خلاقیت در استفاده از گچ در کنار سایر مصالح برای آرایش ابنیه از دیرباز مورد توجه معماران بوده است. آجر و گچ دو مصالحی هستند که اشکال گوناگونی از آمود را با یکدیگر به وجود آوردهاند و در این پژوهش به فنشناسی انواع مختلف این فنون پرداخته شده است. بنای عظیم گنبد سلطانیه یکی از مهمترین بناهای آرامگاهی جهان است؛ که آرایههای گچی به عنوان تزئین غالب در این بنا به کار رفته است. یکی از این آرایهها، تلفیق گچ و آجر است که به عنوان تزئینی کالبدی خودنمایی می کند چگونگی پیدایش این گونه از آرایههای گچی بررسی انواع روشهای اجرای آن و طریقه ایجاد آرایههای مستقل از همنشینی آجر و گچ از جمله مباحث مورد توجه این مقاله است. روش تحقیق بر پایه روش تحلیلی توصیفی استوار است. جمع آوری دادهها به روش مشاهدات عینی و تجربیات کارگاهی نگارنده و استفاده از کتب اسناد و مقالات در زمینه روشهای گچبری در معماری ایران است. در نمونه مورد مطالعه از گنبد سلطانیه ایجاد گونهای متداول از این آرایهها در دوران ایلخانی بر روی دیوار قابل مشاهده است. این آرایهها در برخی بخشها فقط در بندها و در کنار آجر و در برخی قسمتها بر روی تمام سطح آجرها و با نقش آجر کار شده است. در حین مرمت و بازسازی بخشی از این آرایهها روشهای به کار برده شده در ایجاد نقوش درک گردید، به طوری که برای بندها گچبری درجا اولویت اول هنرمند است و پس از آنکه بندها با گچ پوشیده شد آرایهها اجرا میشده است. استفاده از رنگ که مکمل اجرای این آرایهها است و باعث میشود تا حدود آجرکاری مشخص گردد وجود رنگدانههای اخرای قرمز رنگ دانه اخرای زرد و سیاه کردن در این با تا حدی اثبات شده است.
محوطه میراث جهانی چغازنبیل در خوزستان یکی از مهمترین محوطه های ایلامی است که با مصالحی از خشت و آجر بنا شده است. امروزه بهرهگیری از روش پتروگرافی از جایگاه ویژهای در مطالعات باستانسنجی مصالح تاریخی همچون آجر و سنگ برخوردار است و با این روش کم هزینه میتوان اطلاعات فنی و ذی قیمت فراوانی را از مواد و مصالح تاریخی استخراج نمود هدف اصلی این مقاله شناخت ویژگیهای کانیشناسی نمونه آجرهای تاریخی چغازنبیل از طریق بررسی میکروسکوپی مقاطع نازک آنها بوده است. جزییات مورد بررسی آجرها شامل: نوع کانیهای تشکیل دهنده آجر بافت شامل اندازه و شکل دانهها تخلخل نوع ناخالصیها و نحوه توزیع آنها بوده که به همراه تصاویر مربوطه به تفصیل ارایه شده است. نتایج مطالعات نشان میدهد رنگ ظاهری آجرهای چغازنبیل دارای طیف وسیعی از رنگهای زرد قهوهای قرمز تا سبز هستند. بررسیهای میکروسکوپی ضمن معرفی برخی ویژگیهای فیزیکی آجرهای چغازنبیل عمده کانیهای موجود در ساختار آنها را از نوع دانههای اکسید آهن کلسیت کوارتز ،چرت ژیپس دانههای ریز میکا و فلدسپات معرفی میکند. همچنین بررسیهای به عمل آمده تصویری روشن از فرآیندهای فرسایشی آجرها به ویژه تحت تاثیر نمکهای محلول ارایه داده است.
مهسا سعیدی مهرآباد، علی نعمتیبابایلو، حکیمه افشارینژاد، دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
کاروانسرای الکی مرند به دلیل جایگاه خاص خود از دیدگاه مطالعات باستانشناسی یکی از مهمترین بناهای بین راهی شمال غرب ایران در حاشیه جاده ابریشم بشمار میرود که به دستور خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی ساخته شده است. آرایههای سردر این بنا که تلفیقی از کاشی و آجر است علاوه بر دیدگاه ساختارشناسی از دیدگاه توالی تاریخی ساخت آرایههای کاشی، جایگاه و اهمیت خاصی برای شمال غرب کشور داشته و ضرورت بازشناخت و حفاظت و مرمت آن را نشان میدهد. با توجه به تخریب ساختار بنای این کاروانسرا طی زمان، برخی از آرایهها و قسمتی از پلان این کاروانسرا طی کاوشهای باستانشناسی به دست آمدهاند. پژوهش حاضر به فرایند بازشناخت و طبقهبندی این آرایهها مبتنی بر مطالعه تاریخی صورت گرفته و در راستای شناخت، حفاظت، مرمت این آرایهها و احیای بنای کاروانسرا با توجه به سلامت پلان و بنیانهای سازهای آن صورت پذیرفته است. ابتدا تزئیناتِ جدا شده و شکسته با توجه به مطالعات تاریخی، طبقهبندی شده و محل آنها در تصاویر قدیمی کاروانسرا مشخص شدند. این موضوع در راستای امکانسنجی احیای سردر صورت گرفت. سپس با توجه به تصاویر و قطعات موجود، گره هندسی مربوط به دو نوع تزئین ترسیم شد سپس با توجه به قطعات موجود و امکانسنجی بازسازی قاب هندسی یک قاب تلفیق کاشی و آجر بهعنوان یک نمونه از آثار این بنا بازسازی شد.
لیلی نعمانی خیاوی، حسین احمدی، سید محمدامین امامی، دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
حفاظت از آجرهای تاریخی یکی از جنبههای حیاتی حفاظت از میراث است که نیازمند روشهای استحکامبخشی مؤثر برای اطمینان از یکپارچگی ساختاری و تداوم زیباییشناختی است چراکه استحکامبخشی بهعنوان یکی از مهمترین اقدامات حفاظتی و مرمتی است که برای پایدارسازی آثار آسیبدیده بهخصوص در یادمانهای تاریخی، مورداستفاده قرار میگیرد. این مقاله با تمرکز بر مواد معمول برای استحکامبخشی آجرهای تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، انجامگرفته و راهحلهای سنتی و نوآورانه را با بررسی مواد مختلف مرور نموده و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آجرهای تاریخی، چالشهای ناشی از تخریب آنها و تکامل شیوههای استحکامبخشی را بررسی کرده است. این بررسی، مواد استحکامبخش را به مواد مبتنی بر سیلیکات، پلیمر و مواد زیستی طبقهبندی و اثربخشی آنها را از طریق مطالعات موردی و معیارهای عملکردی ارزیابی میکند. علاوهبر این، مسائل مربوط به سازگاری، اثرات زیستمحیطی و ملاحظات زیباییشناختی را موردبحث قرار میدهد. این یافتهها نیاز به تحقیق و نوآوری مداوم در مواد استحکامبخش را برای افزایش تلاشهای حفاظتی و در عینحال حفظ اصالت ساختارهای تاریخی نشان میدهد.