سازههای تاریخی که عموماً از مصالح متخلخل نظیر سنگ، آجر و ملاط ساخته شدهاند، طی قرنها در معرض عوامل محیطی و انسانی قرار گرفتهاند که منجر به تخریب تدریجی آنها شده است. استحکامبخشی، بهعنوان یک مداخله حیاتی در حفاظت از مصالح متخلخل تاریخی، با هدف افزایش پایداری مکانیکی، کاهش تخریب بیشتر و افزایش طول عمر این مصالح انجام میشود. این فرآیند زمانی ضرورت مییابد که تمامیت اثر تاریخی بهدلیل عواملی همچون هوازدگی، تبلور نمک و رشد بیولوژیکی، دچار آسیبهای ساختاری شده باشد. با این حال، اثربخشی روشهای استحکامبخشی بهطور قابلتوجهی به انتخاب مواد تثبیتکننده مناسب وابسته است. این مواد باید معیارهای خاصی از جمله نفوذ عمیق و یکنواخت، حداقل باقیمانده سطحی، سازگاری شیمیایی، برگشتپذیری و حفظ تنفسپذیری مصالح را دارا باشند. با وجود اهمیت این موضوع، چالشهای عمدهای در این حوزه از جمله عدم وجود دستورالعملهای استاندارد و درک جامع از عملکرد بلندمدت مواد استحکام بخش وجود دارد. این پژوهش با هدف پر کردن شکاف بین اصول نظری و کاربردهای عملی، به ارزیابی عملکرد مواد تثبیتکننده در محل و بهینهسازی راهبردهای مداخله برای مصالح متخلخل تاریخی میپردازد.
ناصر اسلامی، حمید فدایی، جواد عباسی، دوره 4، شماره 1 - ( 7-1400 )
چکیده
حضور نمکهای محلول تهدیدی جدی برای بناها و اشیا تاریخی متخلخل است. مکانیسم تخریب توسط نمکها در مواد تخلخل همانند سنگ یک فرایند فیزیکی است که بر اساس فشار تولید شده از بلوری شدن در داخل منافذ مواد عمل میکند. در سالهای اخیر روشهای زیادی برای بیرون کشیدن یا غیرفعال کردن این نمکها ارائه شده است. میزان سنجش کارایی هر سیستم نمکزدایی را مقدار نمکهای پاک شده و اینکه چه عمقی از اثر مورد درمان قرار میگیرد تعیین میکند در واقع انتقال یونها در نتیجه اتحاد به گروه از انرژی است انرژی جنبشی انرژی الکتریکی و انرژی شیمیایی این سه عامل محرک خروج و حرکت یونها در یک فرایند نمکزدایی بهینه هستند. روش الکتروجنبشی یک روش غیرتخریبی برای بیرون کشیدن نمکهای محلول بر اساس مهاجرت الکتریکی یونهای موجود در داخل اثر است. این روش برای شبکههای با تخلخل بسیار ریز با نفوذپذیری هیدرولیکی بسیار پایین نیز کارایی دارد در سالهای اخیر توجه ویژهای به این روش به خصوص در کشورهای اروپایی شده است. میزان بالای خروج نمکها و عمق زیاد تحت درمان باعث شده که تحقیقات بسیاری بر روی این روش انجام شود و نتایج قابل توجهی از تأثیر این روش بر روی میراث تاریخی مشاهده شده است. در این مقاله مروری شده است بر پیشینه کلیات و اصول این روش در حفاظت و نمکزدایی مواد تاریخی متخلخلی که در خطر تخریب توسط نمکهای محلول قرار دارند. مقایسه نتایج حاصل از روشهای سنتی نمکزدایی با این روش حاکی از بهبود کیفیت نمکزدایی کوتاه شدن زمان عملیات و کارایی بالای این روش است.
سنگهای ازارهی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه در زنجان به دلیل شرایط قرارگیری در پایین بنا و عواملی نظیر حضور نمکهای مخرب، رطوبت صعودی، بندکشی با ملاط نادرست دچار آسیبهایی از قبیل پوسته شدن، تغییر ظاهر بصری، افزایش تخلخل سطحی و از دست رفتن دوام و فرسایش شده است.در مقاله حاضر با اهداف شناسایی ماهیت نمکهای موجود و شناسایی مکانیسم تخریب نمک در سنگهای ازاره جنوب شرقی بنای گنبد سلطانیه به مواردی از قبیل، ساختارشناسی، آسیبشناسی و گزارش راهکار درمانی و پیشنهاد حفاظتِ پایدار پرداخته شده است. از اینرو جهت شناخت علمی از فرآیند فوق، مطالعات ساختارشناسی شاملآنالیز XRD، پتروگرافی، SEM-EDS بهصورت شناسایی نوع سنگ با استفاده از روشهای شناسایی میکروسکوپی و آنالیز شیمیایی سنگها، شناسایی ماهیت نمکهای موجود در سنگها با استفاده از روشهای شیمیایی و القا نمک به نمونه سنگهای آزمایشی تحت شرایط شبیهسازی شده (شرایط مرطوب و خشک) در آزمایشگاه به منظور تعیین میزان مقاومت سنگها در برابر نمک انجام گردید. در همین راستا نتایج آزمایشهای ساختارشناسی سنگ و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی حاکی از آن است که سنگ بهکار رفته در ازارهی گنبد سلطانیه از نوع سنگ آذرآواری توف است که ساختاری بسیار متخلخل دارد. علاوه بر آن، نتایج آزمونهای فیزیکی شامل تخلخلسنجی، جذب آب و تعیین مقاومت در برابر حملهی نمکها نشان از واکنش ضعیف سنگ در برابر رطوبت و چرخههای انحلال و باز تبلور نمکها دارد. چرخههای تر و خشک شدن و تبلور نمکهای محلول که شامل نمکهای نیترات سدیم (NaNO3)، هالیت (NaCl) نیتر، پتاسیم نیترات، (KNO3)، هگزاهیدرات (MgSO4,6H2O) در میزان زیاد و کوارتز (SiO2) در میزان کم عوامل اصلی هوازدگی فیزیکی در سنگهای توف بنا هستند. منافذ موجود در سنگها نقش قابل توجهی را در جذب و انتقال یونهای نمک دارد که موجب آسیب تبلور نمکها با توجه به رطوبت است که باعث اعمال فشار مکانیکی در سنگهای توف میشود. از این رو در بخش اقدامات عملی هم در آزمایشگاه و هم سایت اصلی با توجه به ل %بزرگنمایی زدودن چرکیها و نمکهای سطحی موجود، روشهای مبتنی بر پاکسازی کاهش نمک میباید همراه با کنترل محیطی صورت بگیرد تا از این طریق نمکهای باقیمانده فرصتی برای انحلال و بازتبلور پیدا نکنند و در نهایت از تخریب هر چه بیشتر سنگها جلوگیری به عمل آید.
لیلی نعمانی خیاوی، حسین احمدی، سید محمدامین امامی، دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
حفاظت از آجرهای تاریخی یکی از جنبههای حیاتی حفاظت از میراث است که نیازمند روشهای استحکامبخشی مؤثر برای اطمینان از یکپارچگی ساختاری و تداوم زیباییشناختی است چراکه استحکامبخشی بهعنوان یکی از مهمترین اقدامات حفاظتی و مرمتی است که برای پایدارسازی آثار آسیبدیده بهخصوص در یادمانهای تاریخی، مورداستفاده قرار میگیرد. این مقاله با تمرکز بر مواد معمول برای استحکامبخشی آجرهای تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، انجامگرفته و راهحلهای سنتی و نوآورانه را با بررسی مواد مختلف مرور نموده و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آجرهای تاریخی، چالشهای ناشی از تخریب آنها و تکامل شیوههای استحکامبخشی را بررسی کرده است. این بررسی، مواد استحکامبخش را به مواد مبتنی بر سیلیکات، پلیمر و مواد زیستی طبقهبندی و اثربخشی آنها را از طریق مطالعات موردی و معیارهای عملکردی ارزیابی میکند. علاوهبر این، مسائل مربوط به سازگاری، اثرات زیستمحیطی و ملاحظات زیباییشناختی را موردبحث قرار میدهد. این یافتهها نیاز به تحقیق و نوآوری مداوم در مواد استحکامبخش را برای افزایش تلاشهای حفاظتی و در عینحال حفظ اصالت ساختارهای تاریخی نشان میدهد.