جستجو در مقالات منتشر شده


85 نتیجه برای حفاظت

طاهره حاجی‌زاده، حمیدرضا بخشنده‌فرد، محسن محمدی آچاچلویی،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی یکی از عناصر هنرهای نمایشی هستند که هنرمندان عروسک‌گردان از دور هنگام جهت اجرای نمایش از آن‌ها استفاده می‌کرده‌اند. امروزه این آثار به‌عنوان میراث تاریخی، فرهنگی و هنری با ارزشی شناخته می‌شوند. موزه‌ عروسک و اسباب‌بازی کاشان، یکی از قدیمی‌ترین مجموعه‌ عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی را نگه ‌می‌دارد که حاوی اطلاعات با ارزش تاریخی، هنری و فنی هستند. نظر به اهمیت موضوع تلاش شده است تا در راستای شناخت ویژگی‌های فنی، زیباشناسانه و مواد سازنده این آثار، مطالعات تطبیقی- تاریخی بر روی یک نمونه عروسک تاریخی "فراش" از موزه مذکور انجام شود. برای این منظور، نقوش به‌کار رفته در لباس عروسک، مواد و روش ساخت سر و بدن عروسک با در نظر گرفتن دوره تاریخی حدودی، یک نمونه عروسک از موزه مذکور مورد بررسی قرار گرفت. عروسک مورد مطالعه، عروسک «فراش» با قدمت 150 سال، مربوط به منطقه نائین و اردکان است. نتایج مطالعات تاریخی و مقایسه تطبیقی عروسک با نمونه مشابه عصر قاجار، مؤید تعلق اثر مورد نظر به دوره قاجار است. نتایج نشان داد، عروسک خیمه‌شب‌بازی مورد‌نظر از خمیر چوب مرسوم در دوره قاجار همراه با پارچه‌های مختلف که بخشی از آن‌ها کالای وارداتی دوره قاجار بوده، ساخته شده است.

مهدی عابدینی عراقی، ابوالفضل نیکوبیان، محمد کشاورز دیوکلایی،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

حفاظت اشیاء و بقایای معماری که از کاوش‌های باستان‌شناسی به دست می‌آیند، حین و بعد از کاوش از مباحث مهمی است که باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. زمانی‌که شئ یا سازه‌ای از زیر خاک بیرون می‌آید، تحت تأثیر فرایند کاوش و تغییرات شرایط محیطی، علاوه بر آسیب‌های پیشین، مستعد صدمات جدی و بازگشت‌ناپذیر است. این آثار و سازه‌ها بعد از بیرون آمدن از زیر خاک، به‌دلیل برهم خوردن تعادل شرایط محیطی، پایداری خود را از دست می‌دهند و نیازمند اقدامات حفاظتی عاجل به‌منظور تثبیت وضعیت اثر هستند که تنها با همکاری و تعامل بین باستان‌شناس و حفاظت گر ممکن خواهد بود. در این مقاله تلاش شده است با ارائه گزارش کاوش و اقدامات اضطراری که به‌منظور حفاظت از بقایای اثر معماری ارزشمند با نام طاق- سازه اسپهبد خورشید در جنوب استان مازندران صورت گرفته است، بر ضرورت و اهمیت این موضوع تأکید شود.

حمید فدایی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

اگرچه مستندسازی در حوزه میراث فرهنگی، نقشی محوری در حفاظت، مدیریت و انتقال دانش مرتبط با آثار ملموس و ناملموس بر عهده دارد، با این وجود چنین فرایندی به‌عنوان ابزاری کلیدی برای شناسایی، ارزیابی و ثبت ویژگی‌ها و ارزش‌های مختلف فرهنگی و تاریخی، کمتر در اسناد مختلف بین‌المللی (همچون منشورها، کنوانسیون‌ها، آیین‌نامه‌ها و توصیه‌نامه‌ها) مورد واکاوی قرار گرفته است. عدم ثبت و مستندسازی نظام‌مند میراث فرهنگی و از بین رفتن داده‌ها نه تنها منجر به خسارت‌های جبران‌ناپذیر به دانش میراث فرهنگی می‌شود، بلکه فرایندهای حفاظت، بازسازی و آموزش را نیز با دشواری مواجه می‌سازد؛ بنابراین این مقاله تلاش می‌کند جایگاه مستندسازی میراث فرهنگی را در اسناد یادشده تبیین نموده و ابزار و روش‌های آن را بررسی نماید. اگرچه بهره‌برداری از این چارچوب‌ها در سطح ملی و محلی اغلب با چالش‌هایی از جمله نبود استانداردهای اجرایی بومی‌سازی شده، کمبود تخصص در بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته و ناکافی بودن منابع مالی و آموزشی مواجه است. در روش‌شناسی، این مقاله بر تحلیل نظام‌مند اسناد بین‌المللی مرتبط با میراث فرهنگی استوار است. لذا ضمن بهره‌گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی، جایگاه و تأکید مستندسازی در این اسناد و روش‌ها و ابزار آن بررسی گردید. برای افزایش دقت، تطبیق میان مفاهیم کلیدی و چارچوب‌های نظری مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی انجام شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد به‌طور کلی، اسناد بین‌المللی بر اهمیت و ضرورت مستندسازی به‌عنوان یک رکن اساسی برای حفظ و مدیریت صحیح میراث فرهنگی تأکید دارند. این کار شفافیت در اقدامات مرمتی را افزایش داده و همکاری‌های بین‌المللی را تسهیل می‌کند، به‌ویژه در مواقعی که آثار فرهنگی به‌خاطر عوامل طبیعی و انسانی تهدید می‌شوند. برخی از این اسناد مستندسازی را به‌عنوان بخشی از آموزش و پژوهش در حوزه میراث فرهنگی مورد تأکید قرار داده و آن را راهی برای انتقال دانش و تجارب به نسل‌های آینده می‌دانند. این فرآیند با ارائه اطلاعات کامل و دقیق، نقش مهمی در حفاظت از اصالت، ارزش‌ها و ماندگاری آثار فرهنگی در سطح جهانی ایفا می‌کند و به تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های مرتبط با میراث فرهنگی یاری می‌رساند.

طلحه قدوسیان، مهدی رازانی، امیرحسین مهدی‌خانی، آرش کشت‌کار، علی خواجه میرزایی، علیرضا منصوری، علی‌اکبر کیایی، حسین شیرازی، مصطفی ده‌پهلوان، عبدالبصیر حسین‌بر،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

میراث فرهنگی و هنری، به‌عنوان گواهی بر تاریخ و هویت بشری، با چالش‌های متعددی ناشی از زوال طبیعی، محدودیت دسترسی، پیچیدگی‌های مستندسازی و استخراج داده روبه‌رو است. فناوری‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، به‌عنوان ابزارهای تحول‌آفرین، راه‌حل‌های نوآورانه‌ای برای حفاظت، نگهداری، بازسازی و بازنمایی این میراث ارائه داده‌اند. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی جامع و نظام‌مند از کاربردهای AI و ML در حوزه میراث فرهنگی و هنر، پتانسیل‌ها، محدودیت‌ها و جهت‌گیری‌های آتی این رویکردها را بررسی می‌کند. مطالعات موردی برجسته شامل کاربردهای بینایی کامپیوتری در بازسازی تصاویر، پردازش زبان طبیعی برای رمزگشایی متون کهن، تحلیل داده‌های عددی و طیفی برای شناسایی پدیده‌ها و ماهیت مواد فرهنگی، توسعه دستیاران هوشمند و تولید محتوای خلاقانه می‌باشد. روش‌شناسی این مطالعه مبتنی بر مرور بیبلومتریک و ارزیابی الگوریتم‌های محاسباتی کلاسیک و پیشرفته ML است که نشان می‌دهد هوش مصنوعی نه‌تنها دقت و سرعت فرآیندهای حفاظتی را افزایش می‌دهد، بلکه تجربه‌های تعاملی و پایداری فرهنگی را از طریق بازآفرینی میراث ناملموس و تحلیل‌های مولکولی-ژنتیکی تقویت می‌کند. با وجود چالش‌هایی همچون کیفیت ناکافی داده‌ها، مسائل اخلاقی مرتبط با اصالت و هزینه‌های بالای زیرساخت، پذیرش گسترده این فناوری‌ها محدود شده است. این مقاله فناوری‌های نوظهوری مانند مهندسی پرامپت، دستیاران هوشمند، NFT و متاورس، هوش مصنوعی کوانتومی، حفاظت پیش‌بینانه مبتنی بر اینترنت اشیا و چاپ سه‌بعدی هوشمند را به‌عنوان جهت‌گیری‌های آتی برجسته می‌کند که نویدبخش تحولات چشمگیر در عصر دیجیتال هستند. در نهایت، این مطالعه بر لزوم همکاری‌های بین‌رشته‌ای و توسعه استانداردهای اخلاقی برای بهره‌برداری مسئولانه از هوش مصنوعی در حوزه میراث فرهنگی تأکید می‌کند و راهنمایی ارزشمند برای پژوهشگران و سیاست‌گذاران در این زمینه ارائه می‌دهد.

رامین محمدی سفیدخانی، مصطفی ده‌پهلوان،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی، روش‌هایی مبتنی بر خلاقیت و سرعت عمل در راستای حداقل مداخله و حفظ حداکثری یافته‌ها تا زمان انتقال به کارگاه‌ها و آزمایشگاهای مجهز و تخصصی است. با توجه به اینکه اولین برخورد تخصصی بعد از کشف یافته‌ها در حوزه حفاظت و مرمت قرار می‌گیرد و تمامی اقدامات آن از جمله نمونه‌برداری‌های جامع و علمی، ضامن حفظ داده‌های نهان و آشکار یافته‌هاست، باید به گسترش روش و عمل در این حوزه توجه نمود. کمبود گزارش اقدامات عملی حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی و گاها نبود متخصص در  محوطه‌ها یا اقدامات تخصصی مقبول، ضرورت توجه به این حوزه را محسوس می‌نماید. این مقاله با توجه به رویکردهای عملی حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی، تلاشی برای گزارش اقدامات حفاظت و مرمت ترانشه ۱۲ گورستان قره‌تپه سگزآباد در دشت قزوین است و نحوه بلوکه‌برداری گور، باندپیچی سفالینه‌ها، استحکام‌بخشی و تثبیت آثار سفالی، فلزی و استخوان و برداشت آن‌ها را ارائه می‌نماید.

بردیا حاجی‌رسولی‌ها، محمدحسین دهقانی، سرمد بختیاری،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

خانه‌ی تاریخی قاری‌ها یکی از بناهای خشتی به‌جای‌ مانده از روزگار مظفریان در شهر یزد است که شاهد تحولاتی در دوران مختلف تاریخی بوده است. این بنا و دیگر بناهای به‌جای‌ مانده از این دوران به‌دلیل ارزش‌های وابسته به عصر طلایی هنر و معماری ایلخانی، قابلیت مطالعه در زمینه‌های مختلف و مرتبط با علم حفاظت را دارند. در دهه‌های اخیر، فرسایش‌های‌ ناشی از شرایط محیطی، وضعیت نامناسبی برای این بنا به‌وجود آورده است. یکی از علل اصلی آسیب‌های به‌وجود آمده، فرسودگی شدید لایه‌‌های پشت‌بام و عدم کارایی درست مسیر‌های دفع آب باران است. این عامل باعث نفوذ آب به قسمت‌های داخلی و آسیب به بخشی‌هایی از سازه شده است. ازاین‌رو، با هدف جلوگیری از ادامه روند تخریب و تثبیت وضعیت موجود، اقدامات حفاظتی و مرمتی به شکل استحکام‌بخشی موضعی پی، مرمت و بازسازی نعل درگاه‌ها، مرمت و بازچینی سه گونه از طاق‌های آسیب‌دیده، تثبیت لایه‌‌ها و اندود‌‌های دیواری و خواناسازی آرایه‌های معماری انجام شده است. در این مقاله تلاش شده تا با کمک مستندات تصویری از فرایند عملیات اجرایی به همراه ترسیم‌های معماری شرح کاملی از اقدامات حفاظت و مرمتی صورت گرفته در ارتباط با این بنای تاریخی، ارائه شود.

میترا اعتضادی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

کالسکۀ ناصری که اکنون در موزۀ خودروهای تاریخی بنیاد مستضعفان به نمایش گذاشته شده است، اثری خاص دربردارنده تنوعی از ارزش‌های تاریخی، فنی، کاربردی و زیبا شناسانه است. این اثر ارزشمند که هم‌اکنون در موزه خودروهای تاریخی مجموعه موزه‌های بنیاد مستضعفان نگهداری می‌شود، قبل از انجام عملیات مرمت آسیب‌های فراوانی داشت که نیازمند بررسی و رسیدگی بود. از این‌رو پیرو تصمیمات اتخاذ‌شده از سوی متولیان موزه، برنامه مطالعه، حفاظت و مرمت این اثر طراحی شد. هدف از اجرای این برنامه طبیعتاً کمک به بازیابی سلامت و ظاهر زیبای این اثر منحصربه‌فرد به لحاظ ساختاری و تاریخی و آماده‌سازی مطلوب آن برای نمایش در موزه فعلی بود. در این راستا تیمی متشکل از متخصصان مختلف (طراح، عکاس، متخصص حفاظت و مرمت چوب) تشکیل‌شده و با مدیریت و نظارت واحد اقدامت مورد نیاز طراحی‌شده را اجرایی کردند. در این مقاله تلاش شده است تا علاوه بر ارائه گزارشی از مستندات تاریخی و فنی و آسیب‌شناسی انجام‌شده پیرامون اثر، بخشی از فرایند مرمت و تعمیر آن نیز به اشتراک گذاشته شود.

سعیده سلیمانی، مریم افشار‌پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

تخریب زیستی آثار کتابخانه‌ای یکی از مشکلات جهانی و گسترده‌ای است که از دلایل اصلی آن می‌توان به فرسایش و نابودی اسناد و کتب خطی به ‌واسطه عوامل بیولوژیکی، به‌ویژه قارچ‌ها، اشاره کرد. این نوع تخریب با سرعت بالا پیش می‌رود و در مدت‌زمانی کوتاه می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به آثار وارد کند. با توجه به ماهیت آلی و آسیب‌پذیر کاغذ، و نقش قارچ‌ها به‌عنوان یکی از عوامل اصلی تخریب آثار کاغذی، به‌کارگیری روش‌هایی برای پیشگیری از رشد قارچ‌ها و کنترل آلودگی‌های قارچی، در حفاظت از این آثار، از اهمیت بالایی برخوردار است. در سال‌های اخیر، به دلیل خطرات زیست‌محیطی و عوارض جانبی ناشی از برخی ترکیبات شیمیایی، تمرکز پژوهش‌های زیادی بر استفاده از ترکیبات طبیعی، به‌ویژه گیاهان دارویی با خواص ضدقارچی، معطوف شده است. در این مقاله، تأثیر گیاهان دارویی مختلف در جلوگیری از رشد قارچ‌های آسیب‌زا بر آثار کاغذی بررسی شده و نتایج مربوط به اثربخشی آن‌ها بر گونه‌های مختلف قارچی در آثار تاریخی کاغذی، گزارش گردیده است.

سمیه نوغانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

حفاظت از میراث فرهنگی مجموعه‌ای گسترده از اقدامات و رویکردها را در بر می‌گیرد که با هدف حفظ، حراست و انتقال آثار فرهنگی به نسل‌های آینده انجام می‌شود. یکی از چالش‌های اساسی این حوزه، پیشگیری از زوال و آسیب‌های احتمالی به آثار است، چرا که تغییرات و فرسودگی در طول زمان، جزئی طبیعی و اجتناب‌ناپذیر از ماهیت مواد به شمار می‌رود و عوامل محیطی و انسانی نقش مهمی در تسریع این روند دارند. در این راستا، حفاظت پیشگیرانه به عنوان رویکردی علمی و جامع مطرح است که با کنترل و مدیریت تغییرات اجتناب‌ناپذیر، به کندسازی، به تعویق انداختن یا متوقف ساختن تخریب آثار می‌پردازد. پرسش اصلی این پژوهش، بررسی این موضوع است که چگونه حفاظت پیشگیرانه می‌تواند فراتر از تنظیم شرایط محیطی، با بهره‌گیری از مجموعه‌ای هماهنگ از روش‌ها و ابزارها، اثرگذاری خود را در حفظ میراث فرهنگی افزایش دهد. این اقدامات شامل مستندسازی دقیق، استفاده از فناوری‌های نوین مانند مدل‌سازی و شبیه‌سازی دیجیتال، پایش و کنترل پیوسته شرایط محیطی، به‌کارگیری روش‌های بهینه برای نگهداری و جابه‌جایی آثار، برنامه‌ریزی مدیریت بحران و آموزش مستمر مخاطبان در سطوح تخصصی و عمومی، تنظیم قوانین حقوقی و بیمه آثار می‌شود. همچنین، موفقیت برنامه‌های حفاظت پیشگیرانه مستلزم همکاری میان‌رشته‌ای و هماهنگی میان متخصصان حوزه‌های مختلف نظیر مرمت، مدیریت ریسک، حقوق میراث فرهنگی و آموزش است. شناخت دقیق مخاطرات و تهدیدها، ارزیابی مستمر و اولویت‌بندی مسائل حفاظتی نیز از دیگر ارکان مهم این فرایند به شمار می‌رود. این مقاله با مرور تحلیلی این ابعاد، نقش کلیدی حفاظت پیشگیرانه را در تضمین بقای بلندمدت میراث فرهنگی و ارتقای پایداری این سرمایه‌های ارزشمند بشری بررسی می‌کند و چارچوبی کلی برای تدوین راهبردهای مؤثر در این زمینه ارائه می‌دهد.

اسکندر مختاری طالقانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

این یادداشت به بررسی کتاب "تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران" نوشته ذات الله نیکزاد پرداخته است. نویسنده اشاره میکند که این کتاب با تأکید بر رابطه میان مرمت و تاریخ معماری، به ضرورت حفاظت از آثار معماری به‌ویژه از منظر فهم و انتقال پیام نهفته در آن‌ها پرداخته است. نویسنده معتقد است که مرمت باید فراتر از یک عمل اجرایی صرف، به‌عنوان یک فرآیند تفسیری و پژوهشی در نظر گرفته شود که هدف آن فهم معماری و تاریخ آن است. مرمتگران باید از علوم مختلف بهره‌مند شده و علاوه بر هنر، درک صحیحی از تاریخ معماری و سازندگان آثار تاریخی داشته باشند. مختاری تأکید دارد که مرمتگران باید در کنار مهارت‌های علمی و فنی، به تاریخ‌نگاری و درک فرهنگی آثار معماری بپردازند و این درک باید در فرآیند مرمت به‌کار گرفته شود. تاریخ معماری باید در تعامل با مرمت‌های انجام‌شده به‌طور دقیق مستند و ثبت شود تا اطلاعات دست اول برای پژوهشگران فراهم گردد. در نهایت، مختاری  ضمن بررسی کتاب مرمتگر را به‌عنوان امانتدار تاریخ و علم معماری معرفی کرده و معتقد است وی باید در فرآیند مرمت، با دقت و مسئولیت، اطلاعات و شواهد تاریخی را حفظ کرده و در اختیار نسل‌های آینده قرار دهد. کتاب تعامل مرمت و تاریخ معماری در ایران توجه به اهمیت این رویکرد جدید در مرمت را نشان می‌دهد که باید به‌عنوان اولین گام در پژوهش‌های مرمتی و تاریخ معماری ایران در نظر گرفته شود.

رضا رحیم‌نیا،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

یادگیری، آﻣﻮزشﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در دﻫﻪﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﻮل در فرایند آﻣﻮزش ﺷﺪه‌اﻧﺪ. یادگیری دانشجویان در ﮐﻼس درس ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮای آن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﺑﯿﻦ ﺳﺒﮏ یادگیری ﺗﺮﺟﯿﺤﯽ داﻧﺸﺠﻮ و ﺳﺒﮏ آﻣﻮزش اﺳﺘﺎد درس دارد. این ﻣﻮﺿﻮع در دروس و واﺣﺪﻫﺎیی ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻋﻤﻠﯽ دارﻧﺪ ﻧﻤﻮد ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺧﻮاﻫﺪ یافت. از این رو در ﺣﻮزهﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻣﻬﺎرت ﻣﺤﻮر آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ دیگر ﺷﯿﻮهﻫﺎی آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﻼسﻫﺎی یک ﻃﺮﻓﻪ ﺟﻮاﺑﮕﻮی آﻣﻮزش در داﻧﺸﮕﺎه ﻧﯿﺴﺖ و ﻧﮕﺎهﻫﺎ و رویﮑﺮدﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ی را ﻣﯽﻃﻠﺒﻨﺪ. یکی از این دیدﮔﺎهﻫﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮاﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در این راﺳﺘﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ روش اﻗﺪامﭘﮋوﻫﯽ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ در ﮐﻨﺎر ﻣﺮور ﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮ ی ﻣﻮﺿﻮع، اﺑﻌﺎد ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ یک ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪﻣﺤﻮر در آﻣﻮزش داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی  (ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان تمرین‌های  ﺣﻔﺎﻇﺖ) را اراﺋﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺑﺎ این ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻼش دارد ﺑﻪ این ﭘﺮﺳﺶ ﮐﻪ روش آﻣﻮزش و تدریس ﭼﮕﻮﻧﻪ می‌تواند ﺑﻪ تقویت وﺟﻮه خلاقانه ﺑﺮای ﺣﻞ مسائل تخصصی ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﺪ. ﭘﺲ از در یافت ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ اراﺋﻪ ﺷﺪه از ﮔﺮوه ﻣﻨﺘﺨﺒﯽ از ﻓﺎرغ‌اﻟﺘﺤﺼﯿﻼن ـــ ﮐﻪ در فرآیند آﻣﻮزش، این تمرین‌ها را ﺗﺠﺮﺑﻪ کرده‌اند. تحلیل محتوای ﻧﻈﺮات آنﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم‌اﻓﺰار MAXQDA اﻧﺠﺎم و نتایج آن اراﺋﻪ گردید. در نهایت ﻋﻼوه ﺑﺮ همسانی ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﺎ ﻫﺪفﻫﺎی تبیین ﺷﺪه، ارﺗﺒﺎط ﻣﻌﻨﺎدار روش آﻣﻮزش ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و مبتنی ﺑﺮ ﺣﻞ مسئله ﻣﺸﺨﺺ گردید. در ﻧﺘﯿﺠﻪ این اﻟﮕﻮ به‌عنوان نمونه‌ای ﺑﺮای تقویت مهارت‌های تخصصی دانشجویان ﺑﺮای الگوگیری در سایر دروس تخصصی این  رشته پیشنهاد ﺷﺪه اﺳﺖ.

مسعود باتر، محبوبه راستین،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

کتیبه‌ گچبری مسجد آق‌قلعه در شهر نقاب سبزوار، یکی از آثار شاخص دوره ایلخانی در شرق ایران به‌شمار می‌رود که از منظر هنری، تاریخی و فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فنون اجرایی، آسیب‌شناسی، مطالعات آزمایشگاهی و تدوین شیوه‌ای علمی در حفاظت و مرمت این کتیبه انجام گرفته است. در مرحله نخست، با روش‌های مطالعات میدانی و تصویربرداری، وضعیت کلی کتیبه از نظر ساختار، لایه‌های رنگ، گچبری و تزئینات بررسی و مستندسازی شد. سپس با بهره‌گیری از روش‌های آنالیز دستگاهی پراش و فلورسانس پرتوی ایکس، ساختار و ترکیبات شیمیایی رنگ‌دانه‌های مورد استفاده در تزئین کتیبه شناسایی گردید که نتایج آن حاکی از کاربرد رنگ‌دانه‌های طبیعی معدنی نظیر قرمز اخرا و آبی لاجورد بود. در مرحله آسیب‌شناسی، عوامل تخریب و فرسایش اثر، همچون رطوبت صعودی و نزولی، نوسانات دمایی، فشار سازه‌ای، آلودگی‌های شیمیایی و بیولوژیکی و مداخلات مرمتی غیراصولی توسط عوامل انسانی شناسایی شد. بر این اساس، مراحل مختلف مرمت شامل پاک‌سازی، استحکام‌بخشی، بازسازی بخش‌های کمبود نقوش و کتیبه گچبری، موزون‌سازی رنگی و تثبیت نهایی اجرا گردید و در تمامی مراحل اصل بازگشت‌پذیری، کمینه‌سازی مداخله و هماهنگی بصری رعایت شد. در پایان، برای حفاظت بلندمدت اثر، پیشنهاداتی همچون کنترل شرایط محیطی، نصب حفاظ، آموزش متولیان و دفع رطوبت زیرساختی ارائه گردید. آنچه این پژوهش را از مطالعات مشابه مرمت آثار ایلخانی متمایز می‌سازد، به‌کارگیری هم‌زمان داده‌های آزمایشگاهی پیشرفته با تحلیل‌های میدانی برای ارائه یک مدل اجرایی یکپارچه و بومی‌سازی‌شده در مرمت کتیبه‌های گچبری رنگ‌آمیزی‌شده دوره ایلخانی است؛ مدلی که پیش‌تر در پژوهش‌های مرتبط با تزئینات گچی شرق ایران به‌صورت نظام‌مند ارائه نشده بود.

فریده مجیدی‌خامنه،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

مجسمه­‌های فضای باز (روباز) یا مجسمه‌­های شهری به‌­عنوان بخشی از میراث فرهنگی ، علاوه بر زیباسازی فضا، نقش مهم انتقال پیام به ناظران و  هویت‌­بخشی به معابر را ایفا می­‌نمایند. تآب­‌آوری این سازه‌­ها مورد تهدید عوامل جوی، انسانی و زیست­‌محیطی­‌ست و در گذر زمان دچار فرسایش می­‌گردند. در یک نمونه موردی، فضولات پرندگان، مجسمه برنزی نادرشاه افشار در مشهد را دچار آسیب و خردگی‌های متعدد نمودند. متاسفانه بعد از مرمت مجسمه نادرشاه و صرف هزینه‌­های زمانی، اقتصادی بسیار زیاد، تهدید پرندگان هنوز پابرجا مانده است. هدف از این پژوهش، بازشناسی تجارب دانش بومی در جهت دفع پرندگان، مقایسه الگوهای کهن و تکنیک­‌های مدرن دفع پرندگان، یافتن زمینه­‌های هم‌­افزایی مطالعات مردم‌­شناسی، دانش حفاظت آثار تاریخی و طراحی شهری است. سوال اصلی پژوهش در مورد میزان انعطاف­‌پذیری راهکارهای بومی برای حل معضل حفاظت مجسمه­‌های شهری فلزی از آسیب پرندگان است. به این منظور پژوهشگر با روش توصیفی/ تحلیلی به استخراج الگوهای دانش بومی و بنیان­‌های عقلانیت زیست­‌محیطی دانشوران محلی در دفع پرندگان پرداخته و به مقایسه آن با شیوه‌­های مدرن اقدام کرده است. این الگوها شامل: 1- الگوی محرومیت از لانه­‌سازی، استقرار و غذا 2- الگوی صدا هراسی3- الگوی وحشت از حرکت اشیاء 4- الگوی خیرگی چشم پرندگان 5-  الگوی رنگ هراسی (هراس پرندگان از رنگی خاص) 6- الگوی بو هراسی (هراس پرندگان از بویی خاص) هستند. نتایج نشان­‌دهنده درجات بالای فهم  اکولوژیک دانشوران محلی و انعطاف­‌پذیری گسترده دانش‌­های بومی در دفع پرندگان است. دانشوران بومی حوزه کشاورزی طی قرن­‌ها مبارزه با پرندگان به عقلانیت زیست محیطی و دانش تجربی رفتارشناسی دست یافته‌­اند. این روش­‌های بومی، دوست‌دار محیط زیست، اقتصادی، قابل دسترس، ماندگار و تجدید­پذیر در مقایسه با روش­‌های مدرن دفع پرندگان از مجسمه­‌های فضای باز هستند. پژوهش حاضر به اهمیت هم‌­افزایی سه دانش طراحی شهری، حفاظت و دانش میراثی بومی تاکید دارد.

حمید امان‌اللهی، حسن کریمیان، فاطمه شیخ احمدی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

تخت‌سلیمان، واقع در منطقه‌ای کوهستانی در شمال‌غرب ایران، یکی از مراکز تاریخی و تمدنی مهم کشور است که از جنبه‌های مختلف علمی موردبررسی قرارگرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی ویژگی‌های زیست‌محیطی مؤثر بر سکونت انسان‌ها و بررسی اثرات شرایط اقلیمی و محیطی بر حفاظت از آثار تاریخی انجام‌شده است. نتایج نشان می‌دهد که چشمه بزرگ تخت‌سلیمان و چشمه‌های کارستی متعدد، با تأمین آب حاوی املاح، نقش مهمی در شکل‌گیری سکونتگاه‌ها و ترکیب شیمیایی خاک داشته و به‌تبع آن، بر تنوع زیستی و پوشش گیاهی منطقه مؤثر بوده‌اند. بارندگی مناسب نیز موجب غنای پوشش گیاهی و ایجاد زیستگاه مطلوب برای گونه‌های جانوری شده است. اهداف اصلی تحقیق شامل شناسایی ظرفیت‌های زیست‌محیطی در شکل‌گیری سکونتگاه‌ها و ارائه راهکارهای سازگاری با شرایط اقلیمی برای حفاظت، مرمت و ساماندهی مجموعه است. با توجه به شرایط خاص اقلیمی تخت‌سلیمان، از جمله زمستان‌های طولانی و بارش سنگین برف، سؤال اصلی این است که چگونه می‌توان از آثار تاریخی منطقه حفاظت کرد. روش تحقیق به‌صورت تاریخی و توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و بازدیدهای میدانی بوده است. تحلیل و مقایسه پارامترهای اقلیمی شامل دما، رطوبت، بارش و تابش خورشیدی با استانداردهای بین‌المللی نشان داد که با مدیریت صحیح، برخی شاخص‌های اقلیمی می‌توانند در کاهش آسیب‌های فیزیکی آثار مؤثر باشند. بر این اساس، راهکارهای عملی مبتنی بر شاخص‌های کمی و کیفی برای کاهش اثرات مخرب عوامل محیطی ارائه‌شده است. مطالعه حاضر با تلفیق داده‌های تاریخی، معماری و محیطی، نقش مطالعات محیطی را در حفاظت محوطه‌های باستانی، به‌ویژه تخت‌سلیمان، برجسته ساخته و راهکارهایی علمی و کاربردی پیشنهاد می‌کند که می‌تواند حفاظت پایدار این میراث ارزشمند را تضمین کند.

حبیب مشکین فام فرد،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

بتن به‌عنوان یکی از پرکاربردترین مصالح ساختمانی معاصر، با ویژگی‌هایی چون مقاومت فشاری بالا، قابلیت شکل‌پذیری، دردسترس‌بودن و هزینه مناسب، جایگاه ویژه‌ای در معماری و سازه‌های امروزی دارد. برخی از آثار معاصر معماری ایران و جهان که در فهرست میراث ملی و جهانی ثبت شده‌اند، با بهره‌گیری از بتن نمایان ساخته شده‌اند. بااین‌حال، قرارگیری این سازه‌ها در معرض شرایط جوی متنوع و آلودگی‌های ناشی از کلان‌شهرها، به‌ویژه در طول زمان، موجب بروز فرسایش و تغییرات ظاهری و ساختاری در بتن می‌شود. عوامل مخربی همچون باران‌های اسیدی، ترکیبات شیمیایی موجود در جو، املاح محلول و فرسایش ناشی از باد و آب، به‌تدریج موجب کاهش دوام و تضعیف ساختار بتن می‌گردند. این فرایند نه‌تنها به افت کیفیت بصری منجر می‌شود، بلکه ضرورت اقدامات حفاظتی و مرمتی را نیز اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. ازاین‌رو، حفاظت سطوح بتنی در برابر عوامل محیطی و شیمیایی، رویکردی حیاتی در نگهداشت و پایداری این سازه‌ها به شمار می‌آید. در پاسخ به این چالش، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین می‌تواند نقش مؤثری در افزایش دوام بتن ایفا کند. یکی از دستاوردهای مهم در این زمینه، اختراع پوشش مقاوم سیمانی ضدآب است که در سال ۱۳۹۵ ثبت و تأییدیه آن از سوی دانشگاه شیراز صادر شد. این پژوهش با رویکردی کاربردی انجام‌گرفته و در گام نخست به معرفی اختراع و شروع ایده آن پرداخته است. سپس با تبیین تشریح و توضیح آن و ماهیت و اهداف آن پرداخته و با ارائه نتایج آزمون‌های عملکردی در تشدید شرایط محیطی و جذب آب، کاربری مرتبط آن ارائه شده است. نتایج آزمون جذب آب ۲۴ ساعته نشان می‌دهد که این پوشش با میزان جذب تنها ۰.۳ درصد، در مقایسه با نمونه شاهد سیمانی با جذب ۱۴.۸ درصد، عملکردی چشمگیر در نفوذناپذیری در برابر رطوبت دارد. افزون بر این، پوشش مذکور باضخامت حداقل یک میلی‌متر، ویژگی‌های ضدآب و مقاومت در برابر شوره و اسید را داراست. سهولت استفاده و قابلیت اعمال بر روی سطوح متنوع، از دیگر مزایای این فناوری محسوب می‌شود. نکته قابل‌توجه آن است که پوشش مقاوم سیمانی ضد آب با حداقل تأثیر بصری، امکان حفاظت از بتن را بدون تغییر محسوس در ظاهر سطح فراهم می‌آورد.

لیلی نعمانی خیاوی، حسین احمدی، سید محمدامین امامی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

حفاظت از آجرهای تاریخی یکی از جنبه‌های حیاتی حفاظت از میراث است که نیازمند روش‌های استحکام‌بخشی مؤثر برای اطمینان از یکپارچگی ساختاری و تداوم زیبایی‌شناختی است چراکه استحکام‌بخشی به‌عنوان یکی از مهمترین اقدامات حفاظتی و مرمتی است که برای پایدارسازی آثار آسیب‌دیده به‌خصوص در یادمان‌های تاریخی، مورداستفاده قرار می‌گیرد. این مقاله با تمرکز بر مواد معمول برای استحکام‌بخشی آجرهای تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، انجام‌گرفته و راه‌حل‌های سنتی و نوآورانه را با بررسی مواد مختلف مرور نموده و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی آجرهای تاریخی، چالش‌های ناشی از تخریب آنها و تکامل شیوه‌های استحکام‌بخشی را بررسی کرده است. این بررسی، مواد استحکام‌بخش را به مواد مبتنی بر سیلیکات، پلیمر و مواد زیستی طبقه‌بندی و اثربخشی آنها را از طریق مطالعات موردی و معیارهای عملکردی ارزیابی می‌کند. علاوه‌بر این، مسائل مربوط به سازگاری، اثرات زیست‌محیطی و ملاحظات زیبایی‌شناختی را موردبحث قرار می‌دهد. این یافته‌ها نیاز به تحقیق و نوآوری مداوم در مواد استحکام‌بخش را برای افزایش تلاش‌های حفاظتی و در عین‌حال حفظ اصالت ساختارهای تاریخی نشان می‌دهد.

الهه حجاری، محمد مرتضوی، کیوان رئیسی، محمد حافظی کهنموئی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

ناپایداری اشیاء آهنی تاریخی که از حفاری‌های باستان‌شناسی بهدست می‌آیند ناشی از وجود یون‌های کلرید در محیط دفن و همچنین قرارگیری در معرض اکسیژن و رطوبت نسبی بالا است. تشکیل ترکیبات کلریدی آهن و مکانسیم‌های مرتبط با آن می‌تواند تا تخریب کامل شیء آهنی پس از حفاری باستان‌شناسی ادامه یابد. از اینرو، به حداقل رساندن خوردگی آهن پس از حفاری و حذف ترکیبات کلریدی مرحله‌ای اساسی در فرآیند حفاظت و تثبیت این آثار است. با وجود مطالعات گسترده‌ای که در زمینه روش‌های مختلف کلرزدایی اشیاء آهنی باستانی انجام گرفته است، اما همچنان مواردی از ناکارآیی و یا موفقیت نسبی روش‌های درمانی ذکر شده است. از اینرو در این مقاله با مرور پژوهش‌های صورت گرفته در خصوص روش‌های مختلف کلرزدایی اشیاء آهنی باستانی به نقد و بررسی هر روش، میزان کارآیی، دلایل عدم موفقیت، مزایا، معایب و تاثیرات هریک بر اشیاء پرداخته شده است تا از این طریق یافته‌های پژوهش‌های موجود بهتر مشخص گردد و همچنین جنبه‌هایی از موضوع که نیاز به تحقیق بیشتر دارد شناسایی شود. بررسی منابع نشان داد که مطالعات بسیاری در خصوص روش‌های مختلف کلرزدایی و میزان موفقیت هریک، عوامل تأثیرگذار بر آن قبل، حین و بعد از کلرزدایی، و همچنین کلرزدایی اشیاء ترکیبی و بزرگ توسط پژوهشگران مختلف انجام گرفته است. عالوه‌بر این، مطالعه‌ای در مورد تعیین میزان کلرید باقیمانده در اشیاء پس از کلرزدایی و درمان انجام شده است که در آن مصرف اکسیژن محلول درنتیجه خوردگی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعات، براساس فاکتورهایی چون محصولات خوردگی گوناگون، ساختارهای متفاوت لایه‌های خوردگی، میزان و شدت خوردگی، حفظ تمامیت اثر تاریخی و میزان حذف یونهای کلرید بوده است. در نهایت با مرور و مقایسه مطالعات انجام شده در این مقاله، مشخص شد همچنان خلاء‌هایی در این راستا دیده می‌شود که تحلیل آنها در نهایت موجب به‌کارگیری و بهینه‌سازی روش‌های مناسب کلرزدایی متناسب با ویژگی‌های خاص هر شیء و شرایط حفاظتی آن را فراهم می‌سازد.

مهدی رازانی، حمید فدایی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

محوطه‌های باستان‌شناسی به‌عنوان بخش‌هایی حساس و واجد ارزش‌های گوناگون فرهنگی، تاریخی و علمی، نیازمند سیاست‌ها و سازوکارهایی منسجم در زمینه حفاظت هستند. اگرچه در دهه‌های اخیر اهمیت حفاظت از این محوطه‌ها در گفتمان‌های فرهنگی و تخصصی مورد تأکید قرار گرفته، اما فقدان اسناد راهبردی مشخص و هماهنگ، موجب بروز چالش‌هایی در فرآیند کاوش و پس از آن شده است. این مقاله بر پایه تجربیات میدانی و تعامل میان حوزه‌های تخصصی مرتبط و کارشناسان این مقوله، ضمن ارائه پیشنهادات مدون بر ضرورت تدوین «سند ملی حفاظت در کاوش‌های باستان‌شناسی» تأکید می‌ورزد. هدف اصلی این سند، نهادینه‌سازی حفاظت به‌عنوان بخشی لاینفک از فرایند کاوش باستان‌شناسی است؛ رویکردی که از مرحله پیش از کاوش آغاز می‌شود و تا پایش‌های بلندمدت پس از آن استمرار می‌یابد. در این نوشتار، که مرتبط با تهیه چارچوبی فراگیر برای تعریف مسئولیت‌ها، زمانبندی اقدامات حفاظتی و هماهنگی بین‌بخشی در زمینه حفاظت و مرمت در حین کاوش است اصول، اهداف و پیشنهادهای اجرایی سند در قالب 8 ماده به همراه تبصره‌ها ارائه گردیده است.

غلامرضا رحمانی، نیما نظافتی، مرتضی حصاری،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

تپه سفالین در شمال شهر پیشوا، بر روی تپه‌های طبیعی این شهر که از لایه‌های هولوسن پیشین (آبرفت کهنتر از ۴۰۰۰ سال پیش) تشکیل شده‌اند، قرار دارد. کاوش در تپه سفالین در ادامه مطالعات باستان‌شناسی دشت ورامین-پیشوا به‌صورت منظم و پیوسته در چند سال اخیر به مدت هفت فصل انجام گشته است. مواد فرهنگی به‌دست‌آمده از تپه سفالین در شمال مرکز فلات ایران باعث افزایش اطلاعات ما درباره دوره آغاز نگارش، مابین ۳۵۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد، در حوزه فرهنگی شمال مرکز فلات ایران شده است. در فصل ششم و هفتم کاوش محوطه سفالین، فضاهای معماری از کارگاه شماره ۲۰ کاوش به‌دست آمد. این فضاها با کف قلوه‌سنگی، سکوی خشتی و معماری راست‌گوشه مستند شدند. براساس یافته‌های سفالی (ساده و منقوش)، گل‌مهر و گل‌نوشته شکسته، سکونت در مراحل مختلف دوره فرهنگی آغاز ایلامی مشخص گشت. این پژوهش به مطالعه فنی و آزمایشگاهی براساس روش آنالیز پراش پرتو ایکس (XRD) از بقایای معماری خشتی دوره آغاز ایلامی تپه سفالین و نیز مطالعات شیمیایی جهت ارائه راهکاری حفاظتی می‌پردازد. هدف از انجام این پژوهش، شناخت ّساختاری خشت‌های این دوره با یک روش نیمه‌کمی بوده است تا شناخت ما را از کانی‌شناسی خشت دوره آغاز ایلامی کامل‌تر نماید. این شناخت در خصوص حفاظت مطلوب این محوطه و نیز محوطه‌های خشتی هم‌افق کمک خواهد نمود.

الهام حاجی نیلی، عیسی اسفنجاری کناری،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

در نیم قرن اخیر، بناهای تاریخی با بحران‌های متعددی مواجه بوده‌اند. دامنه وسیع آسیب‌های ناشی از عوامل درونی، طبیعی و انسانی، چالش‌های جدیدی را پیش روی حفاظت و مرمت این آثار قرار داده و بیش‌ازپیش ضرورت تشخیص دقیق آسیب‌ها با بهره‌گیری از روش‌های ترکیبی را روشن ساخته است. با این حال، مطالعاتی که در زمینه آسیب‌شناسی بناهای تاریخی در ایران انجام شده‌اند، همچنان یا دارای رویکردی توصیفی-تحلیلی با ماهیتی عمدتا کیفی هستند و یا صرفا بر تحلیل‌های کمی تکیه دارند. ازآنجاکه که تشخیص و ارزیابی صحیح علل بروز آسیب‌ها، نقش اساسی در تعیین حد، سطح و اولویت مداخلات مرمت ایفا می‌نماید، این پژوهش به‌دنبال توسعه روشی جامع برای آسیب‌شناسی ترکیبی و همه جانبه یک بنای تاریخی است. همانگونه که وضعیت آسیب‌های فعلی بنا در تعیین میزان و شیوه مداخله تأثیرگذار است، درک دگرگونی‌های بنا در طول تاریخ، شناخت تعمیرات و تغییرات گذشته، بررسی ویژگی‌های ذاتی و ساختاری مصالح، تحلیل کمی و کیفی رفتار سازه در برابر تنشهای وارده و بحران‌های طبیعی همچون زلزله و سیل نیز مؤثر بوده و می‌بایستی به‌صورت توامان مورد ارزیابی قرار گیرند. این پژوهش با تمرکز بر آسیب‌های پل- بند تاریخی ایزدخواست به یک روش ترکیبی سازنده دست یافته که می‌تواند برای ارزیابی آسیب‌شناسانه سایر بناهای تاریخی دیگر الهام‌بخش باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با تعریف یک متدولوژی شش مرحله‌ای، شامل: (1) تحلیل تاریخی و بررسی سیر تحول بنا، (2) مشاهده مستقیم و تحلیل کیفی وضعیت فعلی در محل، (3) تحلیل کیفی و نیمه‌کمی مالت‌ها و تحلیل کیفی مصالح، (4) تحلیل سازه و بررسی رفتار کلی بنا، (5) ارزیابی ایمنی و انجام تحلیل‌های کمی و آزمون‌های سازه‌ای و (6) قضاوت نهایی و ترکیب داده‌ها؛ به تشخیص و داوری دقیق علل بروز آسیب‌ها پرداخته است. این روش در ارتباط با پل- بند تاریخی ایزدخواست به‌کار گرفته شده و نتایج آن مبنایی برای تعیین حدود مداخلات مرمتی و اقدامات استحکام‌بخشی فراهم آورده است. از نظر هدف، پژوهش حاضر کاربردی است و از لحاظ روش تحلیل، ماهیتی کمی و کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی دارد. متغیرهای به‌کاررفته ترکیبی از داده‌های کمی و کیفی بوده و از منظر زمانی، شامل بررسی گذشته و وضعیت کنونی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تلفیق نظام‌مند تحلیل تاریخی، آسیب‌شناسی کیفی وضعیت فعلی، تحلیل مالت‌ها و مصالح، تحلیل سازه‌ای و تحلیل کمی رفتار سازه، ضمن روشن ساختن سازوکارهای پایداری پل- بند ایزدخواست، امکان اتخاذ راهکارهای مرمتی حداقلی، سازگار با اصالت و توان بنا و قابل تعمیم به بناهای تاریخی مشابه را فراهم می‌آورد.


صفحه 4 از 5