مطالعه و بررسی دیوارنگارههای ایرانی با توجه به قدمت و ارزش بصری و هنریشان،همواره مورد توجه پژوهشگران و تاریخدانان هنر بوده است.زمانیکه موضوع نقاشی ایرانی مطرح میشود،تصاویر موجود بر نسخ خطی و مرقعات به اذهان خطور میکند.اما نباید فراموش کرد که هنرمندان ایرانی از دیرباز در زمینههای گوناگون هنر تصویری و تزئینی فعالیت داشتهاند.شواهد گویای آن است که هنر دیوارنگاری بسیار کهنتر از سنت تصویرگری کتاب بوده است.در دوران کهن، دیوارنگاری بیشترین اهمیت را در میان انواع هنرهای تصویری داشته است.هر چند در خلال چهار قرن حکومت مغولان بر ایران اهمیت آن در مقایسه با تصویرگری کتاب بسیار کاهش یافت.تا اینکه در دوره صفویان این هنر تصویری مجدداً مورد توجه قرار گرفته و نمونههایی از آنها را میتوان در کاخهای سلطنتی که از این دوران باقی مانده است، مشاهده کرد. همانطور که اشاره شد،در دوره حکومت مغولان اهمیت دیوارنگارهها در مقایسه با تصویرگری کتاب بسیار کاهش یافت و با وجود آثار با ارزش نگارگری،دیوارنگارههای اندکی باقی مانده است. نقاشیهای موجود در چلهخانه بقعه پیربکران از معدود نمونههای تصویری بهجای مانده از این دوران است و دارای طرحها و نقوشی کاملاً مشابه با مینیاتورهای مکاتب این دوره میباشد.همچنین دارای تفاوتهای چشمگیری با دیوارنگارههای صفوی از لحاظ نوع ترکیببندی،رنگهای بهکار رفته و طراحی نقوش است. از این رو لازم است علاوه بر مطالعه بر روی عناصر تصویری و مقایسه آنها با مینیاتورهای بهجای مانده از این دوره، مسائل تکنیکی و شیوه اجرا و مواد و مصالح بهکار رفته در این اثر با ارزش هنری و تاریخی بررسی شود. در این مقاله سعی شده تا حد توان و امکانات به شناخت هر چه بیشتر اثر از لحاظ مطالعات تطبیقی- تاریخی و فنشناسی پرداخته شود. برای این منظر به کمک روشهای آزمایشگاهی، انواع رنگهای بهکاررفته در این اثر و چگونگی اجرای آنها مورد بررسی قرار گرفتند. با این حال به دلیل محدودیت در نمونهبرداری از این اثر بسیار نفیس و منحصربهفرد در زمینه شناخت مواد و مصالح بهکاررفته در اجرای تزئینات این مقاله، دارای کمبود و نواقصی است که امید استدر مراحل بعدی مطالعات و پژوهشها برطرف شود.
حفاظت از آثار تاریخی دو وجه دارد، وجهی که بعد مادی اثر را مدنظر قرارمیدهد و وجهی که ارزشهای معنوی، هنری، تاریخی و زیباییشناسی آنها را لحاظ میکند. بنابراین، معرفی، مستندسازی و ثبت آثار مختلف تاریخی بهعنوان بخشی از فرایند حفاظت و مرمت، علاوه بر اینکه با نقش ترویجی که در فراهمکردن درک و شناخت از ارزشهای هنر و فرهنگ برعهده دارد و موجب حفاظت و کمک به احیاء آنها نیز میشود. در این پژوهش تلاش شدهاست که با معرفی مجموعه کاشیهای پایگاه میراث جهانی تختسلیمان بهعنوان یکی از مجموعههای ارزشمند هنر ایرانی که از قدمت و تنوع بالایی برخوردار است، این نیاز حفاظتی را پوشش دادهشود. برای دنبالکردن این هدف از روش توصیفی و تحلیلی، و بررسی و گردآوری مستندات میدانی و مطالعات کتابخانهای بهره گرفتهشد. در نتیجه این مطالعه بیش از 5400 کاشی شامل انواع کاشیهای نفیس زرینفام در اشکال و نقوش متنوع، کاشی لاجوردی، فیروزهای، طلاچسبان با نقوش برجسته، کاشیهای هندسی، نمونههای کاشیهای تکرنگ و برخی آجر کاشیها شناساییشد.
اورینب نظریان، محمد مرتضایی، آرمان شیشهگر، رضا شعبانیصمغآبادی، دوره 8، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
سکههای طلا از مهمترین مواد باستانشناختی است که از دوران تاریخی در مناطق مختلف ایران ضرب شدهاند. با مطالعات روشمند ساختار بیرونی و درونی سکهها، علاوه بر احراز هویت تاریخی و تعیین اصالت، در زمینهی کاربرد رویکردهای تحلیلی در رفع ابهامات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دورههای مختلف تاریخی اهمیت فراوانی دارد. در این پژوهش، سه عدد سکهی طلا از ضرابخانههای مختلف از مجموعه سکههای زرین سلطان ابوسعید بهادر، فرمانروای ایلخانی، موجود در مخزن موزه ملی مورد مطالعه باستانشناختی و باستانسنجی قرار گرفت. در گام نخست، با هدف دسترسی به مستندات احراز هویت و شناسایی عناصر تشکیلدهنده سطح بیرونی، مراحل مستندنگاری و خوانش نقوش و خطنگارهها و توزین و اندازهگیری قطر سکهها انجام شد. در گام بعدی و در مهمترین مرحله پژوهش، بهمنظور شناسایی ساختار درونی سکههای مورد مطالعه، آنالیز عنصری فلز سکه بهمنظور شناسایی ساختار متالورژیکی سکهها انجام شد. در این مرحله بر روی نمونهها آزمایش غیرمخرب پیکسی انجام شد. این آزمایش روشی غیرمخرب با حساسیت تحلیلی بالا و همچنین ابزاری علمی، دقیق و کاربردی برای تجزیهوتحلیل سکههای تاریخی میباشد. آنالیز با کاربرد شتابدهنده و اندوگراف پژوهشکده فیزیک و شتابگرها در آزمایشگاه انرژی اتمی ایران انجام شد. پس از دستیابی به دادههای ریزساختار اصلی، از آنجا که درصد ناخالصی نقش مهمی در تعیین عیار سکههای طلا دارد، بنابراین با هدف تعیین میزان خلوص، با تمرکز بر دادههای ریزساختار ناخالصی، درجه خلوص و تغییرات عیاری در هر سه سکه با کاربرد روش آمار تحلیلی- استنباطی و بهرهگیری از نرمافزار SPSS مدل واریانس یکطرفه دادهها استخراج و بهمنظور دقت بالا در نتایج حاصله، تفاوت در شاخصهای توصیفی با انجام آزمون توکی دادههای بهدستآمده آزمایش گردید.
کتیبه گچبری مسجد آققلعه در شهر نقاب سبزوار، یکی از آثار شاخص دوره ایلخانی در شرق ایران بهشمار میرود که از منظر هنری، تاریخی و فناوری اهمیت ویژهای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فنون اجرایی، آسیبشناسی، مطالعات آزمایشگاهی و تدوین شیوهای علمی در حفاظت و مرمت این کتیبه انجام گرفته است. در مرحله نخست، با روشهای مطالعات میدانی و تصویربرداری، وضعیت کلی کتیبه از نظر ساختار، لایههای رنگ، گچبری و تزئینات بررسی و مستندسازی شد. سپس با بهرهگیری از روشهای آنالیز دستگاهی پراش و فلورسانس پرتوی ایکس، ساختار و ترکیبات شیمیایی رنگدانههای مورد استفاده در تزئین کتیبه شناسایی گردید که نتایج آن حاکی از کاربرد رنگدانههای طبیعی معدنی نظیر قرمز اخرا و آبی لاجورد بود. در مرحله آسیبشناسی، عوامل تخریب و فرسایش اثر، همچون رطوبت صعودی و نزولی، نوسانات دمایی، فشار سازهای، آلودگیهای شیمیایی و بیولوژیکی و مداخلات مرمتی غیراصولی توسط عوامل انسانی شناسایی شد. بر این اساس، مراحل مختلف مرمت شامل پاکسازی، استحکامبخشی، بازسازی بخشهای کمبود نقوش و کتیبه گچبری، موزونسازی رنگی و تثبیت نهایی اجرا گردید و در تمامی مراحل اصل بازگشتپذیری، کمینهسازی مداخله و هماهنگی بصری رعایت شد. در پایان، برای حفاظت بلندمدت اثر، پیشنهاداتی همچون کنترل شرایط محیطی، نصب حفاظ، آموزش متولیان و دفع رطوبت زیرساختی ارائه گردید. آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه مرمت آثار ایلخانی متمایز میسازد، بهکارگیری همزمان دادههای آزمایشگاهی پیشرفته با تحلیلهای میدانی برای ارائه یک مدل اجرایی یکپارچه و بومیسازیشده در مرمت کتیبههای گچبری رنگآمیزیشده دوره ایلخانی است؛ مدلی که پیشتر در پژوهشهای مرتبط با تزئینات گچی شرق ایران بهصورت نظاممند ارائه نشده بود.