امید عودباشی، دوره 1، شماره 1 - ( ویژه نامه شماره 1.1 1396 )
چکیده
امروزه ارزیابی و مدیریت بحران در مجموعههای تاریخی ـ فرهنگی یکی از موضوعات مهم در پژوهشهای حوزۀ حفاظت پیشگیرانه است. در سالیان گذشته روشها و دیدگاههای نسبتاً متنوعی در زمینۀ ارزیابی و مدیریت بحران در مجموعهها و محوطههای باستانی مطالعه و استفاده شدهاند و نتایج جالب توجهی از این پژوهشها منتشر شده است. یکی از انواع مجموعههای موزهای باستانی، مجموعۀ اشیای فلزی هستند که ممکن است در کاوشهای باستانشناسی کشف شوند. در این پژوهش، استفاده ار رهیافت ارزیابی بحران جهت تخمین شرایط حفاظتی در مجموعههای برنزی باستانی مورد توجه قرار گرفته است. این رهیافت بر روی وقوع خوردگی فعال (بیماری برنز) و عوامل مؤثر بر آن در زمان دفن و پس از حفاری متمرکز شده است. بر این اساس، نتایج حاصل از مطالعات آزمایشگاهی بر اساس یک سیستم مطالعاتی از پیش انجام شده (سیستم فلز ـ محیط ـ خوردگی) شامل شناسایی ماهیت خاک، شناخت مکانیزم خوردگی و اثر آنها بر شرایط حفاظتی اشیای برنزی مورد توجه قرار گرفته است. به همین منظور، دو مجموعۀ برنزی به دست آمده از کاوش محوطههای هفت تپۀ خوزستان و سنگتراشان لرستان مطالعه و بررسی شدهاند. در پژوهش حاضر به ارزیابی شرایط در دو مجموعه اشیای برنزی پرداخته شده که شامل شناخت مخاطرات و عوامل آسیبرسان به اشیای برنزی در هنگام حفاری، نگهداری و حفاظت از آنها و ارزیابی بحران بر اساس خوردگی فعال در دو مجموعه است. در نهایت شرایط حفاظتی و وضعیت حفاری و نگهداری اشیای دو مجموعه با توجه به ماهیت و وضعیت فرایند خوردگی رخداده در آنها و بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی بحران در محیط موزه و خاک بررسی و تحلیل شده است.
علیرضا جعفری، امید عودباشی، دوره 2، شماره 1 - ( Special issue 1398 )
چکیده
اشیاء آهنی باستانی در مدت زمان طولانی در خاک دچار تغییرات شده و سطح آنها از خوردگی پوشیده میشود. ماهیت محصولات و لایههای خوردگی شکل گرفته در این اشیاء به شرایط محیط دفن، نوع و خواص فلز بستگی دارد. در این پژوهش به مطالعه لایهها و محصولات خوردگی تعداد سه نمونه از اشیاء آهنی باستانی متعلق به محوطه پهلوج سوادکوه مازندران (دوره ساسانی) پرداخته شده است. هدف این پژوهش شناسایی ماهیت شیمیایی لایهها و محصولات خوردگی تشکیل شده و تحلیل ریختشناسی خوردگی از نقطه نظر لایه نگاری محصولات خوردگی است. لایهها و محصولات خوردگی با استفاده از روشهای آنالیز پراش پرتو ایکس[1] ، میکروسکوپی الکترونی روبشی همراه با طیف سنجی تفرق اشعه ایکس[2]و میکروسکوپ نوری[3] مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج لایهنگاری بیانگر شکلگیری ریختشناسی خوردگی موجود در اشیای آهنی و نشاندهندهی ایجاد خوردگی یکنواخت در آنها بوده که پس از کاوش و قرارگیری نمونهها در محیط نگهداری جدید دچار تغییر ترکیبات خوردگی میشود. در نهایت ارائه راهکاری مشخصاً برای حفاظت از اشیاء بدست آمده از محیط مورد نظر و ایجاد شرایط محیطی برای نمونهها در محل نگهداری ارائه شده است.
بقای آرایههای کاشی گنبدهایدورهی صفوی در اصفهان تا به امروز بر همکاری متعهدانه صنعتگران، معماران و هنرمندان این عرصه استوار بوده است. با توجه به روند پیچیدهی ساخت و مرمت آرایههای کاشی معرق گنبدها، دانش و مهارت زیادی از پخت کاشی و گچ تا شیوهی اجرای هنرمندانهی کاشی معرق، تهیه و عملآوری ملاط و دوغاب گچ و نیز تسلط به دانش هندسهدر این روندنیاز است.با توجه به ارزشهای تاریخی، معنوی و زیباییشناسی سه گنبد مورد مطالعه که نماد شهر اصفهان نیز محسوب میشوند، این پژوهش تلاش دارد با تکیه بر روند و ارزیابی مرمت آرایههای کاشی معرق این گنبدها از گذشته تا کنون، گامی در جهت حفاظت و نگاهداشت بهتر این گنبدها بردارد. از این رو، در روند این پژوهش و با استفاده از روش مطالعات کتابخانهای و میدانی، اطلاعاتی در راستای شناخت و بهبود فن مرمت کاشی و روشهای رفع اشکالات آن گردآوری شده و از نتایج حاصل از تحلیل این دادهها در راستای مباحث مرمت کاشی گنبد و جلوگیری از آسیب جدی به آنها در آینده بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که دقت نظر در روند مرمت و تحلیل خطاها در طول این فرایند شامل ساخت کاشی، تهیه ملاط و نصب کاشیها، کمک شایانی به مرمت اصولی با کمترین خطا در آرایههای کاشی گنبدهای تاریخی و در نتیجه حفاظت بهتر از این شاهکارها مینماید. از مهمترین عواملی که در پیشبرد اصلاح روند مرمت و جلوگیری از زمانبر شدن اجرا تأثیرگذار است، وجود طرح جامع مرمتی، پلان مدیریتی، نظارت مستمر، تشکیل کارگروه تخصصی و مشاوره با کارشناسان رشتههای مختلف مرتبط و دوری از آزمون و خطاست.