پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی روشهای حفاظت اضطراری در محوطه باستانی چغازنبیل با تمرکز بر پوششدهی محلهای کاوش شامل چاهکها، شبکههای سطحی و بقایای معماری میپردازد. هدف از این اقدامات، حفاظت آثار کاوششده در برابر عوامل محیطی همچون رطوبت، فرسایش و تخریب تدریجی، در بازههای زمانی موقت یا بلندمدت بوده است. روش تحقیق مبتنی بر مشاهدات میدانی، ارزیابی مصالح موجود و رجوع به تجربیات پیشین حفاظت در این محوطه است. در این پروژه، استفاده از مصالح شن و ماسه از نوع شکسته و با دانهبندی متغیر بین ۲ تا ۲۰ میلیمتر بهعنوان مواد پُرکننده ترانشهها و چاهکها توصیه شد. در انتخاب این مصالح، پرهیز از ناخالصیهایی نظیر گچ، انیدریت و انواع سولفاتها که میتوانند منجر به بروز نمکهای محلول و آسیب به آثار شوند، مورد توجه قرار گرفت. پوششدهی چاهکها، شبکهها و سکوی آجری با رویکردی مرحلهای و متناسب با عمق و اهمیت آنها انجام شد. در چاهکهای عمیقتر، لایههایی از شن و خاک نرم با تراکم مناسب استفاده گردید؛ درحالیکه برای شبکههای کمعمق، قشر نازکی از شن کفریزی و سپس با خاک کاوش پر شد. حفاظت از سکوی آجری کتیبهدار با دقت بالاتری صورت گرفت و از ماسه نرم بهعنوان بستر محافظ بهره گرفته شد. یافتهها نشان میدهند که بهرهگیری از مصالح طبیعی و روشهای علمیـتجربی میتواند در حفاظت موقت یا دائمی آثار کاوششده در محوطههای باستانی مؤثر واقع شود.
استفاده از روشهای تحلیلی، که در ابتدا در علم مواد توسعه یافت، برای اشیاء هنری و باستانی گسترش یافت تا به مرمتگران و باستانشناسان امکان کسب اطلاعات در مورد ترکیب مواد را بدهد. این اطلاعات به پاسخگویی به سؤالاتی درباره فرآیند تولید مصنوعات، شیوه زندگی و فرهنگ مناطق موردمطالعه کمک میکند. همچنین، این بررسیها برای حفاظت، مرمت، تعیین اصالت و سابقه مرمت اشیاء باستانی مفید است. علاوه بر این، میراث فرهنگی به دلیل اثرات مخرب آلودگی محیطی و عوامل طبیعی در حال تخریب است. تخریب آثار تاریخی در فضای باز شناختهشده است، اما حتی آثار نگهداری شده در موزهها و کتابخانهها نیز در معرض زوال هستند. این پدیدهها باید بهطور کامل مطالعه شوند تا فرآیند تخریب درک شده و روشهایی برای پیشگیری یا کاهش سرعت آن توسعه یابد.
طی بیست سال گذشته، پراش پودری پرتو X برای توصیف مواد بلورین و غیر بلورین باستانی، تاریخی و هنری مانند سرامیک، فلزات، محصولات خوردگی، سرباره، سنگ، ملاط، رنگدانه (مواد کاملاً یا تا حدی بلورین)، سلولز، کاغذ، چوب، پاپیروس، شیشههای باستانی و موزاییک (مواد غیر بلورین یا تا حدی بلورین) بهطور گسترده استفادهشده است.
حفاظت از نقاشیهای دیواری بر روی اندودهای گچی که در کاوشهای باستانشناسی کشف میشوند، بهویژه آنهایی که با شیوههای آبرنگی، تمپرا یا رنگ روغنی اجرا شدهاند، مستلزم شناخت عمیق ویژگیهای گچ و تعامل آن با عوامل محیطی است. گچ، بهعنوان سولفات کلسیم دیهیدرات(CaSO₄·2H₂O)، مادهای با ساختار بلورین و متخلخل است که به دلیل حساسیت بالا به رطوبت، دما و عوامل بیولوژیکی، چالشهای منحصربهفردی در فرآیند مرمت ایجاد میکند. این ویژگیها، همراه با تنوع در لایههای رنگی و بستهای آلی یا روغنی، نیاز به رویکردهای حفاظتی چندجانبه دارد. در این یادداشت ضمن تلاش در مساله مند کردن موضوع به صورت کلی به برخی چالشها و راهکارهای عمومی اشاره شده است.
محمد فرجامی، حمزه حمزه، علیاصغر محمدینصب، دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
کاوشهای باستانشناسی در محوطههای باستانی برای کمک به شناخت گذشته به کار گرفته میشود و این کاوشها پرده از اسرار زندگی گذشتگان در نواحی و دورههای مختلف برمیدارند. جنوب خراسان و بهطورکلی شرق ایران، کمتر موردمطالعه باستانشناسی قرارگرفته و از این لحاظ یکی از مناطق کمتر شناختهشده ایران بهحساب میآید. بررسیها و کاوشهایی که در سالهای اخیر در این منطقه صورت گرفته، دادههای بسیار ارزشمندی را به جامعه باستانشناسی معرفی نموده است. موضوع این پژوهش، حفاظت از دادههای منقول و غیرمنقول فرهنگی در جریان کاوشهای باستانشناسی محوطه تاریخی کَهنِک سربیشه، واقع در استان خراسان جنوبی است. چهارفصل کاوش باستانشناسی از سال ۱۳۹2 تا ۱۳۹۵خ در این محوطه انجامشده که بر اساس شواهد و مواد فرهنگی بهدستآمده، پیشینه آن به سدههای نخستین اسلامی تا دوره صفوی برمیگردد. دراین محوطه بادوگونهآثارروبروهستیم؛یکیآثارقابلحملیااشیائیکهبایستیجدایازآثارمعماریوبقایای محوطهباآنبرخوردشودودیگرآثارمعماریوتزییناتوابستهبهآنکهالزاماًهمراهبابقایایمحوطهدرجایخودباقیماندهومیباید در همانجا عملیات حفاظت آن انجام شود. استحکامبخشی، حفظ بقایای برجایمانده در مکان کاوش و پاکسازی محل از زمره فعالیتهای انجامشده در این محوطه است. این اقدامات بهمنظور حفاظت پیشگیرانه و جلوگیری از هر نوع فعالیتی که به محوطه آسیب برساند یا از ارزش و اهمیت تاریخی- فرهنگی آنها بکاهد، صورت گرفته است. در این پژوهش محوطه تاریخی و یافتههای فرهنگی آن معرفی و در خصوص حفاظت پیشگیرانه در کاوش راهکارهایی ارائه میدهد. روش تحقیق در این پژوهش، از طریق مطالعات کتابخانهای بررسیهای میدانی و منطقهای؛ تجزیهوتحلیل دادههای حاصل از کاوش و ارائه پیشنهادهایی درخصوص حفاظت موقت از دادههای فرهنگی منقول و غیرمنقول خواهد بود..
در دومین فصل کاوش در محوطه باستانی تپه جوبجی - رامهرمز، سه تابوت سفالی متعلق به دوره ایلامی کشف شد. در این گزارش، تمامی مراحل باربرداری یا سبکسازی تابوت میانی که مملو از خاک بر روی اسکلتهای درون آن بود، شامل قارچ زدایی، ضدعفونی کامل اسکلتها با مواد شیمیایی لازم، استحکامبخشی و تثبیت اسکلتها، و همچنین استحکامبخشی و تثبیت خود تابوت در وضعیت موجود، تشریح شده است. این تابوت درنهایت به روش بلوکهبرداری از محوطه خارج و به اداره میراث فرهنگی رامهرمز منتقل شد. عملیات نجاتبخشی این تابوت بینظیر و بسیار ارزشمند، بیانگر نوعی شیوه تدفینی منحصربهفرد است که در صورت بیتوجهی و عدم تکمیل عملیات مرمتی و حفاظتی تخصصی و نهایی، فرآیند تخریب آن بهسرعت آغاز میشد. در این مقاله به روند فرسایش و تخریب استخوانهای درون تابوت و شیوه حفاظت آنها پرداختهشده است.
حسن خسروی خافتری، حسین احمدی، محمدحسن طالبیان، دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
برنامه مدیریت حفاظت محوطههای تاریخی به دلیل گستردگی و پیچیدگی مسائل یک محوطه تاریخی امری بسیار پیچیده است. برخی منشورهای بینالمللی مانند منشور بورا، مدلهای برنامهریزی مارتا دماس، برنارد فیلدن، میشل سالویان، مایکل پیرسون و یوکا یوکهلتو در این خصوص دستورالعملهایی ارائه کردهاند. مدلهای استاندارد و عمومیتر دیگری نیز جهت برنامهریزی یک مجموعه وجود دارد که مهمترین آنها استفاده از شیوه استراتژیک و جدول SWOT است. در این پژوهش این سوالات اساسی مطرح است که: برنامهریزی مدیریت حفاظت محوطههای تاریخی چه اهمیتی دارد و شیوه مناسب جهت تدوین آن چیست؟ این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش توسعهای و عملی بهحساب میید. روش حل مسئله به شکل «فرضیهای ـ قیاسی» در انجام این پژوهش مدنظر است. چارچوب نظری پژوهش بر اساس سه دسته مختلف اطلاعات شامل: منشورهای بینالمللی، تجربههای جهانی و مدلهای استاندارد برنامهریزی است. در ادامه اطلاعاتی در زمینه محوطه موردمطالعه (شهرمحوطه باستانی استخر)، ارائهشده است و درنهایت با استفاده از مدل تحلیلی (SWOT) سیاستگذاریهای اصلی جهت برنامهریزی حفاظت محوطه از قبیل تعیین حرایم و معرفی عمومی و ارتباط با جامعه به عنوان اصلیترین نیازهای محوطه معرفی گردیده است. هدف اصلی این مقاله معرفی برنامهریزی مدیریت محوطههای تاریخی بهعنوان یک ابزار مدیریتی و یک تخصص کلیدی در حوزه حفاظت میراث فرهنگی است.
محوطههای باستانی به دلیل اهمیت و گستردگی ارزشها و اقدامات مورد نیاز جهت حفظ و انتقال این ارزشها به آینده به راهبردهای حفاظتی جامع نیاز دارند. این راهبردها در ادبیات حفاظت و مرمت با اصطلاحات مختلفی از جمله برنامهریزی مدیریت حفاظت، شناخته و عنوان میشود. شکی نیست که ارائه یک طرح حفاظتی و مرمتی جهت حفاظت از محوطهای با ارزشهای بسیار وسیع مادی دلیل در این پژوهش وگزارش مرمتی با گردآوری اطلاعات اولیه اعم از اطلاعات مربوط به شناخت محوطه و حفاظت در نهایت برنامهای به صورت راهکارهای کلی جهت حفاظت و معرفی محوطه ارائه خواهد شد. چنین پژوهشهایی و اقدامات حفاظتی و مرمتی گرچه ابتدایی است اما میتواند گام نخستی جهت شروع اقدامات جدی ملی و جهانی جهت حفاظت، مرمت و معرفی محوطههای باستانی ارزشمندی از این دست محسوب شود.
حفاظت در کاوشهای باستانشناسی، روشهایی مبتنی بر خلاقیت و سرعت عمل در راستای حداقل مداخله و حفظ حداکثری یافتهها تا زمان انتقال به کارگاهها و آزمایشگاهای مجهز و تخصصی است. با توجه به اینکه اولین برخورد تخصصی بعد از کشف یافتهها در حوزه حفاظت و مرمت قرار میگیرد و تمامی اقدامات آن از جمله نمونهبرداریهای جامع و علمی، ضامن حفظ دادههای نهان و آشکار یافتههاست، باید به گسترش روش و عمل در این حوزه توجه نمود. کمبود گزارش اقدامات عملی حفاظت در کاوشهای باستانشناسی و گاها نبود متخصص در محوطهها یا اقدامات تخصصی مقبول، ضرورت توجه به این حوزه را محسوس مینماید. این مقاله با توجه به رویکردهای عملی حفاظت در کاوشهای باستانشناسی، تلاشی برای گزارش اقدامات حفاظت و مرمت ترانشه ۱۲ گورستان قرهتپه سگزآباد در دشت قزوین است و نحوه بلوکهبرداری گور، باندپیچی سفالینهها، استحکامبخشی و تثبیت آثار سفالی، فلزی و استخوان و برداشت آنها را ارائه مینماید.
حمید امان اللهی، حسن کریمیان، فاطمه شیخ احمدی، دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
تختسلیمان، واقع در منطقهای کوهستانی در شمالغرب ایران، یکی از مراکز تاریخی و تمدنی مهم کشور است که از جنبههای مختلف علمی موردبررسی قرارگرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی ویژگیهای زیستمحیطی مؤثر بر سکونت انسانها و بررسی اثرات شرایط اقلیمی و محیطی بر حفاظت از آثار تاریخی انجامشده است. نتایج نشان میدهد که چشمه بزرگ تختسلیمان و چشمههای کارستی متعدد، با تأمین آب حاوی املاح، نقش مهمی در شکلگیری سکونتگاهها و ترکیب شیمیایی خاک داشته و بهتبع آن، بر تنوع زیستی و پوشش گیاهی منطقه مؤثر بودهاند. بارندگی مناسب نیز موجب غنای پوشش گیاهی و ایجاد زیستگاه مطلوب برای گونههای جانوری شده است. اهداف اصلی تحقیق شامل شناسایی ظرفیتهای زیستمحیطی در شکلگیری سکونتگاهها و ارائه راهکارهای سازگاری با شرایط اقلیمی برای حفاظت، مرمت و ساماندهی مجموعه است. با توجه به شرایط خاص اقلیمی تختسلیمان، از جمله زمستانهای طولانی و بارش سنگین برف، سؤال اصلی این است که چگونه میتوان از آثار تاریخی منطقه حفاظت کرد. روش تحقیق بهصورت تاریخی و توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانهای و بازدیدهای میدانی بوده است. تحلیل و مقایسه پارامترهای اقلیمی شامل دما، رطوبت، بارش و تابش خورشیدی با استانداردهای بینالمللی نشان داد که با مدیریت صحیح، برخی شاخصهای اقلیمی میتوانند در کاهش آسیبهای فیزیکی آثار مؤثر باشند. بر این اساس، راهکارهای عملی مبتنی بر شاخصهای کمی و کیفی برای کاهش اثرات مخرب عوامل محیطی ارائهشده است. مطالعه حاضر با تلفیق دادههای تاریخی، معماری و محیطی، نقش مطالعات محیطی را در حفاظت محوطههای باستانی، بهویژه تختسلیمان، برجسته ساخته و راهکارهایی علمی و کاربردی پیشنهاد میکند که میتواند حفاظت پایدار این میراث ارزشمند را تضمین کند.
محوطههای باستانشناسی بهعنوان بخشهایی حساس و واجد ارزشهای گوناگون فرهنگی، تاریخی و علمی، نیازمند سیاستها و سازوکارهایی منسجم در زمینه حفاظت هستند. اگرچه در دهههای اخیر اهمیت حفاظت از این محوطهها در گفتمانهای فرهنگی و تخصصی مورد تأکید قرار گرفته، اما فقدان اسناد راهبردی مشخص و هماهنگ، موجب بروز چالشهایی در فرآیند کاوش و پس از آن شده است. این مقاله بر پایه تجربیات میدانی و تعامل میان حوزههای تخصصی مرتبط و کارشناسان این مقوله، ضمن ارائه پیشنهادات مدون بر ضرورت تدوین «سند ملی حفاظت در کاوشهای باستانشناسی» تأکید میورزد. هدف اصلی این سند، نهادینهسازی حفاظت بهعنوان بخشی لاینفک از فرایند کاوش باستانشناسی است؛ رویکردی که از مرحله پیش از کاوش آغاز میشود و تا پایشهای بلندمدت پس از آن استمرار مییابد. در این نوشتار، که مرتبط با تهیه چارچوبی فراگیر برای تعریف مسئولیتها، زمانبندی اقدامات حفاظتی و هماهنگی بینبخشی در زمینه حفاظت و مرمت در حین کاوش است اصول، اهداف و پیشنهادهای اجرایی سند در قالب 8 ماده به همراه تبصرهها ارائه گردیده است.