هویت از جمله مفاهیمی است که دارای گستره معنایی وسیعی در علوم انسانی است. اهمیت آن از این جهت است که نمیتوان فرد یا شخصی و یا چیزی را یافت که فاقد هویت باشد. به همین دلیل در بیشتر شاخههای مختلف علوم انسانی موضوع مورد مطالعه پژوهشگران قرار گرفته است. همچنین در حوزه میراث فرهنگی نیز که ارتباط مستقیمی با هویت فرهنگی جوامع دارد مورد توجه است و به همین دلیل اسناد زیادی در این خصوص تهیه شده است. به دلیل اهمیت موضوع هویت در این مقاله اسناد بینالمللی در حوزه میراث فرهنگی به تحلیل محتوا شدند. به این منظور مفهوم هویت در تعدادی از اسناد بینالمللی مرتبط با میراث فرهنگی انتخاب شدند. بر اساس تحلیل محتوای صورت گرفتهمفهوم هویت در این اسناد در دو شاخه اصلی تعریف هویت و عرصههای هویت قابل بررسی است. هر یک از این شاخهها زیرشاخههایی دارد که در این مقاله با عنوان مقوله و زیرمقوله دستهبندی شدند. اما اینکه هر یک از این مقولهها و زیرمقولهها با چه سلسله مراتبی در این اسناد مورد توجه قرار گرفتهاند؛ و اولویت نسبی آنها به همراه پیشنهادی برای بهبود پرداختن به موضوع هویت در اسناد آتی، مسئلهای است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. اهمیت تحلیل سلسله مراتبی زیرمقولهها در این اسناد به این صورت است که علاوه بر اینکه در تصمیمگیریها موثر است بلکه در تدوین اسناد جدیدتر با موضوع هویت کمککننده خواهد بود. پس از مشخصشدن مقولهها و زیرمقولهها در ارتباط با مفهوم هویت، مقولهها و زیرمقولهها اولویتبندی شدند. یعنی پس از تحلیل محتوای اسناد تحلیل سلسهمراتبی آنها انجام شد و مشخص شد که کدامیک از مقولهها در چه مرتبهای قرار دارد.
اگرچه مستندسازی در حوزه میراث فرهنگی، نقشی محوری در حفاظت، مدیریت و انتقال دانش مرتبط با آثار ملموس و ناملموس بر عهده دارد، با این وجود چنین فرایندی بهعنوان ابزاری کلیدی برای شناسایی، ارزیابی و ثبت ویژگیها و ارزشهای مختلف فرهنگی و تاریخی، کمتر در اسناد مختلف بینالمللی (همچون منشورها، کنوانسیونها، آییننامهها و توصیهنامهها)مورد واکاوی قرار گرفته است. عدم ثبت و مستندسازی نظاممند میراث فرهنگی و از بین رفتن دادهها نه تنها منجر به خسارتهای جبرانناپذیر به دانش میراث فرهنگی میشود، بلکه فرایندهای حفاظت، بازسازی و آموزش را نیز با دشواری مواجه میسازد؛ بنابراین این مقاله تلاش میکند جایگاه مستندسازی میراث فرهنگی را در اسناد یادشده تبیین نموده و ابزار و روشهای آن را بررسی نماید. اگرچه بهرهبرداری از این چارچوبها در سطح ملی و محلی اغلب با چالشهایی از جمله نبود استانداردهای اجرایی بومیسازی شده، کمبود تخصص در بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته و ناکافی بودن منابع مالی و آموزشی مواجه است. در روششناسی، این مقاله بر تحلیل نظاممند اسناد بینالمللی مرتبط با میراث فرهنگی استوار است. لذا ضمن بهرهگیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، جایگاه و تأکید مستندسازی در این اسناد و روشها و ابزار آن بررسی گردید. برای افزایش دقت، تطبیق میان مفاهیم کلیدی و چارچوبهای نظری مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی انجام شد.نتایج تحقیق نشان میدهد بهطور کلی، اسناد بینالمللی بر اهمیت و ضرورت مستندسازی بهعنوان یک رکن اساسی برای حفظ و مدیریت صحیح میراث فرهنگی تأکید دارند. این کار شفافیت در اقدامات مرمتی را افزایش داده و همکاریهای بینالمللی را تسهیل میکند، بهویژه در مواقعی که آثار فرهنگی بهخاطر عوامل طبیعی و انسانی تهدید میشوند. برخی از این اسناد مستندسازی را بهعنوان بخشی از آموزش و پژوهش در حوزه میراث فرهنگی مورد تأکید قرار داده و آن را راهی برای انتقال دانش و تجارب به نسلهای آینده میدانند. این فرآیند با ارائه اطلاعات کامل و دقیق، نقش مهمی در حفاظت از اصالت، ارزشها و ماندگاری آثار فرهنگی در سطح جهانی ایفا میکند و به تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای مرتبط با میراث فرهنگی یاری میرساند.