پل تاریخی دزفول، یکی از آثار برجسته دوره ساسانی در این شهر، با داشتن پایههای سنگی از ویژگیهای کالبدی منحصر به فردی برخوردار است. این تحقیق به بررسی شیوههای مرمت و بازسازی دهانههای پل تاریخی دزفول با تأکید بر حفظ اصالت کالبدی در طول زمان پرداخته است. روش پژوهش تاریخی– تفسیری است و روش جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و میدانی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که شیوههای مرمت و بازسازی در طول تاریخ، تنوع زیادی داشته است. مهمترین پرسش پژوهش عبارت است از اینکه: تنوع شیوههای مرمت پایههای پل تاریخی دزفول چیست و چگونه در طول زمان بر اصالت کالبدی و ارزش تاریخی پل تاریخی دزفول تأثیر گذاشته است؟ از جمله این شیوهها میتوان به استفاده از اندودهای سیمانی ساده، طرح آجری، اندودهای گچی و آهکی با طرح آجر و ترکیب مصالح سنگی و آجری اشاره کرد. همچنین، نوع سنگهای استفاده شده در بازسازی پل شامل تفاوتهایی در منظر، بافت، ابعاد و شیوه چیدمان بوده است. این تنوع در شیوههای بازسازی، منجر به ایجاد نمایی نامناسب در ساختار پل شده و اثرات منفی بر اصالت و ارزش تاریخی آن دارد. پژوهش نشان میدهد که عدم وجود یک شیوه واحد در مرمت و بازسازی این اثر تاریخی، میتواند از اهمیت و اصالت آن بهعنوان یک نماد شاخص از دوره ساسانی بکاهد و نیاز به توجه بیشتر به هماهنگی در شیوههای مرمتی و حفظ ویژگیهای اصیل این بنا دارد.
مفهوم مرمت از زمان نیاز بشر به بازیابی کارایی اشیاء مورد استفاده در زندگی روزمره و نیز تعمیر و بازسازی بناهای پیرامون خود، شکل گرفت. بهتدریج با گسترش دانش بشری، شکل گرفتن درک تاریخی و اهمیت یافتن حفظ ارزشهای فرهنگی و تاریخی، این نیاز ساختارمند شده و به تدریج بهسوی انجام اقداماتی با رویکرد تاریخی، هنری، فلسفی و علمی گسترش پیدا کرد. کشور ما ایران هم بهواسطه غنای فرهنگی و تاریخی و نیز تعدد آثار و معماریهای ارزشمند خود، در این جریان طی طریق کرده و به آنچه امروز از مرمت میشناسیم دست یافته است. آنچه ما امروز از واژه مرمت در ایران میشناسیم، رویکردی علمی به حفاظت مادی و معنوی، معرفی و بازیابی ارزشهای تاریخی-فرهنگی یک اثر یا بنای تاریخی است که سرآغاز شکلگیری آن به حدود ۵۲ سال پیش بازمیگردد؛ زمانی که اولین آزمایشگاه علمی مرمت در موزه ایران باستان شکل گرفت. این فعالیت، در سال ۱۳۵۶ بهوسیله افراد فعال در سازمان ملی حفاظت از آثار باستانی و در کنار فعالین این حوزه در خارج از ایران رشد و گسترش پیدا کرد تا در نهایت با همکاری دانشگاه فارابی بهعنوان یک رشته دانشگاهی تحت عنوان "حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی" در شهر اصفهان بنیان نهاده شد. این رشته با افزایش تعداد علاقهمندان به آثار تاریخی و بازگشت ایرانیانی که در خارج از کشور آموزش دیده بودند، گسترش یافته و هر روز بر تعداد فارغالتحصیلان آن افزوده شد؛ اما اینکه این افراد چگونه فعالیتهای خود را در چارچوب اجتماعی و اقتصادی دنبال کردند و آن را از شکل یک رشته دانشگاهی به حرفهای کاربردی تبدیل کردند، موضوعی است که در این یادداشت به آن پرداخته شده است.
سکههای تاریخی به عنوان یکی از مهمترین اسناد مادی تمدنهای گذشته نه تنها ارزش مالی دارند بلکه شواهد زندهای از تاریخ فرهنگ هنر و اقتصاد دوران مختلف هستند. در ایران با پیشینهای غنی و تمدنی که به بیش از ۲۵۰۰ سال میزند سکهها نقش مهمی در بازشناسی هویت ملی و فرهنگی ایفا میکنند با این حال حفاظت و مرمت این گنجینههای تاریخی به ویژه در مجموعههای خصوصی کشور با چالشهای متعددی روبرو است. این یادداشت به بررسی این چالشها و راهکارهای ممکن برای حفظ این میراث ارزشمند میپردازد.
مقاله حاضر به بررسی مسیر حرفهای و تجربیات نویسنده در حوزه مرمت اشیاء فرهنگی و تاریخی میپردازد. نویسنده میترا اعتضادی دانش آموخته مرمت اشیاء تاریخی با ترکیب دانش دانشگاهی و علاقه شخصی روشها و منشهای نوینی را برای مواجهه با آثار آسیبدیده و مهار تخریب آنها توسعه داده است. وی با انتقاد از رویکردهای انتزاعی و ناکارآمد در مقالات علمی بر اهمیت تجربه عملی و کاربردی تاکید میکند. اعتضادی با بازنگری در آموزشهای دانشگاهی و مرام اخلاقی حرفهای به شکلدهی نگرشی جدید در مرمت آثار تاریخی پرداخته است. این مقاله همچنین به نقش تصاویر و نمونههای عملی در آموزش مرمت اشاره میکند و بر این باور است که ارائه نمونهها تنها روش مؤثر آموزش در این حوزه است. نویسنده با اشاره به تاریخچه شکل گیری رشته مرمت در ایران تجربیات خود را در قالب تصاویر و نمونههای عملی به اشتراک میگذارد و بر ضرورت تحول در نگرشهای جزمگرایانه و توسعه دانش کاربردی در مرمت آثار تاریخی تأکید میکند.
نقاشی قهوهخانهای تعزیه مصیبت عاشورا متعلق به موقوفه حسینیه کبابی به عنوان یکی از مظاهر فرهنگ عاشورایی بین مردم بیرجند از محبوبیت خاصی برخوردار است. این اثر بر اساس کتیبه موجود به فرمایش آقا میرزا ماشا الله طهرانی که از پیشگامان نقاشی قهوهخانهای ایران بوده است سفارش و توسط یکی از شاگردانش به نام محمدحسین در سال ۱۳۳۸ هـ. ق) و احتمالا در یزد خلق شد. در این مقاله تجربیات حفاظتی و مرمتی نگارندگان بر روی اثر نقاشی قهوهخانهای با موضوع تعزیه مصیبت عاشورا که مربوط به اواخر قاجار بوده و در دهه اول محرم در یکی از حسینیههای قدیمی بیرجند به نمایش گذاشته میشود ارائه میشود اولین قدم در حفاظت و مرمت این اثر شناسایی دقیق آسیبهای بود که مهمترین آنها مربوط به آسیبهای ناشی از فرسودگی و نصب مکرر اثر است. پس از شناسایی آسیبهای وارده اقدامات حفاظتی و مرمتی متناسب با آن انجام شد که پاکسازی اولین اقدام حفاظتی و مرمتی است که در دو مرحله انجام شد در مرحله اول پاکسازی گردو غبار انجام شد. برای زدودن گردو غبار از جارو برقی با برس نرم و توری نازک برای جلوگیری از ضربه به اثر در حین جارو استفاده شد. در مرحله دوم به پاکسازی لکهها اقدام شد. در ادامه حذف مرمتهای نامناسب انجام شد و بعد از مرمت پارگیها و کمبودها برای ایستایی بیشتر اثر استحکام بخشی اثر صورت گرفت عملیات حفاظتی اثر شامل حفاظت حین نمایش و ساخت محفظه نگه دارنده و بستهبندی است. با انجام اقدامات حفاظتی و مرمتی نقاشی قهوهخانهای تعزیه مصیبت عاشورا حسینیه کبابی از آسیبهای بیشتر محفوظ ماند و کیفیت بصری آن به طور قابل توجهی افزایش یافت این نقاشی در محفظه طراحی شده نگهداری و در دهه اول محرم در محل حسینیه کبابی بیرجند به نمایش گذاشته میشود.
تزیینات معماری به کار رفته در بناهای تاریخی یکی از برجستهترین وجوه تمایز و معیارهای قابل استناد در معرفی و شناخت سبک دوره هویت و شاخصهای معماری هر دوره به شمار میرود. این گزارش بر پایه مطالعات موردی و کتابخانهای محقق از اقدامات مرمت بنا و نظارت بر حوزه تزیینات معماری بنای تیموری مزار قطبالدین حیدر طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ تهیه شده است. این مطالعات منجر به طرح پرسشهای مهمی در زمینه پیشینه تنوع سبک و مصالح به کار رفته در بستر بنا و همچنین تعداد و تنوع لایههای تزیینات گردید تخصیص اعتبار و بررسی دقیق برای تهیه شرح خدمات اقدامات اجرایی حفاظت و مرمت در سال ۱۴۰۲، فرصتی ارزشمند برای تحلیل و شناسایی مؤلفههایی از هویت میراث ملموس و ناملموس معماری و تزیینات معماری فراهم آورد. این مؤلفهها شامل متغیرهایی همچون کشف تنوع لایههای زیرین تزیینات در حین اقدامات اجرایی ظرافت رنگ آمیزی نمادها، نقوش نشانهها سبکها یادگار نوشتهها و مستندات خطی بودند که در پیوند با کلیت مجموعه مزار قطبالدین حیدر معماری مسجد، رباط محوطه پیرامون رموز شخصیت عرفانی قطبالدین حیدر و ارادت شهروندی در هم آمیختهاند. روند اقدامات اجرایی و جزئیات شرح خدمات به گونهای تغییر و ارتقا یافت که ضرورت تحلیل زوایای پنهان حفاظت پیشگیرانه معرفی و نمایش شواهد تزیینات و معماری بنا در قالب موزهای تحت عنوان از معماری تا تزیینات مطرح و قابل اجرا شد. این موزه میتواند به عنوان گامی مؤثر در جهت حفظ و معرفی این میراث ارزشمند عمل کند.
اهمیت آرایههای معماری و علی الخصوص کتیبههای بر جای مانده که حاوی اطلاعات ارزشمند از دورههای تاریخی است بر هیچ کس پوشیده نیست. از این رو حفظ و نگهداری این آثار گرانبها بسیار ضروری است. پژوهش پیش رو در ارتباط با یکی از قدیمیترین و کمیابترین آرایههای معماری کار شده با شیوه تخمهگذاری است. آرایههای گچی تخمهگذاری به دلیل سختی در اجرا به تعداد محدود کار شدهاند و نمونههای انگشتشماری از آنها باقی مانده است. اثر مورد مطالعه کتیبهای نوشتاری به خط ثلث در بقعه سیدفتحالله و رامین است. این بنا در سال ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده منسوب به بده نهم هجری قمری است. همچنین کتیبه نام برده با ابعاد ۶۵×۱۵۰ سانتی متر در سه سطر اجرا شده و دارای آسیبهایی مانند ترکهای سازهای در لایههای مختلف اثر و الحاقات سطحی و مفقودی بخشهایی از نوشتار و زمینه کتیبه بود با توجه به تصمیم افراد تأثیرگذار مبنی بر جابجایی کتیبه همچنین با علم بر اینکه این کتیبه در زمره قدیمیترین آرایههای گچی تخمهگذاری است هدف این پژوهش حفظ اثر در محل اصلی خود ضلع شمال شرقی بقعه و مرمت آن با کمترین مداخله مؤثر و ممکن است به منظور دستیابی به مناسبترین روش مرمت این کتیبه مبانی مداخلات مرمتی متناسب با اثر تنظیم شد و بخش عملی کار به ترتیب شامل استحکامبخشی سازهای کتیبه لایهبرداری اندودهای الحاقی که منجر به کشف کتیبهای دیگر شد پاکسازی مکانیکی و شیمیایی استحکام بخشی ساختار ملاط با استفاده از خمیر پارچه تثبیت سطح پر کردن قسمتهای مفقودی با استفاده از ملاط گچ بازسازی حروف نوشتاری که از بین رفته بود و همچنین قاببندی و ایجاد کادر در اطراف کتیبه میشود. همچنین پس از اتمام فرایند مرمت اثر خوانش دقیق کتیبه برای مخاطبان ممکن گشت و محتوای مفهومی آن به ویژه تاریخ ساخت آن برای اولین بار آشکار شد.
شهرستان نیشابور واقع در خراسان رضوی یکی از قدیمیترین شهرهای ایران است که محوطههای تاریخی گوناگونی از جمله شادیاخ را در خود جای داده است. در سال ۱۳۸۲ طی کاوشهای باستانشناختی تعداد زیادی آرایه گچی در این محوطه یافت شد یکی از مهمترین بخشهای این محوطه تاریخی به نام تالار بار عام شناخته میشود. این تالار مشتمل بر چهار ایوان مشرف بر یک فضای هشت ضلعی در وسط است که چهار گوشه و از طریق چهار درگاهی به فضاهای مجاور راه مییافته است. پنج قطعه مورد توجه در پژوهش حاضر نیز متعلق به قسمت تالار بار عام این مجموعه هستند. این پژوهش نیز با هدف یافتن مناسبترین روش حفاظت و مرمت این آرایههای گچی ارزشمند تنظیم شده است. عمده آسیبهای وارد بر این قطعات شامل ترکهای عمیق، آلودگیهای سطح همچون گردو غبار خاک تار عنکبوت مرمتهای غیر اصولی حین کاوش مفقودی حفرههای عمیق خراشیدگی و غیره هستند در مقاله پیش رو پس از بررسیهای ظاهری و بیان آسیبهای وارده بر قطعات مبانی مداخله آنها ارائه شده و اقدامات مرمتی انجام گرفت. اقدامات شامل پاکسازی مکانیکی و شیمیایی با استفاده از بیستوری و آب مقطر تثبیت با استفاده از پلکستول ۵ درصد در اتانول استحکامبخشی شکافها و حفرات عمیق با استفاده از خمیر پارچه آزمون رنگ بتونه گچی و در نهایت استفاده از بتونه گچی جهت پوشش ترکها و شکاف در آجر تکیهگاه هستند.
امروزه نمونهسازی به روش ساخت افزودنی توسط چاپگرهای سهبعدی در علوم مختلف علاقهمندان کثیری را در بین محققان به خود جذب کرده است. در این بین چاپگر سهبعدی استریولیتوگرافی قادر به ساخت نمونههایی با تفکیکپذیری برتر نسبت به دیگر چاپگرها است. هدف این مقاله امکانسنجی استفاده از روش چاپ سهبعدی استریولیتوگرافی جهت دستیابی به یک روش مناسب برای ساخت مولاژ از اشیاء تاریخی و فرهنگی برایبهکارگیری آن در مرمت و بازسازی اشیاء حساس همچون عاج است. پرسشهای تحقیق عبارتاند از: چگونه میتوان با استفاده از مدلسازی سهبعدی و چاپ با چاپگر استریولیتوگرافی برای بخشهای مفقود و ساخت مولاژ تهیه کرد؟ و این روش چه مزایا و معایبی دارد؟.در راستای بررسی روش معرفیشده، یک نمونه مهرۀ شطرنج تاریخی از جنس عاج فیل از مخازن موسسۀ فرهنگی موزههای بنیاد، انتخاب شد. اثر انتخاب شده دارای مفقودی بسیار زیادی بود. با توجه میزان مفقودی اثر انتخاب شده و به احتمال اینکه نمونه چاپ شده بر روی بدنه اصلی اثر تاریخی الصاق نشود، تصمیم بر این شد که از نمونه موجود مولاژ تهیه شود. از مهره مشابه با اثر موجود مستندسازی انجام گرفت و با توجه به تصاویر، مدلسازی سهبعدی با نرمافزار زیبراش که نرمافزار مخصوص حجاری و مجسمهسازی است، انجام شد. تنظیمات مربوط به مدیریت چاپ در نرمافزارChituboxو بازسازی سهبعدی جهت ساخت مولاژ از چاپگر رزینی استریولیتوگرافی انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد، استفاده از فناوریهای مدلسازی سهبعدی و چاپ با چاپگر سهبعدی استریولیتوگرافی بهعنوان یک روش مناسب میتواند در جهت ساخت مولاژ تا حد زیادی در رفتار کم خطر حفاظتی نسبت به اشیاء حساس مانند عاج مفید واقع شوند.
خاتمکاری نوعی تزئین است که با کنار هم قرارگیری مثلثهایی از جنس چوب، استخوان و فلز که بهطوری استادانه نقوش هندسی را تشکیل میدهند، ایجاد میشود. اثر مورد بحث آینهایی چهارگوش بوده و دارای مالکیت شخصی و منسوب به دورهی قاجار است. با توجه به آزمایشهای انجام شده برای شناسایی مواد تشکیل دهندهی اثر، مشخص شد که چوب (کاج ایرانی، صنوبر یا همان تبریزی و چنار)، استخوان و فلز (نقره و برنج) بوده که مثلثها از جنس فلز برنج و استخوان و چوب و لاهای استفاده شده از جنس نقره و زیرساخت از جنس چوب، است. آسیبهای وارده بر روی اثر عبارتاند از تشکیل محصول خوردگی در قسمتهایی که فلز نقرهکار شده، تیره شدن جلا، اعوجاج و جدایش اتصالات در زیرساخت و اعوجاج و جدا شدن و ریختگی در بعضی از قسمتها که این آسیبها، باعث از هم پاشیدگی نقوش نیز شدهاند. پس از حذف تعمیرهای نادرست قبلی و پاکسازی جلای تیره شده و تابگیری اعوجاج زیرساخت و تابگیری تزئینات خاتم، بازسازی، موزونسازی و استحکامبخشی نهایی صورت گرفته است.
شبکههای درشت مولکول و آبدوست، با قابلیت نگهداری حلال در درون خود، مدتها در مرمت با عنوان ضماد گذاری، استفاده شدهاند. این شبکهها عمدتاً خمیرهایی بر پایه سلولز بوده و بزرگترین مشکل استفاده از این ضمادها، چسبندگی و امکان باقیماندن آثار خمیر بر سطح و اثرات جانبی آن بوده است. در طول دهههای گذشته و بر اساس فناوریهای نوین، ژلهای جدیدی با ویژگیهایی چون بازگشتپذیری، قابلیت حذف کامل از سطح، سهولت آمادهسازی و قابلیت ترکیب با حلالهایی بر پایه نانو سیالات، به حوزه مرمت معرفی شدهاند که از آن جمله میتوان به ژلهای سلولزی اصلاحشده، اُرگانوژلهای برگشتپذیر و ژلهای اسفنجی نانو مغناطیسی، اشاره کرد. این مقاله، مروری است بر معرفی ساختار و کاربردهای ژلهای جدید در حوزه فرایندهای پاکسازی و تمیزکاری در مرمت آثار تاریخی- فرهنگی.
در این تحقیق یک پارچه زربفت منسوب به دوره صفوی و متعلق به یک مجموعهی شخصی در شهر تبریز مورد مطالعه فنشناسی و حفاظت و مرمت قرار گرفت. هدف از انجام این پژوهش اجرای اقدامات حفاظت و مرمت مناسب با توجه به شرایط اثر جهت نمایش و نگهداری آن بوده است. نتایج حاکی از این است که اثر از لحاظ فنشناسی و مطالعات تطبیقی با چند نمونه مشابه، احتمالاً متعلق به دوره صفوی باشد. اثر پارچهای دارای آسیبهایی چون از بین رفتن تار و آشکارشدن نخهای پود، پارگی، بریدگی، سوراخ شدن، لکه و آلودگیهای سطحی است. بر روی پارچه فرآیند های حفاظتی از قبیل شتشو با سدیم لوریل سولفات، استحکام بخشی الیاف، برگردان الیاف جداشده با استفاده از فیلم نازک ساخته شده از پلیمر کلوسل جی، ساپورت پشت پارچه انجام گرفت. در نهایت با طراحی یک نمونه چهارچوب جهت حفظ و نگهداری اثر جهت نمایش به مرحله اجرا در آورده شد.
عکس از اسناد مهم در زمینه بازیابی تصویری فرهنگ و تمدن گذشته در تاریخ معاصر به شمار میرود، تغییرات ساختاری در عکسهای تاریخی با توجه به عوامل مؤثر بر آنها در طول زمان منجر به آسیبهای متعددی میشود. این آسیبها میتواند موجب تغییرات زیباییشناختی در آن گردد. بر این اساس هدف از این گزارش، ارائه فرآیند حفاظتی صورت گرفته بر روی سه قطعه عکس مربوط به دوره قاجار است. عکسها دچار آسیبهایی مانند چرکی و جای لکه آب، تخریب ژلاتین سطح، پارگی و اسیدیته بالا بودند. بدین منظور از آب مقطر، الکل، استون برای پاکسازی آلودگیهای سطحی استفاده شد. همچنین از هیدروکسید کلسیم به دو صورت خشک و در حامل آبمقطر برای اسیدزدایی پشت مقوای بکار گرفته شد. همچنین از مقوای بدون اسید (فری اسید) و همچنین کاغذ تیشو موزونسازی شده به برای جبران قسمتهای مفقود همراه با چسب کلوسجی استفاده شده است و در نهایت جهت محافظت بهتر تمامی عکسها پاسپارتو شدند.
پارچههای قلمکار دوره ی قاجار متعلق به کاخ گلستان برای مدتهای مدیدی به صورت تا شده در صندوقهای چوبی مخازن اقرار داشت. لذا در جهت جلوگیری از آسیبهای فیزیکی و بیولوژیک پارچهها، فرایند ساماندهی و مرمت آنها مورد بررسی قرار گرفت. شیوهی انتخاب این طرح با مطالعات کتابخانهای و انجام آنالیزهای مورد نیاز صورت گرفته و دادههای حاصل از آنالیزها بصورت کمی در طول مقاله به شرح آن پرداخته میشود فعالیتهای صورت گرفته در راستای اهداف پروژهی مذکور بدین شرح است پس از عکاسی و مستندسازی، اقدام به تهیه شناسنامه فنی و مرمتی کار نموده و شماره اصولی درج شده بر پارچهای مقال نخی به پارچه قلمکار دوخته شد پاکسازی و غبار روی صاف کردن خطوط ناشده برای جلوگیری از تغییر شکل پارچه و آسیب فیزیکی در نقاط تا خورده انجام شد میزان اسیدیته اثر یا pH آن با نوارهای pH سنج بررسی شده بر روی برخی پارچههای قلمکار، کشت الخارج صورت گرفت و همچنین کشت نیز بر صندوق نگهداری پارچههای مخزن جدیدتر و مخزن نگهداری پارچهها انجام شد. آزمون ایمشناسی نیز جهت تشخیص ساختاری از پارچه انجام شد. نتایج آنالیزهای انجام شده گویای این است که pH پارچه ها در محدوده ی خشی قرار دارد. تالیز کشت قارچ نشان داد که قارچ آسپرژیلوس نایجر بر یک اثر و درب صندوق چھی نگهداری آثار رشد کرده است با توجه به خطرناک نبودن این نوع قارچ هوادهی منظم دورهای پیشنهاد شد. آنالیز الیافخانی نیزلیف سلولزی پیهای را نشان داد نهایتا پارچههای قلمکار با پارچهی نخی متقال پوشش دهی شده با ریسمانهای نخی در جای خود ثابت شدند. نگهای شناساییتر به آن متصل شده و با تمهیدات و دلت کافی به مخزن استاندارد کاخ گلستان انتقال یافت همچنین راهکارهای حفاظتی و مرستی جهت نگهداری آثار در بهترین شرایط ممکن ارائه شد.
تختجمشید یکی از شاخصترین محوطههای سنگی برجای مانده در ایران و جهان است که آداب، فرهنگ و رسوم ایرانیان باستان را به نمایش میگذارد و از حیث معماری ساختاری و زیبایی بصری قابل توجه است. تالار صدستون بزرگترین تالار ستوندار تختجمشید پس از آپادانا است که در مجموعه تختگاه و به زیبایی تمام با یکصدستون مرتفع خودنمایی میکرده و امروزه عمدتاً بقایای پایهستونهای آن در مکان اصلی خود در این کاخ بهجای مانده است. قطعات متعدد سنگ متعلق به دیگر اجزای ستونها نیز همچون قطعات قلمهستون، شالیستون و گلستون نیز بهصورت پراکنده در فضای باز تالار اصلی کاخ و در معرض عوامل آسیبرسان طبیعی قرار دارند؛ از این رو اضطرار اقدامات حفاظتی را میطلبند. پژوهش حاضر بر روی یکی از پایهستونهای این کاخ (پایهستون 4D) متمرکز بوده و ضمن مطالعات کتابخانهای، میدانی و آنالیزی و اجرای برنامه اضطراری حفاظت سعی دارد آهنگ الگوی تخریب را در این پایهستون آهستهتر کند. در گذشته عمده مرمتهای انجام شده در تختجمشید با مصالح ماسه سیمان بودهاست ولی با تغییر در دیدگاهها و مبانی نظری حفاظت از سنگ، استفاده از سیمان بهدلیل تفاوت ضریب جذب و دفع آب، ضریب انبساط و انقباض و بازگشتناپذیری منسوخ شده است. نتایج آنالیزهای XRD حاکی از آن است که اکسید کلسیم دارای بیشترین مقدار در نمونهها است، همچنین مقدار اندکی سیلیکات، آلومینیوم و آهن در ترکیب سنگها یافت شده است. سایر اکسیدها به عنوان عنصر فرعی نیز به مقدار بسیار کم وجود دارند و نوع سنگهای بهکار رفته در اثر از جنس سنگ آهک با خلوص خوب و کم سیلیس است. از دستاوردهای این پژوهش استفاده از مصالح بر پایه آهک هیدرولیک موسوم به "لدان" است که در ترکیب با مواد افزودنی و پرکننده در بخشهای کمبود و دارای شکستگی فعال اجرا شده است. اجرای این ملاط حفاظتی که تناسب زیادی با سنگهای آهکی دارد باعث شده که درزهها و شکستگیهای سنگ در برابر نفوذ عوامل رطوبتی مقاومتر عمل نمایند و نرخ فرسایش به طرز چشمگیری کاهش یابد.
مقالهی پیش رو باهدف حفاظت و مرمت بخشی از "درِ سنگی "برج سنگی محوطه جهانی پاسارگاد است. قطعهسنگ موجود که متعلق به لنگه راست درِ سنگی برج سنگی است و با گلهای نیلوفر ششتایی تزیین گشته است. این اثر آسیبهای متعددی داشته که نگهداری و حفاظت اثر را به مشکلاتی همچون، شکستی و عدم یکپارچگی دچار کرده بود. به همین دلیل اقدامات حفاظتی و مرمت بر روی اثر انجام شد. انتخاب بهترین روش مداخله در پیشناخت تاریخی، فیزیکی و شیمیایی اثر حاصل میشود. در این خصوص پژوهشهایی در حوزه شناخت و بررسی تاریخ فرهنگی، معماری، ماهیت و کاربری برج سنگی انجام گشته و آنالیزهای دستگاهی همچون پتروگرافی، پراش اشعه ایکس (XRD)، فلورانس اشعه ایکس (XRF) جهت شناسایی ساختار فیزیکی و شیمیایی اثر انجامگرفته است. نتایج حاصله بیانگر این است که اثر متعلق به برج سنگی بوده و احتمالاً در زمان حکم رانی داریوش ساختهشده است. نوع سنگ استفادهشده از جنس سنگ رسوبی آهکی دولومیتی است. درنهایت با استفاده از نتایج آنالیزهایی که انجام پذیرفت و طبق اصول مبانی مرمت، اقدامات حفاظتی، مرمت پیشگیرانه در رابطه با اثر انجام شد و سنگ مذکور در داخل چارچوبی از جنس فوم پلیاتیلن برای نمایش قرار گرفت تا اثر دارای یکپارچگی بصری بوده و توانایی برگشتپذیری جهت مرمتهای آینده را داشته باشد.
محوطههای باستانی به دلیل اهمیت و گستردگی ارزشها و اقدامات مورد نیاز جهت حفظ و انتقال این ارزشها به آینده به راهبردهای حفاظتی جامع نیاز دارند. این راهبردها در ادبیات حفاظت و مرمت با اصطلاحات مختلفی از جمله برنامهریزی مدیریت حفاظت، شناخته و عنوان میشود. شکی نیست که ارائه یک طرح حفاظتی و مرمتی جهت حفاظت از محوطهای با ارزشهای بسیار وسیع مادی دلیل در این پژوهش وگزارش مرمتی با گردآوری اطلاعات اولیه اعم از اطلاعات مربوط به شناخت محوطه و حفاظت در نهایت برنامهای به صورت راهکارهای کلی جهت حفاظت و معرفی محوطه ارائه خواهد شد. چنین پژوهشهایی و اقدامات حفاظتی و مرمتی گرچه ابتدایی است اما میتواند گام نخستی جهت شروع اقدامات جدی ملی و جهانی جهت حفاظت، مرمت و معرفی محوطههای باستانی ارزشمندی از این دست محسوب شود.
پژوهش حاضر به بررسی و شناخت سنگ قبر متعلق به اداره میراث فرهنگی شهرستان اسکو میپردازد. شهرستان اسکو، واقع در غرب استان آذربایجان شرقی، دارای آثار تاریخی متعددی است که سنگ قبرها یکی از این آثار است. این نمادها به عنوان یکی از ارزشهای فرهنگی و اجتماعی منطقه به شمار میآیند و با دقت در آنها میتوان روند شکلگیری انواع مختلفی از نقوش و تزئینات را مطالعه کرد. سنگ نشان مورد مطالعه در این پژوهش از قبرستان تاریخی محله خسرق به دست آمده و در حال حاضر در اداره میراث فرهنگی شهرستان اسکو قرار دارد. در خلال این پژوهش وضعیت آسیبشناسی این سنگ بررسی شده و مطالعات تاریخی و تطبیقی به شناسایی دوره اثر و تطبیق با سنگ نشانهای مشابه پرداخته است. همچنین به فنشناسی، نوع نقوش و شیوه سنگتراشی آن توجه شده است. برای شناسایی نوع سنگ، مقاطع نازک تهیه و آنالیز پتروگرافی (سنگنگاری) انجام شده است. در نهایت، پس از انجام اقداماتی نظیر مستندسازی، پاکسازی، وصالی و بازسازی قسمتهای مفقودی، طرح پیشنهادی برای حفاظت، مرمت، نمایش و نگهداری اثر ارائه شده است.
یکی از بزرگترین و زیباترین مصلاهای تاریخی ایران مصلای پایین خیابان مشهد است که به دستور شاه سلیمان اول در دوران صفویان ساخته شده است. تاریخ ساخت و اتمام بنا بر طبق کتیبه کاشی ایوان مرکزی سال ۱۰۸۷ ه.ق است. ساختار معماری بنا از ایوان مرکزی رفیعی در وسط و دو رواق گنبددار در طرفین تشکیل شده است. سطوح داخلی و خارجی بنا با آرایههای مختلف معماری همچون گچبری،کاشیکاری، نقاشی و مقرنس کاری تزئین گردیده است. در میان انواع مختلف آرایههای بکار رفته در تزئین این بنا کاشیهای معرق محراب بنا از نظر زیبایی و نفاست بیهمتاست. بررسی آزمایشگاهی ترکیب شیمیایی لعاب کاشیهای معرق محراب با روش دستگاهی SEM-EDX و نتایج حاصل از آن مطابقت و همخوانی خوبی با نتایج بررسیهای تجربی سایر محققان داشت که این امر نشان از تداوم سنت کاشیکاری و تولید لعاب با فناوری مشابه در سراسر عصر صفوی در مناطق مختلف ایران است مطالعه ترکیب کانیشناسی بدنه کاشیها به روش پتروگرافی نیز حاکی از بکارگیری ترکیب کانی شناختی مشابه و مناسب به همراه پخت خوب در تولید آنها بود که موجب استحکام و دوام بیشتر کاشیها شده بود آسیبشناسی بنا و تزئینات آن نشان داد که ترکیبی از عوامل مختلف فیزیکی شیمیایی و انسانی موجبات تخریب و فرسایش سازه و تزئینات بنا از جمله کاشیهای معرق آن را فراهم آورده است. در این میان عوامل انسانی و توسعه ناهنجار شهری پیرامون بنا و مرمتهای غیراصولی و غیرحرفهای تزئینات در تخریب و فرسایش کاشیها نقش اصلی را بر عهده داشته است. با توجه به اهمیت و نفاست کاشیهای معرق محراب پس از انجام مطالعات آزمایشگاهی کاشیهای این بخش از بنا مورد حفاظت و مرمت قرار گرفت. برای این کار پس از اقدامات حفاظتی اولیه از طریق تمیزکاری و استحکامبخشی بخشهای کمبود مطابق با اصول و مبانی نظری مرمت به شیوه مرمت تکمیلی از طریق موزونسازی رنگی بازسازی شد.
حفاظت و مرمت مجموعههای باستانشناسی معمولاً به سبب ناپایداری و بعضا حساسیت اشیاء در کار مرمت همواره روالی پیچیده در کار مطالعات پایه و آسیبشناسی را میطلبند. از آنجا که آثار سفالین نسبت به دیگر جنسیتها پایدارتر میباشند بعد از بررسی اولیه در خصوص میزان استحکام و سختیسنجی رسوبات سطحی و بررسی وجود شوره، چنانچه مسئله خاصی وجود نداشته باشد قابل مرمت میباشند در این گزارش به معرفی و شرح فرایند حفاظت و مرمت تعدادی از سفالینههای مجموعه مردان نمکی زنجان میپردازیم که در پی هماهنگیهای انجام شده جهت انجام عملیات حفاظت و مرمت از موزه ذوالفقاری زنجان به بخش سفال پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی منتقل شدند. این اشیاء که بعضا در محل کاوش پاکسازی و به صورت موقت وصالی شده بودند، مورد بازبینی کامل قرار گرفتند به این ترتیب که تمامی وصالیها باز شد قطعات به تفکیک با استفاده از انواع روشهای مکانیکی و شیمیایی پاکسازی شدند و پس از قطعهیابی صحیح مجدداً وصالی انجام شد؛ و در نهایت قسمتهایی که نیاز به بازسازی داشتند با پیروی از الگوی طراحی شده برای این مجموعه و لحاظ کردن مبانی مرمت با گچ بازسازی شدند.