حمیدرضا بخشندهفرد، صدیقه طاهریبَجگان، دوره 1، شماره 1 - ( ویژه نامه شماره 1.1 1396 )
چکیده
اشیای مطالعه شده در این پژوهش دو خنجر مفرغی متعلق به محوطۀ باستانشناسی گَروی منسوب به اواخر عصر مفرغ و اوایل عصر آهن هستند که فاقد تزییناتاند و خوردگی و اکسیدشدگی روی سطحشان هوید است. هدف این پژوهش مطالعۀ فنشناسیِ اشیای مذکور از طریق انجام مطالعات تطبیقی و باستانشناسی به روش کتابخانهای و انجام مطالعات فنشناسی و آسیبشناسی به روش آزمایشگاهی (شیمیتر، رادیوگرافی، متالوگرافی، و آنالیز عنصری مغز فلزی توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) به منظور شناسایی فلز و تکنیک ساخت آن است. پس از مطالعه و انجام آزمایشهای ذکرشده، جنس این اشیاء از مفرغ، تکنیکِ ساختشان ریختهگری و چکشکاری، و متعلق به دورۀ عصر آهن تشخیص داده شد.
دانش مرمت، علمی میان رشتهای است که میتوان بخش عمدهای از آن را مرهون سایر علوم دانست. از جمله این علوم میتوان به روشهای الکتروشیمیایی اشاره نمود. روشهای الکتروشیمیایی نقش مهمی در زمینههای مختلف حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی دارند. بهطور اجمالی حوزه کاربرد روشهای الکتروشیمیایی در حفاظت و مرمت را میتوان به شناسایی و بررسی مواد متشکله موجود در اثر تاریخی، روشهای مرمت و پاکسازی و بررسیهای شرایط محیطی در محلهای نمایش موزهها و انبارهای نگهداری اشیاء تاریخی تقسیمبندی نمود: شناسایی و بررسی مواد متشکله: شناسایی اجزاء متشکله در آثار هنری و باستانشناسی یک امر مهم در بررسیهای علمی است. برخی از این اشیاء ترکیبی هستند. همچنین برخی اشیاء غیرهمگن و برخی همگناند و بعضاً با مقادیر متنابهی مواد دیگر همراهند. برای مثال مواد تدارکاتی، رنگ و رنگدانه و غیره. در نگاه اول احتمالاً بهنظر میرسد روشهای الکتروشیمیایی بهتواند بدون آسیبرسانی به اثر این وظیفه را انجام دهد؛ اما باید بررسیهای بیشتری در این زمینه انجام شود. روشهای مرمت و پاکسازی: الکتروشیمی بیش از یک قرن در درمان آثار تاریخی فلزی مورد استفاده قرار میگیرد. از این روشها در درمان آثار میتوان استفاده نمود، شاید کمال مطلوب آن است که این روش قادر به معکوس کردن روند خوردگی در ترکیبات یونی شود؛ اما در کاربرد این روش، نسبت به وضعیت اثر، اولویت برای درمان ممکن است به سمت استحکامبخشی، تثبیت و یا پاکسازی اثر تاریخی باشد. بررسیهای شرایط محیطی: همواره دانشمندان و محققین در حال بررسی و ارزیابی شرایط آسیبرسان در محیطهای موزهای هستند. زیرا آلایندهها در مقیاس خیلی کم میتوانند یکی از مهمترین عوامل برای تخریب آثار تاریخی باشند که تعیین و شناسایی آنها به لحاظ حساسیت و هزینه بالا اغلب دور از دسترس است. بهعلاوه روشهای معمول منجر به شناسایی آلایندهها در میزان کم (یک قسمت در بیلیون) میشود که بهسختی میتوان میزان آسیبرسانی آنها را تعیین کرد. زیرا اثرات سینرژیسم Synergy)(و همافزایی این ترکیبات در مخلوط شدن با یکدیگر و اثرات سطحی آنها بر اشیاء تاریخی را نمیتوان بهدرستی محاسبه کرد. آیا میتوان به کمک روشهای الکتروشیمی به عنوان یک ابزار سنجش برای بررسی شرایط موزهای استفاده کرد. در این مقاله بهطور کلی نقش و اهمیت، نقاط ضعف و قدرت روشهای الکتروشیمیایی در موارد فوقالذکر در حوزه حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی پرداخته می شود. هدف از این مقاله رویکردی جدید به کاربرد شیوههای الکتروشیمیایی و مزیتها و معایب آن در مرمت و حفاظت آثار تاریخی است.
حسین فرهمندبروجنی، حمیدرضا بخشندهفرد، دوره 2، شماره 2 - ( ویژه نامه شماره 1398 )
چکیده
هر آلیاژی بهتناسب عناصر فلزی موجود، فرآیند ساخت و مکانیسم تخریب مختص به خود را داراست. مطالعه ساختار و ساختمان اشیای فلزی موزهای، پژوهشگران را در شناسایی وجوه اشتراک و افتراق میان اشیاء با معیارهای متعدد یاری میکند و از منافع آن میتوان به درک بهتر سیر تحول فنون ساخت اشیای تاریخی-فرهنگی اشاره کرد. همچنین، این مطالعات امکان شناسایی علل و شرایط داخلی و خارجی تخریب آلیاژهای فلزی را فراهم میسازد و زمینه اقدامات پیشگیرانه برای کاهش یا توقف این تخریبها را فراهم میکند. پژوهش حاضر به مطالعات فنی و آسیبشناسی یک ظرف مفرغی از مجموعه سماوی در موزه هنرهای تزئینی اصفهان میپردازد. جمعآوری اطلاعات به روش کتابخانهای انجام شد و از روش تمثیلی برای مطالعات تطبیقی بهره گرفته شد. علاوه بر آن، آزمونهای شیمیایی، پراش پرتوایکس، میکروسکوپ الکترونی روبشی و رادیوگرافی بهعنوان روشهای تجربی بر روی شیء مورداستفاده قرار گرفت. مقاله حاضر ضمن بررسی جایگاه هریک از این آزمونها، به نقد روش تمثیلی در مطالعات تطبیقی نیز میپردازد. بر اساس نتایج، شیء موردمطالعه از حیث مکان ساخت به محدوده لرستان تا سوریه و از حیث زمان ساخت به سدههای هفتم تا هشتم پیش از میلاد نسبت داده شد. اطلاعاتی از قبیل میزان تقریبی عناصر موجود در شیء، استفاده از قالب و کار گرم در ساخت و شناسایی رسوبهای کربناته نیز از دیگر یافتههای پژوهش هستند.
گورستان تپهپردیس واقع در قرچک استان تهران، محوطه ارزشمند تاریخی عصر آهن است که در کاوشهای آن اشیای مفتولی مفرغی به دست آمده است. علیرغم به اهمیت تاریخی اشیای فلزی کشفشده در تهران، تاکنون مطالعه تخصصی ساختاری، فنشناسی و آسیبشناسی بهصورت مستقل و با استفاده از روشهای دستگاهی و آزمایشگاهی بر روی اشیای فلزی بهدستآمده از این سایت صورت نگرفته است. هدف نگارندگان، مطالعه یکی از این مفتولهای مفرغی بهدستآمده از گورستان تپهپردیس از نظر فنی با پرسشهایی در زمینه ترکیبات عنصری و روش ساخت و همچنین بررسی آسیبهاسـت. بدینمنظـور از روشهای دسـتگاهی AAS, SEM- EDS برای شـناخت ترکیب شیمیایی آلیاژ و ریزساختارنگاری بهمنظور شناسایی روش ساخت استفاده شده است. براساس مطالعات، این اثر مربوط به عصر آهن است. با توجه به دادههای آنالیز عنصری، ترکیب بهکاررفته در ساخت این اثر آلیاژ مس-قلع (مفرغ) است. بررسی ریزساختار نشان داد که شیوه ساخت عملیات پیوسته گرمایی/ مکانیکی است. همچنین نتایج آزمایش XRD، ترکیبات کوپریت، مالاکیت و نانتوکیت در محصولات خوردگی شناسایی شد که با توجه به حضور میزان فراوان نانتوکیت میتوان گفت شیء خوردگی فعالی دارد.
عروسکهای خیمهشببازی یکی از عناصر هنرهای نمایشی هستند که هنرمندان عروسکگردان از دور هنگام جهت اجرای نمایش از آنها استفاده میکردهاند. امروزه این آثار بهعنوان میراث تاریخی، فرهنگی و هنری با ارزشی شناخته میشوند. موزه عروسک و اسباببازی کاشان، یکی از قدیمیترین مجموعه عروسکهای خیمهشببازی را نگه میدارد که حاوی اطلاعات با ارزش تاریخی، هنری و فنی هستند. نظر به اهمیت موضوع تلاش شده است تا در راستای شناخت ویژگیهای فنی، زیباشناسانه و مواد سازنده این آثار، مطالعات تطبیقی- تاریخی بر روی یک نمونه عروسک تاریخی "فراش" از موزه مذکور انجام شود. برای این منظور، نقوش بهکار رفته در لباس عروسک،مواد و روش ساخت سر و بدن عروسک با در نظر گرفتن دوره تاریخی حدودی، یک نمونه عروسک از موزه مذکور مورد بررسی قرار گرفت. عروسک مورد مطالعه، عروسک «فراش» با قدمت 150 سال، مربوط به منطقه نائین و اردکان است. نتایج مطالعات تاریخی و مقایسه تطبیقی عروسک با نمونه مشابه عصر قاجار، مؤید تعلق اثر مورد نظر به دوره قاجار است. نتایج نشان داد، عروسک خیمهشببازی موردنظر از خمیر چوب مرسوم در دوره قاجار همراه با پارچههای مختلف که بخشی از آنها کالای وارداتی دوره قاجار بوده، ساخته شده است.
در ﻧﻈﺎم آموزشی ﻣﺮﻣﺖ، ﺗﻤﺮﮐﺰ اصلی ﻫﻤﻮاره ﺑﺮ اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ فنی و تخصصی در زمینه ﺳﺎﺧﺘﺎر، ﻓﻨﻮن و ﻣﺪاﺧﻼت حفاظتی ﺑﻮده اﺳﺖ. اﮔﺮﭼﻪ این بنیان علمی ﺑﺨﺶ جداییناپذیر آﻣﻮزش در این رﺷﺘﻪ ﻣﺤﺴﻮب میشود، ﺗﺤﻮﻻت نوین در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﺎیستگیهای اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻧﺮم، ﮐﺎر ﺗﯿﻤﯽ و اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪای ﻧﯿﺰ ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮ ی در ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن دارﻧﺪ. داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺑﺎ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪای دیرینه در آﻣﻮزش ﻋﺎﻟﯽ ﻫﻨﺮ، یکی از ﻣﺮاﮐﺰ ﭘﯿﺸﺘﺎز و ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﮐﺸﻮر در ﺣﻮزه ﺣﻔﻆ و اﺣﯿﺎی ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺗﺎریخی اﺳﺖ. این ﻧﻬﺎد ﻋﻠﻤﯽ ﮐﻪ در ﺑﯿﻦ ﺳﺎل ۱۳۵۶ ﺑﺎ ﺗﺄﺳﯿﺲ «پردیس اﺻﻔﻬﺎن» واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ «داﻧﺸﮕﺎه ﻓﺎراﺑﯽ» ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ، از اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ﻫﺪف ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺮوﻫﺎی ﻣﺘﺨﺼﺺ در ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی و ﻣﻌﻤﺎری سنتی فعالیت ﮐﺮده و ﺑﻪ مرکزی بیبدیل در ﺳﻄﺢ ﮐﺸﻮر تبدیل ﺷﺪه اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ تاریخچه ﺗﺎﺳﯿﺲ داﻧﺸﮑﺪه ﻣﺮﻣﺖ و نیز ﺳﺎﺧﺘﺎر فعلی آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ در داﻧﺸﮑﺪهﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﺿﺮورت ﺗﻠﻔﯿﻖ آﻣﻮزشﻫﺎی ﻓﻨﯽ ﺑﺎ ﺣﻮزهﻫﺎی ﻣﮑﻤﻞ ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی ﺑﺮای ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺟﻬﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﺮﻣﺘﮕﺮاﻧﯽ ﻣﺴﺌﻮل و شایسته اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﺪ.