28 نتیجه برای سنگ
فرشته عباسی، مهدی رازانی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
در این مقاله، بررسی سنگوارهها بهعنوان بخشی از میراث طبیعی کشور انجام شد. این آثار منحصربهفرد و جایگزینناپذیر دارای ارزش تاریخی، زیباشناسی و علمی هستند. هدف از این مطالعه، شناخت ساختار و مواد تشکیلدهنده سنگوارهها، ارزیابی آسیبهای موجود بر آنها و ارائه راهکارهای مناسب برای حفاظت و نگهداری آنها بوده است. نمونههای مورد بررسی متعلق به مرکز تحقیقات فسیلشناسی مراغه بوده و از محوطه 13 آبان سازند مراغه بهدست آمدهاند. اولین مرحله مطالعه شامل خارج کردن نمونهها از بلوکهای حاوی آنها و شناسایی آثار حاصل بود. پس از نمونهبرداری، آزمایشهای شیمیایی برای شناسایی نمکهای محلول، آزمایشهای فیزیکی از جمله چگالیسنجی، تعیین درصد رطوبت و تخلخلسنجی و همچنین آزمایشهای ساختارشناسی شامل XRF انجام شد. در آزمایش شناسایی نمکهای محلول، یونهای کلر، فسفات، سولفات و نیترات بررسی شدند که نتایج نشان داد نمونهها تنها حاوی یون فسفات هستند. شناخت دقیق ساختار و ویژگیهای نمکها و منشأ آنها، در انتخاب روشهای حفاظت و درمان مناسب بسیار سودمند است. همچنین، نتایج آزمایشهای فیزیکی میتوانند در انتخاب نوع و غلظت مواد استحکامبخش کاربرد داشته باشند. آزمایش XRF نیز بهمنظور تعیین عناصر موجود در نمونه و تعامل سنگواره با خاک اطراف آن انجام شد. آسیبهای موجود در سنگوارهها عمدتاً فیزیکی و مکانیکی هستند و ناشی از شرایط محیطی، حملونقل نامناسب و مرمتهای نادرست میباشند. آسیبهایی مانند ترک، ریزترک، شکستگی، ایجاد حفره و از دست رفتن ماده زمینه میتوانند پیش یا پس از حفاری ایجاد شوند. علاوه بر این، پوسیدگی پیریت، شورهزدگی، لایهلایه شدن، آسیب ناشی از نور و تخریب زیستی نیز از دیگر عوامل آسیبزننده به سنگوارهها و کانیها هستند.
سیدمحمدامین امامی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
در این پژوهش به مطالعه و مشاهده ریز ساختار مواد باستانی با استفاده از روش کاندولومینسانس میکروسکوپی پرداخته میشود. اهمیت این روش در شناسایی مواد تاریخی بر اساس مشاهده و تحلیل ساختارهایی است که در روشهای دیگر مطالعات میکروسکوپی قابل مشاهده نیستند. خصوصیت کاندولومینسانس مواد و مشاهده میکروسکوپی آنها هم میتواند در راستای تحلیل فناوری تولید و هم در ارتباط با منشا مواد تاریخی مورد استفاده قرار گیرد. در این پژوهش چند نمونه از سرامیکهای پیش از تاریخی و تاریخی از مناطق هفت تپه چغازنبیل تخت جمشید و همچنین سنگهای بنای پاسارگاد مورد بررسی و مشاهده قرار گرفتند تعیین رژیم حرارتی و درجه حرارت پخت سفال بر اساس نوع مواد بلورین در ماتریکس سفال و تغییرات فازی حین پخت جهت تفسیر فناوری و منشأ مواد پرکننده سفال انجام میگیرد. از سوی دیگر شناسایی لومینسانس ایجاد شده توسط کانیهای موجود در سنگهای کربنانه محوطه پاسارگاد و مشابهت آن با سنگ معادن احتمالی موجود در منطقه میتواند اطلاعات مفیدی در شناسایی منشا سنگهای به کار رفته در این بنا در اختیار گذارد. جهت پی بردن به کاربردهای کاندولومینسانس میکروسکوپی تمام مواد مورد مطالعه ابتدا با استفاده از روشهای آزمایشگاهی معمول مانند میکروسکویی نوری پراش اشعه ایکس و مطالعات حرارتی جهت تعیین و نحوه تغییر فازهای بلورین و معدنی و مشخص کردن دمای پخت سفالها مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج تکمیلی بر اساس روش کاندولومینسانس میکروسکوپی حاکی از مشاهده روند تغییرات بلورین و نحوه حرارت دهی به ماتریکس سفال بر اساس نوع و کیفیت مواد خام اولیه به کار رفته و شباهتها و تفاوتهای آن در بافت سفال است. همچنین مشاهده ریز ساختارهای سنگ بر اساس شیمی عناصر نادر در سنگ چینهشناسی و میکروفسیلهای موجود در آن که به طور معمول قابل مشاهده نیستند اطلاعات مفیدی درباره مشابهت انواع سنگهای به کار رفته در بنای پاسارگاد با رختمونهای سنگی از معادن اطراف پاسارگاد در اختیار قرار میدهد.
وحید آقایی، محمدحسین دهقانی، زهرا دانش حیدری،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
در گالری شماره ۴۵۵ موزه متروپولیتن نیویورک ایالات متحده آمریکا، سنگ قبری تاریخی وجود دارد که مکان قرارگیری آن پیش از کندن از محل اصلی و انتقال به موزه یزد عنوان شده و بر روی آن سال ۷۵۹ مق نفر شده است. بر اساس اطلاعاتی که موزه در وبسایت خود ارائه کرده است. سنگ منتسب به شخصی به نام شیخ محمود بن صادا محمد است که رهبر گروه برادری مذهبی نامبرده شده است. با این حال مطالعه متون حجاری شده که خوشبختانه به همت موزه کامل و به دو زبان اصلی کتیبه و ترجمه آن یعنی عربی و انگلیسی در دسترس مخاطبان و پژوهشگران است، سرنخ هایی برای پژوهش درباره مالک حقیقی آن و داستانش در اختیار می گذارد. تحقیق پیرامون اطلاعات گردآوری شده با شروع از حجاریهای سنگ قبر نشان میدهد سنگ متعلق به شیخ محمود بن تقیالدین دادا محمد یزدی از اقطاب بزرگ سازمان تصوف دادائیه در یزد و یکی از صوفیان صاحب نام در ایران قرون میانی اسلامی است که در برگردان نام و نسب خانوادگی او اشتباه نوشته شده و نام سازمان تصوف زیر نظر او یعنی «دادائیه» به اشتباه به عنوان اسم عام لفظ رایج در زبان عامیانه مناطق مرکزی ایران و شهرهای اصفهان و یزد برای خطاب کردن برادر یعنی «داداش» و «دادا»، پنداشته شده و به همین سبب او سرپرست گروه برادری مذهبی معرفی شده است. سنگ قبری که در زمانی نامعلوم و بر اساس توصیفات دانشوران در منابع مکتوب به نقل از مردم محلی اواخر قرن ۱۳ ه.ش و اوایل قرن ۱۴ مش شبانه عدهای آن را همراه تعدادی دیگر از سنگهای قبور مریدان و شیوخ سلسله دادائیه مدفون پیرامون محمود شاه در خانقاه بندر آباد یزد میدزدند و بعدها، سر از موزه متروپولیتن نیویورک ایالات متحده آمریکا در میآورد. نوشتار پژوهشی پیش رو توصیف و روایت این سنگ قبر و زندگانی مالک او در دو پرده است؛ داستانی که از بندرآباد یزد آغاز میشود و به نیویورک آمریکا ختم میشود.
امیر ارشاد لَنگرودی، حمید فدایی، کامران احمدی، منیر بهشتیفر،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
استحکامبخشی و آبگریزی مواد و مصالح سازنده تاریخی و به ویژه سطح سنگهای تاریخی یکی از مداخلات حساس و چالشبرانگیز در حوزه حفاظت آثار فرهنگی است که نیازمند بررسیهای دقیق و تحقیقات جامع برای کاهش عوارض جانبی احتمالی است. این اقدامات بهویژه زمانی ضرورت پیدا میکند که آثار سنگی در فضای باز در معرض تخریب و فرسایش عمیق قرار گرفته یا دچار تغییرات سطحی قابلتوجهی شده باشند که میتواند به از بین رفتن زیبایی و انسجام ساختاری آنها منجر شود. در صورت عدم مداخله بهموقع، عوامل فرسایشی به لایههای عمیقتر اثر نفوذ کرده و خطر فروپاشی کامل را به دنبال خواهند داشت. در این پژوهش، عملکرد سه نوع پوششدهنده صنعتی مبتنی بر سیلان/ سیلوکسان شامل واکر 290، واکر 3003 و لانگ لایف در فرآیند پوششدهی مصالح سنگی ارزیابی شده است. در اینباره ویژگیهای فیزیکی، مکانیکی و بهویژه خصوصیات آبگریزی این مواد بر روی سطح سنگ مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. نتایج نشان داد که هر سه ماده خاصیت دافع رطوبت دارند، اما مواد لانگلایف و واکر 290 به دلیل ایجاد پیوند مناسبتر با سطح سنگ، عملکرد بهتری از خود نشان دادند. این یافتهها میتواند راهنمایی مؤثر برای انتخاب مواد مناسب در پروژههای حفاظتی آثار تاریخی ارائه کند و از تخریب زودهنگام این میراث ارزشمند جلوگیری نماید.
لیلی نعمانی خیاوی، علیرضا امیری باغبادرانی، ناصر زواری،
دوره 4، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
کتیبههای تاریخی، بهویژه در بناهای مذهبی و آموزشی، از نمادهای برجسته و بیبدیل میراث فرهنگی و تاریخی بهشمار میآیند. یکی از این کتیبهها، واقع در مدرسه طالبیه تبریز، نمونهای بینظیر از هنر خوشنویسی و معماری اسلامی ایران است. این آثار حجاری، با نگارش و متونی که در خود جای دادهاند، حامل پیامهایی عمیق از تاریخ، فرهنگ و وضعیت اجتماعی و سیاسی دوران خود به شمار میروند. در این مقاله، به بررسی دقیق و خوانش کتیبه سر در مدرسه طالبیه واقع در ورودی بازار سرپوشیده تبریز پرداخته میشود؛ کتیبه که به خط ثلث نگاشته شده، علاوه بر ارزشهای هنری و معماری، اطلاعات مهمی پیرامون وقفنامهها و سفارشات حکومتی آن دوران ارائه میدهند. کتیبهی مذکور که در سال ۱۲۱۶ هجری قمری به دستور حاکمان وقت تبریز و به امضای شخصیتهای برجسته تحریر شده است، حاوی مفاهیم حقوقی و دینی مهمی است که ابعاد معنوی و اجتماعی آن زمان را بازتاب میدهد. این تحقیق از دیدگاه زبانشناسی، کتیبهشناسی و تحلیل دلالات تاریخی به معرفی و تبیین پرداخته و در تلاش است تا با دیدگاه عمیق اقدامات صورت گرفته بر روی این اثر از جمله موزونسازی رنگی انجام شده، مفاهیم پیچیده آن را آشکار سازد. مهمترین سؤالات پژوهش عبارت است از: متن و نوشتههای کتیبه سردر مدرسه طالبیه تبریز چیست و راوی چه اطلاعاتی است؟ تغییرات اتفاق افتاده بر کتیبه سردر مدرسه طالبیه تبریز چیست؟ چگونگی استنساخ سنگنوشته با امکان دریافت بیشترین اطلاعات از این اثر؟ برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی، بررسیهای میدانی، روشهای نوین مستندسازی شامل فتوگرامتری و طراحی دیجیتال متن کتیبه انجامشد که پس از انجام مراحل ذکر شده، خوانش مجدد متن کتیبه به همراه بررسی روند تغییرات آن در طول زمان به دست آمد چرا که حفظ و نگهداری این میراث فرهنگی میتواند راهگشای پژوهشهای آتی در حوزه مرمت و تاریخ هنر اسلامی باشد.
ثنا کاظمزاد بقا، مهدی رازانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مقالهی پیش رو باهدف حفاظت و مرمت بخشی از "درِ سنگی "برج سنگی محوطه جهانی پاسارگاد است. قطعهسنگ موجود که متعلق به لنگه راست درِ سنگی برج سنگی است و با گلهای نیلوفر ششتایی تزیین گشته است. این اثر آسیبهای متعددی داشته که نگهداری و حفاظت اثر را به مشکلاتی همچون، شکستی و عدم یکپارچگی دچار کرده بود. به همین دلیل اقدامات حفاظتی و مرمت بر روی اثر انجام شد. انتخاب بهترین روش مداخله در پیشناخت تاریخی، فیزیکی و شیمیایی اثر حاصل میشود. در این خصوص پژوهشهایی در حوزه شناخت و بررسی تاریخ فرهنگی، معماری، ماهیت و کاربری برج سنگی انجام گشته و آنالیزهای دستگاهی همچون پتروگرافی، پراش اشعه ایکس (XRD)، فلورانس اشعه ایکس (XRF) جهت شناسایی ساختار فیزیکی و شیمیایی اثر انجامگرفته است. نتایج حاصله بیانگر این است که اثر متعلق به برج سنگی بوده و احتمالاً در زمان حکم رانی داریوش ساختهشده است. نوع سنگ استفادهشده از جنس سنگ رسوبی آهکی دولومیتی است. درنهایت با استفاده از نتایج آنالیزهایی که انجام پذیرفت و طبق اصول مبانی مرمت، اقدامات حفاظتی، مرمت پیشگیرانه در رابطه با اثر انجام شد و سنگ مذکور در داخل چارچوبی از جنس فوم پلیاتیلن برای نمایش قرار گرفت تا اثر دارای یکپارچگی بصری بوده و توانایی برگشتپذیری جهت مرمتهای آینده را داشته باشد.
ثمین اسحاقی فسقندیسی،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی و شناخت سنگ قبر متعلق به اداره میراث فرهنگی شهرستان اسکو میپردازد. شهرستان اسکو، واقع در غرب استان آذربایجان شرقی، دارای آثار تاریخی متعددی است که سنگ قبرها یکی از این آثار است. این نمادها به عنوان یکی از ارزشهای فرهنگی و اجتماعی منطقه به شمار میآیند و با دقت در آنها میتوان روند شکلگیری انواع مختلفی از نقوش و تزئینات را مطالعه کرد. سنگ نشان مورد مطالعه در این پژوهش از قبرستان تاریخی محله خسرق به دست آمده و در حال حاضر در اداره میراث فرهنگی شهرستان اسکو قرار دارد. در خلال این پژوهش وضعیت آسیبشناسی این سنگ بررسی شده و مطالعات تاریخی و تطبیقی به شناسایی دوره اثر و تطبیق با سنگ نشانهای مشابه پرداخته است. همچنین به فنشناسی، نوع نقوش و شیوه سنگتراشی آن توجه شده است. برای شناسایی نوع سنگ، مقاطع نازک تهیه و آنالیز پتروگرافی (سنگنگاری) انجام شده است. در نهایت، پس از انجام اقداماتی نظیر مستندسازی، پاکسازی، وصالی و بازسازی قسمتهای مفقودی، طرح پیشنهادی برای حفاظت، مرمت، نمایش و نگهداری اثر ارائه شده است.
سیدایرج بهشتی، شیدا اشرفی، سیامک سرلک،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
مطالعات سنگنگاری (پتروگرافی) با کمک به شناخت ویژگیهای ساختاری و ترکیبات آثار سفالین، نقش مهمی در شناخت تحولات و مبادلات فرهنگی، مبتنی بر تغییرات فنی این آثار دارد؛ از اینرو بهعنوان یکی از روشهای مطالعه اصلی برای نمونههای با قابلیت نمونهبرداری از این آثار، همواره در دستور کار قرارمیگیرد. محوطه باستانی قلیدرویش در 3 کیلومتری حاشیه جنوبی شهر قم، در محدودهای بالغ بر 30 هکتار عرصه بقایای باستانی ارزشمندی دربردارنده گونههای شاخص سفالهای مربوط به عصر برنز قدیم تا عصر آهن I است. در این مطالعه که با هدف یررسی بافت، اجزا سازنده و دستهبندی سفالهای موردنظر انجامشد، تعداد 37 قطعه از یافتههای سفالی منطقه قلیدرویش بدستآمده از کاوشهای سال 1394 مورد بررسی قرارگرفتند. به این منظور، از روش مطالعه مقطع نازک یا سنگ نگاری با تکیه بر شناسایی ساختار میکروسکوپی و کانیهای موجود استفاده شد. نتایج نشانداد که در نمونه سفالهای موردنظر سه نوع بافت متفاوت شامل بافت درشتدانه ناهمگن یا پورفیری، بافت ریزدانه یا سیلتی، و بافت آواری وجود دارد. خمیره این سفالها دارای کمترین جورشدگی در اجزا سازنده، دربردارنده شاموت و پرکنندههای درشت است؛.. بهطوریکه قطعات مختلف سنگ آذرین و چرت (بقایای سیلت، رس و یا سفالهای خردشده)، کلسیت و کوارتز در آنها قابلمشاهده است. براساس یافتهها میتوان گفت که عموماً مواد بهکاررفته در ساخت این سفالها محلی و مربوط به خود منطقه است.
مهدی رازانی، پریسا زاهدی، امید امیدیان،
دوره 5، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
سنگ قبرها از تکههای سنگ با آرایهها و تزئینات مختلف تشکیل شده و نقش آن در اسلام و فرهنگ ایرانی با توجه به زندگی پس از مرگ و نقش تربیتی آن در تنبّه زندگان به مفهوم مرگ و دیار باقی از دیرباز از آثار فرهنگی به شمار میرود. در جوامع گذشته، سنگها بهعنوان جایگاه ارواح شناخته میشدند. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با روش کتابخانهای میکوشد ضمن مطالعه انواع سنگ قبرها و آرایههای مختلف مزارها در دورههای مختلف اسلامی و روشهای حفاظت و مرمت سنگ قبور، دیدگاه اسلام دراینباره را مورد واکاوی قرار دهد. اقدام مرمت در رابطه با قبور اسلامی و سنگ قبر اقدامی علمی- عملی است و بررسی منابع اسلامی نشان میدهد حفظ و مرمت قبور اولیاء الهی من جمله ائمه معصومین بهعنوان مصداق روشنی از تعظیم شعائر، امری ممدوح و مورد تأکید در اسلام است. همچنین مرمت قبور درگذشتگان از مردم عادی نیز به دلیل نقش تربیتی بارز آن در یادآوری مفهوم مرگ و آمادگی برای هجرت به سرای باقی در میان بازماندگان، فینفسه امری موجه است.
حمیدرضا ایرانی، غلامرضا یزدانی،
دوره 5، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
کتیبه سنگ بسم الله یکی از آثار شاخص دوره قاجار در موزه آذربایجان تبریز است که از سال 1372 تاکنون در این موزه نگهداری میشود. این اثر در شهر قاهره مصر توسط یک هنرمند ایرانی با نام محمد علی قوچانی معروف به میرزا سنگلاخ ساخته شده است. اثر مذکور از پنج قطعه تشکیل شده که در مجموع وزنی بالغ بر 3 تن دارد. عمده آسیبهای به وجود آمده در این اثر با در نظر گرفتن تزئینات ظریف و از طرفی وزن بالای آن، مربوط به جابجاییهای متعدد این اثر بوده است. علاوه بر تزئینات بسیار ظریف حجاری، سطح اثر با رنگهای آبی، طلایی، سبز، سیاه، سفید و قرمز، مزین شده است. به نظر میسد در کنار تاریخ پر فراز و نشیب این اثر و اهمیت فرهنگی آن در میان جامعه امروزی بخصوص مردم تبریز تنها مروری بر سرگذشت آن برای بیان جایگاه، ارزش و ویژگیهای منحصر به فردش کافی نخواهد بود، لذا مطالعهای دقیقتر و علمی به بهتر شناساندن آن میتواند کمک شایانی در معرفی این اثر داشته باشد. از طرفی برای حفاظت بهتر و در صورت لزوم مرمت اثر نیاز به تهیه مستندات و مطالعات علمی برای این اثر فاخر، احساس میشود. برای تشخیص مواد و منشأ رنگهای موجود، استفاده از روشهای علمی و آزمایشگاهی در دستور کار قرار گرفت. برای تحقق این امر از دو روش آزمایش شیمی کلاسیک و آنالیز EDX برای شناسایی رنگهای موجود بهره گرفته شد. پس از انجام آزمایشات و تحلیل و بررسی رنگها نتیجه بدست آمده وجود رنگهای نیل، زنگار مس، پودر طلا، شنگرف، دوده استخوان و سفیداب شیخ را تایید کرد.
سیدایرج بهشتی، ناهید وهابیکاشانی،
دوره 5، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
مجموعه فرهنگی ـ تاریخی نیاوران در باغ بزرگی به مساحت حدود 11 هکتار در شمال تهران قرار دارد که از زیبایی و جذابیت طبیعی و تاریخی فراوانی برخوردار میباشد. بناهای این مجموعه متعلق به دورههای قاجار و پهلوی است. این مجموعه بناهایی چون کاخ صاحبقرانیه، کوشک احمدشاهی، کتابخانۀ اختصاصی و موزۀ جهاننما را در خود جای داده است. کوشک احمدشاهی، از جمله کاخهای قاجاری این مجموعه، فاقد کتیبه یا نشان تاریخدار میباشد و طبق شواهد این بنا در زمان احمدشاه قاجار بنا شده است. در این بنای دو طبقه اشیاء و لوازم شخصی مربوط به رضا پهلوی قرار دارد. در طبقه همکف آن در ضلع غربی ساختمان دو اتاق که با ویترین شیشهای از هم تفکیک شدهاند قرار دارد. چهار ویترین شیشهای و بزرگ که این دو اتاق را از هم تفکیک میکند، حاوی 106 قطعه سنگ قیمتی و نیمه قیمتی راف و تراش خورده همراه با تعدادی فسیل است. مطالعه و شناسایی نمونههای سنگ و فسیل موجود در این ویترینها هدف اصلی این مقاله است. سنگهای مورد مطالعه به صورت راف و از خانواده کوارتز با رنگهای مختلف، کانیهای معدنی مانند پیریت، کالکوپیریت، استیبنیت، گوگرد، سنگهای قیمتی مانند بریل و انواع مختلف فسیل ماهی، آمونیت، تریلوبیت و فسیلهای عهد حاضر مانند مرجان و ماهی است. سه نمونه شاخص در این ویترینها، نمونه الماس طبیعی همراه با سنگ میزبان کیمبرلیتی بوده که احتمالا مربوط به معادن آفریقای جنوبی است. نمونه شهاب سنگ تکتیت که از ماه آورده شده و توسط نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا هدیه داده شده است و چندین نمونه زیبا و راف کانی فیروزه همراه با سنگ میزبان متعلق به معدن فیروزه نیشابور است. نکته منفی این طرح نبود اطلاعات تاریخی در مورد نحوه جمعآوری، خرید و یا هدیه دادن این نمونههای کلکسیونی است که از طرف چه شخص و یا اشخاصی انجام شده است.
پریسا زاهدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
استفاده از سنگ قبر برای نشان دادن محل دفن مردگان سنتی باستانی است و به مرور زمان گونه و اشکال و ابعاد اندازههای آن وابسته به اهمیت سنتها و فرهنگ و مذهب و همچنین تأثیری که متوفی در طول زندگی بر خانواده و جامعه خود داشته ساخته شده و تغییر یافته است سنگهای قبر همچنین نقش مهمی در حفظ تاریخ دارند، زیرا اغلب دارای کتیبههایی هستند که بینشی در مورد افراد مدفون در زیر آنها و شیوههای فرهنگی آن دوره تاریخی را ارائه میدهند. سنگ قبرهای دوره اسلامی نقش مهمی در بازشناسی فرهنگ اسلامی در اعصار گذشته دارند. اوحدی مراغهای شاعر اواخر قرن هفت و اوایل قرن هشت هجری قمری است و مزار آن در گورستانی در مراغه و سنگ قبرش صندوقی شکل و از نوع ماسه سنگ با تزئینات و کتیبه حجاری شده است. در این مقاله با استفاده از مطالعات میدانی، کتابخانهای و آزمایشگاهی به گونهشناسی و ساختارشناسی و بازسازی حفاظتی- دیجیتال از سنگ قبر اوحدی مراغهای پرداخته شده است. استفاده از این روش قبل از انجام فعالیتهای حفاظتی و مرمتی فیزیکی میتواند راهگشایی در نمایش آنچه رخ خواهد داد باشد. مرمتگر میتواند با انجام بازسازیهای دیجیتالی تصویر کلی از اثر مرمت شده را در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
مهدی رازانی، علی میرزایی، رامین محمدی سفیدخانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
مقاله حاضر در ارتباط با بررسی و شناخت سنگ قبر مرحوم سید روح الله کشفی دارایی و چگونگی حفظ مرمت بازسازی و نمایش آن است. ضرورت و اهمیت این پژوهش در توجه به حفاظت و مرمت آثار سنگی خارج از محیط موزهای و در معرض عوامل محیطی محوطه باز بوده که با تکیه بر مطالعات آزمایشگاهی شناسایی سنگ به روش پتروگرافی و بررسی تجارب گذشته مشابه در منطقه به صورت میدانی و کتابخانهای صورت گرفته است. پس از مستندسازی فنشناسی و آسیبشناسی و ارزیابی نحوه مداخله و بازسازی اقدام به پاک سازی و اصلاح مداخلات و مرمتهای ناتمام پیشین شد و در آخر بازسازی اثر با قالب سیلیکونی و رزین پلیاستر اجرا گردید. در اقدامات حفاظتی با توجه به بررسی و مقایسه شیوههای مختلف بازسازی آثار مشابه ایدهی کمتر مورد توجه قرار گرفته و نوآورانه بازسازی قسمتهای مفقود با رزین پلیاستر شبیه سازی با سنگ مرمر با لحاظ نمودن مبانی فنی و زیبا شناختی اجرا گردید و در نهایت اقدامات حفاظت و مرمت به وسیله پارالوئید ۴ درصد تثبیت شد و با تمهیداتی در نحوه نمایش و فضاسازی مفهومی معنایی در اختیار دفتر فنی دانشگاه هنر اسلامی تبریز قرار گرفت. علی رغم مثبت بودن اقدامات بازسازی به لحاظ مبانی فنی و زیبایی شناختی قرار گیری اثر در محیط باز و در معرض عوامل محیطی مخرب خود زمینههای پژوهشی دنباله داری از رفتار سنگ و مواد مورد استفاده در بازسازی را میطلبد.
مهدی رازانی، لیلی نعمانی خیاوی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
هدف از انجام این پژوهش بررسی نحوه حفاظت مرمت و استحکام بخشی اثر و پیشنهادهای قابل اجرا برای بهبود شرایط نگهداری و پایدارسازی کتیبه و به تبع آن محوطه تاریخی سقین دل است. کتیبه سقین دل یکی از آثار مهم سنگنوشتههای دوران اورارتویی در شمال غرب ایران است که قدمت آن به ۲۷۵۰ سال قبل باز میگردد این کتیبه در سال ۱۳۳۰ ه.ش در جوار روستای سقین دل و در ذیل یک مجموعه محوطه باستانی کشف شده است. کتیبههای سنگی دستهای از آثار هستند که عموما در محیط باز قرار دارند و مستعد تخریب و فرسودگی هستند. پیش از این در رابطه با این کتیبه مطالعات ساختارشناسی آسیبشناسی و شناخت وضعیت موجود انجام نشده بود. نتایج حاکی از اولویتبخشی به مبحث پایدارسازی و تثبیت اضطراری برای جلوگیری از سقوط کتیبه انجام اقدامات عملی برای تداوم حفاظت از آن و در نهایت انجام حفاظت پیشگیرانه است. با توجه به این که کتیبه در فاصله حدود ۲ کیلومتری روستای سقین دل است مواردی از قبیل (۱) ایجاد مشارکت مردمی در امر حفاظت (۲) بهبود شرایط گردشگری منطقه و کاهش حفاریهای غیر مجاز به سبب افزایش تعداد بازدید کنندگان (۳) ساخت جاده از روستا تا نزدیکی محوطه (۴ محوطه سازی و تعیین مسیر حرکت تا رسیدن به پای کتیبه (۵ اجرای راه پله سنگی طبیعی (۶) طراحی و ساخت تابلوهای راهنما و اطلاعات اثر (۷) احیاء پوشش گیاهی دره هم جوار کتیبه مهمترین پیشنهادهای اجرایی هستند.
آنیسا شیری، حمید فدایی، لیلا رضوی، مصطفی رخشندهخو، محمدرضا علیخواه، زینب محتشم،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
آثار سنگی از زمان ساخت دچار هوازدگی و فرسایش میشوند. اولین مرحله حفاظت شناخت آسیبهای وارده به اثر و رفع عوامل آسیبرسان است. در این پژوهش آسیبشناسی آرامگاه خشیارشا واقع در محوطه تاریخی نقش رستم با استفاده از مطالعات کتابخانهای بررسیهای میدانی زمینشناسی و مطالعات آزمایشگاهی انجام شد. نتایج مطالعات پتروگرافی نشان داد که این سنگها متعلق به سازند سروک هستند. ردیف رسوبی این سازند توالی لایههای سنگ آهک ضخیم و به رنگ روشن را نشان میدهد با انجام روش ژئوفیزیکی رادار نفوذی زمین GPR) دو دسته شکستگی اصلی و بزرگ در محدود آرامگاه خشیارشا شناسایی شد. روند غالب این شکستگیها شمالی جنوبی و شرقی غربی است. در محل تقاطع شکستگیها پدیدههای انحلالی توسعه بیشتری یافتهاند به طوری که حفرات انحلالی و تخلخل غاری بر روی اثر شکل گرفتهاند. در این پژوهش حضور انواع گیاهان عالی و گلسنگها از نوع سیانوباکتری از طریق مطالعات میدانی مورد بررسی قرار گرفت.
حبیب مشکینفام فرد، محمدحسن طالبیان،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
بنای تختجمشید تحت تأثیر عوامل مختلف در معرض فرسایش و تخریب ناشی از رطوبت است و ملاطهای سیمانی مورد استفاده در مرمتهای گذشته، یکی از چالشهای حفاظت این مجموعه فاخر سنگی است. این ملاطها با گذشت زمان، بهدلیل جذب آب بیشتر نسبت به سنگ، موجب تشدید نتایج مخرب رطوبت و بروز آسیبهای جدی اما تدریجی و غیرقابلجبران شدهاند. از آنجا که حذف این ملاطها و جایگزین کردن اقدامات مرمتی گذشته بهمنظور بهبود وضعیت موجود کار بسیار دشواری است و ممکن است پیامدهای آسیبزایی برای این آثار ارزشمند داشته باشد، در این پژوهش تلاش شده است تا با انجام مطالعات جامع پیرامون وضعیت موجود این آثار و مرمتهای انجام شده باسیمان، تأثیر عایقهای رطوبتی نانو بر کاهش جذب رطوبت ملاطهای سیمانی استفادهشده، ارزیابی شود؛ بنابراین، هدف از این پژوهش ارزیابی راهکاری نوین بدون نیاز به حذف ملاط سیمانی و با مداخله محدودتر، برای حفاظت از این آثار است. در این مطالعه از روش تحقیق کاربردی و ترکیبی بهره گرفته شده و با درنظر گرفتن مفاهیم نظری درقالب مطالعات آزمایشگاهی انجام شده است. در این فرایند، آزمونهای مویینگی و درصد جذب آب نمونههای شاهد ملاط سیمانی و دو نوع عایق رطوبتی نانو ایرانی و خارجی با نامهای فرازسیل1 و زایکوسیلمکس2 بر روی نمونههای شاهد ملاط سیمان مشابه اعمال شده و نفوذپذیری و میزان جذب آب آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بررسیها نشان داد که هر دو عایق رطوبتی در کاهش جذب آب ملاط سیمانی مؤثر هستند. زایکوسیل مکس با عملکرد ۶۰.۵ درصد و فراز سیل با عملکرد ۴۸.۰۲ درصد، جذب آب ملاط سیمانی را کاهش دادند و زایکوسیلمکس عملکرد بهتری از فرازسیل نشان داد؛ اما با توجه به عدم دستیابی به درصد جذب آب نزدیک به نمونه سنگهای تختجمشید و اختلاف بیش از ۱۰ برابری درصد جذب آب، هیچ یک از مواد مورد مطالعه برای ضدآبسازی ملاط سیمانی مورد استفاده در مرمت بنای تختجمشید پیشنهاد نمیشوند.
علیرضا امیری باغبادرانی، لیلی نعمانی خیاوی، مهدی رازانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
نقش برجستهها و کتیبهها از مهمترین مستندات تاریخی هستند که به شکلی حامل روایات متنوعی اعم از جنگ، پیروزی، فتح، وقوع رویدادی خاص و یا یادواره میباشند که بهطور بیواسطه و شفاف، نمایانگر برهه خاصی از تاریخ هستند. در طول زمان بشر با دانستن خاصیت مقاومت و شکلپذیری سنگ، گزارش وقایع را به شیوههای متنوعی، بر روی این ماده ارزشمند ثبت کرده است. این فرایند بهطور ابتدایی با ترسیم نقوش ابتدایی در صخرههای طبیعی آغاز شده و سپس با هدف ثبت وقایع زمان بهصورت حجاری ادامه یافته است. در ابتدا بهصورت صخرهکند در طبیعت بکر و با خطوطی مانند میخی انجام شده و سپس با پیشرفت مهارت و ابزار، با جزئیات و هنرنمایی بیشتر، در قالب کتیبهها یا نقوشکنده تزئیناتی در آمده است. مقاله حاضر شامل استنساخ جدیدی از سنگ کتیبه سردر مجموعه مسجد و مدرسه حسن پادشاه واقع در بخش مرکزی شهر تبریز، استان آذربایجان شرقی در میدان صاحبالامر و زیرمجموعه بازار جهانی سرپوشیده است که بر بدنه سنگی مربوط به اواخر سدهی هشت ه.ق نقر شده است. بر روی این کتیبه نقوشی با خط ثلث کندهکاری شده و به سبب عوامل گوناگونی دچار آسیبهایی شده است. مهمترین سؤالات این پژوهش عبارت است از: متن و نوشتههای کتیبه سردر مجموعه حسن پادشاه تبریز چیست و راوی چه اطلاعاتی است؟ این کتیبه چه تغییراتی را از سر گذرانده است؟ استنساخ این کتیبه با هدف دریافت بیشترین اطلاعات از آن چگونه انجام میشود؟ برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی و باستانشناسی، بررسیهای میدانی، روشهای نوین مستندسازی شامل فتوگرامتری و طراحی دیجیتال انجام شد. پس از انجام مراحل ذکر شده و خوانش متن کتیبه، روند تغییرات صورت گرفته در طول زمان بررسی و مطالعه شد.
محمدرضا رکنی، حمید فدایی، مرجان کِفیرگیر،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
تختجمشید بهعنوان یکی از برجستهترین محوطههای باستانشناختی ایران، نماد عظمت فرهنگی و هنری دوره هخامنشی است. هنر حجاری و آرایههای معماری این دوره با بهرهگیری از تجربیات و دانش فرهنگهای گوناگون، شیوهای نوین و هنرمندانه را خلق کرده است که در نقوش برجسته سنگی تختجمشید نمود یافتهاند. این نقوش به دلیل ظرافت و دقت اجرا، توجه پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده و پرسشهایی در خصوص ارزشهای هنری و روشهای اجرایی آنها مطرح ساختهاست. این پژوهش با هدف تحلیل فنون اجرایی نقوش برجسته تختجمشید، به مستندسازی نمونههایی از این نقوش در پلکان شرقی کاخ آپادانا و پلکان شمالی کاخ شورا پرداخته است. برای مستندسازی و تهیه مدلهای سهبعدی نقوش برجسته، از روشهای پیشرفته فتوگرامتری، با تأکید ویژه بر فناوری فتواسکن، استفاده شد و تصاویر بهوسیله نرمافزارهای تخصصی Agisoft، 3D Zephyr و Reality Capture پردازش گردید. نتایج این پژوهش بخشی از فرایند خلق این آثار هنری را آشکار میکند که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است. همچنین، کارایی روش مستندسازی مبتنی بر فتوگرامتری در استخراج دادههای دقیق فنی و هنری مورد تأیید قرار گرفت. این روش نهتنها امکان تحلیل دقیقتر جزئیات نقوش برجسته و تناسبات هندسی آنها را فراهم میسازد، بلکه به درک عمیقتری از ارزشهای هنری این آثار و جایگاه آنها در تاریخ هنر کمک میکند. این رویکرد میتواند الگویی ارزشمند برای پژوهشهای آینده در زمینه مستندسازی و استحصال دادههای فنی و هنری نقوش برجسته تاریخی باشد.
حمید فدایی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
آلودگی هوا یکی از معضلات زندگی مدرن است که نهتنها بحرانهای زیستمحیطی را بهویژه در کشورهای در حال توسعه تشدید میکند، بلکه میراث فرهنگی جوامع را نیز در معرض تهدید و فرسایش قرار میدهد. شهر مرودشت، بهدلیل روند توسعهای خود، از جمله مناطقی است که با این چالش مواجه است. وجود دهها اثر تاریخی ثبتشده در فهرست آثار ملی و جهانی در این منطقه، مسئله تأثیرپذیری این آثار از آلودگی هوا، بهویژه با توجه به توسعه صنعتی منطقه را به دغدغهای جدی برای متخصصان میراث فرهنگی تبدیل کرده است. آنچه این نگرانی را دوچندان میکند، وجود میراث سنگی با ساختار آهکی، نظیر مجموعه جهانی تختجمشید و محوطه تاریخی نقشرستم، در این دشت است. این آثار، بهدلیل ترکیب کلسیتی خود، در برابر بارانهای اسیدی مستعد فرسایش و تخریب، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، هستند. از اینرو، این پژوهش با هدف شناسایی منابع آلاینده هوای منطقه و بررسی تأثیر این آلایندهها بر فرسایش میراث فرهنگی و آثار سنگی انجام شده است. در این مطالعه، پس از مرور منابع نظری و انجام بررسیهای میدانی و آزمایشگاهی، مهمترین منابع آلاینده هوای دشت مرودشت شناسایی و ارزیابی شدهاند. دادههای حاصل، از طریق روشهای کیفی و کمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. بهمنظور سنجش تأثیر آلودگی، نمونهبرداری از هوای محوطههای تختجمشید و نقشرستم بهعنوان شاخص میراث سنگی منطقه و همچنین از پتروشیمی مرودشت بهعنوان مهمترین منبع آلاینده دشت مرودشت انجام شد. سپس، با استفاده از روش کروماتوگرافی یونی و انجام محاسبات استوکیومتری، غلظت NO₂، SO₂،O₃ و NH₃ در نمونههای برداشتشده از هوا اندازهگیری گردید. نتایج این پژوهش نشاندهنده پتانسیل بالای آسیبزایی منابع آلاینده در منطقه است.
سحر احمدخانبیگی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
سنگهای ازارهی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه در زنجان به دلیل شرایط قرارگیری در پایین بنا و عواملی نظیر حضور نمکهای مخرب، رطوبت صعودی، بندکشی با ملاط نادرست دچار آسیبهایی از قبیل پوسته شدن، تغییر ظاهر بصری، افزایش تخلخل سطحی و از دست رفتن دوام و فرسایش شده است. در مقاله حاضر با اهداف شناسایی ماهیت نمکهای موجود و شناسایی مکانیسم تخریب نمک در سنگهای ازاره جنوب شرقی بنای گنبد سلطانیه به مواردی از قبیل، ساختارشناسی، آسیبشناسی و گزارش راهکار درمانی و پیشنهاد حفاظتِ پایدار پرداخته شده است. از اینرو جهت شناخت علمی از فرآیند فوق، مطالعات ساختارشناسی شامل آنالیز XRD، پتروگرافی، SEM-EDS بهصورت شناسایی نوع سنگ با استفاده از روشهای شناسایی میکروسکوپی و آنالیز شیمیایی سنگها، شناسایی ماهیت نمکهای موجود در سنگها با استفاده از روشهای شیمیایی و القا نمک به نمونه سنگهای آزمایشی تحت شرایط شبیهسازی شده (شرایط مرطوب و خشک) در آزمایشگاه به منظور تعیین میزان مقاومت سنگها در برابر نمک انجام گردید. در همین راستا نتایج آزمایشهای ساختارشناسی سنگ و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی حاکی از آن است که سنگ بهکار رفته در ازارهی گنبد سلطانیه از نوع سنگ آذرآواری توف است که ساختاری بسیار متخلخل دارد. علاوه بر آن، نتایج آزمونهای فیزیکی شامل تخلخلسنجی، جذب آب و تعیین مقاومت در برابر حملهی نمکها نشان از واکنش ضعیف سنگ در برابر رطوبت و چرخههای انحلال و باز تبلور نمکها دارد. چرخههای تر و خشک شدن و تبلور نمکهای محلول که شامل نمکهای نیترات سدیم (NaNO3)، هالیت (NaCl) نیتر، پتاسیم نیترات، (KNO3)، هگزاهیدرات (MgSO4,6H2O) در میزان زیاد و کوارتز (SiO2) در میزان کم عوامل اصلی هوازدگی فیزیکی در سنگهای توف بنا هستند. منافذ موجود در سنگها نقش قابل توجهی را در جذب و انتقال یونهای نمک دارد که موجب آسیب تبلور نمکها با توجه به رطوبت است که باعث اعمال فشار مکانیکی در سنگهای توف میشود. از این رو در بخش اقدامات عملی هم در آزمایشگاه و هم سایت اصلی با توجه به ل %بزرگنمایی زدودن چرکیها و نمکهای سطحی موجود، روشهای مبتنی بر پاکسازی کاهش نمک میباید همراه با کنترل محیطی صورت بگیرد تا از این طریق نمکهای باقیمانده فرصتی برای انحلال و بازتبلور پیدا نکنند و در نهایت از تخریب هر چه بیشتر سنگها جلوگیری به عمل آید.