جستجو در مقالات منتشر شده


19 نتیجه برای فدایی

حمید فدایی، آزیتا میرزایی،
دوره 1، شماره 2 - ( ویژه‌نامه شماره 1.2 1396 )
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی روش‌های حفاظت اضطراری در محوطه باستانی چغازنبیل با تمرکز بر پوشش‌دهی محل‌های کاوش شامل چاهک‌ها، شبکه‌های سطحی و بقایای معماری می‌پردازد. هدف از این اقدامات، حفاظت آثار کاوش‌شده در برابر عوامل محیطی همچون رطوبت، فرسایش و تخریب تدریجی، در بازه‌های زمانی موقت یا بلندمدت بوده است. روش تحقیق مبتنی بر مشاهدات میدانی، ارزیابی مصالح موجود و رجوع به تجربیات پیشین حفاظت در این محوطه است. در این پروژه، استفاده از مصالح شن و ماسه از نوع شکسته و با دانه‌بندی متغیر بین ۲ تا ۲۰ میلی‌متر به‌عنوان مواد پُرکننده ترانشه‌ها و چاهک‌ها توصیه شد. در انتخاب این مصالح، پرهیز از ناخالصی‌هایی نظیر گچ، انیدریت و انواع سولفات‌ها که می‌توانند منجر به بروز نمک‌های محلول و آسیب به آثار شوند، مورد توجه قرار گرفت. پوشش‌دهی چاهک‌ها، شبکه‌ها و سکوی آجری با رویکردی مرحله‌ای و متناسب با عمق و اهمیت آن‌ها انجام شد. در چاهک‌های عمیق‌تر، لایه‌هایی از شن و خاک نرم با تراکم مناسب استفاده گردید؛ درحالی‌که برای شبکه‌های کم‌عمق، قشر نازکی از شن کف‌ریزی و سپس با خاک کاوش پر شد. حفاظت از سکوی آجری کتیبه‌دار با دقت بالاتری صورت گرفت و از ماسه نرم به‌عنوان بستر محافظ بهره گرفته شد. یافته‌ها نشان می‌دهند که بهره‌گیری از مصالح طبیعی و روش‌های علمی‌ـ‌تجربی می‌تواند در حفاظت موقت یا دائمی آثار کاوش‌شده در محوطه‌های باستانی مؤثر واقع شود.

پرستو عرفان‌منش، حمید فدایی،
دوره 1، شماره 3 - ( ویژه‌نامه شماره 1.3 1397 )
چکیده

اهمیت اسناد و مدارک تاریخی در تبیین زوایای مبهم حیات اجتماعی و سیاسی یک ملت به‌عنوان دستمایه اصیل عرصه­‌های تحقیق بر هیچ‌کس پوشیده نیست. در این رهگذر حفظ و نگهداری این گنجینه ارزشمند ضرورتی تام دارد. ازاین‌رو یکی از وظایف مهم مراکز آرشیوی، پژوهش و تحقیق در جهت کشف راه­‌های بهینه حفاظت و درمان مواد آرشیوی است. پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی فرهنگی با توجه به مطالعات گسترده در سالیان گذشته روی مرکز اسناد پژوهشگاه میراث فرهنگی، توانسته است به نتایج قابل‌تأملی دست یابد. مجموعه مطالعات صورت گرفته روی اسناد از سال 1387 تا 1394 انجام‌گرفته و روند تغییرات ایجادشده روی آن­ها را مطابق شرایط بیان می­‌نماید. از سوی دیگری به‌منظور هرچه بهتر فراهم کردن شرایط محیطی و نگهداری آن­ها پیشنهاد‌ها و فعالیت­‌هایی را ارائه می­‌کند.

حمید فدایی، مجید ایاسی، پریسا بابر شمس گویی موگویی، مسعود باتر، کاظم برهانی اَهنگ، الهه خاکباز الوندیان، محمدسعید ساعدی، روزبه شمسی، رضا شیخ‌الاسلامی، مجید علومی، مهدی کلیایی، ناهید هراتی اردستانی، رضا هورمهر، سهیلا ذکوی،
دوره 1، شماره 4 - ( ویژه‌نامه شماره 1.4 1397 )
چکیده

 ﮐﺎوش‌های ﺑﺎﺳﺘﺎنﺷﻨﺎسی ﻣﺤﻮﻃﻪ تاریخی ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ در زﻣﺴﺘﺎن 1344 خورشیدی به ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ دﮐﺘﺮ ﻧﮕﻬﺒﺎن آﻏﺎز ﺷﺪ و ﻃﯽ 14 ﻓﺼﻞ، ﺗﺎ ﺳﺎل 1357 اداﻣﻪ یافت. این ﺣﻔﺎریﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺸﻒ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای ارزﺷﻤﻨﺪ از آﺛﺎر ﻣﻌﻤﺎری و اﺷﯿﺎی ﻣﺘﻨﻮع تاریخی اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ. از ﺟﻤﻠﻪ یافتهﻫﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻇﺮوف و اﺷﯿﺎی ﺳﻔﺎﻟﯽ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﮔﻞ ﻧﺒﺸﺘﻪﻫﺎ، ﻣﻬﺮﻫﺎ و اﺛﺮ ﻣﻬﺮﻫﺎ، اﻧﻮاع اﺷﯿﺎی ﻣﻔﺮﻏﯽ، ﻗﻄﻌﺎت ﻣﺘﻌﺪد اﻧﺪودﻫﺎی ﮔﻠﯽ ﻣﻨﻘﻮش، ﺗﺎﺑﻮت ﻫﺎ، اﺷﯿﺎی ﺳﻨﮕﯽ، ﺳﺮدیسﻫﺎی ﮔﻠﯽ و ﻧﯿﺰ اﺷﯿﺎی تزئینی ﻫﻤﭽﻮن ﮔﺮدﻧﺒﻨﺪ، ﭘﻼکﻫﺎ، ﻇﺮوف ﺷﯿﺸﻪای و اﺑﺰار اﺳﺘﺨﻮاﻧﯽ اﺷﺎره ﮐﺮد. ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﯽ از این آﺛﺎر اﻣﺮوزه در ﻣﻮزه ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ ﻧﮕﻬﺪاری ﻣﯽﺷﻮد. در ﭘﯽ ﺣﺠﻢ و اﻫﻤﯿﺖ اﺷﯿﺎی ﻣﮑﺸﻮﻓﻪ، ایده ﺗﺄﺳﯿﺲ ﻣﻮزه‌ای در ﺟﻮار ﻣﺤﻮﻃﻪ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ در ﻓﺼﻞ دوم ﮐﺎوشﻫﺎ ﻣﻄﺮح گردید. ﺳﺎﺧﺖ این ﻣﻮزه از ﺳﺎل 1349 آﻏﺎز و ﭘﺲ از ﺗﮑﻤﯿﻞ ﺑﻨﺎ، در ﺑﻬﺎر 1352 اﻓﺘﺘﺎح ﺷﺪ. ﺑﺎ ﺷﺮوع ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ در ﺳﺎل 1359، ﻣﻮزه ﺗﻌﻄﯿﻞ و ﺑﺨﺸﯽ از اﺷﯿﺎی ﺷﺎﺧﺺ آن ﺑﻪ ﺗﻬﺮان ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪ، در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ دیگر آﺛﺎر در ﻣﺤﻞ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪ. در ﺑﻬﺎر 1380، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﭘﮋوﻫﺸﯽ و ﺣﻔﺎﻇﺘﯽ در ﭼﺎرﭼﻮب پایگاه ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﭼﻐﺎزﻧﺒﯿﻞ – ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ. ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ اﻗﺪام بنیادین در این دوره، ﺳﺎﻣﺎن‌دﻫﯽ وﺿﻌﯿﺖ ﻧﮕﻬﺪاری اﺷﯿﺎی ﻣﻮزه ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎری ﮔﺮوﻫﯽ از داﻧﺸﺠﻮیان رﺷﺘﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺻﻮرت ﭘﺬیرﻓﺖ. ﻃﯽ این فرآیند، آﺛﺎر ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﮐﻪ ﭘﯿﺶﺗﺮ در ﺷﺮایطی ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﮕﻬﺪاری ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ، ﮔﺮدآوری، ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی، ﺛﺒﺖ، ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎزی و در نهایت ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﻣﻨﻈﻢ و شایسته ﺳﺎﻣﺎن‌دﻫﯽ ﺷﺪﻧﺪ. این اﻗﺪام زﻣﯿﻨﻪای اﺳﺎﺳﯽ ﺑﺮای ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﺻﯿﺎﻧﺖ پایدار از ﻣﯿﺮاث ارزﺷﻤﻨﺪ ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ فراهم آورد.

حمید فدایی، امیرحسین کریمی، آناهیتا اولیایی،
دوره 2، شماره 4 - ( Special issue 1398 )
چکیده

بخشی از اسناد و مدارک قدیمی مرتبط با تاریخ موزه هفت‌تپه و وضعیت عمومی میراث فرهنگی منطقه، در ساختمان این موزه نگهداری می‌شود. پس از تشکیل و استقرار دفتر مطالعاتی پایگاه میراث فرهنگی چغازنبیل در ساختمان موزه ـ که در جریان جنگ تحمیلی هشت‌ساله تعطیل شده بود ـ ساماندهی اشیای مطالعاتی باقی‌مانده و همچنین اسناد قدیمی در دستور کار قرار گرفت. این مجموعه اسناد عمدتاً شامل نامه‌های اداری (فارسی و انگلیسی)، آمار بازدیدکنندگان، معرفی‌نامه‌ها، شناسنامه‌های قدیمی اشیای موزه، پرونده‌های پرسنلی کارکنان پیشین، و دفاتر ثبت مکاتبات و حضور و غیاب است. اسناد موجود مربوط به سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۰ خورشیدی بوده و در شرایط نامناسبی نگهداری می‌شدند. این مجموعه در دو مرحله، طی سال‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۲، مورد بررسی و ساماندهی قرار گرفت که در مقاله حاضر به آن پرداخته می‌شود. اسناد یادشده از آن رو حائز اهمیت‌اند که بخشی از تاریخ موزه و رویدادهای آن را بازتاب می‌دهند. به دلیل آسیب‌پذیری و فرسودگی بسیاری از آن‌ها، پس از دسته‌بندی، فهرست‌برداری و بررسی اولیه، در پوشش‌های نایلونی شفاف قرار داده شده و در زونکن‌های مربوط بایگانی گردیدند. همچنین، اسکن دیجیتال اسناد و ذخیره‌سازی اطلاعات نامه‌های مهم از دیگر اقدامات ساماندهی بود. این امر امکان مطالعه عمیق‌تر در خصوص گذشته موزه، آثار آن و نیز وضعیت میراث فرهنگی منطقه در سال‌های پیش از انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی را فراهم ساخته است.

پارسا پهلوان، حمید فدایی، استفانیا منزی، ماریا کیارا بینیوزی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

بر‌اساس نیازهای مرمتی در محوطه جهانی پاسارگاد، با در نظر گرفتن ملاحظات پایداری، سازگاری، بازگشت‌پذیری و اقتصادی سه گروه ملات طراحی شدند. برای این مهم، ملات‌های آهکی هوایی با آهک میکرونیزه و استاندارد به‌همراه افزودنی ارگانیک به‌منظور هماهنگی با رطوبت نسبی پایین استان فارس انتخاب شدند. ملات‌های طراحی‌شده، در مقیاس آزمایشگاهی در بیش از صد نمونه ساخته شدند و براساس برنامه زمان‌بندی، توزیع شبکه تخلخل، نفوذپذیری در برابر بخار آب، پایایی و کربوناسیون سنجیده شدند. از آنجا که پارامترهای تأثیرگذار بر ملات در اقلیم طبیعی از محیط آزمایشگاهی بیشتر و پیچیده‌تر است، تمام روند ساخت ملات و انجام آزمون‌ها در اقلیم پاسارگاد تکرار شد تا تأثیر تفاوت اقلیم و آزمایشگاه بر کارایی ملات‌های مرمتی نیز مطالعه شده باشد. روش انجام این پژوهش تجربی و نظری است؛ بخش تجربی در آزمایشگاه و سایت به ساخت نمونه ها و انجام آزمون ها مترتب است. امکان سنجی تناسب این ملات‌ها با ابنیه تاریخی و مقایسه ویژگی های ملات ها در آزمون ها با مطالعات و پژوهش های موجود به روش نظری انجام شده است. مقایسه نتایج آزمون‌های شبکه تخلخل و رفتار آب و بخار آب ملات‌های این پژوهش با ملات‌های استاندارد مرمتی دنیا، به ظرفیت بالای ملات‌های آهکی هوایی بوم‌آورد در کارکرد مرمتی در اقلیم استان فارس اشاره دارد.

رضا وحیدزاده، حمید فدایی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

فرسایش میراث خشتی تحت تأثیر عوامل طبیعی به ویژه بارندگی و رطوبت، امروزه از مهمترین چالش‌های حفاظت از این میراث به شمار می‌رود. در کنار گزینه‌های سنتی حفاظت از میراث خشتی همچون استفاده از اندود کاه گل در سال‌های اخیر محصولات شیمیایی متنوعی جهت حفاظت مواد و مصالح ساختمانی به ویژه در برابر تهدید ناشی از رطوبت به بازار عرضه شده است و به تبع آن تمایلات جدی در زمینه ارزیابی این مواد در حوزه حفاظت و مرمت ابراز شده است؛ بنابراین ارزیابی علمی ویژگی‌های این مواد به منظور استفاده سنجیده از آن‌ها ضروری به نظر می‌رسد. از آنجایی که بسیاری از مواد شیمیایی موجود در بازار به طور عمده برای حفاظت از سنگ و آجر طراحی شده اند، انجام این مطالعه به منظور حفاظت از مصالح خشتی و بهینه سازی نفوذ این مواد در بافت خشت ضروری به نظر می‌رسید در این پژوهش با توجه به نیاز به افزایش مقاومت خشت‌ها در برابر رطوبت خواص آب‌گریزی چهار محصول مختلف تجاری با نام‌های Stain Repellent AKEMI SRP130 Long Life, PTS بر ساختار خشت‌ها ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شد. نتایج تحقیق نشان داد که اگر چه همه مواد تجاری بررسی شده امکان افزایش مقاومت خشت در برابر رطوبت را به طور قابل توجهی فراهم می‌کنند، اما ماده Long Life نسبت به سایر محصولات شیمیایی توانایی بالاتری در نفوذ و آب‌گریزی خشت‌ها دارد. این موضوع می تواند مقاومت سطح خشت را هم در برابر تماس طولانی مدت با رطوبت و هم در برابر عوامل فرسایش مکانیکی به طور قابل توجهی افزایش دهد. نتایج این پژوهش می‌تواند به عنوان مبنای مطالعات آینده در جهت بومی‌سازی مواد شیمیایی برای حفاظت از آثار خشتی و بهینه‌سازی کاربرد آن‌ها در حفاظت و مرمت و از بناهای تاریخی خشتی استفاده شود.

حمید فدایی، آزیتا میرزایی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

تپه کنار صندل جنوبی، واقع در حوزه آبریز هلیل رود، یکی از شاخص‌ترین محوطه‌های پیش از تاریخ در پهنه دشت جیرفت محسوب می‌شود. مهم‌ترین پیکره انسانی کشف‌شده در این محوطه، یک نقش برجسته گلین به اندازه طبیعی انسان است که درون فرورفتگی‌ای شبیه به درگاه، در یک اتاق بزرگ قرار داشته است. این نقش برجسته که از آن به‌عنوان کهن‌ترین نمونه نقش برجسته پیکره‌ای یادمانی خشتی همراه با معماری در خاورمیانه یاد می‌شود، مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است. از زمان کشف این اثر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی تاکنون، حفاظت از آن به یکی از دغدغه‌های اصلی کارشناسان تبدیل شده است. پیشینه کاوش‌های غیرمجاز در منطقه، همراه با کمبود زیرساخت‌های مناسب برای نگهداری و مراقبت دائمی از محوطه، این نگرانی‌ها را تشدید کرده است؛ تا جایی که گاهی انتقال اثر به موزه به‌عنوان یک راه‌حل پیشنهاد شده است. پرسش اصلی این پژوهش بر تعیین رویکرد مناسب برای حفاظت از نقش برجسته در محوطه متمرکز است. در این تحقیق، با استفاده از روش‌های کتابخانه‌ای و میدانی، اطلاعات مرتبط با محوطه و نقش برجسته گردآوری شده و شرایط محیطی تأثیرگذار بر فرسایش اثر برداشت و مستندسازی شده است؛ سپس این اطلاعات مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که پوشش حفاظتی کنونی اثر نامناسب بوده و شرایط محیطی، به‌ویژه رطوبت صعودی از خاک که حاوی نمک‌های محلول است، می‌تواند به تسریع فرسایش و تخریب لایه‌های رنگی سطح اثر منجر شود. بر این اساس، این پژوهش پیشنهاد‌هایی برای حفاظت بهینه از اثر ارائه کرده است.

امیر ارشاد لَنگرودی، حمید فدایی، کامران احمدی، منیر بهشتی‌فر،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

استحکام‌بخشی و آب‌گریزی مواد و مصالح سازنده تاریخی و به ویژه سطح سنگ‌های تاریخی یکی از مداخلات حساس و چالش‌برانگیز در حوزه حفاظت آثار فرهنگی است که نیازمند بررسی‌های دقیق و تحقیقات جامع برای کاهش عوارض جانبی احتمالی است. این اقدامات به‌ویژه زمانی ضرورت پیدا می‌کند که آثار سنگی در فضای باز در معرض تخریب و فرسایش عمیق قرار گرفته یا دچار تغییرات سطحی قابل‌توجهی شده باشند که می‌تواند به از بین رفتن زیبایی و انسجام ساختاری آن‌ها منجر شود. در صورت عدم مداخله به‌موقع، عوامل فرسایشی به لایه‌های عمیق‌تر اثر نفوذ کرده و خطر فروپاشی کامل را به دنبال خواهند داشت. در این پژوهش، عملکرد سه نوع پوشش‌دهنده صنعتی مبتنی بر سیلان/ سیلوکسان شامل واکر 290، واکر 3003 و لانگ‌ لایف در فرآیند پوشش‌دهی مصالح سنگی ارزیابی شده است. در اینباره ویژگی‌های فیزیکی، مکانیکی و به‌ویژه خصوصیات آب‌گریزی این مواد بر روی سطح سنگ مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. نتایج نشان داد که هر سه ماده خاصیت دافع رطوبت دارند، اما مواد لانگ‌لایف و واکر 290 به دلیل ایجاد پیوند مناسب‌تر با سطح سنگ، عملکرد بهتری از خود نشان دادند. این یافته‌ها می‌تواند راهنمایی مؤثر برای انتخاب مواد مناسب در پروژه‌های حفاظتی آثار تاریخی ارائه کند و از تخریب زودهنگام این میراث ارزشمند جلوگیری نماید.

ناصر اسلامی، حمید فدایی، جواد عباسی،
دوره 4، شماره 1 - ( 7-1400 )
چکیده

حضور نمک‌های محلول تهدیدی جدی برای بناها و اشیا تاریخی متخلخل است. مکانیسم تخریب توسط نمک‌ها در مواد تخلخل همانند سنگ یک فرایند فیزیکی است که بر اساس فشار تولید شده از بلوری شدن در داخل منافذ مواد عمل می‌کند. در سال‌های اخیر روش‌های زیادی برای بیرون کشیدن یا غیرفعال کردن این نمک‌ها ارائه شده است. میزان سنجش کارایی هر سیستم نمک‌زدایی را مقدار نمک‌های پاک شده و اینکه چه عمقی از اثر مورد درمان قرار می‌گیرد تعیین می‌کند در واقع انتقال یون‌ها در نتیجه اتحاد به گروه از انرژی است انرژی جنبشی انرژی الکتریکی و انرژی شیمیایی این سه عامل محرک خروج و حرکت یون‌ها در یک فرایند نمک‌زدایی بهینه هستند. روش الکتروجنبشی یک روش غیرتخریبی برای بیرون کشیدن نمک‌های محلول بر اساس مهاجرت الکتریکی یون‌های موجود در داخل اثر است. این روش برای شبکه‌های با تخلخل بسیار ریز با نفوذپذیری هیدرولیکی بسیار پایین نیز کارایی دارد در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای به این روش به خصوص در کشورهای اروپایی شده است. میزان بالای خروج نمک‌ها و عمق زیاد تحت درمان باعث شده که تحقیقات بسیاری بر روی این روش انجام شود و نتایج قابل توجهی از تأثیر این روش بر روی میراث تاریخی مشاهده شده است. در این مقاله مروری شده است بر پیشینه کلیات و اصول این روش در حفاظت و نمک‌زدایی مواد تاریخی متخلخلی که در خطر تخریب توسط نمک‌های محلول قرار دارند. مقایسه نتایج حاصل از روش‌های سنتی نمک‌زدایی با این روش حاکی از بهبود کیفیت نمک‌زدایی کوتاه شدن زمان عملیات و کارایی بالای این روش است.

حمید فدایی، محسن چاره‌ساز،
دوره 4، شماره 2 - ( 8-1400 )
چکیده

از روش‌های رایج در حفاظت از ساختارهای معماری در محوطه میراث جهانی تخت سلیمان استفاده از اندود کاهگل بوده است. این اندود عمدتا بر روی ساختارهای سنگی و آجری اجرا شده است. اگرچه اندود کاهگل شیوه متعارف حفاظت از معماری خاکی در بیشتر مناطق ایران با اقلیم گرم و خشک محسوب می‌گردد اما متأسفانه این اندود در اقلیم پر بارش کوهستانی تخت سلیمان همراه با دماهای زیر صفر منطقه با فرسایش زیادی روبروست. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی و ارزیابی جایگزینی گچ سنتی نیم پخت - نیم کوب به جای اندود کاهگل به منظور انجام پوشش حفاظتی بالای دیواره‌ها و بقایای معماری است. تا از نفوذ رطوبت به ساختارهای معماری ممانعت گردد، ضمن آنکه خود نیز دچار کمترین میزان فرسایش شود. روش‌شناسی گردآوری داده‌های این پژوهش به صورت میدانی و با انجام مشاهده و مستندسازی همراه بوده است و بر روی داده‌ها کار تحلیل لازم انجام شده است. بررسی‌های میدانی در زمینه بازتولید و استفاده از گچ سنتی به عنوان ملاط مرمتی در محوطه بیانگر تجربه‌ای موفق در این مورد بوده است. همچنین نتایج نشان می‌دهد این ملاط که از کوبیدن و خرد کردن سنگ گچ پخته شده در کوره تهیه می‌شود ویژگی‌های مشابه ملاط‌های اصلی را داراست و از استحکام مناسبی نیز در شرایط آب و هوایی سخت منطقه برخوردار است. بر این اساس میتواند به عنوان یک پوشش قربانی شونده جایگزین مطلوبی برای اندود کاهگل باشد.

حمید فدایی، علی اقراء،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

به منظور مستندسازی میراث فرهنگی از نوع غیرمنقول آن، ابزار و روش‌های متنوعی وجود دارد (Malinverni et al., 2016). هر یک از این ابزار و روش‌ها، بسته به شرایط و ویژگی‌های اثر و همچنین با توجه به مقیاس و دقت مورد نیاز، به‌کار گرفته می‌شوند (Balletti & Guerra, 2015). روش‌های سنتی مستندنگاری مانند ترسیم با دست آزاد، نقشه‌کشی، عکاسی از شیوه‌های اولیه و پایه‌ در ثبت آثار هستند. استفاده از این روش‌ها علاوه بر زمان‌بر بودن، به نیروی انسانی زیادی نیازمند است و معمولاً ثبت جزییات زیاد از این طریق ناممکن است (Hassani, 2015). ناکارآمدی روش‌های سنتی در مستندسازی سه‌بعدی و یکپارچه آثار میراث فرهنگی از یک‌سو و پیشرفت علوم و فنّاوری اخذ داده رقومی از سوی دیگر، محققین را بر آن داشته که درصدد یافتن روش‌هایی سریع، غیر مخرب و کم‌هزینه و ابزارهایی متناسب با ویژگی‌های این آثار برآیند تا از آن‌ها برای اخذ و ذخیره دیجیتالی اطلاعات دقیق و صحیح و مدیریت پایدار مستندات استفاده کنند (زینال‌پور و دیگران، 1400؛ Gagliolo et al., 2017).
در گذشته تصاویر هوایی در سنجش از دور برای کاربردهای باستان‌شناسی و در شناسایی برخی ویژگی‌ها که بر روی زمین قابل دیدن نبودند استفاده می‌شد(رازانی و دیگران، 1400). به‌کارگیری فناوری‌های فتوگرامتری و سنجش از دور در شناسایی ویژگی‌های باستان‌شناسی مرتبط با زمین همچنان کارآیی دارد (مالیان و دیگران، 1396؛ Egitto, 2013). در دهه‌های اخیر با توسعه فن‌آوری‌های نوین، حوزه میراث فرهنگی با ورود انواع ابزار و شیوههای جدید اعم از فتوگرامتری با لیزر اسکن، مستندنگاری با پهپاد، واقعیت مجازی و غیره روبه‌رو است Grussenmeyer et al., 2018, 305)).
در این میان، مستندنگاری پهپاد مبنا، روش جدیدی است که به‌صورت مستقل یا در ترکیب با سایر روش‌های مستندنگاری، به‌طور گسترده‌ای در مدل‌سازی سه‌بعدی میراث فرهنگی بهره‌برداری می‌گردد. امروزه استفاده از سامانه فتوگرامتری با استفاده از پهپاد و دستگاه‌های پروازی بدون سرنشین که قابلیت هدایت از دور را دارند، توانسته‌اند در مستندنگاری محوطه‌ها و بناهای میراثی اطلاعات قابل‌توجهی را برای حفاظت و نگهداری آن­ها در اختیار متخصصین قرار دهند. فتوگرامتری با استفاده از پهپاد تلفیقی از فتوگرامتری هوایی و فتوگرامتری برد کوتاه است که در آن یک حسگر اخذ داده، شامل دوربین و یا هر وسیله دیگر اخذ داده، بر روی یک سکوی پرواز بدون سرنشین (Unmanned Arial Vehicle-UAV) نصب می‌شود و از ارتفاع کم، داده‌ها اخذ می‌گردند. در این شیوه مستندنگاری، پایین بودن ارتفاع پرواز باعث خواهد شد تصویر با قدرت تفکیک مکانی و کیفیت محتوای بالاتر برداشت گردد؛ بنابراین با استفاده از این تصاویر می‌توان اطلاعات سه‌بعدی دقیق‌تری از سطح زمین تولید نمود (Everaerts, 2018).

حمید فدایی، فردین ناصری،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

تخت‌جمشید یکی از شاخص‌ترین محوطه‌های سنگی برجای مانده در ایران و جهان است که آداب، فرهنگ و رسوم ایرانیان باستان را به نمایش می‌گذارد و از حیث معماری ساختاری و زیبایی بصری قابل توجه است. تالار صدستون بزرگترین تالار ستون‌دار تخت‌جمشید پس از آپادانا است که در مجموعه تختگاه و به زیبایی تمام با یکصد‌ستون مرتفع  خودنمایی می‌کرده و امروزه عمدتاً بقایای پایه‌ستون‌های آن در مکان اصلی خود در این کاخ به‌جای مانده است. قطعات متعدد سنگ متعلق به دیگر اجزای ستون‌ها  نیز همچون قطعات قلمه‌ستون، شالی‌ستون و گل­ستون نیز به‌صورت پراکنده در فضای باز تالار اصلی کاخ و در معرض عوامل آسیب‌رسان طبیعی قرار دارند؛ از این رو اضطرار اقدامات حفاظتی را می‌­طلبند. پژوهش حاضر بر روی یکی از پایه‌ستون‌های این کاخ (پایه‌ستون 4D) متمرکز بوده و  ضمن مطالعات کتابخانه­‌ای، میدانی و آنالیزی و اجرای برنامه اضطراری حفاظت سعی دارد آهنگ الگوی تخریب را در این پایه‌ستون آهسته‌تر کند. در گذشته عمده مرمت­‌های انجام شده در تخت‌جمشید با مصالح ماسه سیمان بوده­است ولی با تغییر در دیدگاه‌ها و مبانی نظری حفاظت از سنگ، استفاده از سیمان به‌دلیل تفاوت ضریب جذب و دفع آب، ضریب انبساط و انقباض و بازگشت‌ناپذیری منسوخ شده است. نتایج آنالیزهای XRD حاکی از آن است که اکسید کلسیم دارای بیشترین مقدار در نمونه‌ها است، همچنین مقدار اندکی سیلیکات، آلومینیوم و آهن در ترکیب سنگ‌ها یافت شده است. سایر اکسید‌ها به عنوان عنصر فرعی نیز به مقدار بسیار کم وجود دارند و نوع سنگ‌های به‌کار رفته در اثر از جنس سنگ آهک با خلوص خوب و کم سیلیس است. از دستاوردهای این پژوهش استفاده از مصالح بر پایه آهک هیدرولیک موسوم به "لدان" است که در ترکیب با مواد افزودنی و پرکننده در بخش‌های کمبود و دارای شکستگی فعال اجرا شده است. اجرای این ملاط حفاظتی که تناسب زیادی با سنگ‌های آهکی دارد باعث شده که درزه‌ها و شکستگی‌های سنگ در برابر نفوذ عوامل رطوبتی مقاومتر عمل نمایند و نرخ فرسایش به طرز چشم‌گیری کاهش یابد.

حمید فدایی،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

محوطه میراث جهانی چغازنبیل در خوزستان یکی از مهمترین محوطه های ایلامی است که با مصالحی از خشت و آجر بنا شده است. امروزه بهره‌گیری از روش پتروگرافی از جایگاه ویژه‌ای در مطالعات باستان‌سنجی مصالح تاریخی همچون آجر و سنگ برخوردار است و با این روش کم هزینه می‌توان اطلاعات فنی و ذی قیمت فراوانی را از مواد و مصالح تاریخی استخراج نمود هدف اصلی این مقاله شناخت ویژگی‌های کانی‌شناسی نمونه آجرهای تاریخی چغازنبیل از طریق بررسی میکروسکوپی مقاطع نازک آن‌ها بوده است. جزییات مورد بررسی آجرها شامل: نوع کانی‌های تشکیل دهنده آجر بافت شامل اندازه و شکل دانه‌ها تخلخل نوع ناخالصی‌ها و نحوه توزیع آن‌ها بوده که به همراه تصاویر مربوطه به تفصیل ارایه شده است. نتایج مطالعات نشان می‌دهد رنگ ظاهری آجرهای چغازنبیل دارای طیف وسیعی از رنگ‌های زرد قهوه‌ای قرمز تا سبز هستند. بررسی‌های میکروسکوپی ضمن معرفی برخی ویژگی‌های فیزیکی آجرهای چغازنبیل عمده کانی‌های موجود در ساختار آن‌ها را از نوع دانه‌های اکسید آهن کلسیت کوارتز ،چرت ژیپس دانه‌های ریز میکا و فلدسپات معرفی می‌کند. همچنین بررسی‌های به عمل آمده تصویری روشن از فرآیندهای فرسایشی آجرها به ویژه تحت تاثیر نمک‌های محلول ارایه داده است.

مصطفی رخشنده‌خو، حمید فدایی، مسعود انصاری، لیلا رضوی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

نقش برجسته‌های ساسانی از مهمترین آثار تاریخی ایران باستان هستند که محل اصلی نمایش این نوع نقش‌ها استان فارس است. در حدود 30 عدد نقش برجسته ساسانی در استان فارس وجود دارد که موضوع اصلی این نقش برجسته‌ها صحنه‌های القاء قدرت، دیهیم بخشی و یا صحنه‌های جنگ و شکار است. متأسفانه بسیاری از این نقش برجسته‌ها به دلیل این­که در فضای باز قرار داشته و عموماً تحت تأثیر شرایط اقلیمی می­باشند، بسته به نوع سنگ موردنظر و موقعیت مکانی، در طول سالیان، آسیب‌هایی را متحمل شده‌اند. برنامه مطالعه، مستندنگاری، تهیه طرح حفاظت و مرمت این مجموعه نقش برجسته‌ها از نظر تاریخی برای تاریخ و میراث فرهنگی کشور اهمیت بسیار دارد. بالغ بر 11 عدد از این نقش برجسته‌ها و همچنین کتیبه‌های خطی متعددی در مجموعه نقش رستم قرار دارد که همگی در فضای روباز و در معرض تهاجم عوامل محیطی (بارش باران، باد، دما و غیره) قرار دارند و همه این عوامل باعث فرسایش تدریجی این نگاره‌ها گردیده‌اند. پرسش اصلی در این مقاله در زمینه نحوه و روند مطالعات، آسیب‌شناسی، آسیب‌نگاری و اجرای مرمت یک اثر صخره‌ای بوده است. در جهت جوابگویی به مشکلات نقش برجسته بهرام دوم پس از انجام مستندنگاری و آسیب‌نگاری اثر مطالعات بصورت آزمایشگاهی و میدانی به انجام رسید. در همین‌باره مطالعات آزمایشگاهی با مطالعه مشخصات فیزیکی، بررسی‌های پتروگرافی و آزمایشات دستگاهی XRD، XRF همراه بوده است. بر اساس این مطالعات نمونه‌های سنگ به طورکامل از کلسیت با مقادیر کمی منگنوکلسیت تشکیل شده است. وقوع هوازدگی فیزیکی و شیمیایی در ساختار سنگ آهک به ایجاد اشکال مختلف آسیب‌ همانند تورق، ترک، شکستگی در سطح نقش برجسته بهرام دوم بوده است. همچنین به منظور حل بخشی از مشکلات فرسایشی بر روی نقش برجسته برخی اقدامات اضطراری حفاظت و مرمت با تمرکز بر استحکام بخشی و مقاوم نمودن سطح در برابر عوامل فرساینده برنامه‌ریزی و اجرا شد.

زهرا مروتی‌‌پور قلعه‌شیخی، حمید فدایی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

در دامنه کوه رحمت در بخش جنوبی تختگاه تخت جمشید، حد فاصل تختگاه و آرامگاه ناتمام منسوب به داریوش سوم مجموعه بناهایی قرار دارند که از نظر معماری شبیه به سایر بناهای قرار گرفته بر روی تختگاه بوده و هم محور هستند و انحرافی ۲۰ تا ۲۵ درجه به سمت غرب دارند این مجموعه موسوم به برزن جنوبی شامل ۸ سازه جدا از هم به وسیله معابر و گذرهایی طراحی شده به هم مرتبط اند و عموما دارای تالارها و ایوان‌های ستون دار هستند. مهیا نمودن برخی از مسائل اقلیمی در این مجموعه همچون مهار کردن شیب زمین کنترل سیلاب‌های روان شده از کوهسار نظم در فرم و ساختارهای برپا شده مسیرهای دسترسی و گذرگاه‌ها عناصر و جزییات معماری و شهرسازی گویای استفاده و بهره‌مندی از علم شهرسازی و طراحی شهری در آن است. متأسفانه پس از کاوش و چند مرحله ابتدایی اقدامات مرمتی در محوطه برزن جنوبی ساختارها به حال خود رها شده است. بیشترین مصالح به کار برده شده در این محوطه خشت بوده که عدم رسیدگی مداوم به آن باعث زوال و تخریب ساختارهای خشتی شده است. ماهیت ناپایدار سازه‌های خشتی در این محوطه اهمیت و ضرورت حفاظت و نگهداری مستمر از این محوطه ارزشمند را گوشزد می‌کند؛ بنابراین در این مطالعه پس از بررسی عوامل آسیب‌رسان طرح حفاظت در قالب طرح حفاظت جامع پیشنهاد گردید. در این طرح سعی بر کاهش روند فرسایش و درمان آسیب‌های ناشی از عوامل آسیب‌رسان مورد نظر بوده است. روش پژوهش در این مقاله از نظر هدف و روش به صورت پژوهش کاربردی و میدانی است و داده‌ها به صورت کیفی بر مبنای استدلالی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. ابزار گردآوری داده‌ها به روش کتابخانه‌ای فیش‌برداری نقشه کروکی و روش میدانی مشاهده‌ای
مصاحبه‌ای تصویربرداری است. از نتایج این پژوهش دسته‌بندی مهم ترین آسیب‌های وارده به محوطه در چهار دسته مختلف و ارائه پیشنهادهای حفاظتی به منظور اصلاح آسیب‌های وارده به محوطه بوده است.

آنیسا شیری، حمید فدایی، لیلا رضوی، مصطفی رخشنده‌خو، محمدرضا علیخواه، زینب محتشم،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

آثار سنگی از زمان ساخت دچار هوازدگی و فرسایش میشوند. اولین مرحله حفاظت شناخت آسیب‌های وارده به اثر و رفع عوامل آسیب‌رسان است. در این پژوهش آسیب‌شناسی آرامگاه خشیارشا واقع در محوطه تاریخی نقش رستم با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای بررسی‌های میدانی زمین‌شناسی و مطالعات آزمایشگاهی انجام شد. نتایج مطالعات پتروگرافی نشان داد که این سنگ‌ها متعلق به سازند سروک هستند. ردیف رسوبی این سازند توالی لایه‌های سنگ آهک ضخیم و به رنگ روشن را نشان می‌دهد با انجام روش ژئوفیزیکی رادار نفوذی زمین GPR) دو دسته شکستگی اصلی و بزرگ در محدود آرامگاه خشیارشا شناسایی شد. روند غالب این شکستگی‌ها شمالی جنوبی و شرقی غربی است. در محل تقاطع شکستگی‌ها پدیده‌های انحلالی توسعه بیشتری یافته‌اند به طوری که حفرات انحلالی و تخلخل غاری بر روی اثر شکل گرفته‌اند. در این پژوهش حضور انواع گیاهان عالی و گلسنگ‌ها از نوع سیانوباکتری از طریق مطالعات میدانی مورد بررسی قرار گرفت.
 

حمید فدایی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

اگرچه مستندسازی در حوزه میراث فرهنگی، نقشی محوری در حفاظت، مدیریت و انتقال دانش مرتبط با آثار ملموس و ناملموس بر عهده دارد، با این وجود چنین فرایندی به‌عنوان ابزاری کلیدی برای شناسایی، ارزیابی و ثبت ویژگی‌ها و ارزش‌های مختلف فرهنگی و تاریخی، کمتر در اسناد مختلف بین‌المللی (همچون منشورها، کنوانسیون‌ها، آیین‌نامه‌ها و توصیه‌نامه‌ها) مورد واکاوی قرار گرفته است. عدم ثبت و مستندسازی نظام‌مند میراث فرهنگی و از بین رفتن داده‌ها نه تنها منجر به خسارت‌های جبران‌ناپذیر به دانش میراث فرهنگی می‌شود، بلکه فرایندهای حفاظت، بازسازی و آموزش را نیز با دشواری مواجه می‌سازد؛ بنابراین این مقاله تلاش می‌کند جایگاه مستندسازی میراث فرهنگی را در اسناد یادشده تبیین نموده و ابزار و روش‌های آن را بررسی نماید. اگرچه بهره‌برداری از این چارچوب‌ها در سطح ملی و محلی اغلب با چالش‌هایی از جمله نبود استانداردهای اجرایی بومی‌سازی شده، کمبود تخصص در بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته و ناکافی بودن منابع مالی و آموزشی مواجه است. در روش‌شناسی، این مقاله بر تحلیل نظام‌مند اسناد بین‌المللی مرتبط با میراث فرهنگی استوار است. لذا ضمن بهره‌گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، جایگاه و تأکید مستندسازی در این اسناد و روش‌ها و ابزار آن بررسی گردید. برای افزایش دقت، تطبیق میان مفاهیم کلیدی و چارچوب‌های نظری مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی انجام شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد به‌طور کلی، اسناد بین‌المللی بر اهمیت و ضرورت مستندسازی به‌عنوان یک رکن اساسی برای حفظ و مدیریت صحیح میراث فرهنگی تأکید دارند. این کار شفافیت در اقدامات مرمتی را افزایش داده و همکاری‌های بین‌المللی را تسهیل می‌کند، به‌ویژه در مواقعی که آثار فرهنگی به‌خاطر عوامل طبیعی و انسانی تهدید می‌شوند. برخی از این اسناد مستندسازی را به‌عنوان بخشی از آموزش و پژوهش در حوزه میراث فرهنگی مورد تأکید قرار داده و آن را راهی برای انتقال دانش و تجارب به نسل‌های آینده می‌دانند. این فرآیند با ارائه اطلاعات کامل و دقیق، نقش مهمی در حفاظت از اصالت، ارزش‌ها و ماندگاری آثار فرهنگی در سطح جهانی ایفا می‌کند و به تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های مرتبط با میراث فرهنگی یاری می‌رساند.

محمدرضا رکنی، حمید فدایی، مرجان کِفیرگیر،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

تخت‌جمشید به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین محوطه‌های باستان‌شناختی ایران، نماد عظمت فرهنگی و هنری دوره هخامنشی است. هنر حجاری و آرایه‌های معماری این دوره با بهره‌گیری از تجربیات و دانش فرهنگ‌های گوناگون، شیوه‌ای نوین و هنرمندانه را خلق کرده است که در نقوش برجسته سنگی تخت‌جمشید نمود یافته‌اند. این نقوش به دلیل ظرافت و دقت اجرا، توجه پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده و پرسش‌هایی در خصوص ارزش‌های هنری و روش‌های اجرایی آن‌ها مطرح ساخته‌است. این پژوهش با هدف تحلیل فنون اجرایی نقوش برجسته تخت‌جمشید، به مستندسازی نمونه‌هایی از این نقوش در پلکان شرقی کاخ آپادانا و پلکان شمالی کاخ شورا پرداخته است. برای مستندسازی و تهیه مدل‌های سه‌بعدی نقوش برجسته، از روش‌های پیشرفته فتوگرامتری، با تأکید ویژه بر فناوری فتو‌اسکن، استفاده شد و تصاویر به‌وسیله نرم‌افزارهای تخصصی Agisoft، 3D Zephyr و Reality Capture پردازش گردید. نتایج این پژوهش بخشی از فرایند خلق این آثار هنری را آشکار می‌کند که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. همچنین، کارایی روش مستندسازی مبتنی بر فتوگرامتری در استخراج داده‌های دقیق فنی و هنری مورد تأیید قرار گرفت. این روش نه‌تنها امکان تحلیل دقیق‌تر جزئیات نقوش برجسته و تناسبات هندسی آن‌ها را فراهم می‌سازد، بلکه به درک عمیق‌تری از ارزش‌های هنری این آثار و جایگاه آن‌ها در تاریخ هنر کمک می‌کند. این رویکرد می‌تواند الگویی ارزشمند برای پژوهش‌های آینده در زمینه مستندسازی و استحصال داده‌های فنی و هنری نقوش برجسته تاریخی باشد.

حمید فدایی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

آلودگی هوا یکی از معضلات زندگی مدرن است که نه‌تنها بحران‌های زیست‌محیطی را به‌ویژه در کشورهای در حال‌ توسعه تشدید می‌کند، بلکه میراث فرهنگی جوامع را نیز در معرض تهدید و فرسایش قرار می‌دهد. شهر مرودشت، به‌دلیل روند توسعه‌ای خود، از جمله مناطقی است که با این چالش مواجه است. وجود ده‌ها اثر تاریخی ثبت‌شده در فهرست آثار ملی و جهانی در این منطقه، مسئله تأثیرپذیری این آثار از آلودگی هوا، به‌ویژه با توجه به توسعه صنعتی منطقه را به دغدغه‌ای جدی برای متخصصان میراث فرهنگی تبدیل کرده است. آنچه این نگرانی را دوچندان می‌کند، وجود میراث سنگی با ساختار آهکی، نظیر مجموعه جهانی تخت‌جمشید و محوطه تاریخی نقش‌رستم، در این دشت است. این آثار، به‌دلیل ترکیب کلسیتی خود، در برابر باران‌های اسیدی مستعد فرسایش و تخریب، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، هستند. از این‌رو، این پژوهش با هدف شناسایی منابع آلاینده هوای منطقه و بررسی تأثیر این آلاینده‌ها بر فرسایش میراث فرهنگی و آثار سنگی انجام شده است. در این مطالعه، پس از مرور منابع نظری و انجام بررسی‌های میدانی و آزمایشگاهی، مهم‌ترین منابع آلاینده هوای دشت مرودشت شناسایی و ارزیابی شده‌اند. داده‌های حاصل، از طریق روش‌های کیفی و کمی مورد تجزیه‌ و تحلیل قرار گرفته‌اند. به‌منظور سنجش تأثیر آلودگی، نمونه‌برداری از هوای محوطه‌های تخت‌جمشید و نقش‌رستم به‌عنوان شاخص میراث سنگی منطقه و همچنین از پتروشیمی مرودشت به‌عنوان مهم‌ترین منبع آلاینده دشت مرودشت انجام شد. سپس، با استفاده از روش کروماتوگرافی یونی و انجام محاسبات استوکیومتری، غلظت  NO، SO،O و NHدر نمونه‌‌های برداشت‌شده از هوا اندازه‌گیری گردید. نتایج این پژوهش نشان‌دهنده پتانسیل بالای آسیب‌زایی منابع آلاینده در منطقه است.


صفحه 1 از 1