داود آقاعلی گل، پروین اولیایی، محمود مرادی، محمد لامعیرشتی، دوره 1، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
در بررسی تکنولوژی ساخت و محل تولید اشیای تاریخی و همچنین پیشنهاد و تدوین راهکارهای حفاظتی و مرمت این آثار، داشتن اطلاعات کافی از نمونۀ مورد بررسی ضروری است. اطلاعات مورد نیاز بسته به نوع نمونه و اشیای تاریخی متفاوت است. تعیین و اندازهگیری دقیق ترکیب عنصری و مواد سازنده این اشیاء یکی از اطلاعات ضروری است که امروزه با استفاده از علوم و فنون آزمایشگاهی مدرن قابل دستیابی است. در این مقاله، برخی از نتایج به دست آمده از بررسی نمونههای مختلف تاریخی و فرهنگی که در چند سال اخیر با استفاده از باریکۀ یونی میکرونی در آزمایشگاه واندوگراف پژوهشگاه علوم و فنون هستهای مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفتهاند، ارائه شده است. بررسی سفالهای مینایی نقاشی شده جهت تعیین رنگدانههای مختلف به کاررفته در آن، تعیین ضخامت و خلوص لایههای طلاکاری شده در سفالهای مینایی زراندود، بررسی و تعیین عامل درخشندگی در نقاشیهای دیواری یک مکان تاریخی، بررسی علل خوردگی و تخریب یک نسخه از دستنوشتههای قدیمی، تعیین خلوص و عیار سکههای برنزی الیمایی، و همچنین بررسی و تعیین نوع شیشههای تاریخی ایرانی از جمله مواردی است که در این مقاله به آنها اشاره خواهد شد. نتایج حاصل از این آنالیزها و تعیین مواد تشکیل دهندۀ آنها در مطالعۀ تکنیک ساخت و فنشناسی، بررسی اصالت نمونهها، و نهایتاً حفاظت این آثار تاریخی کمک قابل توجهی خواهد کرد.
محوطۀ باستانی چیاسبز در حاشیۀ رودخانۀ سیمره و در بخش مرکزی رشتهکوه زاگرس واقع شده است. این محوطه از معدود مجموعههای عصر نوسنگی بیسفال اواخر هزارۀ هشتم پیش از میلاد در زاگرس است که طی کاوشهای نجاتبخشی سد سیمره مورد بررسی قرار گرفت. طی حفاری باستانشناسی این محوطه، تعداد زیادی سنگ مادر فشنگی متعلق به دورۀ نوسنگی به دست آمد که بخشی از آنها با روش پراش پرتو ایکس مطالعه شدند. بر اساس این مطالعات اغلب سنگهای به کارگرفته شدۀ دارای ترکیب کانیشناسی مشابه و همگنی هستند. برای تأمین مادۀ خام مورد نیاز در تولید این سنگ مادرها نیز از منابع محلی استفاده شده است. در این مورد به نظر میرسد قلوههای سیلیسیِ سازندِ امیران که در بستر رودخانه و آبراهههای منطقه نیز یافت میشوند، منبع اصلی مادۀ خام مورد نیاز بودهاند.
محوطه میراث جهانی چغازنبیل در خوزستان یکی از مهمترین محوطه های ایلامی است که با مصالحی از خشت و آجر بنا شده است. امروزه بهرهگیری از روش پتروگرافی از جایگاه ویژهای در مطالعات باستانسنجی مصالح تاریخی همچون آجر و سنگ برخوردار است و با این روش کم هزینه میتوان اطلاعات فنی و ذی قیمت فراوانی را از مواد و مصالح تاریخی استخراج نمود هدف اصلی این مقاله شناخت ویژگیهای کانیشناسی نمونه آجرهای تاریخی چغازنبیل از طریق بررسی میکروسکوپی مقاطع نازک آنها بوده است. جزییات مورد بررسی آجرها شامل: نوع کانیهای تشکیل دهنده آجر بافت شامل اندازه و شکل دانهها تخلخل نوع ناخالصیها و نحوه توزیع آنها بوده که به همراه تصاویر مربوطه به تفصیل ارایه شده است. نتایج مطالعات نشان میدهد رنگ ظاهری آجرهای چغازنبیل دارای طیف وسیعی از رنگهای زرد قهوهای قرمز تا سبز هستند. بررسیهای میکروسکوپی ضمن معرفی برخی ویژگیهای فیزیکی آجرهای چغازنبیل عمده کانیهای موجود در ساختار آنها را از نوع دانههای اکسید آهن کلسیت کوارتز ،چرت ژیپس دانههای ریز میکا و فلدسپات معرفی میکند. همچنین بررسیهای به عمل آمده تصویری روشن از فرآیندهای فرسایشی آجرها به ویژه تحت تاثیر نمکهای محلول ارایه داده است.
مطالعات آزمایشگاهی در شناخت بهتر سکههای تاریخی و تکمیل اطلاعات پژوهشی کمک بسیار مؤثری هستند. شاید برخی از افراد خبره بتوانند با یک نگاه ماهیت سکه را تشخیص دهند ولی این امکان همیشه و بهخصوص در شرایطی که سکه پوشیده از رسوبات حجیم باشد و یا بحث تعیین اصالت آن مطرح باشد، وجود نخواهد داشت. لذا لازم است در کنار دید تجربی و مطالعات تطبیقی از روشهای دقیق آزمایشگاهی نیز بهره گرفت. از طرفی شناسایی ماده و بستر اصلی یک اثر فرهنگی و همینطور رسوبات سطحی در روند فرآیند حفاظت و مرمت جزء ارکان اصلی بوده و نقش بسزایی در تعیین راه و روش و بقای اثر دارد. برای رسیدن به این امر استفاده از روشهای آزمایشگاهی دستگاهی و میکروسکوپی اجتنابناپذیر است. روشهای زیادی در مطالعه سکهها به منظور روشن شدن شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زمان ضرب سکه استفاده میشود. روشهایی مانند پیکسی(PIXE) و فلورسانس اشعه ایکس(XRF) به دلایلی مانند دقت و غیر مخرب بودن بیشتر موردتوجه محققان قرارگرفته است. در این یادداشت با معرفی روشهای مختلف در زمینه مطالعات مسکوکات ساخته شده با ضرب چکشی و ماشینی، به نقش و اهمیت مطالعات آزمایشگاهی از جنبه مطالعات تکمیلی و امر حفاظت و مرمت پرداخته میشود.
تپه سفالین در شمال شهر پیشوا، بر روی تپههای طبیعی این شهر که از لایههای هولوسن پیشین (آبرفت کهنتر از ۴۰۰۰ سال پیش) تشکیل شدهاند، قرار دارد. کاوش در تپه سفالین در ادامه مطالعات باستانشناسی دشت ورامین-پیشوا بهصورت منظم و پیوسته در چند سال اخیر به مدت هفت فصل انجام گشته است. مواد فرهنگی بهدستآمده از تپه سفالین در شمال مرکز فلات ایران باعث افزایش اطلاعات ما درباره دوره آغاز نگارش، مابین ۳۵۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد، در حوزه فرهنگی شمال مرکز فلات ایران شده است. در فصل ششم و هفتم کاوش محوطه سفالین، فضاهای معماری از کارگاه شماره ۲۰ کاوش بهدست آمد. این فضاها با کف قلوهسنگی، سکوی خشتی و معماری راستگوشه مستند شدند. براساس یافتههای سفالی (ساده و منقوش)، گلمهر و گلنوشته شکسته، سکونت در مراحل مختلف دوره فرهنگی آغاز ایلامی مشخص گشت. این پژوهش به مطالعه فنی و آزمایشگاهی براساس روش آنالیز پراش پرتو ایکس (XRD) از بقایای معماری خشتی دوره آغاز ایلامی تپه سفالین و نیز مطالعات شیمیایی جهت ارائه راهکاری حفاظتی میپردازد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ّساختاری خشتهای این دوره با یک روش نیمهکمی بوده است تا شناخت ما را از کانیشناسی خشت دوره آغاز ایلامی کاملتر نماید. این شناخت در خصوص حفاظت مطلوب این محوطه و نیز محوطههای خشتی همافق کمک خواهد نمود.