است. روش نقاشی روغن روی کاشی لعاب‌دار روشی منحصر به فرد بود که در بناهای دیگر در دوره‌های بعد هرگز اجرا نشد. این نقاشی‌ها به صورت گسترده‌ای در حال تجزیه پودر شدن و فروریختن هستند. از این رو هدف این مقاله این است که عواملی که سبب بروز آسیب به این کاشی نگاره‌های رنگ روغنی شده است را شناسایی و معرفی کند. به نظر می‌رسد تفاوت‌هایی در موقعیت قرارگیری کانی‌ها، نوع مواد و مصالح در آسترسازی و روش اجرای آن و سایر عوامل مکانیکی و شرایط آب و هوایی سبب شده تا آسیب‌های وارد شده بر این نقاشی‌ها در هر طبقه متفاوت باشد. علاوه بر موارد ذکر شده در تماس بودن این کاشی نگاره‌های رنگ روغنی با مراجعین جذب رطوبت دیوارها در طی سالیان شیوه کاشی‌کاری لیبطلب آن‌ها موجب شده که با هر نیروی فیزیکی بر کاشی‌ها تنش وارد شود و نقوش برجسته روی درز کاشی‌ها از سطح لغزنده کاشی جدا شود و یا گوشه‌های کاشی‌هایی که به صورت لوزی بر دیوار نصب شده‌اند، بشکند. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است و این نتیجه به دست آمد که بیشترین عامل تأثیرگذار در فروریختن نقاشی‌ها لایه استر یا زمینه بستر کاشی است که توانایی محافظت از لایه نقاشی رویی ندارد.
مهدی رازانی، پریسا زاهدی، امید امیدیان،
دوره 5، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

سنگ قبرها از تکه‌های سنگ با آرایه‌ها و تزئینات مختلف تشکیل شده و نقش آن در اسلام و فرهنگ ایرانی با توجه به زندگی پس از مرگ و نقش تربیتی آن در تنبّه زندگان به مفهوم مرگ و دیار باقی از دیرباز از آثار فرهنگی به شمار می‌رود. در جوامع گذشته، سنگ‌ها به‌عنوان جایگاه ارواح شناخته می‌شدند. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با روش کتابخانه‌ای می‌کوشد ضمن مطالعه انواع سنگ قبرها و آرایه‌های مختلف مزارها در دوره‌های مختلف اسلامی و روش‌های حفاظت و مرمت سنگ قبور، دیدگاه اسلام دراین‌باره را مورد واکاوی قرار دهد. اقدام مرمت در رابطه با قبور اسلامی و سنگ قبر اقدامی علمی- عملی است و بررسی منابع اسلامی نشان می‌دهد حفظ و مرمت قبور اولیاء الهی من جمله ائمه معصومین به‌عنوان مصداق روشنی از تعظیم شعائر، امری ممدوح و مورد تأکید در اسلام است. همچنین مرمت قبور درگذشتگان از مردم عادی نیز به دلیل نقش تربیتی بارز آن در یادآوری مفهوم مرگ و آمادگی برای هجرت به سرای باقی در میان بازماندگان، فی‌نفسه امری موجه است.

فاطمه علیمیرزایی، صمد سامانیان،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

حفاظت از آثار تاریخی به عنوان حرفه ای که ارتباط مستقیم با تاریخ و فرهنگ جاری در زندگی فردی و اجتماعی افراد جامعه دارد، مأموریت و مسئولیت سنگینی در برابر سازندگان و صاحبان آثار در گذشته، حال و آینده عهده‌دار است. از سویی علی رغم تعدد تفکرات خواسته‌ها و رویکردهای گوناگون فعالیتی است که باید در یک چهارچوب علمی و نظری مشخص صورت پذیرد. حفاظت‌گران ضمن توجه به این چهارچوب مشخص بایستی ملاحظات اخلاقی خاصی را نیز مدنظر قرار دهند. این ملاحظات نه تنها برای حفظ کیفیت و روشن بودن خط مشی فعالیت‌ها برای خود حفاظت گران و جامعه مخاطب ضروری هستند آن‌ها را از پیامدهای اخلاقی اعمال شان و نیز معیارهای اخلاقی که برای ارزیابی آن اعمال استفاده می‌شوند، آگاه می‌سازند. این ملاحظات اخلاقی به صورت‌های مختلف در نظریه‌ها و اسناد حوزه حفاظت و مرمت در سیر تکامل این حرفه مورد توجه قرار گرفته اند. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن ارائه تعاریف و مفاهیم اولیه مرتبط با موضوع مثال‌هایی از قواعد (کدهای اخلاقی حرفه حفاظت با رویکرد تفسیری ارائه شود. هدف از این پژوهش شناخت جایگاه و کار کرد اخلاق در فرایندهای حفاظت و مرمت و برخی ملاحظات اخلاقی در مواجهه با آثار است. برای این منظور سند رفتار اخلاقی تهیه شده توسط برخی از مؤسسات حفاظتی همچون مؤسسه آمریکایی حفاظت (AIC) انجمن کانادایی حفاظت (CAC) کمیته حفاظت از شورای بین‌المللی موزه‌ها (ICOM-CC)، کنفدراسیون اروپایی سازمان‌های حفاظت‌گر ECCO) مؤسسه انگلیسی حفاظت (UKIC) به عنوان مطالعات موردی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. بررسی‌ها نشان داد که این اسناد تلاش دارند مرزهای حفاظت حرفه‌ای را مشخص کنند و هدف اصلی آن‌ها حفاظت از سرمایه عمومی و به دست آوردن سرمایه و تأیید اجتماعی برای این حرفه است. به همین جهت به جای علایق حرفه‌ای بر منافع بشریت تمرکز دارند و اخلاق حفاظت را مبتنی بر توجه به ارزشهای جهانی و تمرکز بر ارزش‌های فرهنگی توسعه داده‌اند.

اسکندر مختاری طالقانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

این یادداشت به بررسی کتاب "تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران" نوشته ذات الله نیکزاد پرداخته است. نویسنده اشاره میکند که این کتاب با تأکید بر رابطه میان مرمت و تاریخ معماری، به ضرورت حفاظت از آثار معماری به‌ویژه از منظر فهم و انتقال پیام نهفته در آن‌ها پرداخته است. نویسنده معتقد است که مرمت باید فراتر از یک عمل اجرایی صرف، به‌عنوان یک فرآیند تفسیری و پژوهشی در نظر گرفته شود که هدف آن فهم معماری و تاریخ آن است. مرمتگران باید از علوم مختلف بهره‌مند شده و علاوه بر هنر، درک صحیحی از تاریخ معماری و سازندگان آثار تاریخی داشته باشند. مختاری تأکید دارد که مرمتگران باید در کنار مهارت‌های علمی و فنی، به تاریخ‌نگاری و درک فرهنگی آثار معماری بپردازند و این درک باید در فرآیند مرمت به‌کار گرفته شود. تاریخ معماری باید در تعامل با مرمت‌های انجام‌شده به‌طور دقیق مستند و ثبت شود تا اطلاعات دست اول برای پژوهشگران فراهم گردد. در نهایت، مختاری  ضمن بررسی کتاب مرمتگر را به‌عنوان امانتدار تاریخ و علم معماری معرفی کرده و معتقد است وی باید در فرآیند مرمت، با دقت و مسئولیت، اطلاعات و شواهد تاریخی را حفظ کرده و در اختیار نسل‌های آینده قرار دهد. کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران توجه به اهمیت این رویکرد جدید در مرمت را نشان می‌دهد که باید به‌عنوان اولین گام در پژوهش‌های مرمتی و تاریخ معماری ایران در نظر گرفته شود.

رضا رحیم‌نیا،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

یادگیری، آﻣﻮزشﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در دﻫﻪﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﻮل در فرایند آﻣﻮزش ﺷﺪه‌اﻧﺪ. یادگیری دانشجویان در ﮐﻼس درس ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮای آن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﺑﯿﻦ ﺳﺒﮏ یادگیری ﺗﺮﺟﯿﺤﯽ داﻧﺸﺠﻮ و ﺳﺒﮏ آﻣﻮزش اﺳﺘﺎد درس دارد. این ﻣﻮﺿﻮع در دروس و واﺣﺪﻫﺎیی ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻋﻤﻠﯽ دارﻧﺪ ﻧﻤﻮد ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺧﻮاﻫﺪ یافت. از این رو در ﺣﻮزهﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻣﻬﺎرت ﻣﺤﻮر آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ دیگر ﺷﯿﻮهﻫﺎی آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﻼسﻫﺎی یک ﻃﺮﻓﻪ ﺟﻮاﺑﮕﻮی آﻣﻮزش در داﻧﺸﮕﺎه ﻧﯿﺴﺖ و ﻧﮕﺎهﻫﺎ و رویﮑﺮدﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ی را ﻣﯽﻃﻠﺒﻨﺪ. یکی از این دیدﮔﺎهﻫﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮاﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در این راﺳﺘﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ روش اﻗﺪامﭘﮋوﻫﯽ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ در ﮐﻨﺎر ﻣﺮور ﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮ ی ﻣﻮﺿﻮع، اﺑﻌﺎد ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ یک ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪﻣﺤﻮر در آﻣﻮزش داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی  (ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان تمرین‌های  ﺣﻔﺎﻇﺖ) را اراﺋﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺑﺎ این ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻼش دارد ﺑﻪ این ﭘﺮﺳﺶ ﮐﻪ روش آﻣﻮزش و تدریس ﭼﮕﻮﻧﻪ می‌تواند ﺑﻪ تقویت وﺟﻮه خلاقانه ﺑﺮای ﺣﻞ مسائل تخصصی ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﺪ. ﭘﺲ از در یافت ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ اراﺋﻪ ﺷﺪه از ﮔﺮوه ﻣﻨﺘﺨﺒﯽ از ﻓﺎرغ‌اﻟﺘﺤﺼﯿﻼن ـــ ﮐﻪ در فرآیند آﻣﻮزش، این تمرین‌ها را ﺗﺠﺮﺑﻪ کرده‌اند. تحلیل محتوای ﻧﻈﺮات آنﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم‌اﻓﺰار MAXQDA اﻧﺠﺎم و نتایج آن اراﺋﻪ گردید. در نهایت ﻋﻼوه ﺑﺮ همسانی ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﺎ ﻫﺪفﻫﺎی تبیین ﺷﺪه، ارﺗﺒﺎط ﻣﻌﻨﺎدار روش آﻣﻮزش ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و مبتنی ﺑﺮ ﺣﻞ مسئله ﻣﺸﺨﺺ گردید. در ﻧﺘﯿﺠﻪ این اﻟﮕﻮ به‌عنوان نمونه‌ای ﺑﺮای تقویت مهارت‌های تخصصی دانشجویان ﺑﺮای الگوگیری در سایر دروس تخصصی این  رشته پیشنهاد ﺷﺪه اﺳﺖ.

فریده مجیدی خامنه،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

مجسمه­‌های فضای باز (روباز) یا مجسمه­‌های شهری به­‌عنوان بخشی از میراث فرهنگی ، علاوه بر زیباسازی فضا، نقش مهم انتقال پیام به ناظران و  هویت‌­بخشی به معابر را ایفا می­‌نمایند. تآب­آوری این سازه‌­ها مورد تهدید عوامل جوی، انسانی و زیست­‌محیطی­ست و در گذر زمان دچار فرسایش می­‌گردند. در یک نمونه موردی، فضولات پرندگان، مجسمه برنزی نادرشاه افشار در مشهد را دچار آسیب و خردگی ­های متعدد نمودند. متاسفانه بعد از مرمت مجسمه نادرشاه و صرف هزینه‌­های زمانی، اقتصادی بسیار زیاد، تهدید پرندگان هنوز پابرجا مانده است. هدف از این پژوهش، بازشناسی تجارب دانش بومی در جهت دفع پرندگان، مقایسه الگوهای کهن و تکنیک­‌های مدرن دفع پرندگان، یافتن زمینه­‌های هم­‌افزایی مطالعات مردم‌­شناسی، دانش حفاظت آثار تاریخی و طراحی شهری است. سوال اصلی پژوهش در مورد میزان انعطاف‌­پذیری راهکارهای بومی برای حل معضل حفاظت مجسمه‌­های شهری فلزی از آسیب پرندگان است. به این منظور پژوهشگر با روش توصیفی/ تحلیلی به استخراج الگوهای دانش بومی و بنیان­‌های عقلانیت زیست­‌محیطی دانشوران محلی در دفع پرندگان پرداخته و به مقایسه آن با شیوه­‌های مدرن اقدام کرده است. این الگوها شامل : 1- الگوی محرومیت از لانه‌­سازی، استقرار و غذا 2- الگوی صدا هراسی3- الگوی وحشت از حرکت اشیاء 4- الگوی خیرگی چشم پرندگان 5-  الگوی رنگ هراسی (هراس پرندگان از رنگی خاص) 6- الگوی بو هراسی (هراس پرندگان از بویی خاص) هستند. نتایج نشان­‌دهنده درجات بالای فهم  اکولوژیک دانشوران محلی و انعطاف­‌پذیری گسترده دانش­‌های بومی در دفع پرندگان است. دانشوران بومی حوزه کشاورزی طی قرن­‌ها مبارزه با پرندگان به عقلانیت زیست محیطی و دانش تجربی رفتارشناسی دست یافته­‌اند. این روش­‌های بومی، دوست‌دار محیط زیست، اقتصادی، قابل دسترس، ماندگار و تجدید­پذیر در مقایسه با روش‌­های مدرن دفع پرندگان از مجسمه­‌های فضای باز هستند. پژوهش حاضر به اهمیت هم­‌افزایی سه دانش طراحی شهری، حفاظت و دانش میراثی بومی تاکید دارد.

الهه حجازی، محمد مرتضوی، کیوان رئیسی، محمد حافظی کهنموئی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

ناپایداری اشیاء آهنی تاریخی که از حفاری‌های باستان‌شناسی بهدست می‌آیند ناشی از وجود یون‌های کلرید در محیط دفن و همچنین قرارگیری در معرض اکسیژن و رطوبت نسبی بالا است. تشکیل ترکیبات کلریدی آهن و مکانسیم‌های مرتبط با آن می‌تواند تا تخریب کامل شیء آهنی پس از حفاری باستان‌شناسی ادامه یابد. از اینرو، به حداقل رساندن خوردگی آهن پس از حفاری و حذف ترکیبات کلریدی مرحله‌ای اساسی در فرآیند حفاظت و تثبیت این آثار است. با وجود مطالعات گسترده‌ای که در زمینه روش‌های مختلف کلرزدایی اشیاء آهنی باستانی انجام گرفته است، اما همچنان مواردی از ناکارآیی و یا موفقیت نسبی روش‌های درمانی ذکر شده است. از اینرو در این مقاله با مرور پژوهش‌های صورت گرفته در خصوص روش‌های مختلف کلرزدایی اشیاء آهنی باستانی به نقد و بررسی هر روش، میزان کارآیی، دلایل عدم موفقیت، مزایا، معایب و تاثیرات هریک بر اشیاء پرداخته شده است تا از این طریق یافته‌های پژوهش‌های موجود بهتر مشخص گردد و همچنین جنبه‌هایی از موضوع که نیاز به تحقیق بیشتر دارد شناسایی شود. بررسی منابع نشان داد که مطالعات بسیاری در خصوص روش‌های مختلف کلرزدایی و میزان موفقیت هریک، عوامل تأثیرگذار بر آن قبل، حین و بعد از کلرزدایی، و همچنین کلرزدایی اشیاء ترکیبی و بزرگ توسط پژوهشگران مختلف انجام گرفته است. عالوه‌بر این، مطالعه‌ای در مورد تعیین میزان کلرید باقیمانده در اشیاء پس از کلرزدایی و درمان انجام شده است که در آن مصرف اکسیژن محلول درنتیجه خوردگی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعات، براساس فاکتورهایی چون محصولات خوردگی گوناگون، ساختارهای متفاوت لایه‌های خوردگی، میزان و شدت خوردگی، حفظ تمامیت اثر تاریخی و میزان حذف یونهای کلرید بوده است. در نهایت با مرور و مقایسه مطالعات انجام شده در این مقاله، مشخص شد همچنان خلاء‌هایی در این راستا دیده می‌شود که تحلیل آنها در نهایت موجب به‌کارگیری و بهینه‌سازی روش‌های مناسب کلرزدایی متناسب با ویژگی‌های خاص هر شیء و شرایط حفاظتی آن را فراهم می‌سازد.

مهدی رازانی، حمید فدایی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

محوطه‌های باستان‌شناسی به‌عنوان بخش‌هایی حساس و واجد ارزش‌های گوناگون فرهنگی، تاریخی و علمی، نیازمند سیاست‌ها و سازوکارهایی منسجم در زمینه حفاظت هستند. اگرچه در دهه‌های اخیر اهمیت حفاظت از این محوطه‌ها در گفتمان‌های فرهنگی و تخصصی مورد تأکید قرار گرفته، اما فقدان اسناد راهبردی مشخص و هماهنگ، موجب بروز چالش‌هایی در فرآیند کاوش و پس از آن شده است. این مقاله بر پایه تجربیات میدانی و تعامل میان حوزه‌های تخصصی مرتبط و کارشناسان این مقوله، ضمن ارائه پیشنهادات مدون بر ضرورت تدوین «سند ملی حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی» تأکید می‌ورزد. هدف اصلی این سند، نهادینه‌سازی حفاظت به‌عنوان بخشی لاینفک از فرایند کاوش باستان‌شناسی است؛ رویکردی که از مرحله پیش از کاوش آغاز می‌شود و تا پایش‌های بلندمدت پس از آن استمرار می‌یابد. در این نوشتار، که مرتبط با تهیه چارچوبی فراگیر برای تعریف مسئولیت‌ها، زمانبندی اقدامات حفاظتی و هماهنگی بین‌بخشی در زمینه حفاظت و مرمت در حین کاوش است اصول، اهداف و پیشنهادهای اجرایی سند در قالب 8 ماده به همراه تبصره‌ها ارائه گردیده است.


صفحه 1 از 1