تخریب زیستی آثار کتابخانهای یکی از مشکلات جهانی و گستردهای است که از دلایل اصلی آن میتوان به فرسایش و نابودی اسناد و کتب خطی به واسطه عوامل بیولوژیکی، بهویژه قارچها، اشاره کرد. این نوع تخریب با سرعت بالا پیش میرود و در مدتزمانی کوتاه میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به آثار وارد کند. با توجه به ماهیت آلی و آسیبپذیر کاغذ، و نقش قارچها بهعنوان یکی از عوامل اصلی تخریب آثار کاغذی، بهکارگیری روشهایی برای پیشگیری از رشد قارچها و کنترل آلودگیهای قارچی، در حفاظت از این آثار، از اهمیت بالایی برخوردار است. در سالهای اخیر، به دلیل خطرات زیستمحیطی و عوارض جانبی ناشی از برخی ترکیبات شیمیایی، تمرکز پژوهشهای زیادی بر استفاده از ترکیبات طبیعی، بهویژه گیاهان دارویی با خواص ضدقارچی، معطوف شده است. در این مقاله، تأثیر گیاهان دارویی مختلف در جلوگیری از رشد قارچهای آسیبزا بر آثار کاغذی بررسی شده و نتایج مربوط به اثربخشی آنها بر گونههای مختلف قارچی در آثار تاریخی کاغذی، گزارش گردیده است.
یادگیری، آﻣﻮزشﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در دﻫﻪﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﻮل در فرایند آﻣﻮزش ﺷﺪهاﻧﺪ. یادگیری دانشجویان در ﮐﻼس درس ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮای آن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﺑﯿﻦ ﺳﺒﮏ یادگیری ﺗﺮﺟﯿﺤﯽ داﻧﺸﺠﻮ و ﺳﺒﮏ آﻣﻮزش اﺳﺘﺎد درس دارد. این ﻣﻮﺿﻮع در دروس و واﺣﺪﻫﺎیی ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻋﻤﻠﯽ دارﻧﺪ ﻧﻤﻮد ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺧﻮاﻫﺪ یافت. از این رو در ﺣﻮزهﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻣﻬﺎرت ﻣﺤﻮر آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ دیگر ﺷﯿﻮهﻫﺎی آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﻼسﻫﺎی یک ﻃﺮﻓﻪ ﺟﻮاﺑﮕﻮی آﻣﻮزش در داﻧﺸﮕﺎه ﻧﯿﺴﺖ و ﻧﮕﺎهﻫﺎ و رویﮑﺮدﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ی را ﻣﯽﻃﻠﺒﻨﺪ. یکی از این دیدﮔﺎهﻫﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮاﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در این راﺳﺘﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ روش اﻗﺪامﭘﮋوﻫﯽ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ در ﮐﻨﺎر ﻣﺮور ﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮ ی ﻣﻮﺿﻮع، اﺑﻌﺎد ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ یک ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪﻣﺤﻮر در آﻣﻮزش داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی (ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان تمرینهای ﺣﻔﺎﻇﺖ) را اراﺋﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺑﺎ این ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻼش دارد ﺑﻪ این ﭘﺮﺳﺶ ﮐﻪ روش آﻣﻮزش و تدریس ﭼﮕﻮﻧﻪ میتواند ﺑﻪ تقویت وﺟﻮه خلاقانه ﺑﺮای ﺣﻞ مسائل تخصصی ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﺪ. ﭘﺲ از در یافت ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ اراﺋﻪ ﺷﺪه از ﮔﺮوه ﻣﻨﺘﺨﺒﯽ از ﻓﺎرغاﻟﺘﺤﺼﯿﻼن ـــ ﮐﻪ در فرآیند آﻣﻮزش، این تمرینها را ﺗﺠﺮﺑﻪ کردهاند. تحلیل محتوای ﻧﻈﺮات آنﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮماﻓﺰار MAXQDA اﻧﺠﺎم و نتایج آن اراﺋﻪ گردید. در نهایت ﻋﻼوه ﺑﺮ همسانی ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﺎ ﻫﺪفﻫﺎی تبیین ﺷﺪه، ارﺗﺒﺎط ﻣﻌﻨﺎدار روش آﻣﻮزش ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و مبتنی ﺑﺮ ﺣﻞ مسئله ﻣﺸﺨﺺ گردید. در ﻧﺘﯿﺠﻪ این اﻟﮕﻮ بهعنوان نمونهای ﺑﺮای تقویت مهارتهای تخصصی دانشجویان ﺑﺮای الگوگیری در سایر دروس تخصصی این رشته پیشنهاد ﺷﺪه اﺳﺖ.
«دَ ه کُند» یا «ﮐُﻨﺪ دوﭘﻨﺞ»، مهمترین گره در بین گرههای ایرانی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻈﺮ به قدر و اهمیتی ﮐﻪ دارد، «اُ ّم اﻟﮕﺮه» (گره مادر) نامیده ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺗﺎ ﺑﻪ اﻣﺮوز، روشهای مختلفی ﺑﺮای ترسیم این ﮔﺮه، ﺑﯿﺎنﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﮐﺪام ﺑﻪ نحوی، اﻣﮑﺎن رﺳﻢ «واﮔﯿﺮه» یا زمینه کاملتری از آن را ﻓﺮاﻫﻢ میآورد. این در حالی اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎم روشهای ذﮐﺮﺷﺪه، ﻋﻤﻼً ﺑﻪ نسخهای از رﺳﻢ متوالی ﺧﻄﻮطِ دستوری ﺑﺪل شدهاند ﮐﻪ ﺑﺪون آنﮐﻪ دلیل و مبنایشان روﺷﻦ ﺷﻮد، ﺑﻪ شکلی کورکورانه تقلید و ﺗﮑﺮار ﺷﺪه اﺳﺖ. اتفاقی ﮐﻪ بهطو اﺧﺺ، در ﺑﺎب آﻣﻮزش روشهای ترسیم، مسئلهساز و ﭼﺎﻟﺶبرانگیز ﺷﺪه اﺳﺖ و اﻏﻠﺐ، ﺑﻌﺪ از کوتاهمدتی، از ذﻫﻦ و یاد ﻣﺨﺎﻃﺐ میرود. این ﻣﻘﺎﻟﻪ در پی آن اﺳﺖ ﺗﺎ بهجای ﺧﻄﻮط و ﻓﻮاﺻﻞ رمزگونه، ﺑﺎ خوانشی هندسی از محتوای واگیره، ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت و ﻣﻨﻄﻖ هندسی آن را در روندی ﺧﻮاﻧﺎﺗﺮ و آﻣﻮزشپذیرتر از ترسیمات، اﺳﺘﺨﺮاج و ﺑﯿﺎن ﮐﻨﺪ. این ﻣﻬﻢ، ﺑﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﺷﮑﻞ پنجضلعی آﻟﺖ «ﭘﻨﺞ ﮐُﻨﺪ» ﮐﻪ در این ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﺮای اولین ﺑﺎر «ﻣﻨﺘﻈﻢ ﺑﻮدن» آن در این ﮔﺮه اﺛﺒﺎت ﺷﺪه اﺳﺖ، ﻫﺪف اصلی مقاله را ﺑﺎ یافتن روشی جدید از رﺳﻢ ﮔﺮه، ﻣﺤﻘﻖ میسازد. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ وﺟﻮد آنﮐﻪ روندی از یک تحقیق کیفی را در محتوای کلی ﺧﻮد، یعنی یافتن و ارائه راهحلی جدید از ترسیم گره ده کُند، ﺑﺎﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﮑﺘﻮب دﻧﺒﺎل میکند، درعینﺣﺎل، نتایج ﺣﺎﺻﻞ از یک آزﻣﻮن تجربی، بین دو ﮔﺮوه از داﻧﺸﺠﻮیان را نیز در بیان کارایی آﻣﻮزشی روش پیشنهادی ﺧﻮد در قیاس ﺑﺎ روش ﻣﻌﻤﻮل، ارائه ﮐﺮده اﺳﺖ. درنهایت، ﻣﺎﺣﺼﻞ این تحقیق، شیوههای جدید از آﻣﻮزش ترسیم ﮔﺮه ده ﮐُﻨﺪ (ﮐُﻨﺪ دوﭘﻨﺞ) را تبیین میکند ﮐﻪ ﺑﻪ اﺳﺘﻨﺎد آﻧﭽﻪ ﮐﻪ در ﻣﺘﻦ پیش رو آﻣﺪه اﺳﺖ، ﻋﻼوه ﺑﺮ قابلیت فراگیری ﺑﻬﺘﺮ، وجوهی از «تعمیمپذیری» را نیز در ﻗﺒﺎل آﻣﻮزش ترسیم گرههای دیگر آﺷﮑﺎر میسازد.
در ﻧﻈﺎم آموزشی ﻣﺮﻣﺖ، ﺗﻤﺮﮐﺰ اصلی ﻫﻤﻮاره ﺑﺮ اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ فنی و تخصصی در زمینه ﺳﺎﺧﺘﺎر، ﻓﻨﻮن و ﻣﺪاﺧﻼت حفاظتی ﺑﻮده اﺳﺖ. اﮔﺮﭼﻪ این بنیان علمی ﺑﺨﺶ جداییناپذیر آﻣﻮزش در این رﺷﺘﻪ ﻣﺤﺴﻮب میشود، ﺗﺤﻮﻻت نوین در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﺎیستگیهای اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻧﺮم، ﮐﺎر ﺗﯿﻤﯽ و اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪای ﻧﯿﺰ ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮ ی در ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن دارﻧﺪ. داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺑﺎ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪای دیرینه در آﻣﻮزش ﻋﺎﻟﯽ ﻫﻨﺮ، یکی از ﻣﺮاﮐﺰ ﭘﯿﺸﺘﺎز و ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﮐﺸﻮر در ﺣﻮزه ﺣﻔﻆ و اﺣﯿﺎی ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺗﺎریخی اﺳﺖ. این ﻧﻬﺎد ﻋﻠﻤﯽ ﮐﻪ در ﺑﯿﻦ ﺳﺎل ۱۳۵۶ ﺑﺎ ﺗﺄﺳﯿﺲ «پردیس اﺻﻔﻬﺎن» واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ «داﻧﺸﮕﺎه ﻓﺎراﺑﯽ» ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ، از اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ﻫﺪف ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺮوﻫﺎی ﻣﺘﺨﺼﺺ در ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی و ﻣﻌﻤﺎری سنتی فعالیت ﮐﺮده و ﺑﻪ مرکزی بیبدیل در ﺳﻄﺢ ﮐﺸﻮر تبدیل ﺷﺪه اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ تاریخچه ﺗﺎﺳﯿﺲ داﻧﺸﮑﺪه ﻣﺮﻣﺖ و نیز ﺳﺎﺧﺘﺎر فعلی آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ در داﻧﺸﮑﺪهﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﺿﺮورت ﺗﻠﻔﯿﻖ آﻣﻮزشﻫﺎی ﻓﻨﯽ ﺑﺎ ﺣﻮزهﻫﺎی ﻣﮑﻤﻞ ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی ﺑﺮای ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺟﻬﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﺮﻣﺘﮕﺮاﻧﯽ ﻣﺴﺌﻮل و شایسته اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﺪ.
سیده سمیرا آل طه بناب، مینو قره بگلو، مهشید میجانی، دوره 9، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
بافتهای تاریخی براساس منشورها و بیانیههای بینالمللی، دارای الزامات مشخصی در زمینههای "حفاظت و مرمت، گردشگری، بازسازی میراث فرهنگی و بازسازی بناهای تخریب شده براساس اسناد موجود" است. پیشرفتهای اخیر در فناوریهای متاورس، شامل واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR)، تحولات چشمگیری در زندگی روزمره ایجاد کرده است. در واقعیت افزوده، اشیاء سه بعدی به محیط واقعی افزوده میشوند، در حالی که واقعیت مجازی امکان حضور کاربر در یک محیط کاملاً مجازی را فراهم میکند. متاورس، به عنوان ترکیبی از این دو فناوری، (واقعیت افزوده و واقعیت مجازی) قابلیتهای منحصربهفردی را ارائه میدهد. این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و استفاده از راهبرد تحلیل محتوا به بررسی منابع و اسناد نظری میپردازد. در این راستا، ضمن مراجعه به منابع اسنادی مرتبط با کاربرد متاورس در حوزه بافت تاریخی، موضوع با توجه به الزامات، اسناد و کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط نیز مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که قابلیت متاورس به خوبی با الزامات، اسناد و کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط با بافت تاریخی همسو است. از طریق متاورس میتوان به مستندسازی دقیق بناهای تاریخی پرداخت و با استفاده از هدستهای واقعیت مجازی و سایر ابزارهای مرتبط، امکان حضور مجازی در این مکانها را برای افراد فراهم کرد. قابلیتهای متاورس دارای پتانسیل بالایی در راستای اهداف حفاظت و بهرهبرداری پایدار از بافت تاریخی است. این فناوری امکان مستندسازی دقیق، ایجاد تجربههای گردشگری مجازی فراگیر و انجام مرمتهای دیجیتالی نوآورانه را فراهم میآورد. همسویی این امکانات با الزامات و کنوانسیونهای بینالمللی، نشاندهنده رویکردی نوین و کارآمد در مواجهه با چالشهای پیشروی حفظ میراث فرهنگی است.
فنآوری سل-ژل در دهههای اخیر، به عنوان یکی از روشهای نوین مبتنی بر فنآوری نانو، توجه پژوهشگران حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی را به خود جلب کرده است. ویژگی هایی مانند امکان تولید نانوکامپوزیتهای آلی-معدنی، نفوذپذیری مناسب در بسترهای متخلخل، ایجاد پوششهای نازک و نسبتاً سازگار با مصالح تاریخی، و مقاومت در برابر رطوبت و تابش فرابنفش، سبب شدهاند که این فنآوری در زمینههای مختلف مرمتی مورد مطالعه قرار گیرد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که فنآوری سل-ژل چه قابلیتها و کاربردهایی در حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی دارد و مطالعات انجام شده در این زمینه، چه دستاوردها و محدودیتهایی را نشان میدهند. این مقاله با رویکردی مروری و بر پایه بررسی منابع و پژوهش های انجام شده در حوزه کاربرد فنآوری سل-ژل در مرمت آثار تاریخی تدوین شده است. در این راستا، مطالعات مرتبط با استحکام بخشی آثار سنگی، پوششدهی سطوح تاریخی، و همچنین کاربرد حسگرهای مبتنی بر سل-ژل در پایش شرایط محیطی موزهها و فضاهای نگهداری آثار مورد بررسی قرار گرفتهاند. نتایج مطالعات نشان می دهد که ترکیبات آلکوکسیسیلانی، در استحکام بخشی سنگها و مصالح تاریخی، موجب افزایش انسجام ساختاری و کاهش نفوذ رطوبت شدهاند. همچنین پوششهای مبتنی بر سل-ژل در حفاظت فلزات تاریخی در برابر خوردگی، در حفاظت شیشهها، کاشیها و کاغذهای تاریخی در برابر هوازدگی و رشد میکروارگانیسمها، نتایج قابل توجهی ارائه کردهاند. افزون بر این، توسعه حسگرهای مبتنی بر شیمی سل-ژل برای آشکارسازی رطوبت، اسیدیته، آلایندهها و شدت نور، نشاندهنده گسترش کاربرد این فنآوری در حوزه حفاظت پیشگیرانه است. با وجود نتایج امیدوارکننده، بسیاری از این پژوهشها هنوز در مرحله آزمایشگاهی قرار دارند و بررسی عملکرد بلندمدت این مواد بر روی آثار تاریخی، همچنان ضروری است.
خانم نازنین خجسته بهزادی، دکتر فرزاد مافی، دکتر محمد امین امامی، دوره 9، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
ناحیه کرمان با دارا بودن منابع عظیم و غنی معدنی، از مهم ترین مناطق در شناسایی و استخراج فلزات به شمار میآید. شهر بم در جنوبشرق این استان به دلیل شرایط خاص زمینشناسی و زمینریختشناسی از دیرباز به مرکزی استراتژیک برای پیوند مسیر جنوبخاوری ایران با سیستان تبدیل شده است. بررسی باستانشناختی بخش مرکزی شهرستان بم با هدف شناسایی مراکز ذوب فلز و معادن کهن در طول سال های (1397-1398 ه.ش) آغاز شد. در این مقاله، با استناد به نتایج بررسیهای میدانی انجامشده در بخش مرکزی بم، مطالعات آزمایشگاهی شیمیایی و مینرالوژیک بر روی چهار نمونه از میخهای سفالین مکشوفه از چهار ناحیه مربوط به فعالیتهای فلزگری انجام گرفته است. این آزمایشات با هدف شناسایی کاربری این میخها و بررسی فرآیندهای استحصال به کار رفته است. نمونه های میخهای سفالین مورد مطالعه از طریق تحلیل پتروگرافی و ژئوشیمیایی با استفاده از روش ICP-OES از چهار محوطه شناساییشده انجام شده است. پتروگرافی میخهای سفالی، حاکی از درجه حرارت بالای ساخت این اشیاء و بافت پورفیری شامل مواد پرکننده عمدتاً آذرین است. نتایج آنالیز شیمیایی میخهای سفالی نشان می دهد که حدود 72 درصد از ترکیب شیمیایی این میخها متشکل از عنصر روی بوده و استحصال آگاهانه این فلز را اثبات می کند. وجود تکنولوژی کافی در راستای انجام فرایند اکسیداسیون روی و تولید توتیا در این محوطه می تواند دلیلی بر شروع یکی از پیچیدهترین و فنآورانهترین فرایندهای استحصال فلز در دنیای باستان باشد. نتایج آزمایشهای انجام شده بر روی میخهای سفالین به دست آمده از برخی محوطه ها حاکی از استفاده از این میخها جهت استحصال اکسید روی (توتیا) بوده است.
دکتر معصومه آمیغ پی، خانم فاطمه قرائیان، دوره 9، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
تختجمشید را می توان نماد شکوه و عظمت ایران باستان دانست. تختجمشید، در کنار دشت مرودشت و در کوهپایه کوه رحمت در استان فارس واقع در شهر مرودشت ایران است. متأسفانه استخراج بیرویه آب زیر زمینی در دشت مرودشت بهمنظور تأمین آب کشاورزی، موجب ایجاد فرونشست در این دشت شده است. نظر به اهمیت حفاظت از آثار باستانی و تاریخی، بررسی میزان فرونشست دشت مرودشت در محدوده میراث جهانی میراثفرهنگی تختجمشید و نقشرستم، بهمنظور ارزیابی تأثیر آن بر آسیبهای محتمل این میراث، حایز اهمیت است. محاسبات نشاندهنده فرونشست گسترده دشت مرودشت با بیشینه نرخ۲۲/۶ سانتیمتر در سال است. همچنین، نتایج محاسبات نشاندهنده گسترش فرونشست دشت مرودشت به سمت تختجمشید و نقشرستم در سالیان اخیر است. از طرف دیگر، تغییرات نرخ فرونشست در نزدیکی این آثار باستانی قابلتوجه است. بهمنظور حفظ و نگهداری این آثار باستانی ارزشمند، اقدامات مقابلهای با آثار مخرب فرونشست بر آن ها و مدیریت پایدار منابع آب زیر زمینی منطقه بهمنظور جلوگیری از روند فرونشست دشت مرودشت پیشنهاد می شود.
مهندس الهام قادریان، دکتر مرتضی ادیب، دکتر سعید نوروزیان ملکی، دکتر بهزاد ملکپور اصل، دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده
منظر فرهنگی حاصل تعامل پیوسته انسان و طبیعت است و ابعاد کالبدی، تاریخی، فضایی، ادراکی، اجتماعی و معنایی را بهطور همزمان دربر میگیرد؛ ازاینرو، ارزیابی آن با اتکا به یک روش یا فناوری منفرد، تصویری ناقص از ارزشها و مسائل منظر ارائه میدهد. هدف این پژوهش، شناسایی، طبقهبندی و مقایسه روشهای ارزیابی منظر فرهنگی، بررسی فرصتها و محدودیتهای فناوریهای نوین در ترکیب با روشهای ادراکی و مشارکتی و ارائه مسیری مرحلهبندیشده برای ارزیابی چندبعدی منظر فرهنگی است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش مرور نظاممند در چارچوب بیانیه پریزما انجام شد. یافتهها نشان دادند که سامانه اطلاعات جغرافیایی، سنجشازدور، فتوگرامتری، اسکن لیزری و مدلسازی سهبعدی، دقت مستندسازی و تحلیل فضایی و هندسی را افزایش میدهند؛ واقعیت مجازی امکان بازسازی محیطهای تاریخی، نمایش شرایط موجود و مقایسه سناریوهای مداخله را فراهم میکند؛ و ردیابی حرکات چشم و الکتروانسفالوگرافی اطلاعات مکملی درباره توجه، ادراک و واکنش کاربران ارائه میدهند.نتیجه پژوهش نشان میدهد که ظرفیت اصلی فناوریهای نوین در جایگزینی روشهای انسانی نیست، بلکه در پیوند دادههای فضایی و هندسی با تجربه، ادراک و دانش جامعه قرار دارد. مسیر پیشنهادی شامل شناخت زمینه و دیدگاهها، مستندسازی فضایی و هندسی، شناسایی ارزشهای غیرمادی، شبیهسازی و ارزیابی ادراکی و تلفیق نتایج در تصمیمگیری مشارکتی است.
دکتر محسن کشاورز، دکتر محمد منگلی، دوره 9، شماره 2 - ( 6-1405 )
چکیده
آموزش در حوزه حفاظت و مرمت آثار تاریخی، نقشی بنیادین در حفظ میراث فرهنگی دارد. با توجه به حساسیت موضوع و پیچیدگیهای علمی، فنی، و فرهنگی، طراحی برنامههای درسی در این حوزه باید بر پایه اصول نظری قوی و تجارب موفق جهانی استوار باشد. در دهههای اخیر، کشورهای مختلف با توسعه برنامههای تخصصی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، تلاش کردهاند تا نیازهای حرفهای این رشته را پاسخ دهند. با این حال، تفاوتهای فرهنگی، فنی و ساختاری در این برنامهها، بررسی تطبیقی و نقد مدلهای برنامهریزی درسی را ضروری میسازد. حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی، یکی از حوزههای میانرشتهای است که نیازمند طراحی دقیق و هدفمند برنامههای درسی برای تربیت متخصصان این حوزه میباشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدلهای برنامه درسی و تحلیل تطبیقی تجربههای جهانی در آموزش حفاظت و مرمت انجام شده است. گرچه در ایران چنین تجاربی نهادینه نشده و به ندرت توسط برخی اساتید از این الگوها استفاده میشود اما تداوم نداشته و به نظر میرسد به صورت موقت در یکی دو ترم بهکار گرفته شده است و هنوز روش سنتی آموزش رواج دارد. در این راستا، در این پژوهش ابتدا به معرفی مدلهای نظری برنامه درسی مانند مدل استاد شاگردی، یادگیری خدمتمحور، پراکسیس و یادگیری مبتنی بر نتایج پرداختهشده و سپس با بررسی تطبیقی برنامههای آموزشی در دانشگاههای مختلف، نقاط قوت، ضعف و الگوهای اثربخش شناسایی گردید. یافتهها نشان میدهد که برنامههای موفق، تعادلی بین آموزش نظری، عملی، و رویکردهای بینرشتهای برقرار کردهاند. بر این اساس، پیشنهاد میشود در بازنگری برنامههای آموزشی در ایران، از تجارب بینالمللی که الگوهای مختلف و گاهاً ترکیبی را به کار گرفتهاند با در نظر گرفتن بافت بومی استفاده شود.