حفاظت از آثار تاریخی به عنوان حرفه ای که ارتباط مستقیم با تاریخ و فرهنگ جاری در زندگی فردی و اجتماعی افراد جامعه دارد، مأموریت و مسئولیت سنگینی در برابر سازندگان و صاحبان آثار در گذشته، حال و آینده عهدهدار است. از سویی علی رغم تعدد تفکرات خواستهها و رویکردهای گوناگون فعالیتی است که باید در یک چهارچوب علمی و نظری مشخص صورت پذیرد. حفاظتگران ضمن توجه به این چهارچوب مشخص بایستی ملاحظات اخلاقی خاصی را نیز مدنظر قرار دهند. این ملاحظات نه تنها برای حفظ کیفیت و روشن بودن خط مشی فعالیتها برای خود حفاظت گران و جامعه مخاطب ضروری هستند آنها را از پیامدهای اخلاقی اعمال شان و نیز معیارهای اخلاقی که برای ارزیابی آن اعمال استفاده میشوند، آگاه میسازند. این ملاحظات اخلاقی به صورتهای مختلف در نظریهها و اسناد حوزه حفاظت و مرمت در سیر تکامل این حرفه مورد توجه قرار گرفته اند. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن ارائه تعاریف و مفاهیم اولیه مرتبط با موضوع مثالهایی از قواعد (کدهای اخلاقی حرفه حفاظت با رویکرد تفسیری ارائه شود. هدف از این پژوهش شناخت جایگاه و کار کرد اخلاق در فرایندهای حفاظت و مرمت و برخی ملاحظات اخلاقی در مواجهه با آثار است. برای این منظور سند رفتار اخلاقی تهیه شده توسط برخی از مؤسسات حفاظتی همچون مؤسسه آمریکایی حفاظت (AIC) انجمن کانادایی حفاظت (CAC) کمیته حفاظت از شورای بینالمللی موزهها (ICOM-CC)، کنفدراسیون اروپایی سازمانهای حفاظتگر ECCO) مؤسسه انگلیسی حفاظت (UKIC) به عنوان مطالعات موردی مورد بررسی قرار گرفتهاند. بررسیها نشان داد که این اسناد تلاش دارند مرزهای حفاظت حرفهای را مشخص کنند و هدف اصلی آنها حفاظت از سرمایه عمومی و به دست آوردن سرمایه و تأیید اجتماعی برای این حرفه است. به همین جهت به جای علایق حرفهای بر منافع بشریت تمرکز دارند و اخلاق حفاظت را مبتنی بر توجه به ارزشهای جهانی و تمرکز بر ارزشهای فرهنگی توسعه دادهاند.
هدف از انجام این پژوهش بررسی نحوه حفاظت مرمت و استحکام بخشی اثر و پیشنهادهای قابل اجرا برای بهبود شرایط نگهداری و پایدارسازی کتیبه و به تبع آن محوطه تاریخی سقین دل است. کتیبه سقین دل یکی از آثار مهم سنگنوشتههای دوران اورارتویی در شمال غرب ایران است که قدمت آن به ۲۷۵۰ سال قبل باز میگردد این کتیبه در سال ۱۳۳۰ ه.ش در جوار روستای سقین دل و در ذیل یک مجموعه محوطه باستانی کشف شده است. کتیبههای سنگی دستهای از آثار هستند که عموما در محیط باز قرار دارند و مستعد تخریب و فرسودگی هستند. پیش از این در رابطه با این کتیبه مطالعات ساختارشناسی آسیبشناسی و شناخت وضعیت موجود انجام نشده بود. نتایج حاکی از اولویتبخشی به مبحث پایدارسازی و تثبیت اضطراری برای جلوگیری از سقوط کتیبه انجام اقدامات عملی برای تداوم حفاظت از آن و در نهایت انجام حفاظت پیشگیرانه است. با توجه به این که کتیبه در فاصله حدود ۲ کیلومتری روستای سقین دل است مواردی از قبیل (۱) ایجاد مشارکت مردمی در امر حفاظت (۲) بهبود شرایط گردشگری منطقه و کاهش حفاریهای غیر مجاز به سبب افزایش تعداد بازدید کنندگان (۳) ساخت جاده از روستا تا نزدیکی محوطه (۴ محوطه سازی و تعیین مسیر حرکت تا رسیدن به پای کتیبه (۵ اجرای راه پله سنگی طبیعی (۶) طراحی و ساخت تابلوهای راهنما و اطلاعات اثر (۷) احیاء پوشش گیاهی دره هم جوار کتیبه مهمترین پیشنهادهای اجرایی هستند.
الهه حجاری، محمد مرتضوی، کیوان رئیسی، محمد حافظی کهنموئی، دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
ناپایداری اشیاء آهنی تاریخی که از حفاریهای باستانشناسی بهدست میآیند ناشی از وجود یونهای کلرید در محیط دفن و همچنین قرارگیری در معرض اکسیژن و رطوبت نسبی بالا است. تشکیل ترکیبات کلریدی آهن و مکانسیمهای مرتبط با آن میتواند تا تخریب کامل شیء آهنی پس از حفاری باستانشناسی ادامه یابد. از اینرو، به حداقل رساندن خوردگی آهن پس از حفاری و حذف ترکیبات کلریدی مرحلهای اساسی در فرآیند حفاظت و تثبیت این آثار است. با وجود مطالعات گستردهای که در زمینه روشهای مختلف کلرزدایی اشیاء آهنی باستانی انجام گرفته است، اما همچنان مواردی از ناکارآیی و یا موفقیت نسبی روشهای درمانی ذکر شده است. از اینرو در این مقاله با مرور پژوهشهای صورت گرفته در خصوص روشهای مختلف کلرزدایی اشیاء آهنی باستانی به نقد و بررسی هر روش، میزان کارآیی، دلایل عدم موفقیت، مزایا، معایب و تاثیرات هریک بر اشیاء پرداخته شده است تا از این طریق یافتههای پژوهشهای موجود بهتر مشخص گردد و همچنین جنبههایی از موضوع که نیاز به تحقیق بیشتر دارد شناسایی شود. بررسی منابع نشان داد که مطالعات بسیاری در خصوص روشهای مختلف کلرزدایی و میزان موفقیت هریک، عوامل تأثیرگذار بر آن قبل، حین و بعد از کلرزدایی، و همچنین کلرزدایی اشیاء ترکیبی و بزرگ توسط پژوهشگران مختلف انجام گرفته است. عالوهبر این، مطالعهای در مورد تعیین میزان کلرید باقیمانده در اشیاء پس از کلرزدایی و درمان انجام شده است که در آن مصرف اکسیژن محلول درنتیجه خوردگی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعات، براساس فاکتورهایی چون محصولات خوردگی گوناگون، ساختارهای متفاوت لایههای خوردگی، میزان و شدت خوردگی، حفظ تمامیت اثر تاریخی و میزان حذف یونهای کلرید بوده است. در نهایت با مرور و مقایسه مطالعات انجام شده در این مقاله، مشخص شد همچنان خلاءهایی در این راستا دیده میشود که تحلیل آنها در نهایت موجب بهکارگیری و بهینهسازی روشهای مناسب کلرزدایی متناسب با ویژگیهای خاص هر شیء و شرایط حفاظتی آن را فراهم میسازد.
لیلی نعمانی خیاوی، حسین احمدی، سید محمدامین امامی، دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
حفاظت از آجرهای تاریخی یکی از جنبههای حیاتی حفاظت از میراث است که نیازمند روشهای استحکامبخشی مؤثر برای اطمینان از یکپارچگی ساختاری و تداوم زیباییشناختی است چراکه استحکامبخشی بهعنوان یکی از مهمترین اقدامات حفاظتی و مرمتی است که برای پایدارسازی آثار آسیبدیده بهخصوص در یادمانهای تاریخی، مورداستفاده قرار میگیرد. این مقاله با تمرکز بر مواد معمول برای استحکامبخشی آجرهای تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، انجامگرفته و راهحلهای سنتی و نوآورانه را با بررسی مواد مختلف مرور نموده و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آجرهای تاریخی، چالشهای ناشی از تخریب آنها و تکامل شیوههای استحکامبخشی را بررسی کرده است. این بررسی، مواد استحکامبخش را به مواد مبتنی بر سیلیکات، پلیمر و مواد زیستی طبقهبندی و اثربخشی آنها را از طریق مطالعات موردی و معیارهای عملکردی ارزیابی میکند. علاوهبر این، مسائل مربوط به سازگاری، اثرات زیستمحیطی و ملاحظات زیباییشناختی را موردبحث قرار میدهد. این یافتهها نیاز به تحقیق و نوآوری مداوم در مواد استحکامبخش را برای افزایش تلاشهای حفاظتی و در عینحال حفظ اصالت ساختارهای تاریخی نشان میدهد.
سیده سمیرا آلطه بناب، احد نژاد ابراهیمی، دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
کاربندی از عناصر تزئینی- سازهای معماری ایرانی اجرا شده بر پایه هندسه دقیق است که در بخشهای مختلف و متنوع آن بهکار رفته است و از قسمتهای مهم کاربندی؛ کاربست در چپیرهسازی است. معماران ایرانی در گنبدخانهها، جهت تبدیل زمینه مربع به دایره از چپیرهسازی بهره میگرفتند که دارای دو بخش گوشهسازی و شکنج است. هدف این پژوهش بررسی نمونههای تاریخی و دستهبندی فرمهای کاربندی اجرا شده در شکنج در راستای گونهشناسی و طبقهبندی نظاممند نمونههای تاریخی است و همچنین ویژگیهای موجود در هریک از کاربندیهای اجرا شده از لحاظ زمینه و نوع کاربندی مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا رابطه بین نوع کاربندی اجرا شده در شکنج با زمینه و اضالع کاربندی مشخص شود. پیشینه تحقیق نشان میدهد شکنج به دو روش تاقبندی و کاربندی قابل اجرا است. برای رسیدن به این هدف دستهبندی شکلی از کاربندی در شکنجهای مطالعه شده ارائه شد. این پژوهش از نوع پژوهشهای کیفی است که به روش توصیفی- تحلیلی کار شده و اطلاعات لازم از طریق مطالعات کتابخانهای، مشاهده عینی و بررسی نمونههای در دسترس انجام شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد کاربندی در شکنج از منظر شکلی به دو دسته تاق بزرگ (شامل ساده و دارای سوسنی) و تاق کوچک (شامل تاقبندی با کاربندی، سکنج ساده با کاربندی و ترمبه فیلپوش با کاربندی) قابل تقسیم است، که هریک از انواع دارای ویژگی خاص خود هست که در زمینههایی همچون نیمهشت قابل اجرا است. این پژوهش بهصورت مستقیم دستورالعملهای اجرایی ارائه نمیدهد؛ اما نتایج آن میتواند به مطالعات بعدی و فرآیند تشخیص اصالت در حفاظت و مرمت کاربندیهای اجرا شده در شکنج کمک کند.
محوطههای باستانشناسی بهعنوان بخشهایی حساس و واجد ارزشهای گوناگون فرهنگی، تاریخی و علمی، نیازمند سیاستها و سازوکارهایی منسجم در زمینه حفاظت هستند. اگرچه در دهههای اخیر اهمیت حفاظت از این محوطهها در گفتمانهای فرهنگی و تخصصی مورد تأکید قرار گرفته، اما فقدان اسناد راهبردی مشخص و هماهنگ، موجب بروز چالشهایی در فرآیند کاوش و پس از آن شده است. این مقاله بر پایه تجربیات میدانی و تعامل میان حوزههای تخصصی مرتبط و کارشناسان این مقوله، ضمن ارائه پیشنهادات مدون بر ضرورت تدوین «سند ملی حفاظت در کاوشهای باستانشناسی» تأکید میورزد. هدف اصلی این سند، نهادینهسازی حفاظت بهعنوان بخشی لاینفک از فرایند کاوش باستانشناسی است؛ رویکردی که از مرحله پیش از کاوش آغاز میشود و تا پایشهای بلندمدت پس از آن استمرار مییابد. در این نوشتار، که مرتبط با تهیه چارچوبی فراگیر برای تعریف مسئولیتها، زمانبندی اقدامات حفاظتی و هماهنگی بینبخشی در زمینه حفاظت و مرمت در حین کاوش است اصول، اهداف و پیشنهادهای اجرایی سند در قالب 8 ماده به همراه تبصرهها ارائه گردیده است.
تپه سفالین در شمال شهر پیشوا، بر روی تپههای طبیعی این شهر که از لایههای هولوسن پیشین (آبرفت کهنتر از ۴۰۰۰ سال پیش) تشکیل شدهاند، قرار دارد. کاوش در تپه سفالین در ادامه مطالعات باستانشناسی دشت ورامین-پیشوا بهصورت منظم و پیوسته در چند سال اخیر به مدت هفت فصل انجام گشته است. مواد فرهنگی بهدستآمده از تپه سفالین در شمال مرکز فلات ایران باعث افزایش اطلاعات ما درباره دوره آغاز نگارش، مابین ۳۵۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد، در حوزه فرهنگی شمال مرکز فلات ایران شده است. در فصل ششم و هفتم کاوش محوطه سفالین، فضاهای معماری از کارگاه شماره ۲۰ کاوش بهدست آمد. این فضاها با کف قلوهسنگی، سکوی خشتی و معماری راستگوشه مستند شدند. براساس یافتههای سفالی (ساده و منقوش)، گلمهر و گلنوشته شکسته، سکونت در مراحل مختلف دوره فرهنگی آغاز ایلامی مشخص گشت. این پژوهش به مطالعه فنی و آزمایشگاهی براساس روش آنالیز پراش پرتو ایکس (XRD) از بقایای معماری خشتی دوره آغاز ایلامی تپه سفالین و نیز مطالعات شیمیایی جهت ارائه راهکاری حفاظتی میپردازد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ّساختاری خشتهای این دوره با یک روش نیمهکمی بوده است تا شناخت ما را از کانیشناسی خشت دوره آغاز ایلامی کاملتر نماید. این شناخت در خصوص حفاظت مطلوب این محوطه و نیز محوطههای خشتی همافق کمک خواهد نمود.