29 نتیجه برای آسیب
الههسادات طالبیمقدم،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1398 )
چکیده
دوره پوش قلابدوزی معرق (کد 031)، از جمله آثار نفیسی است که مربوط به دوره قاجار است و در مجموعه آستان قدس رضوی نگهداری میشود. به دلیل استفاده از این اثر نفیس هنری در مجموعه آستان قدس، با گذشت زمان و عوامل گوناگون، آسیبهای متفاوتی به آن وارد شده است. به منظور حفظ این اثر ارزشمند حوزه منسوجات، مرمت آن در کارگاه مرمت منسوجات آستان قدس رضوی انجام شد. این مقاله با نگاهی اجمالی به فنشناسی و آسیبشناسی دوره پوش قلابدوزی (کد 031)، سعی دارد تا باتکیه بر مطالعات میدانی، روشهای مرمتی بکار رفته بر روی آن را بررسی نماید.
احسان هراتی، محمود بختیاری شهری،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
روشهای بازتابی (Reflection) و فلورسانس ( Fluorescence) در مبحث تاریخ هنر و فرایند شناخت مواد و بررسی وضعیت و مرمت آثار تاریخی و هنری اطلاعات ارزشمندی را در اختیار پژوهشگران و مرمتگران قرار میدهد. تصاویر حاصل از نور مریی (Visible Light) بهترین روش برای ثبت اثر و بررسی آن در غیاب اثر است. دوربینهای دیجیتال مدرن این پدیده را تسریع و همگانی کردهاند. تصاویر اشعه ماوراءبنفش (Ultra-Violet (Uv)) برای آنالیز سطح نقاشی و بررسی وضعیت کنونی اثر و تشخیص رنگدانهها به کار میرود. این روش جزو روشهای بازتابی و فلورسانس شمرده میشود. از این جهت که مقداری از آن از سطح نمونه بازتاب و در طول موج مریی از سطح ساطع میشود. مقداری نیز بهکمک سطح جذب میشود. این پژوهش به بررسی کیفی آسیبهای یک تابلو نقاشی رنگروغن و دو نسخه خطی به روش فلورسانس اشعه ماوراءبنفش و روش بازتابی نور مریی پرداخته است. مشخصات ظاهری اثر بهوسیله تصویر نور مریی و تصویر فلورسانس بررسی و ثبت شد. تصویر فلورسانس محلهایی که رنگ خود را از دست دادهاند، وصلهکاری شدهاند یا بخشهایی را که مرمتی هستند تشخیص دادهاند؛ بنابراین تصویر فلورسانس، در غیاب تاریخچه اثر تصویر روشنی از وضعیت مرمتهای پیشین و آسیبهایی که در تابلوی نقاشی ایجاد شده است، میدهد. همچنین در بررسی یک نسخه تاریخی- فرهنگی تشخیص بخشهایی که مورد حمله بیولوژیکی قرار گرفتهاند میسر شد. بررسی نسخه خطی دیگر با اشعه فلورسانس ماوراءبنفش نشان داد که احتمالاً رنگ قرمز بهکاررفته در نسخه، رنگدانه اخراست.
حمیدرضا بخشندهفرد، حسنا ربیعی،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
گورستان تپهپردیس واقع در قرچک استان تهران، محوطه ارزشمند تاریخی عصر آهن است که در کاوشهای آن اشیای مفتولی مفرغی به دست آمده است. علیرغم به اهمیت تاریخی اشیای فلزی کشفشده در تهران، تاکنون مطالعه تخصصی ساختاری، فنشناسی و آسیبشناسی بهصورت مستقل و با استفاده از روشهای دستگاهی و آزمایشگاهی بر روی اشیای فلزی بهدستآمده از این سایت صورت نگرفته است. هدف نگارندگان، مطالعه یکی از این مفتولهای مفرغی بهدستآمده از گورستان تپهپردیس از نظر فنی با پرسشهایی در زمینه ترکیبات عنصری و روش ساخت و همچنین بررسی آسیبهاسـت. بدینمنظـور از روشهای دسـتگاهی AAS, SEM- EDS برای شـناخت ترکیب شیمیایی آلیاژ و ریزساختارنگاری بهمنظور شناسایی روش ساخت استفاده شده است. براساس مطالعات، این اثر مربوط به عصر آهن است. با توجه به دادههای آنالیز عنصری، ترکیب بهکاررفته در ساخت این اثر آلیاژ مس-قلع (مفرغ) است. بررسی ریزساختار نشان داد که شیوه ساخت عملیات پیوسته گرمایی/ مکانیکی است. همچنین نتایج آزمایش XRD، ترکیبات کوپریت، مالاکیت و نانتوکیت در محصولات خوردگی شناسایی شد که با توجه به حضور میزان فراوان نانتوکیت میتوان گفت شیء خوردگی فعالی دارد.
سیدرضا حسینی کِشتان،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
بقایایی مشتمل بر ساختارهای خشتی و گلی در وسعت 180 هکتار در 3 کیلومتری جنوب شهر کنونی "اِسفراین" در خراسان شمالی ایران قرار دارد. مطالعات باستانشناسی دو دهه اخیر علاوه بر یافتههای فرهنگی مختلف، ساختارهای معماری متنوعی را نیز آشکار کرده است که همراه با بقایای نارین قلعه (تنها اثر موجود در سطح زمین)، محوطه تاریخی بلقیس اسفراین را شامل میشود. با توجه به فرسایش مکرر خشت در برابر رطوبت ناشی از بارندگی اندک منطقه طی مداخلات حفاظتی، ضرورت پرداختن به ویژگی کیفیت خاک مطرح و شناسایی ساختارهای بلورین در روند فرسایش، هدف این تحقیق قرار گرفت. مطالعات آزمایشگاهی طی آزمونهای فیزیکی و شیمیایی، نشان داد کیفیت خاک به دلیل فقر رس و بالا بودن درصد سیلیس از یکسو و همچنین وجود ساختارهای بلورین مسکویت و کلسیت ثانویه، علت اصلی فرسایش خشتها است.
علی شهابینژاد،
دوره 4، شماره 2 - ( 8-1400 )
چکیده
یکی از آسیبهای جدی که امروزه متوجه فضاهای شهری تاریخی است آسیبهای حوزه سیما و منظر است. از جمله مهمترین عواملی که موجب اغتشاش بصری در سیمای فضاهای شهری تاریخی میشود می توان به تأسیسات شهری از جمله تأسیسات برق تأسیسات گاز، تأسیسات مخابرات و دیگر موارد مشابه اشاره کرد. یکی از تجارب موفق در زمینه رفع آسیبهای منظر تأسیسات شهری تجربه طرح باز آفرینی میدان وقت و ساعت یزد است. این میدان که قدمت آن به دوره صفویه بر میگردد و پیشینه تاریخی مکان استقرار آن مربوط به دوره ایلخانی است. تا قبل از اجرای طرح باز آفرینی میدان وقت و ساعت دارای مشکلات متعدد در زمینه سیما و منظر بود در طرح باز آفرینی میدان وقت و ساعت که در سال ۱۳۹۷ توسط پژوهشکده معماری بومی دانشگاه یزد تهیه شد و در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۳۰۲ به همت شهرداری منطقه تاریخی شهر یزد و با همکاری اداره کل میراث فرهنگی صنایعدستی و گردشگری استان یزد به اجرا درآمد بخشهای مهمی از آسیبهای سیما و منظر این میدان که ناشی از تأسیسات شهری بود بر طرف شد این مقاله در نظر دارد با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به شرح فرایند این طرح بپردازد و اقدامات اجرایی در زمینه رفع آسیبهای سیما و منظر تأسیسات شهری در این میدان را بازگو کند.
مریم کیان اصل،
دوره 4، شماره 2 - ( 8-1400 )
چکیده
در سال ۱۲۸۲ ق یعنی کمی بیش از طرح توسعه تهران این بنا به دستور ناصر الدین شاه با مباشرت دوست علی خان معیرالممالک در شرق ارگ تهران ساخته شد. شمسالعماره اولین بنای پنج طبقه تهران است. ازاره اتاقهای پنج طبقه در کاخ شمسالعماره با کاشیهایی که با روش رنگروغنی نقاشی شدهاند. موضوع و شیوه اجرایی این نقاشیها اغلب اروپایی است که با گروهی از نقاشان و شاگردان آنها انجام شده است. این نکته از شیوه اجرای این نقاشی متفاوت از سایر شیوهها است کاملا محرز است. روش نقاشی روغن روی کاشی لعابدار روشی منحصر به فرد بود که در بناهای دیگر در دورههای بعد هرگز اجرا نشد. این نقاشیها به صورت گستردهای در حال تجزیه پودر شدن و فروریختن هستند. از این رو هدف این مقاله این است که عواملی که سبب بروز آسیب به این کاشی نگارههای رنگ روغنی شده است را شناسایی و معرفی کند. به نظر میرسد تفاوتهایی در موقعیت قرارگیری کانیها، نوع مواد و مصالح در آسترسازی و روش اجرای آن و سایر عوامل مکانیکی و شرایط آب و هوایی سبب شده تا آسیبهای وارد شده بر این نقاشیها در هر طبقه متفاوت باشد. علاوه بر موارد ذکر شده در تماس بودن این کاشی نگارههای رنگ روغنی با مراجعین جذب رطوبت دیوارها در طی سالیان شیوه کاشیکاری لیبطلب آنها موجب شده که با هر نیروی فیزیکی بر کاشیها تنش وارد شود و نقوش برجسته روی درز کاشیها از سطح لغزنده کاشی جدا شود و یا گوشههای کاشیهایی که به صورت لوزی بر دیوار نصب شدهاند، بشکند. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است و این نتیجه به دست آمد که بیشترین عامل تأثیرگذار در فروریختن نقاشیها لایه استر یا زمینه بستر کاشی است که توانایی محافظت از لایه نقاشی رویی ندارد.
علیرضا امیری باغبادرانی، فریبا مجیدی، محسن چارهساز،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
خاتمکاری نوعی تزئین است که با کنار هم قرارگیری مثلثهایی از جنس چوب، استخوان و فلز که بهطوری استادانه نقوش هندسی را تشکیل میدهند، ایجاد میشود. اثر مورد بحث آینهایی چهارگوش بوده و دارای مالکیت شخصی و منسوب به دورهی قاجار است. با توجه به آزمایشهای انجام شده برای شناسایی مواد تشکیل دهندهی اثر، مشخص شد که چوب (کاج ایرانی، صنوبر یا همان تبریزی و چنار)، استخوان و فلز (نقره و برنج) بوده که مثلثها از جنس فلز برنج و استخوان و چوب و لاهای استفاده شده از جنس نقره و زیرساخت از جنس چوب، است. آسیبهای وارده بر روی اثر عبارتاند از تشکیل محصول خوردگی در قسمتهایی که فلز نقرهکار شده، تیره شدن جلا، اعوجاج و جدایش اتصالات در زیرساخت و اعوجاج و جدا شدن و ریختگی در بعضی از قسمتها که این آسیبها، باعث از هم پاشیدگی نقوش نیز شدهاند. پس از حذف تعمیرهای نادرست قبلی و پاکسازی جلای تیره شده و تابگیری اعوجاج زیرساخت و تابگیری تزئینات خاتم، بازسازی، موزونسازی و استحکامبخشی نهایی صورت گرفته است.
سمیه صمدیان، مهدی رازانی،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
قالی بهعنوان دست بافتهای پرز و گرهدار با ساختاری متشکل از مواد آلی همواره در معرض آسیبهایی در طی پروسه زمانی مختلف ساخت، مصرف و انبارش قرار دارد که بهطورکلی میتوان آنها را به دو دسته آسیبهای درونی (عیوب قبل از بافت و حین بافت) و آسیبهای برونی (عیوب حین استفاده و نگهداری) تقسیم نمود. نظر به اینکه دامنه نگرش بیشتر بر روی نمونههای موجود در موزه و مجموعههای خصوصی ست که فارغ از بعد مصرف نیازمند شرایط مساعد حفاظتی طولانیمدت هستند، در این پژوهش سعی گردیده با تشریح عوامل چهارگانه آسیبزا و زیر شاخههای آنکه شامل عوامل فیزیکی (نور، آلودگیهای جوی و سه عامل دما و رطوبت)، شیمیایی (تأثیر اسیدها، قلیاها، اکسیدکنندهها)، بیولوژیک مایکروسکوپی (حشرات و جوندگان)، بیولوژیک میکروسکوپی (قارچها، کپکها و باکتریها) است، بینش وسیعتری را در فرآیند نگهداری این اشیای نفیس ایجاد و از ورود آنها به ساختار ممانعت نمود.
مبینا میهمی، دانیال هرندی،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
عکس از اسناد مهم در زمینه بازیابی تصویری فرهنگ و تمدن گذشته در تاریخ معاصر به شمار میرود، تغییرات ساختاری در عکسهای تاریخی با توجه به عوامل مؤثر بر آنها در طول زمان منجر به آسیبهای متعددی میشود. این آسیبها میتواند موجب تغییرات زیباییشناختی در آن گردد. بر این اساس هدف از این گزارش، ارائه فرآیند حفاظتی صورت گرفته بر روی سه قطعه عکس مربوط به دوره قاجار است. عکسها دچار آسیبهایی مانند چرکی و جای لکه آب، تخریب ژلاتین سطح، پارگی و اسیدیته بالا بودند. بدین منظور از آب مقطر، الکل، استون برای پاکسازی آلودگیهای سطحی استفاده شد. همچنین از هیدروکسید کلسیم به دو صورت خشک و در حامل آبمقطر برای اسیدزدایی پشت مقوای بکار گرفته شد. همچنین از مقوای بدون اسید (فری اسید) و همچنین کاغذ تیشو موزونسازی شده به برای جبران قسمتهای مفقود همراه با چسب کلوسجی استفاده شده است و در نهایت جهت محافظت بهتر تمامی عکسها پاسپارتو شدند.
محمد یاغیزایی، مهدی رازانی، عاطفه فاضل نجفآبادی،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
آسیبشناسی آثار سفالی یکی از مهمترین ارکان حفاظت و مرمت به حساب میآیند زیرا شناخت آسیب راه را برای حفاظت و نوع مرمت آن هموار خواهد کرد آثار سفال در زمره مواد پایدار قرار میگیرند زیرا این آثار نسبت به سایر آثار مکشوفه از کاوشهای باستانشناسی پایداری بیشتری از خود نشان میدهند اما همین آثار اگر در شرایط نامناسب و عوامل نامطلوب دفن قرار گیرند بسیار دچار آسیب میشوند و اگر دقت کافی در حفاظت درست از این اشیا صورت نگیرد منجر به نابودی کامل سفالینهها خواهد شد. آسیبهای وارده در بدنههای سفالی معمولا به طور عمده به دو صورت فیزیکی و شیمیایی روی میدهد و در مواردی عوامل مکانیکی نیز باعث سرعت بخشیدن این فرآیند خواهد شد در آسیبشناسی بدنههای سفالی باید به سرمنشا و پدیدآورنده این آسیبها پی برد تا بهترین درمان در راستای پایداری بیشتر سفال اتخاذ شود. از جمله مهمترین آسیبهای وارده بر بدنههای سفالی میتوان به ترک شکستگی تبلور انواع نمکها آسیبهای مراحل پخت آسیبهای زیستی، لکه لایهلایه شدن و غیره اشاره کرد در این پژوهش مروری خواهد شد به متداولترین آسیبهای بدنههای سفالی و عوامل پدید آوردنده و رابطه میان شکلگیری یک آسیب و تأثیر آن در به وجود آمدن سایر آسیبها در همین راستا نیاز است تا تأثیرات یک آسیب بر روی به وجود آمدن سایر آسیبها شناخته شود که این امر موجب تصمیمگیری درست در انتخاب روش برای امر حفاظت و مرمت خواهد شد.
مریم شیروانی، سارا زارعیان جهرمی،
دوره 5، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
آثار باقی مانده از دوران حکومت کوتاه زندیه در شیراز بسیار متنوع بوده و با تزیینات مختلفی آراستهشدهاند. استفاده از سنگ در بخشهای مختلف این بناها قابل دیدن است بهطوری که در ازارههای بیرونی و داخلی بنا، ستونها، کف فرش حیاط و حوضها مورد استفاده قرار گرفته است. ازارهها گاهی با نقاشی و گاهی با حجاری مزین شدهاند و یکی از ازارههای منحصر به فرد حجاری نبرد رستم و اشکبوس در حیاط مجموعه دیوانخانه است. هدف از انجام این پژوهش آسیب نگاری علمی تغییرات و تخریبهای ایجادشده در حجاری عمارت دیوانخانه است. سؤال اصلی مطرح شده این است که چگونه فناوری فتوگرامتری برد کوتاه میتواند بهدقت در مستندسازی آسیبهای واردشده به آثار تاریخی کمک کند؟ روش تحقیق بهصورت کاربردی تجربی است؛ که با استفاده از تحقیقات پیمایشی و میدانی مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاصلشده بیان میدارد که استفاده از روش فتوگرامتری یک روش بیخطر بوده که در آسیب نگاری بسیار مؤثر است و میتواند میزان تغییرات ایجادشده در ساختار اصلی سنگ را به نمایش بگذارد. در این روش میزان پوسیدگی و تخریبهای مختلف اثر حجاری ارزیابی و آنالیز گردید که شامل جدایش، ترک و شکاف، از دست دادن مواد و فرسایش و تغییر رنگ و رسوب است.
مصطفی رخشندهخو، حمید فدایی، مسعود انصاری، لیلا رضوی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
نقش برجستههای ساسانی از مهمترین آثار تاریخی ایران باستان هستند که محل اصلی نمایش این نوع نقشها استان فارس است. در حدود 30 عدد نقش برجسته ساسانی در استان فارس وجود دارد که موضوع اصلی این نقش برجستهها صحنههای القاء قدرت، دیهیم بخشی و یا صحنههای جنگ و شکار است. متأسفانه بسیاری از این نقش برجستهها به دلیل اینکه در فضای باز قرار داشته و عموماً تحت تأثیر شرایط اقلیمی میباشند، بسته به نوع سنگ موردنظر و موقعیت مکانی، در طول سالیان، آسیبهایی را متحمل شدهاند. برنامه مطالعه، مستندنگاری، تهیه طرح حفاظت و مرمت این مجموعه نقش برجستهها از نظر تاریخی برای تاریخ و میراث فرهنگی کشور اهمیت بسیار دارد. بالغ بر 11 عدد از این نقش برجستهها و همچنین کتیبههای خطی متعددی در مجموعه نقش رستم قرار دارد که همگی در فضای روباز و در معرض تهاجم عوامل محیطی (بارش باران، باد، دما و غیره) قرار دارند و همه این عوامل باعث فرسایش تدریجی این نگارهها گردیدهاند. پرسش اصلی در این مقاله در زمینه نحوه و روند مطالعات، آسیبشناسی، آسیبنگاری و اجرای مرمت یک اثر صخرهای بوده است. در جهت جوابگویی به مشکلات نقش برجسته بهرام دوم پس از انجام مستندنگاری و آسیبنگاری اثر مطالعات بصورت آزمایشگاهی و میدانی به انجام رسید. در همینباره مطالعات آزمایشگاهی با مطالعه مشخصات فیزیکی، بررسیهای پتروگرافی و آزمایشات دستگاهی XRD، XRF همراه بوده است. بر اساس این مطالعات نمونههای سنگ به طورکامل از کلسیت با مقادیر کمی منگنوکلسیت تشکیل شده است. وقوع هوازدگی فیزیکی و شیمیایی در ساختار سنگ آهک به ایجاد اشکال مختلف آسیب همانند تورق، ترک، شکستگی در سطح نقش برجسته بهرام دوم بوده است. همچنین به منظور حل بخشی از مشکلات فرسایشی بر روی نقش برجسته برخی اقدامات اضطراری حفاظت و مرمت با تمرکز بر استحکام بخشی و مقاوم نمودن سطح در برابر عوامل فرساینده برنامهریزی و اجرا شد.
محمد یاغیزایی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
سفال یکی از با ارزشترین دستساختههای انسان بوده که در گذر زمان، فنّاوری ساخت و کاربرد آن دچار تغییراتی شدهاست. در بیشتر کاوشهای باستانشناسی آثار سفالین بخش عمدهای از یافتهها را به خود اختصاص میدهند که بیشتر این آثار دارای آسیبهای رایجی مانند شکستگی و ترک و در مواردی لایهلایهشدن بدنه هستند که نیاز به پژوهش و اقدامات حفاظتی و مرمتی خاصی دارند. در این مقاله یک نمونه دیگچه سفالین که متعلق به تپه سگزآباد دشت قزوین و مربوط به عصر آهن بوده، مورد مطالعه قرار گرفتهاست. از جمله اقداماتی که در این طرح بر روی اثر مذکور انجام شدهاست، میتوان به شناخت دقیق فن ساخت و آسیبهای بهوجودآمده بر روی بدنه و دلایل ایجاد آنها اشارهکرد. در این مسیر از روشهای بررسی دستگاهی همانند XRF و مطالعات تاریخی- تطبیقی بهره گرفته شدهاست. نتایج بررسیهای صورتگرفته، به انتخاب شیوه مرمت و سایر اقدامات حفاظتی مورد نیاز اثر کمککرد. در نهایت شئ مرمتشده برای جلوگیری از آسیبهای ثانویه در جعبهای که برای آن طراحیشد، قرارگرفت. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که هر اقدام مرمتی و حفاظتی به فراخور مورد، نیازمند بررسیها و مطالعات تطبیقی، آسیبشناسانه و در مواردی فنشناسانه است.
نگار رئیسنیا، محمد حدادی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
عوامل محیطی نقشی کلیدی در افزایش ماندگاری میراث مستند و مکتوب دارد. از این رو برای ایجاد شرایط محیطی مطلوب در آرشیوها و کتابخانهها تعیین اهداف مرتبط با مدیریت محیطی برای رفع نیازهای حفاظتی این مجموعهها، ضروری است همچنین اقدامات حفاظتی به منظور پیشگیری یا کند کردن روند فرسودگی منابع موجود در این مؤسسات باید برنامه ریزی و اجرا شود. مهمترین عوامل محیطی مؤثر بر دوام مجموعههای کتابخانهای و آرشیوی شامل دما رطوبت نسبی نور ذرات معلق در هوا گازهای شیمیایی و عوامل بیولوژیکی میباشند؛ که کنترل و تنظیم این عوامل مقرون به صرفه ترین روش برای افزایش عمر مفید مجموعهها است؛ بنابراین ارزیابی مستمر شرایط محیطی با ثبت و پردازش دادهها، ضروری است. در این مطالعه الزامات دامنه بهینه و اقدامات حفاظتی پیشگیرانه مندرج در برخی استانداردها و دستورالعملهای حفاظت و نگهداری از مواد آرشیوی و کتابخانهای با هدف اطمینان از حفظ ایمن مواد و اشیاء حساس به فرسودگی بررسی شده است. به نظر میرسد با توجه به وابستگی ساز و کارهای فیزیکی شیمیایی و بیولوژیکی به دما و رطوبت نسبی و تأثیر متفاوت این پارامترها بر اقلام مجموعهها تعیین یک محدوده ایمن جهانی برای دما و رطوبت نسبی و نوسانات مجاز آنها برای همه مجموعهها غیر ممکن است؛ ولیکن استقرار استانداردهای بینالمللی باید به عنوان یک استراتژی بلندمدت شناخته شود که به افزایش کیفیت فرآیندهای حفاظتی و بهبود سطح دانش حفاظت از منابع کمک میکند بر اساس مطالعات و تجربیات به دست آمده راهبردهای حفاظتی را بر اساس شرایط فیزیکی آثار دوام مناسب آن در طول زمان و شرایط محیطی نگهداری در طول دوره تاریخی میتوان تعیین نمود.
سیده الهه علوی دهکردی،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
کتاب اطلس مصور آسیبشناسی پارچههای تاریخی فرهنگی» اثری از فاطمه علیمیرزایی و شهرزاد امینشیرازی است که در سال ۱۳۹۸ توسط پژوهشگاه میراث فرهنگی گردشگری به صورت الکترونیکی منتشر شده است. مخاطبین این کتاب تمامی حفاظتگران و مرمتگران دانشجویان امنای اموال موزهداران و مجموعه دارانی هستند که با پارچهها و بافتهها در اشکال و انواع مختلف سر و کار دارند این کتاب در سه فصل به آسیب شناسی پارچههای تاریخی بر اساس ماهیت آن از سه منظر فیزیکی مکانیکی، شیمیایی و فتوشیمایی پرداخته شده است؛ اما با توجه به اینکه شیمیایی و فتوشیمیایی قسیم یکدیگر نیستند بلکه فتوشیمیایی اقسام شیمیایی است بهتر بود از فتوشیمیایی به عنوان دستهبندی جداگانهای یاد نمیشد چرا که هر واکنش شیمیایی لاجرم نیازمند انرژی آغازگر واکنش است.
آنیسا شیری، حمید فدایی، لیلا رضوی، مصطفی رخشندهخو، محمدرضا علیخواه، زینب محتشم،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
آثار سنگی از زمان ساخت دچار هوازدگی و فرسایش میشوند. اولین مرحله حفاظت شناخت آسیبهای وارده به اثر و رفع عوامل آسیبرسان است. در این پژوهش آسیبشناسی آرامگاه خشیارشا واقع در محوطه تاریخی نقش رستم با استفاده از مطالعات کتابخانهای بررسیهای میدانی زمینشناسی و مطالعات آزمایشگاهی انجام شد. نتایج مطالعات پتروگرافی نشان داد که این سنگها متعلق به سازند سروک هستند. ردیف رسوبی این سازند توالی لایههای سنگ آهک ضخیم و به رنگ روشن را نشان میدهد با انجام روش ژئوفیزیکی رادار نفوذی زمین GPR) دو دسته شکستگی اصلی و بزرگ در محدود آرامگاه خشیارشا شناسایی شد. روند غالب این شکستگیها شمالی جنوبی و شرقی غربی است. در محل تقاطع شکستگیها پدیدههای انحلالی توسعه بیشتری یافتهاند به طوری که حفرات انحلالی و تخلخل غاری بر روی اثر شکل گرفتهاند. در این پژوهش حضور انواع گیاهان عالی و گلسنگها از نوع سیانوباکتری از طریق مطالعات میدانی مورد بررسی قرار گرفت.
سحر احمدخانبیگی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
سنگهای ازارهی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه در زنجان به دلیل شرایط قرارگیری در پایین بنا و عواملی نظیر حضور نمکهای مخرب، رطوبت صعودی، بندکشی با ملاط نادرست دچار آسیبهایی از قبیل پوسته شدن، تغییر ظاهر بصری، افزایش تخلخل سطحی و از دست رفتن دوام و فرسایش شده است. در مقاله حاضر با اهداف شناسایی ماهیت نمکهای موجود و شناسایی مکانیسم تخریب نمک در سنگهای ازاره جنوب شرقی بنای گنبد سلطانیه به مواردی از قبیل، ساختارشناسی، آسیبشناسی و گزارش راهکار درمانی و پیشنهاد حفاظتِ پایدار پرداخته شده است. از اینرو جهت شناخت علمی از فرآیند فوق، مطالعات ساختارشناسی شامل آنالیز XRD، پتروگرافی، SEM-EDS بهصورت شناسایی نوع سنگ با استفاده از روشهای شناسایی میکروسکوپی و آنالیز شیمیایی سنگها، شناسایی ماهیت نمکهای موجود در سنگها با استفاده از روشهای شیمیایی و القا نمک به نمونه سنگهای آزمایشی تحت شرایط شبیهسازی شده (شرایط مرطوب و خشک) در آزمایشگاه به منظور تعیین میزان مقاومت سنگها در برابر نمک انجام گردید. در همین راستا نتایج آزمایشهای ساختارشناسی سنگ و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی حاکی از آن است که سنگ بهکار رفته در ازارهی گنبد سلطانیه از نوع سنگ آذرآواری توف است که ساختاری بسیار متخلخل دارد. علاوه بر آن، نتایج آزمونهای فیزیکی شامل تخلخلسنجی، جذب آب و تعیین مقاومت در برابر حملهی نمکها نشان از واکنش ضعیف سنگ در برابر رطوبت و چرخههای انحلال و باز تبلور نمکها دارد. چرخههای تر و خشک شدن و تبلور نمکهای محلول که شامل نمکهای نیترات سدیم (NaNO3)، هالیت (NaCl) نیتر، پتاسیم نیترات، (KNO3)، هگزاهیدرات (MgSO4,6H2O) در میزان زیاد و کوارتز (SiO2) در میزان کم عوامل اصلی هوازدگی فیزیکی در سنگهای توف بنا هستند. منافذ موجود در سنگها نقش قابل توجهی را در جذب و انتقال یونهای نمک دارد که موجب آسیب تبلور نمکها با توجه به رطوبت است که باعث اعمال فشار مکانیکی در سنگهای توف میشود. از این رو در بخش اقدامات عملی هم در آزمایشگاه و هم سایت اصلی با توجه به ل %بزرگنمایی زدودن چرکیها و نمکهای سطحی موجود، روشهای مبتنی بر پاکسازی کاهش نمک میباید همراه با کنترل محیطی صورت بگیرد تا از این طریق نمکهای باقیمانده فرصتی برای انحلال و بازتبلور پیدا نکنند و در نهایت از تخریب هر چه بیشتر سنگها جلوگیری به عمل آید.
میترا اعتضادی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
کالسکۀ ناصری که اکنون در موزۀ خودروهای تاریخی بنیاد مستضعفان به نمایش گذاشته شده است، اثری خاص دربردارنده تنوعی از ارزشهای تاریخی، فنی، کاربردی و زیبا شناسانه است. این اثر ارزشمند که هماکنون در موزه خودروهای تاریخی مجموعه موزههای بنیاد مستضعفان نگهداری میشود، قبل از انجام عملیات مرمت آسیبهای فراوانی داشت که نیازمند بررسی و رسیدگی بود. از اینرو پیرو تصمیمات اتخاذشده از سوی متولیان موزه، برنامه مطالعه، حفاظت و مرمت این اثر طراحی شد. هدف از اجرای این برنامه طبیعتاً کمک به بازیابی سلامت و ظاهر زیبای این اثر منحصربهفرد به لحاظ ساختاری و تاریخی و آمادهسازی مطلوب آن برای نمایش در موزه فعلی بود. در این راستا تیمی متشکل از متخصصان مختلف (طراح، عکاس، متخصص حفاظت و مرمت چوب) تشکیلشده و با مدیریت و نظارت واحد اقدامت مورد نیاز طراحیشده را اجرایی کردند. در این مقاله تلاش شده است تا علاوه بر ارائه گزارشی از مستندات تاریخی و فنی و آسیبشناسی انجامشده پیرامون اثر، بخشی از فرایند مرمت و تعمیر آن نیز به اشتراک گذاشته شود.
مسعود باتر، محبوبه راستین،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
کتیبه گچبری مسجد آققلعه در شهر نقاب سبزوار، یکی از آثار شاخص دوره ایلخانی در شرق ایران بهشمار میرود که از منظر هنری، تاریخی و فناوری اهمیت ویژهای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فنون اجرایی، آسیبشناسی، مطالعات آزمایشگاهی و تدوین شیوهای علمی در حفاظت و مرمت این کتیبه انجام گرفته است. در مرحله نخست، با روشهای مطالعات میدانی و تصویربرداری، وضعیت کلی کتیبه از نظر ساختار، لایههای رنگ، گچبری و تزئینات بررسی و مستندسازی شد. سپس با بهرهگیری از روشهای آنالیز دستگاهی پراش و فلورسانس پرتوی ایکس، ساختار و ترکیبات شیمیایی رنگدانههای مورد استفاده در تزئین کتیبه شناسایی گردید که نتایج آن حاکی از کاربرد رنگدانههای طبیعی معدنی نظیر قرمز اخرا و آبی لاجورد بود. در مرحله آسیبشناسی، عوامل تخریب و فرسایش اثر، همچون رطوبت صعودی و نزولی، نوسانات دمایی، فشار سازهای، آلودگیهای شیمیایی و بیولوژیکی و مداخلات مرمتی غیراصولی توسط عوامل انسانی شناسایی شد. بر این اساس، مراحل مختلف مرمت شامل پاکسازی، استحکامبخشی، بازسازی بخشهای کمبود نقوش و کتیبه گچبری، موزونسازی رنگی و تثبیت نهایی اجرا گردید و در تمامی مراحل اصل بازگشتپذیری، کمینهسازی مداخله و هماهنگی بصری رعایت شد. در پایان، برای حفاظت بلندمدت اثر، پیشنهاداتی همچون کنترل شرایط محیطی، نصب حفاظ، آموزش متولیان و دفع رطوبت زیرساختی ارائه گردید. آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه مرمت آثار ایلخانی متمایز میسازد، بهکارگیری همزمان دادههای آزمایشگاهی پیشرفته با تحلیلهای میدانی برای ارائه یک مدل اجرایی یکپارچه و بومیسازیشده در مرمت کتیبههای گچبری رنگآمیزیشده دوره ایلخانی است؛ مدلی که پیشتر در پژوهشهای مرتبط با تزئینات گچی شرق ایران بهصورت نظاممند ارائه نشده بود.
الهام حاجی نیلی، عیسی اسفنجاری کناری،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
در نیم قرن اخیر، بناهای تاریخی با بحرانهای متعددی مواجه بودهاند. دامنه وسیع آسیبهای ناشی از عوامل درونی، طبیعی و انسانی، چالشهای جدیدی را پیش روی حفاظت و مرمت این آثار قرار داده و بیشازپیش ضرورت تشخیص دقیق آسیبها با بهرهگیری از روشهای ترکیبی را روشن ساخته است. با این حال، مطالعاتی که در زمینه آسیبشناسی بناهای تاریخی در ایران انجام شدهاند، همچنان یا دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی با ماهیتی عمدتا کیفی هستند و یا صرفا بر تحلیلهای کمی تکیه دارند. ازآنجاکه که تشخیص و ارزیابی صحیح علل بروز آسیبها، نقش اساسی در تعیین حد، سطح و اولویت مداخلات مرمت ایفا مینماید، این پژوهش بهدنبال توسعه روشی جامع برای آسیبشناسی ترکیبی و همه جانبه یک بنای تاریخی است. همانگونه که وضعیت آسیبهای فعلی بنا در تعیین میزان و شیوه مداخله تأثیرگذار است، درک دگرگونیهای بنا در طول تاریخ، شناخت تعمیرات و تغییرات گذشته، بررسی ویژگیهای ذاتی و ساختاری مصالح، تحلیل کمی و کیفی رفتار سازه در برابر تنشهای وارده و بحرانهای طبیعی همچون زلزله و سیل نیز مؤثر بوده و میبایستی بهصورت توامان مورد ارزیابی قرار گیرند. این پژوهش با تمرکز بر آسیبهای پل- بند تاریخی ایزدخواست به یک روش ترکیبی سازنده دست یافته که میتواند برای ارزیابی آسیبشناسانه سایر بناهای تاریخی دیگر الهامبخش باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با تعریف یک متدولوژی شش مرحلهای، شامل: (1) تحلیل تاریخی و بررسی سیر تحول بنا، (2) مشاهده مستقیم و تحلیل کیفی وضعیت فعلی در محل، (3) تحلیل کیفی و نیمهکمی مالتها و تحلیل کیفی مصالح، (4) تحلیل سازه و بررسی رفتار کلی بنا، (5) ارزیابی ایمنی و انجام تحلیلهای کمی و آزمونهای سازهای و (6) قضاوت نهایی و ترکیب دادهها؛ به تشخیص و داوری دقیق علل بروز آسیبها پرداخته است. این روش در ارتباط با پل- بند تاریخی ایزدخواست بهکار گرفته شده و نتایج آن مبنایی برای تعیین حدود مداخلات مرمتی و اقدامات استحکامبخشی فراهم آورده است. از نظر هدف، پژوهش حاضر کاربردی است و از لحاظ روش تحلیل، ماهیتی کمی و کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی دارد. متغیرهای بهکاررفته ترکیبی از دادههای کمی و کیفی بوده و از منظر زمانی، شامل بررسی گذشته و وضعیت کنونی است. نتایج پژوهش نشان میدهد که تلفیق نظاممند تحلیل تاریخی، آسیبشناسی کیفی وضعیت فعلی، تحلیل مالتها و مصالح، تحلیل سازهای و تحلیل کمی رفتار سازه، ضمن روشن ساختن سازوکارهای پایداری پل- بند ایزدخواست، امکان اتخاذ راهکارهای مرمتی حداقلی، سازگار با اصالت و توان بنا و قابل تعمیم به بناهای تاریخی مشابه را فراهم میآورد.