کتیبه صخرهای که پایه اصلی شکلگیری موضوع این پژوهش است، در منطقه پیرغار، به دستور رهبران جنبش مشروطهخواهی بختیاری در روستای دهچشمه بر روی صخرهای حجاری شده است. وضعیت کنونی نگهداری این یادمان چندان مطلوب نیست؛ لذا بررسی و مطالعه دقیق این کتیبه، با توجه به ارزشهای تاریخی و فرهنگی آن، بهمنظور شناخت و حفاظت اصولی ضرورت دارد. بر اساس مطالعات توپوگرافی و میدانی، کتیبهها بر اثر جریان آبهای سطحی و یخبندان دچار فرسایش و ریختگی شدهاند. از مهمترین منابع سطحی مؤثر میتوان به تجمع برف و ریزشهای جوی در بالای کوه، وجود جریانهای فصلی روی سطوح شیبدار منتهی به آثار، و یخبندان در فصول سرد اشاره کرد که منجر به فرسایش، ریختگی و آسیبهای جدی به کتیبهها میشود. این بررسی در قالب یک پژوهش کمی و با روشی مبتنی بر مطالعات میدانی، بررسیهای محیطی و استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شده است. برای این منظور، ابتدا با استفاده از بازدیدهای میدانی و ابزارهای GIS و RS، منطقه محل استقرار کتیبهها شناسایی شد و اطلاعات بهدستآمده با توجه به جبهه و جهت آسیبها ارزیابی گردید. با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی، چگونگی تخلیه روانابها از حوزه، عملیات هیدرولوژی، نسبت ارتفاع هر حوزه، مدل رقومی ارتفاعی، شیب، جهت شیب، حوضهها، زیرحوضهها، محل خروج آبراههها و جهت جریان آب در منطقه بهدست آمد. این اطلاعات در جهت آسیبشناسی و حفاظت پیشگیرانه کتیبههای مذکور مؤثر خواهد بود.
آفات زیست محیطی یکی از مهمترین عوامل خطر در موزهها، بناموزهها، آرشیوها و کتابخانههای سراسر دنیا محسوب میشوند. اگرچه این آفات طیف گستردهای ندارند، اما در صورت حضور در محیط، میزان خسارت آنها به میراث مادی بسیار چشمگیر خواهد بود. پیشگیری و مهار این آفات، از وظایف برنامه مدیریت جامع مقابله با آفات است که جایگزین روشهای سنتی کنترل آفات در موزهها شده است. این برنامه راهبردی نوپا، چندجانبه و کلینگر در مبحث حفاظت پیشگیرانه است که شیوههای درمانی متنوعی را در اختیار حفاظتگر قرار داده و استفاده از آفتکشها را صرفا آخرین گزینه درمان میداند. با توجه به اهمیت آگاهی از راهبردهای این برنامه، این مقاله به مروری اجمالی بر تمام راهکارهای درمانی پرداخته و از آنجاییکه نوع آفت و نوع اثر موزهای در تعیین روش درمان بسیار حائز اهمیت است، دستهبندی جزییتری از انواع آنها شامل تفکیک بر اساس میزان اثرگذاری روی نوع آفت (حشرات و میکروارگانیسمها) و قابلیت کاربرد با توجه به مواد سازنده و تکنیک ساخت آثار ارائه گردیده است.
اشیاء آهنی باستانی در مدت زمان طولانی در خاک دچار تغییرات شده و سطح آنها از خوردگی پوشیده میشود. ماهیت محصولات و لایههای خوردگی شکل گرفته در این اشیاء به شرایط محیط دفن، نوع و خواص فلز بستگی دارد. در این پژوهش به مطالعه لایهها و محصولات خوردگی تعداد سه نمونه از اشیاء آهنی باستانی متعلق به محوطه پهلوج سوادکوه مازندران (دوره ساسانی) پرداخته شده است. هدف این پژوهش شناسایی ماهیت شیمیایی لایهها و محصولات خوردگی تشکیل شده و تحلیل ریختشناسی خوردگی از نقطه نظر لایه نگاری محصولات خوردگی است. لایهها و محصولات خوردگی با استفاده از روشهای آنالیز پراش پرتو ایکس[1] ، میکروسکوپی الکترونی روبشی همراه با طیف سنجی تفرق اشعه ایکس[2]و میکروسکوپ نوری[3] مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج لایهنگاری بیانگر شکلگیری ریختشناسی خوردگی موجود در اشیای آهنی و نشاندهندهی ایجاد خوردگی یکنواخت در آنها بوده که پس از کاوش و قرارگیری نمونهها در محیط نگهداری جدید دچار تغییر ترکیبات خوردگی میشود. در نهایت ارائه راهکاری مشخصاً برای حفاظت از اشیاء بدست آمده از محیط مورد نظر و ایجاد شرایط محیطی برای نمونهها در محل نگهداری ارائه شده است.
محمد فرجامی، حمزه حمزه، علیاصغر محمدینصب، دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
کاوشهای باستانشناسی در محوطههای باستانی برای کمک به شناخت گذشته به کار گرفته میشود و این کاوشها پرده از اسرار زندگی گذشتگان در نواحی و دورههای مختلف برمیدارند. جنوب خراسان و بهطورکلی شرق ایران، کمتر موردمطالعه باستانشناسی قرارگرفته و از این لحاظ یکی از مناطق کمتر شناختهشده ایران بهحساب میآید. بررسیها و کاوشهایی که در سالهای اخیر در این منطقه صورت گرفته، دادههای بسیار ارزشمندی را به جامعه باستانشناسی معرفی نموده است. موضوع این پژوهش، حفاظت از دادههای منقول و غیرمنقول فرهنگی در جریان کاوشهای باستانشناسی محوطه تاریخی کَهنِک سربیشه، واقع در استان خراسان جنوبی است. چهارفصل کاوش باستانشناسی از سال ۱۳۹2 تا ۱۳۹۵خ در این محوطه انجامشده که بر اساس شواهد و مواد فرهنگی بهدستآمده، پیشینه آن به سدههای نخستین اسلامی تا دوره صفوی برمیگردد. دراین محوطه بادوگونهآثارروبروهستیم؛یکیآثارقابلحملیااشیائیکهبایستیجدایازآثارمعماریوبقایای محوطهباآنبرخوردشودودیگرآثارمعماریوتزییناتوابستهبهآنکهالزاماًهمراهبابقایایمحوطهدرجایخودباقیماندهومیباید در همانجا عملیات حفاظت آن انجام شود. استحکامبخشی، حفظ بقایای برجایمانده در مکان کاوش و پاکسازی محل از زمره فعالیتهای انجامشده در این محوطه است. این اقدامات بهمنظور حفاظت پیشگیرانه و جلوگیری از هر نوع فعالیتی که به محوطه آسیب برساند یا از ارزش و اهمیت تاریخی- فرهنگی آنها بکاهد، صورت گرفته است. در این پژوهش محوطه تاریخی و یافتههای فرهنگی آن معرفی و در خصوص حفاظت پیشگیرانه در کاوش راهکارهایی ارائه میدهد. روش تحقیق در این پژوهش، از طریق مطالعات کتابخانهای بررسیهای میدانی و منطقهای؛ تجزیهوتحلیل دادههای حاصل از کاوش و ارائه پیشنهادهایی درخصوص حفاظت موقت از دادههای فرهنگی منقول و غیرمنقول خواهد بود..
آثار با ارزش تاریخی فرهنگی همواره در معرض هجوم عوامل بیولوژیکی و تخریب ناشی از آن قرار دارند به ویژه وقتی که شرایط فیزیکی و شیمیایی اثر و محیط اطراف آن با خصوصیات یک ارگانیسم یا یک میکروارگانیسم سازگار باشد. بنابراین جلوگیری از وقوع چنین شرایطی و پیشگیری از هجوم عوامل بیولوژیکی باید از جمله اهداف اصلی و اولیه هر مرکزی باشد. طی سالها روشهای مختلفی مانند استفاده از مواد ضد عفونی کننده برای کنترل عوامل بیولوژیکی در مجموعه های مختلف تاریخی و فرهنگی به کار گرفته شده است. با گذشت زمان و با افزایش آگاهی از تأثیرات مخرب ناشی از استفاده این مواد روی آثار مورد درمان محیط زیست و کاربران امروزه استفاده از روشهای جایگزین غیرسمی بیشتر توصیه میشود. تجربه نشان داده است روشی که کمترین آسیب را به مجموعه ها و کارکنان وارد میکند روش پیشگیرانه و کنترل منظم است که از طریق نظارت و اداره محیط امکان پذیر است. مدیریت تلفیقی آفات با هدف نهایی دور کردن عوامل بیولوژیکی مخرب از یک مکان از جمله روشهای پیشگیری دراز مدت و غیرسمی کنترل عوامل بیولوژیکی است که امروزه در بسیاری از موزهها بایگانیها و کتابخانهها به کار گرفته میشود. در این مقاله ضمن مروری کوتاه بر فرسودگی زیستی و راهبردهای پیشگیرانه و کنترل آن پایش میکروبیولوژیک هوای داخل چهار مخزن در مجموعه میراث جهانی کاخ موزه گلستان شامل مخازن پوشاک مردم شناسی کتابخانه نسخ خطی مخزن فرش و تابلوهای نقاشی انجام گرفت. برای این منظور نمونه برداری از هوا به روش رسوبی انجام گرفت
و کلونیهای میکروبی جداسازی شده بر روی محیطهای کشت بررسی و شناسایی شدند. نتایج حاصل از پایش میکروبیولوژیک هوای داخل مخازن در این مطالعه نشان داد به جز مخزن فرش بقیه مخازن شامل مخزن پوشاک مردمشناسی مخزن نسخ خطی و مخزن تابلوهای نقاشی از نظر تعداد میکروارگانیسمهای موجود در هوا در سطح قابل قبول میباشند.
حفاظت از میراث فرهنگی مجموعهای گسترده از اقدامات و رویکردها را در بر میگیرد که با هدف حفظ، حراست و انتقال آثار فرهنگی به نسلهای آینده انجام میشود. یکی از چالشهای اساسی این حوزه، پیشگیری از زوال و آسیبهای احتمالی به آثار است، چرا که تغییرات و فرسودگی در طول زمان، جزئی طبیعی و اجتنابناپذیر از ماهیت مواد به شمار میرود و عوامل محیطی و انسانی نقش مهمی در تسریع این روند دارند. در این راستا، حفاظت پیشگیرانه به عنوان رویکردی علمی و جامع مطرح است که با کنترل و مدیریت تغییرات اجتنابناپذیر، به کندسازی، به تعویق انداختن یا متوقف ساختن تخریب آثار میپردازد. پرسش اصلی این پژوهش، بررسی این موضوع است که چگونه حفاظت پیشگیرانه میتواند فراتر از تنظیم شرایط محیطی، با بهرهگیری از مجموعهای هماهنگ از روشها و ابزارها، اثرگذاری خود را در حفظ میراث فرهنگی افزایش دهد. این اقدامات شامل مستندسازی دقیق، استفاده از فناوریهای نوین مانند مدلسازی و شبیهسازی دیجیتال، پایش و کنترل پیوسته شرایط محیطی، بهکارگیری روشهای بهینه برای نگهداری و جابهجایی آثار، برنامهریزی مدیریت بحران و آموزش مستمر مخاطبان در سطوح تخصصی و عمومی، تنظیم قوانین حقوقی و بیمه آثار میشود. همچنین، موفقیت برنامههای حفاظت پیشگیرانه مستلزم همکاری میانرشتهای و هماهنگی میان متخصصان حوزههای مختلف نظیر مرمت، مدیریت ریسک، حقوق میراث فرهنگی و آموزش است. شناخت دقیق مخاطرات و تهدیدها، ارزیابی مستمر و اولویتبندی مسائل حفاظتی نیز از دیگر ارکان مهم این فرایند به شمار میرود. این مقاله با مرور تحلیلی این ابعاد، نقش کلیدی حفاظت پیشگیرانه را در تضمین بقای بلندمدت میراث فرهنگی و ارتقای پایداری این سرمایههای ارزشمند بشری بررسی میکند و چارچوبی کلی برای تدوین راهبردهای مؤثر در این زمینه ارائه میدهد.