جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای آسیب

مصطفی رخشنده‌خو، حمید فدایی، مسعود انصاری، لیلا رضوی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

نقش برجسته‌های ساسانی از مهمترین آثار تاریخی ایران باستان هستند که محل اصلی نمایش این نوع نقش‌ها استان فارس است. در حدود 30 عدد نقش برجسته ساسانی در استان فارس وجود دارد که موضوع اصلی این نقش برجسته‌ها صحنه‌های القاء قدرت، دیهیم بخشی و یا صحنه‌های جنگ و شکار است. متأسفانه بسیاری از این نقش برجسته‌ها به دلیل این­که در فضای باز قرار داشته و عموماً تحت تأثیر شرایط اقلیمی می­باشند، بسته به نوع سنگ موردنظر و موقعیت مکانی، در طول سالیان، آسیب‌هایی را متحمل شده‌اند. برنامه مطالعه، مستندنگاری، تهیه طرح حفاظت و مرمت این مجموعه نقش برجسته‌ها از نظر تاریخی برای تاریخ و میراث فرهنگی کشور اهمیت بسیار دارد. بالغ بر 11 عدد از این نقش برجسته‌ها و همچنین کتیبه‌های خطی متعددی در مجموعه نقش رستم قرار دارد که همگی در فضای روباز و در معرض تهاجم عوامل محیطی (بارش باران، باد، دما و غیره) قرار دارند و همه این عوامل باعث فرسایش تدریجی این نگاره‌ها گردیده‌اند. پرسش اصلی در این مقاله در زمینه نحوه و روند مطالعات، آسیب‌شناسی، آسیب‌نگاری و اجرای مرمت یک اثر صخره‌ای بوده است. در جهت جوابگویی به مشکلات نقش برجسته بهرام دوم پس از انجام مستندنگاری و آسیب‌نگاری اثر مطالعات بصورت آزمایشگاهی و میدانی به انجام رسید. در همین‌باره مطالعات آزمایشگاهی با مطالعه مشخصات فیزیکی، بررسی‌های پتروگرافی و آزمایشات دستگاهی XRD، XRF همراه بوده است. بر اساس این مطالعات نمونه‌های سنگ به طورکامل از کلسیت با مقادیر کمی منگنوکلسیت تشکیل شده است. وقوع هوازدگی فیزیکی و شیمیایی در ساختار سنگ آهک به ایجاد اشکال مختلف آسیب‌ همانند تورق، ترک، شکستگی در سطح نقش برجسته بهرام دوم بوده است. همچنین به منظور حل بخشی از مشکلات فرسایشی بر روی نقش برجسته برخی اقدامات اضطراری حفاظت و مرمت با تمرکز بر استحکام بخشی و مقاوم نمودن سطح در برابر عوامل فرساینده برنامه‌ریزی و اجرا شد.

محمد یاغی‌زایی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

سفال یکی از با ارزش‌ترین دست‌ساخته‌های انسان بوده که در گذر زمان، فنّاوری ساخت و کاربرد آن دچار تغییراتی شده‌است. در بیشتر کاوش‌های باستان‌شناسی آثار سفالین بخش عمده‌ای از یافته‌ها را به خود اختصاص‌‌ می‌دهند که بیشتر این آثار دارای آسیب‌های رایجی مانند شکستگی و ترک و در مواردی لایه‌لایه‌شدن بدنه هستند که نیاز به پژوهش و اقدامات حفاظتی و مرمتی خاصی دارند. در این مقاله یک نمونه دیگچه سفالین که متعلق به تپه سگزآباد دشت قزوین و مربوط به عصر آهن بوده، مورد مطالعه قرار گرفته‌است. از جمله اقداماتی که در این طرح بر روی اثر مذکور انجام شده‌است، می‌توان به شناخت دقیق فن ساخت و آسیب­‌های به‌وجود‌آمده بر روی بدنه و دلایل ایجاد آن‌ها اشاره‌کرد. در این مسیر از روش‌های بررسی دستگاهی همانند XRF و مطالعات تاریخی- تطبیقی بهره‌ گرفته ‌شده‌است. نتایج بررسی‌های صورت‌گرفته، به انتخاب شیوه مرمت و سایر اقدامات حفاظتی مورد نیاز اثر کمک‌کرد. در نهایت شئ مرمت‌شده برای جلوگیری از آسیب‌های ثانویه در جعبه‌ای که برای آن طراحی‌شد، قرار‌گرفت. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که هر اقدام مرمتی و حفاظتی به فراخور مورد، نیازمند بررسی‌ها و مطالعات تطبیقی، آسیب‌شناسانه و در مواردی فن‌شناسانه است.

نگار رئیس‌نیا، محمد حدادی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

عوامل محیطی نقشی کلیدی در افزایش ماندگاری میراث مستند و مکتوب دارد. از این رو برای ایجاد شرایط محیطی مطلوب در آرشیوها و کتابخانه‌ها تعیین اهداف مرتبط با مدیریت محیطی برای رفع نیازهای حفاظتی این مجموعه‌ها، ضروری است همچنین اقدامات حفاظتی به منظور پیشگیری یا کند کردن روند فرسودگی منابع موجود در این مؤسسات باید برنامه ریزی و اجرا شود. مهمترین عوامل محیطی مؤثر بر دوام مجموعه‌های کتابخانه‌ای و آرشیوی شامل دما رطوبت نسبی نور ذرات معلق در هوا گازهای شیمیایی و عوامل بیولوژیکی می‌باشند؛ که کنترل و تنظیم این عوامل مقرون به صرفه ترین روش برای افزایش عمر مفید مجموعه‌ها است؛ بنابراین ارزیابی مستمر شرایط محیطی با ثبت و پردازش داده‌ها، ضروری است. در این مطالعه الزامات دامنه بهینه و اقدامات حفاظتی پیشگیرانه مندرج در برخی استانداردها و دستورالعمل‌های حفاظت و نگهداری از مواد آرشیوی و کتابخانه‌ای با هدف اطمینان از حفظ ایمن مواد و اشیاء حساس به فرسودگی بررسی شده است. به نظر می‌رسد با توجه به وابستگی ساز و کارهای فیزیکی شیمیایی و بیولوژیکی به دما و رطوبت نسبی و تأثیر متفاوت این پارامترها بر اقلام مجموعه‌ها تعیین یک محدوده ایمن جهانی برای دما و رطوبت نسبی و نوسانات مجاز آنها برای همه مجموعه‌ها غیر ممکن است؛ ولیکن استقرار استانداردهای بین‌المللی باید به عنوان یک استراتژی بلندمدت شناخته شود که به افزایش کیفیت فرآیندهای حفاظتی و بهبود سطح دانش حفاظت از منابع کمک می‌کند بر اساس مطالعات و تجربیات به دست آمده راهبردهای حفاظتی را بر اساس شرایط فیزیکی آثار دوام مناسب آن در طول زمان و شرایط محیطی نگهداری در طول دوره تاریخی می‌توان تعیین نمود.

سیده الهه علوی دهکردی،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

کتاب اطلس مصور آسیب‌شناسی پارچه‌های تاریخی فرهنگی» اثری از فاطمه علیمیرزایی و شهرزاد امین‌شیرازی است که در سال ۱۳۹۸ توسط پژوهشگاه میراث فرهنگی گردشگری به صورت الکترونیکی منتشر شده است. مخاطبین این کتاب تمامی حفاظتگران و مرمتگران دانشجویان امنای اموال موزه‌داران و مجموعه دارانی هستند که با پارچه‌ها و بافته‌ها در اشکال و انواع مختلف سر و کار دارند این کتاب در سه فصل به آسیب شناسی پارچه‌های تاریخی بر اساس ماهیت آن از سه منظر فیزیکی مکانیکی، شیمیایی و فتوشیمایی پرداخته شده است؛ اما با توجه به اینکه شیمیایی و فتوشیمیایی قسیم یکدیگر نیستند بلکه فتوشیمیایی اقسام شیمیایی است بهتر بود از فتوشیمیایی به عنوان دسته‌بندی جداگانه‌ای یاد نمی‌شد چرا که هر واکنش شیمیایی لاجرم نیازمند انرژی آغازگر واکنش است.

آنیسا شیری، حمید فدایی، لیلا رضوی، مصطفی رخشنده‌خو، محمدرضا علیخواه، زینب محتشم،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

آثار سنگی از زمان ساخت دچار هوازدگی و فرسایش میشوند. اولین مرحله حفاظت شناخت آسیب‌های وارده به اثر و رفع عوامل آسیب‌رسان است. در این پژوهش آسیب‌شناسی آرامگاه خشیارشا واقع در محوطه تاریخی نقش رستم با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای بررسی‌های میدانی زمین‌شناسی و مطالعات آزمایشگاهی انجام شد. نتایج مطالعات پتروگرافی نشان داد که این سنگ‌ها متعلق به سازند سروک هستند. ردیف رسوبی این سازند توالی لایه‌های سنگ آهک ضخیم و به رنگ روشن را نشان می‌دهد با انجام روش ژئوفیزیکی رادار نفوذی زمین GPR) دو دسته شکستگی اصلی و بزرگ در محدود آرامگاه خشیارشا شناسایی شد. روند غالب این شکستگی‌ها شمالی جنوبی و شرقی غربی است. در محل تقاطع شکستگی‌ها پدیده‌های انحلالی توسعه بیشتری یافته‌اند به طوری که حفرات انحلالی و تخلخل غاری بر روی اثر شکل گرفته‌اند. در این پژوهش حضور انواع گیاهان عالی و گلسنگ‌ها از نوع سیانوباکتری از طریق مطالعات میدانی مورد بررسی قرار گرفت.
 

سحر احمد‌خان‌بیگی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

سنگ­های ازاره­ی ایوان جنوب شرقی گنبد سلطانیه در زنجان به دلیل شرایط قرارگیری در پایین بنا و عواملی نظیر حضور نمک­‌های مخرب، رطوبت صعودی، بندکشی با ملاط نادرست دچار آسیب‌هایی از قبیل پوسته‌ شدن، تغییر ظاهر بصری، افزایش تخلخل سطحی و از دست رفتن دوام و فرسایش شده‌‌ است. در مقاله حاضر با اهداف شناسایی ماهیت نمک­‌های موجود و شناسایی مکانیسم تخریب نمک در سنگ­‌های ازاره جنوب شرقی بنای گنبد سلطانیه به مواردی از قبیل، ساختارشناسی، آسیب­‌شناسی و گزارش راهکار درمانی و پیشنهاد حفاظتِ پایدار پرداخته شده است. از این‌رو جهت شناخت علمی از فرآیند فوق، مطالعات ساختارشناسی شامل آنالیز XRD، پتروگرافی، SEM-EDS به‌­صورت شناسایی نوع سنگ با استفاده از روش­‌های شناسایی میکروسکوپی و آنالیز شیمیایی سنگ‌­ها، شناسایی ماهیت نمک­‌های موجود در سنگ‌ها با استفاده از روش­‌های شیمیایی و القا نمک به نمونه سنگ­‌های آزمایشی تحت شرایط شبیه‌­سازی شده (شرایط مرطوب و خشک) در آزمایشگاه به منظور تعیین میزان مقاومت سنگ‌ها در برابر نمک انجام گردید. در همین راستا نتایج آزمایش‌های ساختارشناسی سنگ و تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی حاکی از آن است که سنگ به­‌کار رفته در ازاره­ی گنبد سلطانیه از نوع سنگ آذرآواری توف است که ساختاری بسیار متخلخل دارد. علاوه بر آن، نتایج آزمون­‌های فیزیکی شامل تخلخل­‌سنجی، جذب آب و تعیین مقاومت در برابر حمله­‌ی نمک­‌ها نشان از واکنش ضعیف سنگ در برابر رطوبت و چرخه‌­های انحلال و باز تبلور نمک­‌ها دارد. چرخه­‌های تر و خشک شدن و تبلور نمک­‌های محلول که شامل نمک­‌های نیترات سدیم (NaNO3)، هالیت (NaCl) نیتر، پتاسیم نیترات، (KNO3)، هگزاهیدرات (MgSO4,6H2O) در میزان زیاد و کوارتز (SiO2) در میزان کم عوامل اصلی هوازدگی فیزیکی در سنگ­‌های توف بنا هستند. منافذ موجود در سنگ­‌ها نقش قابل توجهی را در جذب و انتقال یون­‌های نمک دارد که موجب آسیب تبلور نمک­‌ها­ با توجه به رطوبت است که باعث اعمال فشار مکانیکی در سنگ­‌های توف می‌­شود. از این رو در بخش اقدامات عملی هم در آزمایشگاه و هم سایت اصلی با توجه به ل %بزرگنمایی  زدودن چرکی­‌ها و نمک­‌های سطحی موجود، روش­‌های مبتنی بر پاک‌سازی کاهش نمک می‌باید همراه با کنترل محیطی صورت بگیرد تا از این طریق نمک­‌های باقی­مانده فرصتی برای انحلال و بازتبلور پیدا نکنند و در نهایت از تخریب هر چه بیشتر سنگ‌­ها جلوگیری به عمل آید.

میترا اعتضادی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

کالسکۀ ناصری که اکنون در موزۀ خودروهای تاریخی بنیاد مستضعفان به نمایش گذاشته شده است، اثری خاص دربردارنده تنوعی از ارزش‌های تاریخی، فنی، کاربردی و زیبا شناسانه است. این اثر ارزشمند که هم‌اکنون در موزه خودروهای تاریخی مجموعه موزه‌های بنیاد مستضعفان نگهداری می‌شود، قبل از انجام عملیات مرمت آسیب‌های فراوانی داشت که نیازمند بررسی و رسیدگی بود. از این‌رو پیرو تصمیمات اتخاذ‌شده از سوی متولیان موزه، برنامه مطالعه، حفاظت و مرمت این اثر طراحی شد. هدف از اجرای این برنامه طبیعتاً کمک به بازیابی سلامت و ظاهر زیبای این اثر منحصربه‌فرد به لحاظ ساختاری و تاریخی و آماده‌سازی مطلوب آن برای نمایش در موزه فعلی بود. در این راستا تیمی متشکل از متخصصان مختلف (طراح، عکاس، متخصص حفاظت و مرمت چوب) تشکیل‌شده و با مدیریت و نظارت واحد اقدامت مورد نیاز طراحی‌شده را اجرایی کردند. در این مقاله تلاش شده است تا علاوه بر ارائه گزارشی از مستندات تاریخی و فنی و آسیب‌شناسی انجام‌شده پیرامون اثر، بخشی از فرایند مرمت و تعمیر آن نیز به اشتراک گذاشته شود.

مسعود باتر، محبوبه راستین،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

کتیبه‌ گچبری مسجد آق‌قلعه در شهر نقاب سبزوار، یکی از آثار شاخص دوره ایلخانی در شرق ایران به‌شمار می‌رود که از منظر هنری، تاریخی و فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فنون اجرایی، آسیب‌شناسی، مطالعات آزمایشگاهی و تدوین شیوه‌ای علمی در حفاظت و مرمت این کتیبه انجام گرفته است. در مرحله نخست، با روش‌های مطالعات میدانی و تصویربرداری، وضعیت کلی کتیبه از نظر ساختار، لایه‌های رنگ، گچبری و تزئینات بررسی و مستندسازی شد. سپس با بهره‌گیری از روش‌های آنالیز دستگاهی پراش و فلورسانس پرتوی ایکس، ساختار و ترکیبات شیمیایی رنگ‌دانه‌های مورد استفاده در تزئین کتیبه شناسایی گردید که نتایج آن حاکی از کاربرد رنگ‌دانه‌های طبیعی معدنی نظیر قرمز اخرا و آبی لاجورد بود. در مرحله آسیب‌شناسی، عوامل تخریب و فرسایش اثر، همچون رطوبت صعودی و نزولی، نوسانات دمایی، فشار سازه‌ای، آلودگی‌های شیمیایی و بیولوژیکی و مداخلات مرمتی غیراصولی توسط عوامل انسانی شناسایی شد. بر این اساس، مراحل مختلف مرمت شامل پاک‌سازی، استحکام‌بخشی، بازسازی بخش‌های کمبود نقوش و کتیبه گچبری، موزون‌سازی رنگی و تثبیت نهایی اجرا گردید و در تمامی مراحل اصل بازگشت‌پذیری، کمینه‌سازی مداخله و هماهنگی بصری رعایت شد. در پایان، برای حفاظت بلندمدت اثر، پیشنهاداتی همچون کنترل شرایط محیطی، نصب حفاظ، آموزش متولیان و دفع رطوبت زیرساختی ارائه گردید. آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه مرمت آثار ایلخانی متمایز می‌سازد، به‌کارگیری هم‌زمان داده‌های آزمایشگاهی پیشرفته با تحلیل‌های میدانی برای ارائه یک مدل اجرایی یکپارچه و بومی‌سازی‌شده در مرمت کتیبه‌های گچبری رنگ‌آمیزی‌شده دوره ایلخانی است؛ مدلی که پیش‌تر در پژوهش‌های مرتبط با تزئینات گچی شرق ایران به‌صورت نظام‌مند ارائه نشده بود.

الهام حاجی نیلی، عیسی اسفنجاری کناری،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

در نیم قرن اخیر، بناهای تاریخی با بحران‌های متعددی مواجه بوده‌اند. دامنه وسیع آسیب‌های ناشی از عوامل درونی، طبیعی و انسانی، چالش‌های جدیدی را پیش روی حفاظت و مرمت این آثار قرار داده و بیش‌ازپیش ضرورت تشخیص دقیق آسیب‌ها با بهره‌گیری از روش‌های ترکیبی را روشن ساخته است. با این حال، مطالعاتی که در زمینه آسیب‌شناسی بناهای تاریخی در ایران انجام شده‌اند، همچنان یا دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی با ماهیتی عمدتا کیفی هستند و یا صرفا بر تحلیل‌های کمی تکیه دارند. ازآنجاکه که تشخیص و ارزیابی صحیح علل بروز آسیب‌ها، نقش اساسی در تعیین حد، سطح و اولویت مداخلات مرمت ایفا می‌نماید، این پژوهش به‌دنبال توسعه روشی جامع برای آسیب‌شناسی ترکیبی و همه جانبه یک بنای تاریخی است. همانگونه که وضعیت آسیب‌های فعلی بنا در تعیین میزان و شیوه مداخله تأثیرگذار است، درک دگرگونی‌های بنا در طول تاریخ، شناخت تعمیرات و تغییرات گذشته، بررسی ویژگی‌های ذاتی و ساختاری مصالح، تحلیل کمی و کیفی رفتار سازه در برابر تنشهای وارده و بحران‌های طبیعی همچون زلزله و سیل نیز مؤثر بوده و می‌بایستی به‌صورت توامان مورد ارزیابی قرار گیرند. این پژوهش با تمرکز بر آسیب‌های پل- بند تاریخی ایزدخواست به یک روش ترکیبی سازنده دست یافته که می‌تواند برای ارزیابی آسیب‌شناسانه سایر بناهای تاریخی دیگر الهام‌بخش باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با تعریف یک متدولوژی شش مرحله‌ای، شامل: (1) تحلیل تاریخی و بررسی سیر تحول بنا، (2) مشاهده مستقیم و تحلیل کیفی وضعیت فعلی در محل، (3) تحلیل کیفی و نیمه‌کمی مالت‌ها و تحلیل کیفی مصالح، (4) تحلیل سازه و بررسی رفتار کلی بنا، (5) ارزیابی ایمنی و انجام تحلیل‌های کمی و آزمون‌های سازه‌ای و (6) قضاوت نهایی و ترکیب داده‌ها؛ به تشخیص و داوری دقیق علل بروز آسیب‌ها پرداخته است. این روش در ارتباط با پل- بند تاریخی ایزدخواست به‌کار گرفته شده و نتایج آن مبنایی برای تعیین حدود مداخلات مرمتی و اقدامات استحکام‌بخشی فراهم آورده است. از نظر هدف، پژوهش حاضر کاربردی است و از لحاظ روش تحلیل، ماهیتی کمی و کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی دارد. متغیرهای به‌کاررفته ترکیبی از داده‌های کمی و کیفی بوده و از منظر زمانی، شامل بررسی گذشته و وضعیت کنونی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تلفیق نظام‌مند تحلیل تاریخی، آسیب‌شناسی کیفی وضعیت فعلی، تحلیل مالت‌ها و مصالح، تحلیل سازه‌ای و تحلیل کمی رفتار سازه، ضمن روشن ساختن سازوکارهای پایداری پل- بند ایزدخواست، امکان اتخاذ راهکارهای مرمتی حداقلی، سازگار با اصالت و توان بنا و قابل تعمیم به بناهای تاریخی مشابه را فراهم می‌آورد.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین