دکتر سحر رستگار ژاله، دوره 9، شماره 1 - ( 5-1405 )
چکیده
مبنای اصل پایداری این است که در زمان تصمیم گیری و مداخله، کاربران آینده را در نظر داشت و این منشاء بدنۀ کلی اخلاقیات معاصر حفاظت را شکل داده است. این اصل سعی دارد از تصمیم گیری های افراطی مبتنی بر سلیقه و تعصب، جلوگیری نماید. اصول اخلاقی ای چون «بازگشت پذیری» و «حداقل مداخله» در قرن نوزدهم میلادی تحت تأثیر نحله های نظری مختلف شکل گرفته و در ادبیات حفاظت کلاسیک بسیار پُرکاربرد بوده اند. این اصول بنیادین، به عنوان متغیرهای تأثیرگذار در تصمیم گیری های اخلاقی و فنی، در اندیشۀ معاصر حفاظت به موضوعی مورد بحث و مورد انتقاد بدل گشته اند. هدف پژوهش حاضر پرداختن به این انتقادها از منظر پایداری در حفاظت معاصر با بهره گرفتن از روش «واسازی» است؛ بدین معنی که با بررسی روابط علّی متغیرها و آشکار کردن آنچه پنهان مانده، شکاف ها و تناقضات را نشان دهد. هدف در گام نخست، عیان کردن چالش هایی همچون «موضوع مورد حفاظت»، «دلایل»، «اهداف» و «روش» است که اصول اخلاقی حفاظت را به امری متناقض، غیرشفاف و حتی گاه غیرممکن بدل کرده اند؛ سپس به نقد کشیدن و واسازی اصولی که در حفاظت کلاسیک به عنوان بدیهیات پذیرفته شده و غیرقابل بحث بوده اند. نتیجه آن که اخلاقیات معاصر با انعطاف پذیری بیشتر به دنبال چیزی است که مونوز ویناس آن را «اخلاقیات قابل انطباق» می نامد. در این روش اخلاقیات در زمان مداخله به عنوان اصولی ایستا و مکانیکی به کار گرفته نمی شوند، بلکه با «انطباق» و «سازگاری» آمادگی مواجهه با رفتار غیرقابل پیش بینی را دارند و در هیچ موردی الزامی نیستند و با توجه به شرایط می توانند نادیده گرفته شوند.
سیده سمیرا آل طه بناب، مینو قره بگلو، مهشید میجانی، دوره 9، شماره 1 - ( 5-1405 )
چکیده
بافتهای تاریخی براساس منشورها و بیانیههای بینالمللی، دارای الزامات مشخصی در زمینههای "حفاظت و مرمت، گردشگری، بازسازی میراث فرهنگی و بازسازی بناهای تخریب شده براساس اسناد موجود" است. پیشرفتهای اخیر در فناوریهای متاورس، شامل واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR)، تحولات چشمگیری در زندگی روزمره ایجاد کرده است. در واقعیت افزوده، اشیاء سه بعدی به محیط واقعی افزوده میشوند، در حالی که واقعیت مجازی امکان حضور کاربر در یک محیط کاملاً مجازی را فراهم میکند. متاورس، به عنوان ترکیبی از این دو فناوری، (واقعیت افزوده و واقعیت مجازی) قابلیتهای منحصربهفردی را ارائه میدهد. این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و استفاده از راهبرد تحلیل محتوا به بررسی منابع و اسناد نظری میپردازد. در این راستا، ضمن مراجعه به منابع اسنادی مرتبط با کاربرد متاورس در حوزه بافت تاریخی، موضوع با توجه به الزامات، اسناد و کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط نیز مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که قابلیت متاورس به خوبی با الزامات، اسناد و کنوانسیونهای بینالمللی مرتبط با بافت تاریخی همسو است. از طریق متاورس میتوان به مستندسازی دقیق بناهای تاریخی پرداخت و با استفاده از هدستهای واقعیت مجازی و سایر ابزارهای مرتبط، امکان حضور مجازی در این مکانها را برای افراد فراهم کرد. قابلیتهای متاورس دارای پتانسیل بالایی در راستای اهداف حفاظت و بهرهبرداری پایدار از بافت تاریخی است. این فناوری امکان مستندسازی دقیق، ایجاد تجربههای گردشگری مجازی فراگیر و انجام مرمتهای دیجیتالی نوآورانه را فراهم میآورد. همسویی این امکانات با الزامات و کنوانسیونهای بینالمللی، نشاندهنده رویکردی نوین و کارآمد در مواجهه با چالشهای پیشروی حفظ میراث فرهنگی است.
میاده علیقی، مسعود نظامابادی، حسن فاضلینشلی، دوره 9، شماره 1 - ( 5-1405 )
چکیده
روند مطالعات دیرینانگلشناسی طی دو دههی اخیر در ایران سرعت و وسعت یافته است. با این حال گسترش پژوهش های دیرینانگلشناسی در فلات ایران در این سال ها با چالشهایی همراه بوده و نتایج محدودی از آن منتشر شده که یکی از دلایل آن میزان بالای تخریب ریزماندهای زیستی در اقلیم قریب به اتفاق محوطه های باستانی ایران است. مهم ترین یافتههای دیرینانگلشناسی در ایران تاکنون از محوطه هایی با سطح حفظکنندگی بالا همچون معدن نمک چهرآباد زنجان بوده است که یافتههای متعددی از بقایای زیستی و به خصوص مومیایی مردان نمکی از آن گزارش شده است. تدفینهای کاوش شده عصر آهن در شهنهپشته نیز حاوی اسکلتهای انسانی در این محوطه بود که فرصتی برای آزمون نمونه های رسوب خاک برداشتشده از مجاورت اندامهای اسکلتی، تحت بررسی میکروسکوپی در آزمایشگاه فراهم ساخت. این مطالعه با هدف ارزیابی شواهد بالقوهی حضور انگلها به عنوان نشانههای اغلب ماندگار و قابل تحلیل از میزان سلامت، سطح بهداشت فردی و اجتماعی و حتی شیوههای تغذیهی پیشینیان ساکن در محوطهی باستانی شهنهپشته انجام شد. اگرچه در طی این آزمایشات، شواهدی قطعی از حضور بقایای گونههای انگل داخلی شناسایی نشد، اما گونههایی از نماتودها، هیرهها و یک مورد از پالینومورفهای مشابه با تخم آسکاریس مشاهده گردید. همچنین با توجه به محدود بودن یافتهها و ریزماندهای زیستی قابل بازیابی در محوطهی شهنهپشته به بررسی اهمیت و نقش تعیینکنندهی شرایط محیطی، اقلیمی، زمینشناختی و ویژگی های خاک در فرآیندهای تافونومیک و موثر بر ماندگاری یا تخریب ریزماندهای زیستی در این محوطه پرداخته شد. مطالعهی حاضر و یافتههای این پژوهش بر ضرورت توسعهی رویکردهای میانرشتهای و بهرهگیری از فنآوریهای نوین در زمینههای زیستباستان شناسی و دیرینانگلشناسی تأکید می کند.
دکتر فرزاد مافی، خانم نازنین خجسته بهزادی، دکتر محمد امین امامی، دوره 9، شماره 1 - ( 5-1405 )
چکیده
ناحیه کرمان با دارا بودن منابع عظیم و غنی معدنی، از مهم ترین مناطق در شناسایی و استخراج فلزات به شمار میآید. شهر بم در جنوبشرق این استان به دلیل شرایط خاص زمینشناسی و زمینریختشناسی از دیرباز به مرکزی استراتژیک برای پیوند مسیر جنوبخاوری ایران با سیستان تبدیل شده است. بررسی باستانشناختی بخش مرکزی شهرستان بم با هدف شناسایی مراکز ذوب فلز و معادن کهن در طول سال های (1397-1398 ه.ش) آغاز شد. در این مقاله، با استناد به نتایج بررسیهای میدانی انجامشده در بخش مرکزی بم، مطالعات آزمایشگاهی شیمیایی و مینرالوژیک بر روی چهار نمونه از میخهای سفالین مکشوفه از چهار ناحیه مربوط به فعالیتهای فلزگری انجام گرفته است. این آزمایشات با هدف شناسایی کاربری این میخها و بررسی فرآیندهای استحصال به کار رفته است. نمونه های میخهای سفالین مورد مطالعه از طریق تحلیل پتروگرافی و ژئوشیمیایی با استفاده از روش ICP-OES از چهار محوطه شناساییشده انجام شده است. پتروگرافی میخهای سفالی، حاکی از درجه حرارت بالای ساخت این اشیاء و بافت پورفیری شامل مواد پرکننده عمدتاً آذرین است. نتایج آنالیز شیمیایی میخهای سفالی نشان می دهد که حدود 72 درصد از ترکیب شیمیایی این میخها متشکل از عنصر روی بوده و استحصال آگاهانه این فلز را اثبات می کند. وجود تکنولوژی کافی در راستای انجام فرایند اکسیداسیون روی و تولید توتیا در این محوطه می تواند دلیلی بر شروع یکی از پیچیدهترین و فنآورانهترین فرایندهای استحصال فلز در دنیای باستان باشد. نتایج آزمایشهای انجام شده بر روی میخهای سفالین به دست آمده از برخی محوطه ها حاکی از استفاده از این میخها جهت استحصال اکسید روی (توتیا) بوده است.
دکتر امین اله کمالی، دکتر مهدی رازانی، دکتر سید ایرج بهشتی، دکتر حمید فدایی، مهندس وحید ابراهیم زاده، دوره 9، شماره 1 - ( 5-1405 )
چکیده
محوطه های ذوب فلز چاه جمال خَشومنگ در استان یزد، بخش خرانق و شرق شهرستان اردکان، در ۲۵ کیلومتری جنوب روستای ساغند و ۱۲۰ کیلومتری یزد واقع شده اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فناوری ذوب و منشأ کانه های مورد استفاده در این محوطه ها، نمونه های سرباره برداشته شده از دو محوطه ذوب فلز را از طریق مطالعات میدانی، پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش (ICP-OES) بررسی کرده است. نتایج پتروگرافی حضور کانی های سیلیکاتی پیروکسن و فایالیت در زمینه ی شیشه ای، همراه با فازهای فلزی مس طبیعی، کانی های سولفیدی مس (کالکوسیت و کوولیت) و کانی آهن دار وستیت را نشان می دهد. مقدار بالای سیلیس در نتایج آنالیز شیمیایی، در کنار حضور CaO و MgO، حاکی از استفاده از کمک ذوب های سیلیسی و کربناته برای کاهش ویسکوزیته سرباره است؛ این شواهد، همراه با ترکیب کانی شناختی مشاهده شده، دمای ذوب را حدود ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد و شرایط درون کوره را احیایی و نسبتاً کنترل شده نشان می دهد. این محوطه های ذوب فلز که با هدف استخراج مس ایجاد شده بودند، علاوه بر مس، حاوی عناصر سرب، روی و نقره نیز هستند که نشان می دهد ماده خام تأمین کننده این کوره ها از یک کانسار پلی متال بوده است. در خصوص منشأ این مواد خام معدنی نیز می توان به تونل ها و چاهک های اکتشافی کهن، در فاصله حدود دو کیلومتری این محوطه ها، اشاره کرد که تأمین کننده محلی مواد اولیه این کوره های ذوب بوده اند. یافته های این پژوهش درک و آگاهی ما را نسبت به فناوری استخراج فلزات در فلات مرکزی ایران ارتقا می بخشد.
دکتر معصومه آمیغ پی، خانم فاطمه قرائیان، دوره 9، شماره 1 - ( 5-1405 )
چکیده
تختجمشید را می توان نماد شکوه و عظمت ایران باستان دانست. تختجمشید، در کنار دشت مرودشت و در کوهپایه کوه رحمت در استان فارس واقع در شهر مرودشت ایران است. متأسفانه استخراج بیرویه آب زیر زمینی در دشت مرودشت بهمنظور تأمین آب کشاورزی، موجب ایجاد فرونشست در این دشت شده است. نظر به اهمیت حفاظت از آثار باستانی و تاریخی، بررسی میزان فرونشست دشت مرودشت در محدوده میراث جهانی میراثفرهنگی تختجمشید و نقشرستم، بهمنظور ارزیابی تأثیر آن بر آسیبهای محتمل این میراث، حایز اهمیت است. محاسبات نشاندهنده فرونشست گسترده دشت مرودشت با بیشینه نرخ۲۲/۶ سانتیمتر در سال است. همچنین، نتایج محاسبات نشاندهنده گسترش فرونشست دشت مرودشت به سمت تختجمشید و نقشرستم در سالیان اخیر است. از طرف دیگر، تغییرات نرخ فرونشست در نزدیکی این آثار باستانی قابلتوجه است. بهمنظور حفظ و نگهداری این آثار باستانی ارزشمند، اقدامات مقابلهای با آثار مخرب فرونشست بر آن ها و مدیریت پایدار منابع آب زیر زمینی منطقه بهمنظور جلوگیری از روند فرونشست دشت مرودشت پیشنهاد می شود.