در این پژوهش نانو ذراتی ارزان و دارای بیشترین تشابه ترکیبی، برای افزایش نسبی مقاومت سطحی سنگهای باستانی پاسارگاد معرفی شد. با بررسی مقطع نازک نمونه مشخص شد که نوع کانی، کلسیت و از بافت گریناستون است. مشخصات فیزیکی سنگ نمونه، نشان از تخلخل بالای آن داشت. برای به دست آوردن بیشترین شباهت ترکیبی قسمتی از سنگ نمونه بهکمک آسیاب مکانیکی بهصورت پودر درآمد. پس از تهیه پودر سنگ نمونه، نانو مواد به روش سل-ژل تهیه شد. بلورهای کلسیم تیتانات با فاز پرووسکیت و تیتانیوم دیاکسید با فاز آناتاز بهکمک دستگاه پراش پرتو ایکس تشخیص داده شد. این ترکیبات با طیفسنج فروسرخ نیز تأیید شد. اندازه بلورهای کروی و بیضوی تهیهشده در مقیاس نانو، بهکمک میکروسکوپ الکترونی روبشی تأیید شد. وجود عناصر غالب کلسیم، تیتانیوم، اکسیژن و کربن بهکمک طیفسنج انرژی پرتو ایکس مشخص شد. در این آزمون از اتانول خشک بهعنوان حلال استفاده شد. محلول کلوئیدی حاصل، در چهار ساعت بر سطح سنگ افزوده و نمونه بهدلیل خاصیت موئینگی وارد منافذ سنگ شد. سپس سطح پوشش دادهشده تحت آزمون سایش سطحی سرشار قرار گرفت. همه مراحل برای پیشماده آهک خالص نیز انجام شد. نتایج حاصل نشاندهنده بهبود نسبی مقاومت سطحی سنگ نمونه است. براساس مشاهده و مقایسه عینی، تغییر رنگ محسوسی در سطح سنگ نمونه رؤیت نشد.
سازههای تاریخی که عموماً از مصالح متخلخل نظیر سنگ، آجر و ملاط ساخته شدهاند، طی قرنها در معرض عوامل محیطی و انسانی قرار گرفتهاند که منجر به تخریب تدریجی آنها شده است. استحکامبخشی، بهعنوان یک مداخله حیاتی در حفاظت از مصالح متخلخل تاریخی، با هدف افزایش پایداری مکانیکی، کاهش تخریب بیشتر و افزایش طول عمر این مصالح انجام میشود. این فرآیند زمانی ضرورت مییابد که تمامیت اثر تاریخی بهدلیل عواملی همچون هوازدگی، تبلور نمک و رشد بیولوژیکی، دچار آسیبهای ساختاری شده باشد. با این حال، اثربخشی روشهای استحکامبخشی بهطور قابلتوجهی به انتخاب مواد تثبیتکننده مناسب وابسته است. این مواد باید معیارهای خاصی از جمله نفوذ عمیق و یکنواخت، حداقل باقیمانده سطحی، سازگاری شیمیایی، برگشتپذیری و حفظ تنفسپذیری مصالح را دارا باشند. با وجود اهمیت این موضوع، چالشهای عمدهای در این حوزه از جمله عدم وجود دستورالعملهای استاندارد و درک جامع از عملکرد بلندمدت مواد استحکام بخش وجود دارد. این پژوهش با هدف پر کردن شکاف بین اصول نظری و کاربردهای عملی، به ارزیابی عملکرد مواد تثبیتکننده در محل و بهینهسازی راهبردهای مداخله برای مصالح متخلخل تاریخی میپردازد.
استحکامبخشی و آبگریزی مواد و مصالح سازنده تاریخی و به ویژه سطح سنگهای تاریخی یکی از مداخلات حساس و چالشبرانگیز در حوزه حفاظت آثار فرهنگی است که نیازمند بررسیهای دقیق و تحقیقات جامع برای کاهش عوارض جانبی احتمالی است. این اقدامات بهویژه زمانی ضرورت پیدا میکند که آثار سنگی در فضای باز در معرض تخریب و فرسایش عمیق قرار گرفته یا دچار تغییرات سطحی قابلتوجهی شده باشند که میتواند به از بین رفتن زیبایی و انسجام ساختاری آنها منجر شود. در صورت عدم مداخله بهموقع، عوامل فرسایشی به لایههای عمیقتر اثر نفوذ کرده و خطر فروپاشی کامل را به دنبال خواهند داشت. در این پژوهش، عملکرد سه نوع پوششدهنده صنعتی مبتنی بر سیلان/ سیلوکسان شامل واکر 290، واکر 3003 و لانگ لایف در فرآیند پوششدهی مصالح سنگی ارزیابی شده است. در اینباره ویژگیهای فیزیکی، مکانیکی و بهویژه خصوصیات آبگریزی این مواد بر روی سطح سنگ مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. نتایج نشان داد که هر سه ماده خاصیت دافع رطوبت دارند، اما مواد لانگلایف و واکر 290 به دلیل ایجاد پیوند مناسبتر با سطح سنگ، عملکرد بهتری از خود نشان دادند. این یافتهها میتواند راهنمایی مؤثر برای انتخاب مواد مناسب در پروژههای حفاظتی آثار تاریخی ارائه کند و از تخریب زودهنگام این میراث ارزشمند جلوگیری نماید.
محوطههای باستانی به دلیل اهمیت و گستردگی ارزشها و اقدامات مورد نیاز جهت حفظ و انتقال این ارزشها به آینده به راهبردهای حفاظتی جامع نیاز دارند. این راهبردها در ادبیات حفاظت و مرمت با اصطلاحات مختلفی از جمله برنامهریزی مدیریت حفاظت، شناخته و عنوان میشود. شکی نیست که ارائه یک طرح حفاظتی و مرمتی جهت حفاظت از محوطهای با ارزشهای بسیار وسیع مادی دلیل در این پژوهش وگزارش مرمتی با گردآوری اطلاعات اولیه اعم از اطلاعات مربوط به شناخت محوطه و حفاظت در نهایت برنامهای به صورت راهکارهای کلی جهت حفاظت و معرفی محوطه ارائه خواهد شد. چنین پژوهشهایی و اقدامات حفاظتی و مرمتی گرچه ابتدایی است اما میتواند گام نخستی جهت شروع اقدامات جدی ملی و جهانی جهت حفاظت، مرمت و معرفی محوطههای باستانی ارزشمندی از این دست محسوب شود.
استحکامبخشی اضطراری آرایههای معماری در بیشتر مواقع در راستای اهداف مرمت بناهای تاریخی صورت میگیرد به همین منظور مرمتگر آرایههای معماری میبایست شرایط ایمن را از جهت حفظ آرایههای موجود در اقدمات مرمت بنا ایجاد کند خانه ارم یزد یکی از بناهای قاجاری شهر یزد بوده و قرار بر احیا و کاربری یافتن دارد؛ این بنا در بخش شاهنشین دارای آرایههای گچی آینه و شیشهای و همچنین دیوارنگاره با نقوش گیاهی و کتیبه نوشتاری است به دلیل آسیبهای موجود در لایههای مختلف آرایههای معماری این بنا امکان استحکامبخشی سازهای و مرمت قسمتهای فرسوده را برای مرمتگران بنا دشوار کرده بود به طوری که در صورت انجام هر گونه اقدامات مرمت سازهای امکان تخریب آرایههای معماری وجود داشت؛ چرا که ترکهایی که نشان از حرکت سازه دارد موجب جدایش و سست شدن آرایهها از بخش لایه زیرین خود که شامل تکیهگاه آجر) آستر (کاهگل) و بستر (گچ) شده است که نیازمند استحکامبخشی است؛ کل سطح دیوارها به جز دیوار سقف در خانه ارم یزد دارای اندود گچی الحاقی بوده که باعث پنهان شدن بخشهایی از آرایههای گچی و دیوار نگاره شده است؛ از این رو نیازمند مشخصسازی آرایههای پنهان در بخشهای مختلف با انجام سونداژهایی در دیوارهای اتاق شاه نشین خانه ارم یزد است. در برخی از نقاط دیوارها نیازمند استحکامبخشی دقیق از جانب مرمتگران ابنیه است ولی در این نقاط گفته شده دیوارنگاره وجود دارد که امکان هر گونه اقدمات استحکامبخشی را محدود کرده است. برای این منظور دیوارنگارهها در نقاط ذکر شده میبایست از دیوارها جدا و نگهداری شده و بعد از اقدمات استحکامبخشی سازهای دوباره به مکان اصلی خود جای گذاری شوند. در این مقاله شرح کامل اقدامات عملی استحکامبخشی اضطراری انجام گرفته بر روی آرایهای معماری خانه ارم یزد ارائه شده است.
هدف از این نوآوری، ارزیابی نانو ذرات صمغ کتیرا، بهینهسازی جهت استحکامبخشی و بازگرداندن قوای مکانیکی و پایداری به اسناد کاغذی تاریخی است.روش و رویکرد پژوهش، کاربردی بوده و به روش تحلیلی- مقایسهای است که شامل یافتهاندوزی و گردآوری اطلاعاتاز طریق آزمایشهای مرتبط با موضوع پژوهش چون آزمونهای pH سنجی، مقاومت مکانیکی، آنالیز SEM، آنالیز پتانسیل زتا جهت بررسی عمق نفوذ و پایداری بالا و رنگ سنجی روی نمونهها بوده است. نانو ذرات کتیرا با درصدهای وزنی مختلف استحصال شده و جهت بالابردن میزان pH آن، هیدرواکسیدکلسیم و جهت افزایش انعطاف پذیری، گلیسرول به آن افزوده شد. تیمار حاصل روی نمونههای کاغذی اسپری شده و سپس تحت پیرسازی رطوبت- دما به شماره استاندارد 4706-ISIRI به مدت 12 روز کامل و پیرسازی نور به شماره استاندارد 3e02-6819ASTMDبه مدت 6 روز کامل قرار داده شد. نتایج نشان دادکه در آزمونpH سنجی، pH نمونههای تیمار شده قبل و بعد از پیرسازی نسبت به نمونه شاهد افزایش یافته و در محدوده قلیایی قرار گرفتهو بهعبارتی تا 40% افزایش داشته است. آنالیز SEM، پیوند فیزیکی الیاف شکسته را گزارش داد. آنالیز مقاومت مکانیکی نمونهها قبل و بعد از پیرسازی، در نمونههای روزنامه، افزایش نیروی 3 تا 15% بسته به میزان صمغ مصرفی را نشان داد. نتیجه آنالیز رنگسنجی، عدم تغییرات رنگ و کدورت ماده استحکام بخش را اعلام نموده است. در آنالیز پتانسیل زتا، اندازه ذرات ماده، 4.5 تا 5 نانومتر به دست آمده که عمق نفوذ بالا و پایداری را در جهت استحکامبخشی نشان میدهد.
لیلی نعمانی خیاوی، حسین احمدی، سید محمدامین امامی، دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
حفاظت از آجرهای تاریخی یکی از جنبههای حیاتی حفاظت از میراث است که نیازمند روشهای استحکامبخشی مؤثر برای اطمینان از یکپارچگی ساختاری و تداوم زیباییشناختی است چراکه استحکامبخشی بهعنوان یکی از مهمترین اقدامات حفاظتی و مرمتی است که برای پایدارسازی آثار آسیبدیده بهخصوص در یادمانهای تاریخی، مورداستفاده قرار میگیرد. این مقاله با تمرکز بر مواد معمول برای استحکامبخشی آجرهای تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، انجامگرفته و راهحلهای سنتی و نوآورانه را با بررسی مواد مختلف مرور نموده و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آجرهای تاریخی، چالشهای ناشی از تخریب آنها و تکامل شیوههای استحکامبخشی را بررسی کرده است. این بررسی، مواد استحکامبخش را به مواد مبتنی بر سیلیکات، پلیمر و مواد زیستی طبقهبندی و اثربخشی آنها را از طریق مطالعات موردی و معیارهای عملکردی ارزیابی میکند. علاوهبر این، مسائل مربوط به سازگاری، اثرات زیستمحیطی و ملاحظات زیباییشناختی را موردبحث قرار میدهد. این یافتهها نیاز به تحقیق و نوآوری مداوم در مواد استحکامبخش را برای افزایش تلاشهای حفاظتی و در عینحال حفظ اصالت ساختارهای تاریخی نشان میدهد.