جستجو در مقالات منتشر شده


26 نتیجه برای رازانی

مهدی رازانی، مسعود باتر،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

ثبت و مستندسازی آثار فرهنگی و تاریخی یکی از مهم‌ترین مراحل در حفاظت و مرمت آن‌هاست. بااین‌حال، این بخش اساسی در ‏بسیاری از موارد، آن‌گونه که باید، از سوی مرمتگران، موزه‌ها و مجموعه‌داران مورد توجه قرار نمی‌گیرد. این مقاله با هدف آشنایی ‏دانشجویان و کارورزان با اصول پایه مستندسازی سفالینه‌های تاریخی تدوین شده است. برخلاف منابعی که بر آموزش عکاسی، ‏نورپردازی، یا ترسیم فنی تمرکز دارند، این نوشتار بر ارائه نکات کاربردی و ضروری برای مستندسازی دقیق آثار سفالی در طول ‏فرآیند حفاظت و مرمت متمرکز است.‏ در مستندسازی سفالینه‌ها، اهمیت ثبت اطلاعات به‌عنوان گام نخست حفاظت و مرمت ‏مورد تأکید قرار می‌گیرد. این فرایند شامل ثبت وضعیت موجود شیء، مستندسازی مداخلات انجام‌شده و فراهم‌سازی گزارشی جامع ‏برای استفاده‌های پژوهشی و عملیاتی آینده است. علاوه بر این، در این پژوهش، پیشینه‌ای از توسعه مستندسازی در حوزه حفاظت و مرمت ارائه ‏شده که نشان می‌دهد، چگونه این فرایند به یک استاندارد جهانی تبدیل شده است.‏ بخش دیگری از این تحقیق به بررسی مراحل و ‏جزئیات مستندسازی می‌پردازد، از جمله ثبت ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی و آسیب‌شناسی آثار. این فرآیند به حفاظت‌گران و مرمتگران کمک می‌کند تا نه‌تنها عملکردی مؤثرتر و دقیق‌تر در اجرای پروژه‌های خود داشته باشند، بلکه اسناد تهیه‌شده در طول مستندنگاری به‌عنوان شواهدی معتبر و قابل استناد، امکان بازسازی دقیق‌تر تاریخچه، تحلیل شیوه‌های ساخت و فناوری‌های به‌کاررفته در تولید اشیای تاریخی را نیز فراهم می‌آورد. این اسناد همچنین می‌توانند مبنایی برای پژوهش‌های آینده در زمینه شناخت و حفظ میراث فرهنگی باشند. این مقاله به دنبال ارتقای دانش و مهارت‌های مستندسازی است تا متخصصان ‏بتوانند هم‌زمان با انجام عملیات مرمت، گزارشی جامع، دقیق، و علمی برای آینده تهیه کنند. هدف نهایی، ایجاد بستری برای ‏حفاظت پایدار و پژوهش‌های ارزشمند در حوزه میراث فرهنگی است.

علیرضا امیری باغبادرانی، لیلی نعمانی خیاوی، مهدی رازانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

نقش برجسته‌ها و کتیبهها از مهم‌ترین مستندات تاریخی هستند که به شکلی حامل روایات متنوعی اعم از جنگ، پیروزی، فتح، وقوع رویدادی خاص و یا یادواره می‌باشند که به‌طور بی‌واسطه و شفاف، نمایانگر برهه خاصی از تاریخ هستند. در طول زمان بشر با دانستن خاصیت مقاومت و شکل‌پذیری سنگ، گزارش وقایع را به شیوه‌های متنوعی، بر روی این ماده ارزشمند ثبت کرده است. این فرایند به‌طور ابتدایی با ترسیم نقوش ابتدایی در صخره‌های طبیعی آغاز شده و سپس با هدف ثبت وقایع زمان به‌صورت حجاری ادامه یافته است. در ابتدا به‌صورت صخرهکند در طبیعت بکر و با خطوطی مانند میخی انجام ‌شده و سپس با پیشرفت مهارت و ابزار، با جزئیات و هنرنمایی بیشتر، در قالب کتیبهها یا نقوش‌کنده تزئیناتی در آمده است. مقاله حاضر شامل استنساخ جدیدی از سنگ کتیبه سردر مجموعه مسجد و مدرسه حسن پادشاه واقع در بخش مرکزی شهر تبریز، استان آذربایجان شرقی در میدان صاحب‌الامر و زیر‌مجموعه بازار جهانی سرپوشیده است که بر بدنه سنگی مربوط به اواخر سدهی هشت ه.ق نقر شده است. بر روی این کتیبه نقوشی با خط ثلث کنده‌کاری‌ شده و به سبب عوامل گوناگونی دچار آسیب‌‌هایی شده است. مهم‌ترین سؤالات این پژوهش عبارت است از: متن و نوشته‌های کتیبه سردر مجموعه حسن پادشاه تبریز چیست و راوی چه اطلاعاتی است؟ این کتیبه چه تغییراتی را از سر گذرانده است؟ استنساخ این کتیبه با هدف دریافت بیشترین اطلاعات از آن چگونه انجام میشود؟ برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی و باستان‌شناسی، بررسی‌های میدانی، روشهای نوین مستندسازی شامل فتوگرامتری و طراحی دیجیتال انجام ‌شد. پس از انجام مراحل ذکر شده و خوانش متن کتیبه، روند تغییرات صورت گرفته در طول زمان بررسی و مطالعه شد.

طلحه قدوسیان، مهدی رازانی، امیرحسین مهدی‌خانی، آرش کشت‌کار، علی خواجه میرزایی، علیرضا منصوری، علی‌اکبر کیایی، حسین شیرازی، مصطفی ده‌پهلوان، عبدالبصیر حسین‌بر،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

میراث فرهنگی و هنری، به‌عنوان گواهی بر تاریخ و هویت بشری، با چالش‌های متعددی ناشی از زوال طبیعی، محدودیت دسترسی، پیچیدگی‌های مستندسازی و استخراج داده روبه‌رو است. فناوری‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، به‌عنوان ابزارهای تحول‌آفرین، راه‌حل‌های نوآورانه‌ای برای حفاظت، نگهداری، بازسازی و بازنمایی این میراث ارائه داده‌اند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع و نظام‌مند از کاربردهای AI و ML در حوزه میراث فرهنگی و هنر، پتانسیل‌ها، محدودیت‌ها و جهت‌گیری‌های آتی این رویکردها را بررسی می‌کند. مطالعات موردی برجسته شامل کاربردهای بینایی کامپیوتری در بازسازی تصاویر، پردازش زبان طبیعی برای رمزگشایی متون کهن، تحلیل داده‌های عددی و طیفی برای شناسایی پدیده‌ها و ماهیت مواد فرهنگی، توسعه دستیاران هوشمند و تولید محتوای خلاقانه می‌باشد. روش‌شناسی این مطالعه مبتنی بر مرور بیبلومتریک و ارزیابی الگوریتم‌های محاسباتی کلاسیک و پیشرفته ML است که نشان می‌دهد هوش مصنوعی نه‌تنها دقت و سرعت فرآیندهای حفاظتی را افزایش می‌دهد، بلکه تجربه‌های تعاملی و پایداری فرهنگی را از طریق بازآفرینی میراث ناملموس و تحلیل‌های مولکولی-ژنتیکی تقویت می‌کند. با وجود چالش‌هایی همچون کیفیت ناکافی داده‌ها، مسائل اخلاقی مرتبط با اصالت و هزینه‌های بالای زیرساخت، پذیرش گسترده این فناوری‌ها محدود شده است. این مقاله فناوری‌های نوظهوری مانند مهندسی پرامپت، دستیاران هوشمند، NFT و متاورس، هوش مصنوعی کوانتومی، حفاظت پیش‌بینانه مبتنی بر اینترنت اشیا و چاپ سه‌بعدی هوشمند را به‌عنوان جهت‌گیری‌های آتی برجسته می‌کند که نویدبخش تحولات چشمگیر در عصر دیجیتال هستند. در نهایت، این مطالعه بر لزوم همکاری‌های بین‌رشته‌ای و توسعه استانداردهای اخلاقی برای بهره‌برداری مسئولانه از هوش مصنوعی در حوزه میراث فرهنگی تأکید می‌کند و راهنمایی ارزشمند برای پژوهشگران و سیاست‌گذاران در این زمینه ارائه می‌دهد.

مهدی رازانی، محمدعلی حدادیان، جلیل اسمعیل‌نژاد تیمورآبادی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

طراحی پایه تعادل‌بخش برای اشیاء و به­خصوص اشیاء نامتعادل در ویترین موزه‌ها اهمیت بسیاری دارد. این پایه‌ها می‌توانند به‌عنوان بسترهایی که به نمایش آثار هنری و اشیاء ارزشمند تاریخی و فرهنگی کمک می‌کنند، عمل نمایند. هدف این مقاله طراحی و اجرای یک نمونه پایه برای کمک به ایستایی ظرفی است که از نظر ساختار فیزیکی تعادل مناسبی ندارد، از این‌رو نمی‌تواند به شیوه‌ای مناسب و امن به‌گونه‌ای که آسیبی برای آن نداشته باشد، در ویترین موزه‌ای به نمایش گذاشته شود. در این راستا، یک نمونه ظرف سفالی مربوط به کاوش­‌های علمی دالما‌تپه که به‌لحاظ ساختاری، ایستایی و تعادل لازم را نداشت، برای اجرای هدف این مطالعه، به‌عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شد. در این فرایند، پس از سه‌­بعدی‌سازی شئ، پایه متناسب و نگه‌دارنده‌ای که بتواند تعادل و ایستایی لازم برای آن را ایجاد کند، طراحی و ساخته شد. نکته حایز اهمیت دیگر در این مقاله که پس از بررسی پیشینه موضوع در ارتباط با فناوری­‌های نوین مورد توجه قرار گرفته، بررسی و معرفی معیارها و ویژگی‌هایی است که برای اینکه این پایه‌ها برای اشیاء مختلف کارایی داشته باشند، بایستی در فرایند طراحی و تولیدشان مورد توجه قرار گیرند. از جمله مهم‌ترین آن‌ها به ترتیب عبارت‌اند از: استفاده از مواد کم‌خطر برای ساخت این پایه‌ها، تماس نداشتن پایه با اثر به‌گونه‌ای که موجب آسیب به آن نشود، توجه به ارزش‌های زیباشناختی اثر از لحاظ هماهنگی رنگی و شکل پایه متناسب با ویژگی‌های ظاهری و کاربرد اثر و در نهایت مقاومت کافی برای حفظ وزن و تعادل اثر.

مهدی رازانی، مسعود باتر،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ تحلیل ﺗﺤﻮﻻت ﺳﺮﻓﺼﻞ رشته کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی در ایران می‌پردازد؛ از نخستین نسخه ﻣﺼﻮب آن در ﺳﺎل ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری اساسی آن در ﺳﺎل ۱۴۰۱. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی، اﺑﺘﺪا ﺑﻪ بررسی زمینه‌های نظری، تاریخی و اجرایی شکل‌گیری رشته ﻣﺮﻣﺖ در ﻧﻈﺎم آﻣﻮزش عالی ﮐﺸﻮر می‌پردازد و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ساختاری و محتوایی ﺳﺮﻓﺼﻞ پیشین ایﻦ رﺷﺘﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ. یافته‌هایﺣﺎﺻﻞ از این ﭘﮋوﻫﺶ، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ، ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ آﻣﻮزهﻫﺎی دینی، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی پایه‌ای ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد اﻣﺎ ﺑﻪﻣﺮور زﻣﺎن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻠﻤﯽ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﯿﺪاﻧﯽ و رﺷﺪ ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین، ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪی‌هایی در اﺟﺮای آن نمایان ﺷﺪ. ﺑﺎزﻧﮕﺮی اﻧﺠﺎمﺷﺪه در ﺳﺎل ١٣٩٧، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻼش ﺟﻤﻌﯽ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﻪروزرﺳﺎﻧﯽ ﻋﻠﻤﯽ، ارﺗﻘﺎی آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ، ﺣﺬف دروس ﺗﮑﺮاری، اﻓﺰودن دروس ﮐﺎرﺑﺮدی و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺗﻌﺪاد واﺣﺪﻫﺎی درﺳﯽ، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﺳﺎزی ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ، تقویت ارﺗﺒﺎط ﻧﻈﺮی و ﻋﻤﻠﯽ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ از مهم‌ترین ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻧﺴﺨﻪ جدید ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. اﻓﺰون ﺑﺮ آن، این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی اجرایی و ﮐﻤﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﺨﺼﺼﯽ در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی را ﺑﺮای ارﺗﻘﺎء ﮐﯿﻔﯽ آﻣﻮزش و ﮐﺎرآﻣﺪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تاریخی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع، این ﭘﮋوﻫﺶ ﺿﻤﻦ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺿﺮورت پویایی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ، ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻣﺮﻣﺖ در ﺣﻔﻆ هویت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تقویت سرمایه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮر ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮای اﺻﻼﺣﺎت آینده در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﺳﺎزد.

مهدی رازانی، حمید فدایی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

محوطه‌های باستان‌شناسی به‌عنوان بخش‌هایی حساس و واجد ارزش‌های گوناگون فرهنگی، تاریخی و علمی، نیازمند سیاست‌ها و سازوکارهایی منسجم در زمینه حفاظت هستند. اگرچه در دهه‌های اخیر اهمیت حفاظت از این محوطه‌ها در گفتمان‌های فرهنگی و تخصصی مورد تأکید قرار گرفته، اما فقدان اسناد راهبردی مشخص و هماهنگ، موجب بروز چالش‌هایی در فرآیند کاوش و پس از آن شده است. این مقاله بر پایه تجربیات میدانی و تعامل میان حوزه‌های تخصصی مرتبط و کارشناسان این مقوله، ضمن ارائه پیشنهادات مدون بر ضرورت تدوین «سند ملی حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی» تأکید می‌ورزد. هدف اصلی این سند، نهادینه‌سازی حفاظت به‌عنوان بخشی لاینفک از فرایند کاوش باستان‌شناسی است؛ رویکردی که از مرحله پیش از کاوش آغاز می‌شود و تا پایش‌های بلندمدت پس از آن استمرار می‌یابد. در این نوشتار، که مرتبط با تهیه چارچوبی فراگیر برای تعریف مسئولیت‌ها، زمانبندی اقدامات حفاظتی و هماهنگی بین‌بخشی در زمینه حفاظت و مرمت در حین کاوش است اصول، اهداف و پیشنهادهای اجرایی سند در قالب 8 ماده به همراه تبصره‌ها ارائه گردیده است.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین