جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای باتر

حمید فدایی، مجید ایاسی، پریسا بابر شمس گویی موگویی، مسعود باتر، کاظم برهانی اَهنگ، الهه خاکباز الوندیان، محمدسعید ساعدی، روزبه شمسی، رضا شیخ‌الاسلامی، مجید علومی، مهدی کلیایی، ناهید هراتی اردستانی، رضا هورمهر، سهیلا ذکوی،
دوره 1، شماره 4 - ( ویژه‌نامه شماره 1.4 1397 )
چکیده

 ﮐﺎوش‌های ﺑﺎﺳﺘﺎنﺷﻨﺎسی ﻣﺤﻮﻃﻪ تاریخی ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ در زﻣﺴﺘﺎن 1344 خورشیدی به ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ دﮐﺘﺮ ﻧﮕﻬﺒﺎن آﻏﺎز ﺷﺪ و ﻃﯽ 14 ﻓﺼﻞ، ﺗﺎ ﺳﺎل 1357 اداﻣﻪ یافت. این ﺣﻔﺎریﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺸﻒ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای ارزﺷﻤﻨﺪ از آﺛﺎر ﻣﻌﻤﺎری و اﺷﯿﺎی ﻣﺘﻨﻮع تاریخی اﻧﺠﺎﻣﯿﺪ. از ﺟﻤﻠﻪ یافتهﻫﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻇﺮوف و اﺷﯿﺎی ﺳﻔﺎﻟﯽ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﮔﻞ ﻧﺒﺸﺘﻪﻫﺎ، ﻣﻬﺮﻫﺎ و اﺛﺮ ﻣﻬﺮﻫﺎ، اﻧﻮاع اﺷﯿﺎی ﻣﻔﺮﻏﯽ، ﻗﻄﻌﺎت ﻣﺘﻌﺪد اﻧﺪودﻫﺎی ﮔﻠﯽ ﻣﻨﻘﻮش، ﺗﺎﺑﻮت ﻫﺎ، اﺷﯿﺎی ﺳﻨﮕﯽ، ﺳﺮدیسﻫﺎی ﮔﻠﯽ و ﻧﯿﺰ اﺷﯿﺎی تزئینی ﻫﻤﭽﻮن ﮔﺮدﻧﺒﻨﺪ، ﭘﻼکﻫﺎ، ﻇﺮوف ﺷﯿﺸﻪای و اﺑﺰار اﺳﺘﺨﻮاﻧﯽ اﺷﺎره ﮐﺮد. ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﯽ از این آﺛﺎر اﻣﺮوزه در ﻣﻮزه ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ ﻧﮕﻬﺪاری ﻣﯽﺷﻮد. در ﭘﯽ ﺣﺠﻢ و اﻫﻤﯿﺖ اﺷﯿﺎی ﻣﮑﺸﻮﻓﻪ، ایده ﺗﺄﺳﯿﺲ ﻣﻮزه‌ای در ﺟﻮار ﻣﺤﻮﻃﻪ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ در ﻓﺼﻞ دوم ﮐﺎوشﻫﺎ ﻣﻄﺮح گردید. ﺳﺎﺧﺖ این ﻣﻮزه از ﺳﺎل 1349 آﻏﺎز و ﭘﺲ از ﺗﮑﻤﯿﻞ ﺑﻨﺎ، در ﺑﻬﺎر 1352 اﻓﺘﺘﺎح ﺷﺪ. ﺑﺎ ﺷﺮوع ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ در ﺳﺎل 1359، ﻣﻮزه ﺗﻌﻄﯿﻞ و ﺑﺨﺸﯽ از اﺷﯿﺎی ﺷﺎﺧﺺ آن ﺑﻪ ﺗﻬﺮان ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪ، در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ دیگر آﺛﺎر در ﻣﺤﻞ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪ. در ﺑﻬﺎر 1380، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﭘﮋوﻫﺸﯽ و ﺣﻔﺎﻇﺘﯽ در ﭼﺎرﭼﻮب پایگاه ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﭼﻐﺎزﻧﺒﯿﻞ – ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ از ﺳﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ. ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ اﻗﺪام بنیادین در این دوره، ﺳﺎﻣﺎن‌دﻫﯽ وﺿﻌﯿﺖ ﻧﮕﻬﺪاری اﺷﯿﺎی ﻣﻮزه ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎری ﮔﺮوﻫﯽ از داﻧﺸﺠﻮیان رﺷﺘﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺻﻮرت ﭘﺬیرﻓﺖ. ﻃﯽ این فرآیند، آﺛﺎر ﭘﺮاﮐﻨﺪه ﮐﻪ ﭘﯿﺶﺗﺮ در ﺷﺮایطی ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﮕﻬﺪاری ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ، ﮔﺮدآوری، ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی، ﺛﺒﺖ، ﻣﺴﺘﻨﺪﺳﺎزی و در نهایت ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﻣﻨﻈﻢ و شایسته ﺳﺎﻣﺎن‌دﻫﯽ ﺷﺪﻧﺪ. این اﻗﺪام زﻣﯿﻨﻪای اﺳﺎﺳﯽ ﺑﺮای ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﺻﯿﺎﻧﺖ پایدار از ﻣﯿﺮاث ارزﺷﻤﻨﺪ ﻫﻔﺖ ﺗﭙﻪ فراهم آورد.

مسعود باتر، ملیحه صابرنیا،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

یکی از بزرگترین و زیباترین مصلاهای تاریخی ایران مصلای پایین خیابان مشهد است که به دستور شاه سلیمان اول در دوران صفویان ساخته شده است. تاریخ ساخت و اتمام بنا بر طبق کتیبه کاشی ایوان مرکزی سال ۱۰۸۷ ه.ق است. ساختار معماری بنا از ایوان مرکزی رفیعی در وسط و دو رواق گنبددار در طرفین تشکیل شده است. سطوح داخلی و خارجی بنا با آرایه‌های مختلف معماری همچون گچبری،کاشیکاری، نقاشی و مقرنس کاری تزئین گردیده است. در میان انواع مختلف آرایه‌های بکار رفته در تزئین این بنا کاشی‌های معرق محراب بنا از نظر زیبایی و نفاست بی‌همتاست. بررسی آزمایشگاهی ترکیب شیمیایی لعاب کاشی‌های معرق محراب با روش دستگاهی SEM-EDX و نتایج حاصل از آن مطابقت و همخوانی خوبی با نتایج بررسی‌های تجربی سایر محققان داشت که این امر نشان از تداوم سنت کاشی‌کاری و تولید لعاب با فناوری مشابه در سراسر عصر صفوی در مناطق مختلف ایران است مطالعه ترکیب کانی‌شناسی بدنه کاشی‌ها به روش پتروگرافی نیز حاکی از بکارگیری ترکیب کانی شناختی مشابه و مناسب به همراه پخت خوب در تولید آن‌ها بود که موجب استحکام و دوام بیشتر کاشی‌ها شده بود آسیب‌شناسی بنا و تزئینات آن نشان داد که ترکیبی از عوامل مختلف فیزیکی شیمیایی و انسانی موجبات تخریب و فرسایش سازه و تزئینات بنا از جمله کاشی‌های معرق آن را فراهم آورده است. در این میان عوامل انسانی و توسعه ناهنجار شهری پیرامون بنا و مرمت‌های غیراصولی و غیرحرفه‌ای تزئینات در تخریب و فرسایش کاشی‌ها نقش اصلی را بر عهده داشته است. با توجه به اهمیت و نفاست کاشی‌های معرق محراب پس از انجام مطالعات آزمایشگاهی کاشی‌های این بخش از بنا مورد حفاظت و مرمت قرار گرفت. برای این کار پس از اقدامات حفاظتی اولیه از طریق تمیزکاری و استحکام‌بخشی بخش‌های کمبود مطابق با اصول و مبانی نظری مرمت به شیوه مرمت تکمیلی از طریق موزون‌سازی رنگی بازسازی شد.

مهدی رازانی، مسعود باتر،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

ثبت و مستندسازی آثار فرهنگی و تاریخی یکی از مهم‌ترین مراحل در حفاظت و مرمت آن‌هاست. بااین‌حال، این بخش اساسی در ‏بسیاری از موارد، آن‌گونه که باید، از سوی مرمتگران، موزه‌ها و مجموعه‌داران مورد توجه قرار نمی‌گیرد. این مقاله با هدف آشنایی ‏دانشجویان و کارورزان با اصول پایه مستندسازی سفالینه‌های تاریخی تدوین شده است. برخلاف منابعی که بر آموزش عکاسی، ‏نورپردازی، یا ترسیم فنی تمرکز دارند، این نوشتار بر ارائه نکات کاربردی و ضروری برای مستندسازی دقیق آثار سفالی در طول ‏فرآیند حفاظت و مرمت متمرکز است.‏ در مستندسازی سفالینه‌ها، اهمیت ثبت اطلاعات به‌عنوان گام نخست حفاظت و مرمت ‏مورد تأکید قرار می‌گیرد. این فرایند شامل ثبت وضعیت موجود شیء، مستندسازی مداخلات انجام‌شده و فراهم‌سازی گزارشی جامع ‏برای استفاده‌های پژوهشی و عملیاتی آینده است. علاوه بر این، در این پژوهش، پیشینه‌ای از توسعه مستندسازی در حوزه حفاظت و مرمت ارائه ‏شده که نشان می‌دهد، چگونه این فرایند به یک استاندارد جهانی تبدیل شده است.‏ بخش دیگری از این تحقیق به بررسی مراحل و ‏جزئیات مستندسازی می‌پردازد، از جمله ثبت ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی و آسیب‌شناسی آثار. این فرآیند به حفاظت‌گران و مرمتگران کمک می‌کند تا نه‌تنها عملکردی مؤثرتر و دقیق‌تر در اجرای پروژه‌های خود داشته باشند، بلکه اسناد تهیه‌شده در طول مستندنگاری به‌عنوان شواهدی معتبر و قابل استناد، امکان بازسازی دقیق‌تر تاریخچه، تحلیل شیوه‌های ساخت و فناوری‌های به‌کاررفته در تولید اشیای تاریخی را نیز فراهم می‌آورد. این اسناد همچنین می‌توانند مبنایی برای پژوهش‌های آینده در زمینه شناخت و حفظ میراث فرهنگی باشند. این مقاله به دنبال ارتقای دانش و مهارت‌های مستندسازی است تا متخصصان ‏بتوانند هم‌زمان با انجام عملیات مرمت، گزارشی جامع، دقیق، و علمی برای آینده تهیه کنند. هدف نهایی، ایجاد بستری برای ‏حفاظت پایدار و پژوهش‌های ارزشمند در حوزه میراث فرهنگی است.

مهدی رازانی، مسعود باتر،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ تحلیل ﺗﺤﻮﻻت ﺳﺮﻓﺼﻞ رشته کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی در ایران می‌پردازد؛ از نخستین نسخه ﻣﺼﻮب آن در ﺳﺎل ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری اساسی آن در ﺳﺎل ۱۴۰۱. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی، اﺑﺘﺪا ﺑﻪ بررسی زمینه‌های نظری، تاریخی و اجرایی شکل‌گیری رشته ﻣﺮﻣﺖ در ﻧﻈﺎم آﻣﻮزش عالی ﮐﺸﻮر می‌پردازد و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ساختاری و محتوایی ﺳﺮﻓﺼﻞ پیشین ایﻦ رﺷﺘﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ. یافته‌هایﺣﺎﺻﻞ از این ﭘﮋوﻫﺶ، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ، ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ آﻣﻮزهﻫﺎی دینی، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی پایه‌ای ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد اﻣﺎ ﺑﻪﻣﺮور زﻣﺎن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻠﻤﯽ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﯿﺪاﻧﯽ و رﺷﺪ ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین، ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪی‌هایی در اﺟﺮای آن نمایان ﺷﺪ. ﺑﺎزﻧﮕﺮی اﻧﺠﺎمﺷﺪه در ﺳﺎل ١٣٩٧، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻼش ﺟﻤﻌﯽ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﻪروزرﺳﺎﻧﯽ ﻋﻠﻤﯽ، ارﺗﻘﺎی آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ، ﺣﺬف دروس ﺗﮑﺮاری، اﻓﺰودن دروس ﮐﺎرﺑﺮدی و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺗﻌﺪاد واﺣﺪﻫﺎی درﺳﯽ، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﺳﺎزی ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ، تقویت ارﺗﺒﺎط ﻧﻈﺮی و ﻋﻤﻠﯽ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ از مهم‌ترین ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻧﺴﺨﻪ جدید ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. اﻓﺰون ﺑﺮ آن، این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی اجرایی و ﮐﻤﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﺨﺼﺼﯽ در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی را ﺑﺮای ارﺗﻘﺎء ﮐﯿﻔﯽ آﻣﻮزش و ﮐﺎرآﻣﺪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تاریخی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع، این ﭘﮋوﻫﺶ ﺿﻤﻦ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺿﺮورت پویایی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ، ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻣﺮﻣﺖ در ﺣﻔﻆ هویت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تقویت سرمایه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮر ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮای اﺻﻼﺣﺎت آینده در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﺳﺎزد.

مسعود باتر، محبوبه راستین،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

کتیبه‌ گچبری مسجد آق‌قلعه در شهر نقاب سبزوار، یکی از آثار شاخص دوره ایلخانی در شرق ایران به‌شمار می‌رود که از منظر هنری، تاریخی و فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فنون اجرایی، آسیب‌شناسی، مطالعات آزمایشگاهی و تدوین شیوه‌ای علمی در حفاظت و مرمت این کتیبه انجام گرفته است. در مرحله نخست، با روش‌های مطالعات میدانی و تصویربرداری، وضعیت کلی کتیبه از نظر ساختار، لایه‌های رنگ، گچبری و تزئینات بررسی و مستندسازی شد. سپس با بهره‌گیری از روش‌های آنالیز دستگاهی پراش و فلورسانس پرتوی ایکس، ساختار و ترکیبات شیمیایی رنگ‌دانه‌های مورد استفاده در تزئین کتیبه شناسایی گردید که نتایج آن حاکی از کاربرد رنگ‌دانه‌های طبیعی معدنی نظیر قرمز اخرا و آبی لاجورد بود. در مرحله آسیب‌شناسی، عوامل تخریب و فرسایش اثر، همچون رطوبت صعودی و نزولی، نوسانات دمایی، فشار سازه‌ای، آلودگی‌های شیمیایی و بیولوژیکی و مداخلات مرمتی غیراصولی توسط عوامل انسانی شناسایی شد. بر این اساس، مراحل مختلف مرمت شامل پاک‌سازی، استحکام‌بخشی، بازسازی بخش‌های کمبود نقوش و کتیبه گچبری، موزون‌سازی رنگی و تثبیت نهایی اجرا گردید و در تمامی مراحل اصل بازگشت‌پذیری، کمینه‌سازی مداخله و هماهنگی بصری رعایت شد. در پایان، برای حفاظت بلندمدت اثر، پیشنهاداتی همچون کنترل شرایط محیطی، نصب حفاظ، آموزش متولیان و دفع رطوبت زیرساختی ارائه گردید. آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه مرمت آثار ایلخانی متمایز می‌سازد، به‌کارگیری هم‌زمان داده‌های آزمایشگاهی پیشرفته با تحلیل‌های میدانی برای ارائه یک مدل اجرایی یکپارچه و بومی‌سازی‌شده در مرمت کتیبه‌های گچبری رنگ‌آمیزی‌شده دوره ایلخانی است؛ مدلی که پیش‌تر در پژوهش‌های مرتبط با تزئینات گچی شرق ایران به‌صورت نظام‌مند ارائه نشده بود.
 


صفحه 1 از 1