جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای اصالت

میترا اعتضادی، ، ،
دوره 1، شماره 3 - ( 7-1396 )
چکیده

چرا باید صلاحیت اصالت‌سنجی آثار در رشتۀ اشیاء عتیقه و احجار کریمه و کتب خطی» در کانون کارشناسان رسمی دادگستری ایجاد گردد و فارغ از زمان تنها به کارشناسان دانش آموختۀ کارشناسی مرمت اشیاء تاریخی، هنری و فرهنگی سپرده شود!

یاسین صدقی، محسن قانونی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

استفاده از روش‌های غیرمخرب امروزه به یکی از مهمترین مباحث تأثیر گذار در حوزه مطالعات علمی نگاهداشت و مرمت آثار تاریخی تبدیل شده است؛ چراکه به کارگیری این گونه روش‌ها به دلیل احترام به اثر و عدم دخالت ساختاری در آن حجم وسیعی از پژوهش‌های این حوزه را در بر گرفته است. به دلیل ارتباط تنگاتنگ این موضوع با ماهیت نگاهداشت و مرمت میراث فرهنگی در این گفتار سعی شده است روشی هدفمند مبتنی بر انتخاب آثار موزه‌ای جهت ارائه و نمایش و یا انبارش در گنجینه‌ها تعریف و بکار گرفته شود از این رو در این مقاله سعی شده است تا به عملکرد گروه موزه‌های دفینه در قبال آنالیزهای گرفته شده از آثار در اختیارش که بر پایه آنالیزهای غیرمخرب بوده‌اند پرداخته شود. پژوهش‌های صورت گرفته به دو دسته روش‌های دستگاهی قابل حمل و روش‌های تصویربرداری فنی تقسیم‌بندی می‌شوند که در راستای اهداف نگاهداشتی نمایش موزه‌ای و اصالت‌سنجی آثار موجود تهیه شده‌اند. لذا در این مقاله سعی شده تا به اختصار به گزارشی از عمده فعالیت‌های صورت گرفته بر مبنای اصول نگاهداشت علمی پرداخته شود.

هانی زارعی، زهرا ظهرابی، زینب ظهرابی،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

پل تاریخی دزفول، یکی از آثار برجسته دوره ساسانی در این شهر، با داشتن پایه‌های سنگی از ویژگی‌های کالبدی منحصر به فردی برخوردار است. این تحقیق به بررسی شیوه‌های مرمت و بازسازی دهانه‌های پل تاریخی دزفول با تأکید بر حفظ اصالت کالبدی در طول زمان پرداخته است. روش پژوهش تاریخی– تفسیری است و روش جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای و میدانی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که شیوه‌های مرمت و بازسازی در طول تاریخ، تنوع زیادی داشته است. مهم‌ترین پرسش پژوهش عبارت است از اینکه: تنوع شیوه­های مرمت پایه‌های پل تاریخی دزفول چیست و چگونه در طول زمان بر اصالت کالبدی و ارزش تاریخی پل تاریخی دزفول تأثیر گذاشته است؟ از جمله این شیوه‌ها می‌توان به استفاده از اندودهای سیمانی ساده، طرح آجری، اندودهای گچی و آهکی با طرح آجر و ترکیب مصالح سنگی و آجری اشاره کرد. همچنین، نوع سنگ‌های استفاده شده در بازسازی پل شامل تفاوت‌هایی در منظر، بافت، ابعاد و شیوه چیدمان بوده است. این تنوع در شیوه‌های بازسازی، منجر به ایجاد نمایی نامناسب در ساختار پل شده و اثرات منفی بر اصالت و ارزش تاریخی آن دارد. پژوهش نشان می‌دهد که عدم وجود یک شیوه واحد در مرمت و بازسازی این اثر تاریخی، می‌تواند از اهمیت و اصالت آن به‌عنوان یک نماد شاخص از دوره ساسانی بکاهد و نیاز به توجه بیشتر به هماهنگی در شیوه‌های مرمتی و حفظ ویژگی‌های اصیل این بنا دارد.

مهدی رازانی، زهرا شجاعی‌ملکی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

پرداختن به مقوله جعل برای تعیین اصالت اشیاء هنری و تاریخی از اهمیت بسیاری در مطالعات حوزه آثار تاریخی- فرهنگی برخوردار است، سفال‌ها از مهمترین دست‌آوردهای بشری بوده که در طول تاریخ دستخوش گونه‌های مختلف جعل قرار‌گرفتهاند. پیش‌شرط تعیین اصالت در آثار سفالی شناخت چند‌وجهی ماده سازنده و روش ساخت و آراستن اشیاء و همچنین شناخت گونه‌های جعل است. بررسی شناخت جعل در اشیاء سفالین مستلزم ارزیابی جنبههای اصالت هنری- تاریخی و زیبایی‌شناختی شئ ساخته شده، اصالت فناوری ساخت و تولید اجزا و اصالت مداخلات و الحاقات بعدی است. به‌همین دلیل تعیین اصالت، در مقابل جعل مستلزم دید و نگرشی تخصصی در رابطه با اشیاء مشکوک است. در این مقاله سعی بر آن است تا با بررسی انواع جعل در زمینه سفال‌ها به برآیندی از گونه‌شناسی و روش‌های جعل سفالینه‌های تاریخی- فرهنگی ایران پرداخته‌شود. نتایج فارغ از مباحث جعل در دوره تاریخی نشان‌دهنده توسعه جعل اشیاء سفالی در طی قرن اخیر و در بازار عتیقه و مرمت آثار تاریخی بوده‌است.

یاسر حمزوی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

مسئله‌ی پژوهش حاضر، اصالت و تاریخ اجرای کتیبه‌ی تاریخ‌دار در بخش میانی محراب مسجد جامع ارومیه است. در نگاه نخست، تاریخ 676 هجری قمری مندرج بر کتیبه، قدمت آن را به این دوره نسبت می‌دهد. با این حال، این پژوهش با طرح این پرسش اساسی آغاز می‌شود که آیا کتیبه‌ی فعلی، همان کتیبه‌ی اصلی متعلق به قرن هفتم هجری قمری است یا آنکه در دوره‌های متأخرتر و بر اساس یک کتیبه‌ی قدیمی‌تر که احتمالاً دچار آسیب یا تخریب شده بوده، بازسازی شده است؟ هدف اصلی این پژوهش، تعیین یا رد اصالت ماده در کتیبه‌ی تاریخ‌دار محراب مسجد جامع ارومیه است. این مقاله با رویکردی تحلیلی- تاریخی و با بهره‌گیری از مطالعات میدانی، تحلیل‌های هنری و تاریخی، به واکاوی کتیبه‌ی محراب مسجد جامع ارومیه خواهد پرداخت. در نتیجه بررسی‌های میدانی و مشاهده آرایه‌های گچی بخش‌های مختلف گنبدخانه مسجد جامع ارومیه، این نتیجه حاصل شد که کتیبه بخش میانی محراب که در سال 676 ه.ق. اجرا شده بوده، در دوره (احتمالاً) صفویه طرح‌برداری و ثبت شده و در ادامه، کتیبه مورد نظر به صورت کامل تخریب شده (و احتمالاً اقداماتی در لایه زیرین مانند تکیه‌گاه انجام شده) و سپس همان متن اصلی که طرح‌برداری شده بوده، مجدداً بر بستر گچی جدید منتقل شده و عمل گچبری انجام شده است. در واقع، تاریخ ساخت محراب همان تاریخ 676 هجری قمری است ولی کتیبه مورد بحث در دوره صفویه اجرا شده است. همچنین بخش پایانی کتیبه با  موضوع سوره الفتح نیز از مرمت‌های همین دوره است. نکته جالب توجه در مداخله صورت گرفته در محراب این است که متن کتیبه را عیناً بازسازی کرده‌اند تا تاریخ ساخت محراب و هنرمند سازنده محراب فراموش نشود. در واقع، در یک دوره‌ای(احتمالاً صفویه) یک استادکار گچبر، کتیبه تاریخ‌دار محراب و بخش پایانی کتیبه الفتح را با یک نوع گچ و یک نوع عمل‌آوری و یک نوع شیوه برش اجرا کرده است که این ویژگی‌ها، با بخش ایلخانی و بخش قاجاری متفاوت است.


صفحه 1 از 1