تپه کنار صندل جنوبی، واقع در حوزه آبریز هلیل رود، یکی از شاخصترین محوطههای پیش از تاریخ در پهنه دشت جیرفت محسوب میشود. مهمترین پیکره انسانی کشفشده در این محوطه، یک نقش برجسته گلین به اندازه طبیعی انسان است که درون فرورفتگیای شبیه به درگاه، در یک اتاق بزرگ قرار داشته است. این نقش برجسته که از آن بهعنوان کهنترین نمونه نقش برجسته پیکرهای یادمانی خشتی همراه با معماری در خاورمیانه یاد میشود، مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است. از زمان کشف این اثر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی تاکنون، حفاظت از آن به یکی از دغدغههای اصلی کارشناسان تبدیل شده است. پیشینه کاوشهای غیرمجاز در منطقه، همراه با کمبود زیرساختهای مناسب برای نگهداری و مراقبت دائمی از محوطه، این نگرانیها را تشدید کرده است؛ تا جایی که گاهی انتقال اثر به موزه بهعنوان یک راهحل پیشنهاد شده است. پرسش اصلی این پژوهش بر تعیین رویکرد مناسب برای حفاظت از نقش برجسته در محوطه متمرکز است. در این تحقیق، با استفاده از روشهای کتابخانهای و میدانی، اطلاعات مرتبط با محوطه و نقش برجسته گردآوری شده و شرایط محیطی تأثیرگذار بر فرسایش اثر برداشت و مستندسازی شده است؛ سپس این اطلاعات مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که پوشش حفاظتی کنونی اثر نامناسب بوده و شرایط محیطی، بهویژه رطوبت صعودی از خاک که حاوی نمکهای محلول است، میتواند به تسریع فرسایش و تخریب لایههای رنگی سطح اثر منجر شود. بر این اساس، این پژوهش پیشنهادهایی برای حفاظت بهینه از اثر ارائه کرده است.
حفاظت در کاوشهای باستانشناسی، روشهایی مبتنی بر خلاقیت و سرعت عمل در راستای حداقل مداخله و حفظ حداکثری یافتهها تا زمان انتقال به کارگاهها و آزمایشگاهای مجهز و تخصصی است. با توجه به اینکه اولین برخورد تخصصی بعد از کشف یافتهها در حوزه حفاظت و مرمت قرار میگیرد و تمامی اقدامات آن از جمله نمونهبرداریهای جامع و علمی، ضامن حفظ دادههای نهان و آشکار یافتههاست، باید به گسترش روش و عمل در این حوزه توجه نمود. کمبود گزارش اقدامات عملی حفاظت در کاوشهای باستانشناسی و گاها نبود متخصص در محوطهها یا اقدامات تخصصی مقبول، ضرورت توجه به این حوزه را محسوس مینماید. این مقاله با توجه به رویکردهای عملی حفاظت در کاوشهای باستانشناسی، تلاشی برای گزارش اقدامات حفاظت و مرمت ترانشه ۱۲ گورستان قرهتپه سگزآباد در دشت قزوین است و نحوه بلوکهبرداری گور، باندپیچی سفالینهها، استحکامبخشی و تثبیت آثار سفالی، فلزی و استخوان و برداشت آنها را ارائه مینماید.
دکتر حمید فدایی، دکتر آزیتا میرزایی، آقای کاظم برهانی آهنگ، دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده
آرایههای گچبری قلعهی یزدگرد در استان کرمانشاه از جایگاهی ویژه در مطالعهی ایرانِ دورهی اشکانی برخوردارند. پس از گذشت نزدیک به سه دهه از کاوشهای نخستین این محوطه توسط ادوارد کیل، در یک فصل کاوش زمستان ۱۳۸۶و بهار ۱۳۸۷ خورشیدی، کاوشهای زندهیاد دکتر مسعود آذرنوش منجر به کشف نمونههای جدیدی از گچبریها شد. با توجه به چالشهای حفاظتی این آرایهها، موضوع حفاظت و نگهداری آنها در محل کاوش اهمیت یافت. بهویژه آنکه بسیاری از قطعاتِ بهدستآمده از آوار و خاک، بر اثر تماس با نمکهای محلول، دچار فرسایش وپوستهشدگی شده بودند و یا نقوش آنها با لایهای از رسوبات نمکی پوشانده شده بود بهنحوی که مطالعهی دقیق نقوش آنها امکانپذیر نبود. افزون بر این، بخشی از گچبریهای برجامانده بر دیوارهها نیز با آسیبهای شدید ناشی از فرسایش روبهرو بودند. در این پژوهش، با بهرهگیری از منابع کتابخانهای و بررسیهای میدانی، اطلاعات مرتبط با محوطه و آرایههای گچبری آن گردآوری و تحلیل شده است. از جمله اقدامات میدانی مهم در راستای حفاظت از این تزئینات، میتوان به پاکسازی رسوبات سطحی به روشهای فیزیکی و شیمیایی، وصالی و استحکامبخشی قطعات و ساماندهی وضعیت نگهداری آنها اشاره کرد. مطالعات انجامشده نشان میدهد که در ساخت این گچبریها از روشهایی چون قالبگیری با قالبهای یکتکه یا چندتکه، کندهکاری مستقیم یا تراش و در نهایت پرداخت با ابزار دستی و گاه رنگآمیزی بهره گرفته شده است. همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که حفاظت از گچبریها در محوطههای روباز مستلزم تدابیر تخصصی و مداخلات مستمر است. بنابراین با توجه به حجم گستردهی آثار مکشوفه از محوطهی قلعهی یزدگرد، طراحی و اجرای یک برنامهریزی جامع و بلندمدت در حوزهی حفاظت، گامی ضروری و مؤثر در راستای صیانت از این میراث ارزشمند بهشمار میرود. در این زمینه، پیشنهادهایی نیز بهمنظور بهبود وضعیت موجود و ارتقای کیفیت اقدامات حفاظتی آتی در محوطه ارائه شده است.