جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای ﻣﺮﻣﺖ

مژگان موسی‌زاده،
دوره 1، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

یﮑﯽ ﻣﺪیﺮیﺖ ﻧﻮیﻦ در دﻫﻪ ﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺴﯿﺎری از ﻧﻈﺎم ﻫﺎی اﺟﺮایﯽ و ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐ ﮐﺮده اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮری ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮی ﻋﻨﺎﺻﺮ ﮐﻠﯿﺪی ایﻦ رویﮑﺮد ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﮕﺎه ﺳﯿﺴﺘﻤﯽ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی اﻗﺘﻀﺎیﯽ، اﻫﻤﯿﺖ رﻫﺒﺮی و اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ، ﺗﻌﯿﯿﻦ اﻫﺪاف و راﻫﺒﺮد، ایﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰش و ﺗﻘﻮیﺖ ﺧﻮدﮐﻨﺘﺮﻟﯽ ﺑﺨﺸﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﻣﺪیﺮان اﻣﺮوزی را در ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽدﻫﺪ. ﺣﻔﺎﻇﺖ، ﻣﺮﻣﺖ و ﺻﯿﺎﻧﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی ﺗﺎریﺨﯽ از اﻫﺪاف ﺑﻨﯿﺎدیﻦ در ﺣﻮزه ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽ آیﻨﺪ. ایﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺎ رویﮑﺮدی ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ–ﭘﯿﻤﺎیﺸﯽ و روش ﮐﯿﻔﯽ-ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺑﻬﺮه ﮔﯿﺮی از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯿﺪاﻧﯽ ﻧﮕﺎرﻧﺪه در ﻧﻈﺎرت ﺑﺮ 25 ﭘﺮوژه ﺣﻔﻈﺖ، ﻣﺮﻣﺖ و ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎزی ﺗﺰﺋﯿﻨﺎت ﻣﻌﻤﺎری ﺑﻨﺎﻫﺎی ﺗﺎریﺨﯽ اﺳﺘﺎن ﺧﺮاﺳﺎن رﺿﻮی در ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﺎل ﻫﺎی 1386 ﺗﺎ 1395، ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻘﺶ ﻣﺪیﺮیﺖ ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ در ﺗﺤﻘﻖ اﻫﺪاف ﭘﺮوژه ﻫﺎی ﻣﺮﻣﺘﯽ ﻣﯽ ﭘﺮدازد. ﻧﺘﺎیﺞ ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﻣﺪیﺮیﺖ ﻣﺸﺎرﮐﺘﯽ در ﭘﺮوژهﻫﺎی ﻣﺮﻣﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﻋﻤﻠﯿﺎت را اﻓﺰایﺶ دﻫﺪ و ﺑﺎ ایﺠﺎد ﻣﺴﯿﺮ ﺷﻐﻠﯽ ﭘﺎیﺪار، ﻓﺮﺻﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ و ﭘﺮورش ﮔﺮوه ﻫﺎی ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺑﺮای ﭘﺮوژه ﻫﺎی آﺗﯽ را ﻓﺮاﻫﻢ  آورد.

مهری قبادی، محسن محمدی آچاچلویی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده

ﭘﺎﮐﺴﺎزی و ﺷﺴﺘﺸﻮی بافته‌ها و ﻣﻨﺴﻮﺟﺎت تاریخی در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ، ﻫﻤﭽﻨﺎن یکی از ﻣﻬﻢترین و ﭼﺎﻟﺶ برانگیزترین ﻣﺒﺎﺣﺚ در این ﺣﯿﻄﻪ اﺳﺖ. ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ شوینده‌ها در ﻣﺮﻣﺖ ﭘﺎرﭼﻪ‌ﻫﺎی تاریخی، از سویی ﺑﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ‌ﻫﺎی آزمایشگاهی ﻧﯿﺎز اﺳﺖ و از ﺳﻮی دیگر ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﺎص ﺑﻮدن شرایط آﺛﺎر تاریخی، اﺳﺘﻔﺎده از ﭼﺮک اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻣﻮﺟﻮد، ﭘﺎﺳﺨﮕﻮی ﻧﯿﺎز ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮ این ﺣﻮزه ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻪ این ﻣﻨﻈﻮر، ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻬﯿﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﭘﺎرﭼﻪ‌ای ﭼﺮک از ﺟﻨﺲ ﭘﻨﺒﻪ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت تسریعی ﭘﯿﺮ ﺷﺪه‌اﻧﺪ. در راﺳﺘﺎی دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ این ﻫﺪف، اﺑﺘﺪا ﻧﻮع و ﻣﯿﺰان ﭼﺮک ﺗﻌﯿﯿﻦ و در اداﻣﻪ، ﻣﯿﺰان تاخریب ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎ ﻫﻨﮕﺎم ﭘﯿﺮﺳﺎزی تسریعی پایش و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺷﺪ. روش ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺮاﺳﺎس ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ- مقایسه‌ای و ﺷﯿﻮه ﮔﺮدآوری داده‌ﻫﺎ از طریق آزﻣﺎیش‌های ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ نظیر طیف‌نگاری ﻣﺎدون ﻗﺮﻣﺰ تبدیل فوریه (FTIR) ، تعیین ﻣﯿﺰان ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﮐﺸﺸﯽ، رﻃﻮﺑﺖ بازیافتی(ﺗﻌﺎدﻟﯽ)، هدایت الکتریکی، ﺳﻨﺠﺶ رﻧﮓ وpH  ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻣﺮاﺣﻞ اﻧﺠﺎم این ﭘﮋوﻫﺶ بدینﮔﻮﻧﻪ ﺑﻮد ﮐﻪ ﭘﺎرﭼﻪ‌ﻫﺎی ﭘﻨﺒﻪ‌ای ﺗﻬﯿﻪ، آﻟﻮده و پیر ﺷﺪﻧﺪ و ﺗﻐﯿﯿﺮات تخریب آن‌ها پایش و ﺑﺎ تغییرات تخریب ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﭘﺎک مقایسه ﺷﺪ. نتایج ﺣﺎﮐﯽ از آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺲ از ﺣﺪود 700 ﺳﺎﻋﺖ ﭘﯿﺮﺳﺎزی تسریعی دﻣﺎ و رﻃﻮﺑﺖ، ﻧﻤﻮﻧﻪ‌ﻫﺎ در ﻧﻤﻮدار ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻧﺎﺷﯽ از تخریب، در شرایط تقریبا ﺛﺎﺑﺘﯽ ﻗﺮار داﺷﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ‌ای ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺟﺰﺋﯽ ﻧﺎﺷﯽ از ﺗﺄﺛﯿﺮات ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب شوینده ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. بنابراین ﻣﯽﺗﻮان ﮔﻔﺖ کمترین زﻣﺎن ﺑﺮای ﭘﯿﺮﺳﺎزی و ﺗﻬﯿﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ‌ﻫﺎی آزمایشگاهی ﭘﺎرﭼﻪ‌ﻫﺎی آﻟﻮده، ﺣﺪود 700 ﺳﺎﻋﺖ در دﻣﺎی 110 درﺟﻪ ﺳﺎﻧﺘﯽ‌ﮔﺮاد و رﻃﻮﺑﺖ ﻧﺴﺒﯽ 90 درﺻﺪ اﺳﺖ.

منا سلطانی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده

 از زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﺮش ﻫﺎ ﺑﺎ ورود ﺑﻪ ﻣﻮزهﻫﺎ و ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﻫﺎی ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺎرﺑﺮی دادﻧﺪ و ارزشﻫﺎی دیگری ﻣﺎﻧﻨﺪ ارزشﻫﺎی تاریخی و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﺮای آﻧﻬﺎ تعریف ﺷﺪ، ﺑﻪ ﻣﺮور ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ نوین ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﺑﺴﯿﺎری از ﺷﯿﻮه‌هایی ﮐﻪ ﻃﯽ ﻗﺮن‌ﻫﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﻣﺖﮔﺮان ﺳﻨﺘﯽ در ﺗﺮﻣﯿﻢ و ﻧﮕﻪ‌داری ﻓﺮش‌ﻫﺎ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ، در درﻣﺎن ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزه‌ای ﻏﯿﺮﺿﺮوری داﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت درﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ دو اﺻﻞ ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﺪاﺧﻠﻪ و ﺑﺮﮔﺸﺖ‌پذیری ﺑﺎ اﻧﻮاع ﺷﯿﻮهﻫﺎی اﺳﺘﺤﮑﺎمﺑﺨﺸﯽ ﻣﺘﺮادف گردید. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪ تاریخی و جایگاه ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ در فرآیند ﺣﻔﻆ و ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮشﻫﺎی آﺳﯿﺐ دیده از ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ اﻣﺮوز، این ﺳﻮال ﻣﻄﺮح ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ آیا ﻣﯽﺗﻮان ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﺘﺎﻧﺴﯿﻞﻫﺎی ﻣﺜﺒﺖ ﻣﻮﺟﻮد در ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ ﺑﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزه‌ای ﭘﺮداﺧﺖ. ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ این ﺳﻮال ﻫﻤﻮاره از مهمترین ﺑﺤﺚﻫﺎی ﻣﻄﺮح ﺑﯿﻦ ﻃﺮﻓﺪاران ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ و نوین در جریان ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻓﺮش‌های ﺑﺎ ارزش ﻣﻮزه‌ای ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﺮ این اﺳﺎس از مهمترین اﻫﺪاف این  ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ دﻗﯿﻖ ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ، اﻫﺪاف و وظایف آن و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ جایگاه آن در ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزه‌ای اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﮐﺎرﺑﺮدی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ پایه ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای، ﺟﻤﻊآوری و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﯽ ﺑﻪ ﺷﯿﻮه ﻣﯿﺪاﻧﯽ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ نتایج ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه از ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت ﺷﺨﺼﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. نتایج  ﺣﺎﺻﻞ از این ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﮑﻨﯿﮏﻫﺎی رایج در ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ در درﻣﺎن ﻓﺮشﻫﺎی ﻣﻮزه‌ای داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺣﻔﻆ و ﺑﻘﺎی آﻧﻬﺎ را ﺗﻀﻤﯿﻦ نماید. ﺑﻪ ﻋﻼوه یک ارﺗﺒﺎط ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺣﺮﻓﻪای ﺑﯿﻦ ﻣﺮﻣﺖ ﺳﻨﺘﯽ و ﺣﻔﺎﻇﺖ وﺟﻮد دارد.

فاطمه مهدی‌زاده سراج، آویده کامرانی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

ﻫﺪف این ﭘﮋوﻫﺶ، ارزیابی ﮐﯿﻔﯿﺖ و اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ دوره ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﯽ ارﺷﺪ» ﻣﺮﻣﺖ و اﺣﯿﺎی اﺑﻨﯿﻪ و ﺑﺎﻓﺖﻫﺎی تاریخی«در ایران اﺳﺖ. ﺗﻤﺮﮐﺰ اﺻﻠﯽ ﺑﺮ ﻣﯿﺰان آﻣﺎدﮔﯽ ﺣﺮﻓﻪای داﻧﺶآﻣﻮﺧﺘﮕﺎن و ﻣﯿﺰان اﻧﻄﺒﺎق ﺳﺎﺧﺘﺎر آﻣﻮزﺷﯽ این دوره ﺑﺎ ﺗﺤﻮﻻت نوین ﺑﺎزار ﮐﺎر، ﭘﯿﺸﺮﻓﺖﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ و اﻟﺰاﻣﺎت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻗﺮار دارد. ﭘﺮﺳﺶ اﺻﻠﯽ ﺗﺤﻘﯿﻖ آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭼﻪ اﻧﺪازه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﻓﻌﻠﯽ ﺑﺎ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺣﺮﻓﻪای و ﺗﺤﻮﻻ ت ﺟﺎری در ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ و اﺣﯿﺎی ﺑﻨﺎﻫﺎ و ﺑﺎﻓﺖﻫﺎی تاریخی ﻫﻤﺴﻮ اﺳﺖ. این ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ ﺑﻬﺮهﮔﯿﺮی از رویکردی ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﺷﺎﻣﻞ روشﻫﺎی ﮐﻤﯽ و ﮐﯿﻔﯽ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه اﺳﺖ. از یک ﺳﻮ، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺗﻄﺒﯿﻘﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی درﺳﯽ داﻧﺸﮕﺎهﻫﺎی ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﯽ در دﺳﺘﻮر ﮐﺎر ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ؛ و از ﺳﻮی دیگر، دادهﻫﺎی ﺣﺎﺻﻞ از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ و ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎی ﻧﯿﻤﻪﺳﺎﺧﺘﺎر یافته ﺑﺎ داﻧﺶآﻣﻮﺧﺘﮕﺎن، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮماﻓﺰار MaxQDA ﺗﺤﻠﯿﻞ گردید. این دو ﻣﺴﯿﺮ ﻣﮑﻤﻞ، زﻣﯿﻨﻪ را ﺑﺮای ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻣﺤﻮرﻫﺎی ﮐﻠﯿﺪی در ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ. یافته‌ها ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﮑﺎف ﻗﺎﺑﻞﺗﻮﺟﻬﯽ ﻣﯿﺎن آﻣﻮزشﻫﺎی داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﺣﺮﻓﻪای وﺟﻮد دارد. ﺷﺮﮐﺖﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﺮ ﺿﺮورت تقویت آﻣﻮزشﻫﺎی ﻋﻤﻠﯽ، ﺗﺠﺮﺑﻪﻣﺤﻮر ﺑﻮدن یادگیری از طریق ﮐﺎرﮔﺎهﻫﺎ و ﭘﺮوژهﻫﺎی واﻗﻌﯽ، ﺑﻬﺮهﮔﯿﺮی از ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین در ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎزی و ﺗﺤﻠﯿﻞ، و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ارﺗﻘﺎء ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻧﺮم ﻧﻈﯿﺮ ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﺣﺮﻓﻪای و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺣﻘﻮق و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖﻫﺎی ﺷﻐﻠﯽ ﺗﺄﮐﯿﺪ داﺷﺘﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﻟﺰوم ﮔﻨﺠﺎﻧﺪن دروس ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌﻪ پایدار، ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﯿﻄﯽ و رویکردﻫﺎی ﻣﯿﺎن‌رﺷﺘﻪای ﻧﯿﺰ ﻣﻄﺮح ﺷﺪ. ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺮ ﺿﺮورت ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺟﺎﻣﻊ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻣﯿﺎن داﻧﺶ ﻧﻈﺮی و ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﮐﺎرﺑﺮدی، ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﺑﺎ ﺗﺤﻮﻻت ﺟﻬﺎﻧﯽ و ارﺗﻘﺎء ﻇﺮﻓﯿﺖ اﻧﻄﺒﺎقﭘﺬیری ﻓﺎرغ‌اﻟﺘﺤﺼﯿﻼن در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی آینده ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد؛ ﻣﺴﯿﺮی ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﮔﺎﻣﯽ ﻣﺆﺛﺮ در ﺟﻬﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺳﻮ ی داﻧﺸﮕﺎهﻫﺎی ﻧﺴﻞ ﭘﻨﺠﻢ ﺗﻠﻘﯽ ﺷﻮد.

مهدی رازانی، مسعود باتر،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ تحلیل ﺗﺤﻮﻻت ﺳﺮﻓﺼﻞ رشته کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی در ایران می‌پردازد؛ از نخستین نسخه ﻣﺼﻮب آن در ﺳﺎل ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری اساسی آن در ﺳﺎل ۱۴۰۱. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی، اﺑﺘﺪا ﺑﻪ بررسی زمینه‌های نظری، تاریخی و اجرایی شکل‌گیری رشته ﻣﺮﻣﺖ در ﻧﻈﺎم آﻣﻮزش عالی ﮐﺸﻮر می‌پردازد و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ساختاری و محتوایی ﺳﺮﻓﺼﻞ پیشین ایﻦ رﺷﺘﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ. یافته‌هایﺣﺎﺻﻞ از این ﭘﮋوﻫﺶ، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ، ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ آﻣﻮزهﻫﺎی دینی، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی پایه‌ای ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد اﻣﺎ ﺑﻪﻣﺮور زﻣﺎن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻠﻤﯽ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﯿﺪاﻧﯽ و رﺷﺪ ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین، ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪی‌هایی در اﺟﺮای آن نمایان ﺷﺪ. ﺑﺎزﻧﮕﺮی اﻧﺠﺎمﺷﺪه در ﺳﺎل ١٣٩٧، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻼش ﺟﻤﻌﯽ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﻪروزرﺳﺎﻧﯽ ﻋﻠﻤﯽ، ارﺗﻘﺎی آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ، ﺣﺬف دروس ﺗﮑﺮاری، اﻓﺰودن دروس ﮐﺎرﺑﺮدی و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺗﻌﺪاد واﺣﺪﻫﺎی درﺳﯽ، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﺳﺎزی ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ، تقویت ارﺗﺒﺎط ﻧﻈﺮی و ﻋﻤﻠﯽ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ از مهم‌ترین ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻧﺴﺨﻪ جدید ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. اﻓﺰون ﺑﺮ آن، این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی اجرایی و ﮐﻤﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﺨﺼﺼﯽ در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی را ﺑﺮای ارﺗﻘﺎء ﮐﯿﻔﯽ آﻣﻮزش و ﮐﺎرآﻣﺪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تاریخی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع، این ﭘﮋوﻫﺶ ﺿﻤﻦ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺿﺮورت پویایی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ، ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻣﺮﻣﺖ در ﺣﻔﻆ هویت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تقویت سرمایه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮر ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮای اﺻﻼﺣﺎت آینده در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﺳﺎزد.

حمیدرضا بخشنده‌فرد،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

در ﻧﻈﺎم آموزشی ﻣﺮﻣﺖ، ﺗﻤﺮﮐﺰ اصلی ﻫﻤﻮاره ﺑﺮ اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ فنی و تخصصی در زمینه ﺳﺎﺧﺘﺎر، ﻓﻨﻮن و ﻣﺪاﺧﻼت حفاظتی ﺑﻮده اﺳﺖ. اﮔﺮﭼﻪ این بنیان علمی ﺑﺨﺶ جدایی‌ناپذیر آﻣﻮزش در این رﺷﺘﻪ ﻣﺤﺴﻮب می‌شود، ﺗﺤﻮﻻت نوین در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﺎیستگی‌های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻧﺮم، ﮐﺎر ﺗﯿﻤﯽ و اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪای ﻧﯿﺰ ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮ ی در ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن دارﻧﺪ. داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺑﺎ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪای دیرینه در آﻣﻮزش ﻋﺎﻟﯽ ﻫﻨﺮ، یکی از ﻣﺮاﮐﺰ ﭘﯿﺸﺘﺎز و ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﮐﺸﻮر در ﺣﻮزه ﺣﻔﻆ و اﺣﯿﺎی ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺗﺎریخی اﺳﺖ. این ﻧﻬﺎد ﻋﻠﻤﯽ ﮐﻪ در ﺑﯿﻦ ﺳﺎل ۱۳۵۶ ﺑﺎ ﺗﺄﺳﯿﺲ «پردیس اﺻﻔﻬﺎن» واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ «داﻧﺸﮕﺎه ﻓﺎراﺑﯽ» ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ، از اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ﻫﺪف ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺮوﻫﺎی ﻣﺘﺨﺼﺺ در ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی و ﻣﻌﻤﺎری سنتی فعالیت ﮐﺮده و ﺑﻪ مرکزی بی‌بدیل در ﺳﻄﺢ ﮐﺸﻮر تبدیل ﺷﺪه اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ تاریخچه ﺗﺎﺳﯿﺲ داﻧﺸﮑﺪه ﻣﺮﻣﺖ و نیز ﺳﺎﺧﺘﺎر فعلی آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ در داﻧﺸﮑﺪهﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﺿﺮورت ﺗﻠﻔﯿﻖ آﻣﻮزشﻫﺎی ﻓﻨﯽ ﺑﺎ ﺣﻮزهﻫﺎی ﻣﮑﻤﻞ ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی ﺑﺮای ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺟﻬﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﺮﻣﺘﮕﺮاﻧﯽ ﻣﺴﺌﻮل و شایسته اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﺪ.


صفحه 1 از 1